نوشته‌ها

۴ تکنیک ذهنی در جهت کسب مهارت در مدیریت زمان

برای مقوله ای به نام مدیریت زمان ، تکنیک های فراوانی برای انجام وجود دارد . انتخاب باشماست که که بخواهید انسانی تاثیرگذار و با کفایت باشید یا انسانی بی انضباط و بی لیاقت .

تصمیم با شماست که وقت خود را صرف با ارزش ترین وظایفتان کنید یا صرف بی اهمیت ترین مسایل زندگیتان . در واقع این شما هستید که انتخاب میکنید ، شما انسانی مثبت باشید یا منفی .

باید بگویم ، این خود شما هستید که همیشه بطور آزادانه میتوانید کیفیت زندگیتان را تعیین کنید .

اگر در صدد هستید که از عمر خود به نحو احسنت استفاده کنید ، لازم است یک تصمیم روشن و بدون ابهام برای آن بگیرید ، در ابتدا باید بر برنامه های گذشته خود فایق آیید و سد های ذهنی که در مسیر عملی کردن مدیریت زمان برای شما وجود دارد ، از بین ببرید .

نا گفته نماند که ، هدف شما باید اداره کردن زمانتان باشد بطوری که مردم با دیدن شما ، خودشان و پیرو و دنباله شما در جهت عادت‌ها ی کاریشان بدانند .

در اینجا ، چند تمرین ذهنی وجود دارد که شما بواسطه آنها میتوانید بهره وری خود را افزایش دهید و برای خود طوری برنامه ریزی کنید که زمان ، حداکثر کارایی را برای شما داشته باشد  تا بتوانید کل زندگیتان را متحول کنید .

 

از تاکیدات مثبت استفاده کنید

اولین اقدام در جهت مدیریت زمان ، به کنترل در آوردن تاکیدات مثبت است چون مثبت نگری قادر است زندگی شما را دگرگون کند . در این روش برای برنامه ریزی ذهن نیمه خودآگاه خود، از بحث خود مثبت یا عبارات مثبت استفاده میکنیم . دستوراتی که قادر هستند از قسمت خودآگاه مغز به قسمت نیمه خودآگاه مغز منتقل شوند .

باید گفت ، تاکیدات مثبت در واقع عباراتی هستند که شما آنها را چه با صدای بلند ادا کنید و چه با تمام احساس در خود زمزمه کنید ، این عبارات به عنوان دستورالعمل اجرایی جدید به قسمت نیمه هوشیار مغز شما میزان تقابل میابید . پس شروع به تکرار این تاکیدات مثبت بصورت مکرر کنید .

من در مدیریت زمان فوق‌العاده عالی هستم . من در مدیریت زمان فوق‌العاده عالی هستم

هر حکم مثبت که بصورت دوباره و دوباره ، با یک ایمان ، پذیرش و باور قلبی تکرار شود در نهایت از طرف ذهن نیمه هوشیار شما پذیرفته می‌شود . تاکید مورد علاقه من در زمینه مدیریت زمان این است :

من از زمانم به نحو احسنت استفاده میکنم . من از زمانم بطور احسنت استفاده میکنم .

بعد از این مرحله ، شما کم کم در خواهید یافت که برنامه ریزی های درونی شما ، بازتابی از رفتارهای بیرونی شماست و به این نحو ، تعادل زندگی کاری تان و کیفیت زندگیتان بهبود پیدا خواهید کرد .

از تصویر سازی ذهنی در جهت برنامه ریزی برای ذهن نیمه خود آگاه خود استفاده کنید

دومین تکنیک در جهت برنامه ریزی برای قسمت نیمه خودآگاه مغز ، استفاده از تجسم فکری یا تصویر سازی فکریست . معمولا ، تصاویر ذهنی خیلی زود در قسمت نیمه خودآگاه مغز شما نفوذ میکنند . در روانشناسی خویشتن شناسی نیز ، تصوری که شما از خود دارید ؛ در واقع همان شخصی است که شما با تاکیدات مثبت خود از خودتان ساخته اید .

پس چه نیکویی که همیشه خودتان را فردی با انضباط ، با کفایت و تاثیر گذار در مدیریت زمان تصور کنید . سعی کنید خاطرات و تصاویری از خودتان را که در کاری بهترین بوده اید را برای خود یادآوری کنید . بهتر است به زمانهایی بیاندیشید که شما در آن لحظات ، اگرچه با میزان زیادی از مشغله و کار روبرو بوده اید ولی به طرز خیلی موثر و کارآمد ظاهر شدید . سعی کنید هر چه بیشتر تصویری مثبت از خویشتن خویش ، در ذهن خود بسازید .

استراحت و تفکر کنید

سوتین تکنیک بسیار راحت و ساده است . تنها کافیست که شما در مکانی ساکت و دنج بنشینید یا لم دهید و اندکی با خود تنها باشید و در خلال تاکیدات مثبت ، خودتان را تصور کنید که در حال انجام یک تجربه جدید و مهم مثل ، جلسه ، کنفرانس ، مذاکره و یا حتی یک قرار ملاقات کاری هستید که کیفیت زندگیتان را تحت تاثیر قرار میدهد .

همانطور که بطور راحت نشسته آید، تصویری از آینده در ذهن خود مجسم کنید و آن را از هر جنبه بررسی کنید . خود را به عنوان فردی آرام ، مثبت و شاد کنترل کنید . خود را در

موقعیتی تصور کنید که افراد دیگر دقیقا چیزی را میگویند و انجام میدهند که شما میخواهید .

جا دارد ، در اینجا یک مدیتیشن ساده که دوستم Jack canfield از آن استفاده میکند را بیان کنم و بسیار متفاوت است .

* مکانی ساکت پیدا کنید و چشم هایتان را ببندید و روی کم کردن سرعت نفس کشیدن خود تمرکز کنید

* کلمات و عبارات نشاط بخش را تکرار کنید

* با حالت سکوت شروع به حرکت کنید

* خودتان را با هاله ای از نور که شما را فراگرفته است ، تصور کنید

 

خودتان را تصور کنید که در مدیریت زمان ، عالی هستید

چهارمین تکنیک این است که ، خودتان را در حالی که در مدیریت زمان عالی هستید تصور کنید . تصور کنید شما برای نقشی در یک فیلم یا تیاتر انتخاب شده اید ، در این نقش شما قرار است قسمتی از از زندگی شخصی را به نمایش درآورید که در هر جنبه از زندگی اش ، فوق العاده منظم است . همانطور که شما در زندگی شخصی خود هستید ، تصور کنید که شما بازیگری هستید که در حال بازی کردن آن قسمت از زندگی خود هستید و تاکنون در مدیریت زمان در زندگی خود ، بسیار خوب عمل کرده اید . طوری نقش بازی کنید که گویی در استفاده از زمان خود بصورت کارآمد و عالی بوده آید.

وانمود کنید که شما در مدیریت زمان و بهره وری شخصی یک متخصص هستید .این کار در نهایت به این نتیجه می انجامد که عمل شما که بطور مستقیم تحت کنترل شماست ، طرز فکر و باور شما را به قسمت نیمه خودآگاه مغز شما سوق میدهد . به زبان ساده تر ، شما باید نقشی را جعل یا تقلید کنید تا بتوانید آن را بطور واقعی انجام دهید .

میخواهم مطلبی را با شما به اشتراک بگذارم :

مدیریت زمان واقعی ، در واقع منبعی از انرژی و نگرش ذهنی مثبت است 

آدرس صفحه مرجع به انگلیسی

http://www.briantracy.com/blog/time-management/quality-of-life-work-life-balance-positive-affirmations

 

اگر می خواهید تبدیل به یک کارآفرین موفق شوید، این هفت نکته را در ذهن داشته باشید

 

همه چیز از ذهن تان شروع می شود. تفکر شما تصمیمات تان، و تصمیماتتان عملکردتان را تعیین می کنند. و عمل شما نتیجه به بار می آورد چه شما بخواهید چه نه.

 

If-You-Want-to-Become-a-Successful-Entrepreneur-Keep-These-7-Things-in-Mind

بنابراین، اگر می خواهید یک کارآفرین موفق باشید، اول باید طرز تفکر صحیح را انتخاب کنید. در این صورت صحیح انتخاب خواهید کرد و این سبب می شود که عملکرد صحیح نیز داشته باشید. و همین عملکرد صحیح نتایج صحیح نیز به بار خواهد آورد.

در اینجا 7 راهکار وجود دارد که به شما کمک می کند تبدیل به یک کارآفرین موفق شوید:

  1. به جای انفعال ابتکار عمل را در دست بگیرید

یک کارآفرین موفق کسی است که ابتکار عمل را در دست دارد و به جای اینکه منتظر شود اتفاقی رخ دهد و سپس به آن واکنش نشان دهد، خودش کارها را به سرانجام می رساند. طرز تفکر واکنش گرایانه شما را به هیچ جا نخواهد رساند.

این دقیقاً همان کاری است که ریچارد برانسون انجام داد و خط هوایی خود به نام ویرجین را راه اندازی کرد. به جای اینکه به خاطر پروازهای کنسل شده در فرودگاه سرگردان شود، بر نگرش مبتکرانه خود اتکا کرد و موفق به حل مشکل شد. او یک خط هوایی را اجاره کرد و بلیط هایش را به مسافران سرگردان فروخت. و باقی آن جزء داستان تاریخ است.

هر کس رویاهایی دارد. آیا شما می خواهید مطابق رویاهایتان عمل کنید یا فقط می خواهید آن رویاها در حد رویا باقی بمانند؟

  1. خلاق باشید

به  عنوان یک کارآفرین شما باید “متفاوت فکر کنید”. این جهان پر است از آدم های معمولی که دستور دیگران را اجرا می کنند، بدون فکر کردن کار می کنند و هرگز در رابطه با هیچ چیز سؤال نمی پرسند. به همین خاطر است که معمولی اند.

اما کارآفرین بودن متفاوت است. شما باید متفاوت از افراد معمولی فکر کنید و خلاق باشید. ببینید چگونه استیو جابز صنعت کامپیوترهای شخصی را با مک متحول کرد. او سپس این کار را با آی پاد در صنعت موسیقی انجام داد و مجدداً صنعت گوشی موبایل را با آیفون قبضه کرد.

شما باید در آینده فکر کنید و آنقدر بزرگ رویا ببینید که بتوانید صنعت را تغییر دهید.

“نوآوری یعنی دو چیزی را که از قبل وجود دارند بگیرید و آن ها را از نو به شکل جدیدی در کنار هم قرار دهید.” – تام فرستون

  1. به خودتان اعتماد کنید

به توانایی تان اعتماد کنید، به آنچه می توانید انجام دهید اعتماد کنید و به رویاهایتان باور داشته باشید. شما باید اولین کسی باشید که به خودتان باور دارید.در مسیرتان بارها پس زده می شوید، موانع زیادی می بینید و اشتباهات زیادی مرتکب می شوید.

هر کارآفرین موفقی به خودش باور دارد که می تواند چیز خارق العاده ای خلق کند. این همان چیزی است که به افراد عادی اجازه می دهد حداکثر پتانسیل خود را عملی کرده و نتایج شگفت انگیزی در زندگی به بار آورند.

اگر شما به خودتان و رویاهایتان اعتماد نداشته باشید، خیلی زودتر از آنکه فکرش را بکنید تسلیم خواهید شد. مردم می توانند موفقیت چشمگیری در زندگی شان بیافرینند زیرا رویاهایشان را باور دارند و بر آن ها پافشاری می کنند.

  1. هرگز تسلیم نشوید

زندگی در تمام دنیا خیلی سخت می شد اگر هنری فورد از رویای خود برای تولید انبوه اتوموبیل دست کشیده بود.

تمام موفقیت های بزرگ نتیجه سرسختی افراد و نگرش شان مبنی بر عدم تسلیم شدن است. اگر تسلیم شوید، می بازید. تا آنجا که تسلیم نشوید، شانس تان برای بردن بازی حفظ می شود. پس هرگز تسلیم نشوید.

  1. خوش بگذرانید

به عنوان یک کارآفرین، شما هم نیاز به سرگرمی دارید. چه این سرگرمی در زندگی یا کارتان باشد، شما به آن نیاز دارید تا عملکرد خوبی داشته باشید.

ریچارد برانسون می گوید، “یک تجارت باید جذب کننده و سرگرم کننده بوده و غرایز خلاقانه ما را به بازی بگیرد.” اگر کارتان سرگرم کننده نیست بهتر است به دنبال انجام دادن کار دیگری باشید.

سرگرمی داشتن یکی از معیارهایی است که در کسب و کار بسیار نادیده گرفته شده و افراد به آن اهمیتی نمی دهند. به خاطر داشته باشید، کار شما قرار است قمست عمده ای از زندگی شما را به خودش اختصاص دهد. شما دلتان می خواهد زمانی که مشغول انجام کارتان هستید به شما خوش بگذرد و شور و حرارت داشته باشید.

  1. جرأت ریسک کردن داشته باشید

آیا شما ریسک پذیر هستید؟ زمانی که من از ریسک کردن صحبت می کنم، منظورم ریسکی نیست که مثلاً در قمار وجود دارد. من از ریسک حساب شده صحبت می کنم. کارآفریننان موفق موقعیت را بررسی کرده، تحقیق شان را انجام داده و قبل از اقدام کردن میزان ریسک را محاسبه می کنند.

لزومی ندارد وارد عمل شوید وقتی که می دانید بازنده خواهید بود. شما وارد بازی می شوید زیرا می دانید که از درصد بالاتری برای پیروزی برخوردارید. همین اتفاق در تجارت می افتد. کورکورانه برای دست یابی به یک فرصت اقتصادی دست به عمل نزنید. موقعیت را بسنجید و تحقیق کنید.

دقت کنید فقط زمانی وارد شوید که از شانس بالاتری برای پیروزی برخوردارید. اگر شما از نظر رقابتی شانس کمتری برای برد دارید، این دیگر ریسک کردن نیست؛ این قمار است.

“بزرگترین ریسک این است که اصلاً ریسک نکنید… در جهانی که به سرعت در حال تغییر است، تنها راهکاری که می توانید از شکست اش مطمئن باشید ریسک نکردن است.” – مارک زاکربرگ

  1. خارق العاده باشید

جرات داشته باشید و متفاوت باشید. اگر نمی توانید تمایزی میان کسب و کار خودتان و دیگران قائل شوید، با مشکل رو به رو هستید. شما فقط باید خودتان باشید. درست زمانی که شما نسبت به خویشتن واقعی تان صادق باشید، قادر به خلق موفقیتی بی سابقه هستید زیرا درخششتان تنها از آن خودتان است نه دیگران.

مسئله دیگر در رابطه با خارق العاده بودن این است که کار بیش از حد انتظار انجام دهید.  تفاوت میان عادی و خارق العاده در همان “کمی بیشتر” که شما انجام می دهید نهفته است.

هر کارآفرین موفقی حتماً آن مسیر اضافی را می پیماید، کار بیشتری انجام می دهد، زمان بیشتری صرف می کند، تلاش بیشتری کرده و بیشتر از افراد عادی دست به عمل می زند. به همین علت آن ها موفق هستند.

برخی از این ها نقطه قدرت شما نیستند اما باید آن ها را به کار بگیرید، بر روی آن ها کار کنید و آن ها را زندگی کنید. ممکن است ساده نباشد، و حتی انجام آن ها چالش برانگیز باشد، اما نتیجه ارزشش را دارد.

6 موقعیت معمول که تسلیم شدن در آن ها ایده خوبی است

گفته می شود که مقاومت به شکل باور نکردنی نیرو بخش است. مثال های بیشماری وجود دارد که نشان دهد چگونه پایداری و مقاومت افراد را از موقعیت های ناامید کننده نجات داده است. به خاطر آنکه آن ها به پیشروی خود ادامه دادند و هرگز در مقابل موانع تسلیم نشدند، دیر یا زود به موفقیت دست یافتند.

با این حال، مثال های بیشماری هم وجود دارد از مقاومت های اشتباه که در آن ها افراد آنقدر به مقاومت ادامه دادند که خود را در چاهی دفن کردند که هرگز قادر به خارج شدن از آن نبودند.

 

6-Common-Situations-When-Giving-Up-Is-A-Good-Idea

مثل هر چیز دیگری در زندگی، این می تواند عواقب هم خوب و هم بد به بار آورد که بسته به آن است که به کدام سو و چطور جهت یافته.

در اینجا 6 موقعیت وجود دارد که تسلیم شدن در آنها قابل قبول بوده و حتی توصیه می شود:

  1. زمانی که کاری که انجامش می دهید به شما آسیب می رساند

شما نمی توانید بگویید که این جمله که “برنده ها هرگز تسلیم نمی شوند و بازنده ها هرگز پیروز نمی شوند” برای سیگار کشیدن و اعتیاد کاربرد دارد. اگر شما به دنبال عادات مخرب هستید مسلماً به مشکل برخواهید خورد.

اگر شما غذایی می خورید که به شما در بلند مدت آسیب می رساند یا از سبک زندگی پیروی می کنید که به روشنی هیچ کمکی به هدف یا سلامت شما نمی کند، وقت آن رسیده است که دست از کارتان بکشید.

  1. زمانی که از آنچه انجام می دهید متنفرید

شور و حرارت بی نهایت برای موفقیت اهمیت دارد زیرا اگر شما کاری را انجام ندهید که دوست دارید، نیروی زندگی خصوصاً زمانی که شما با مشکلات رو به رو شوید از شما رخت برخواهد بست.

اگر شما کاری را انجام می دهید که از آن متنفرید، حتی اگر پول در می آورید، کیفیت زندگی تان وحشتناک خواهد شود زیرا تمام آن پول هم نخواهد توانست برای شما شادی، آرامش و حتی خواب خوب به همراه بیاورد.

اگر شما از چیزی تا آن حد متنفرید که فکر می کنید تمام چیزهای خوب را از زندگی تان بیرون می کشد، بهتر است که تسلیم شوید. اما آگر آنچه می خواهید رها کنید شغل ثابت تان است، باید از قبل از آن کمی پس انداز کنید.

“باید کاری را انجام دهید که دوست دارید نه اینکه در نقطه آرامش یک شغل دائمی گیر کنید. زندگی همچون عوض کردن لباس نیست.” – لوسیندا بست

  1. زمانی که شما بهترین کاری که از دستتان برمی آمده انجام داده اید و هیچ نشانی از نتیجه در آینده نمی بینید

گاهی اوقات افراد کاری را ادامه می دهند که از آن لذت نمی برند مخصوصاً زمانی که باید خانواده خود را تأمین کنند زیرا حداقل به نوعی به خاطر آن پاداش دریافت می کنند. اما مواقعی هم هست که شما نه از کاری لذت می برید و نه پاداش توجیه پذیری برای آن مشاهده می کنید.

در چنین زمانی شما باید با خودتان صادق باشید و ببینید این کار اصلاً ارزش ادامه دادن دارد یا نه. اگر فقط آنقدر شیفته کاری که انجام می دهید هستید که نمی توانید زندگی را بدون آن تصور کنید، تنها در آن صورت باید ادامه بدهید. اما خودتان را برای این احتمال آماده کنید که ممکن است همیشه پاداش نگیرید.

  1. زمانی که هر چقدر هم سخت تلاش کنید نتوانید در کاری که انجام می دهید عملکرد خوبی داشته باشید

بهتر است زمانی که در کاری که انجام می دهید استعداد ندارید دست از آن بکشید و مشغول کار دیگری شوید. مطمئناً تلاش و تعهد شما را در انجام آن کار بهتر خواهد کرد اما شما باید با خودتان صادق باشید. آیا سخت کوشی و تعهد آنقدر مهارت شما را افزایش خواهد داد که بتوانید شغل خوبی از آن دست و پا کنید؟

اگر هر میزان تلاش هم منجر به کسب مهارت در کاری که انجام می دهید نشود، به احتمال زیاد شما در حال تلف کردن وقتتان هستید. عاقلانه این است که دست به کاری بزنید که در حد توانایی تان باشد. در آن صورت شانس به دست آوردن نتیجه ای که شایسته آن هستید بسیار زیاد خواهد شد.

  1. زمانی که به شما احترام گذاشته نمی شود

گاهی ممکن است شما به شکلی باورنکردنی با استعداد و سخت کوش باشید. اما با این حال از شما قدردانی نشده و مرتباً یا نادیده گرفته شوید یا مورد سوء استفاده قرار گیرید.

اگر شما مدام مجبورید با افراد خودخواهی برخورد داشته باشید که انگیزه اصلی شان در زندگی پایین نگه داشتن شماست چون از شما تنفر دارند، پیشرفت در چنین محیطی بسیار سخت خواهد بود.

در چنین موقعیتی شما مجبور نیستید به طور کامل دست از کارتان بکشید بلکه تنها ترک کردن موقعیت آزاردهنده ای که در حال حاضر ناراحت تان می کند کافی است. این کار ساده ای نیست مخصوصاً اگر آنجا منبع درآمد شماست. با این حال، اگر می خواهید پتانسیل واقعی خود را دریابید، مجبورید این تغییر را بپذیرید.

“در انتهای روز، یا می توانید بر آنچه شما را از هم می درد تمرکز کنید یا بر آنچه مانع فروپاشی شما می شود.”

  1. زمانی که اوضاع تغییر کرده و فرصت های بهتری وجود دارد

اگر شما در حال رانندگی هستید، آیا فقط باید به جاده پیش رو نگاه کنید یا باید به اتوموبیل هایی که از عقب یا کناره ها هم می آیند توجه داشته باشید؟ اگر حواس شما فقط بر جاده متمرکز باشد،  شما تصادف خواهید کرد و کاری برای ممانعت از آن نمی توانید انجام دهید.

تمرکز گاهی ممکن است حواس شما را از تشخیص فرصت های بهتر یا تهدیدهایی که بر سر راهتان سبز می شود پرت کند.

اگر شما در کار تولید پیجر هستید، با پیدایش تلفن های هوشمند در کار خود دچار رکود خواهید شد حتی اگر خیلی سخت تلاش کنید.

نتیجه

مقاومت همیشه یک خصوصیت نیرومند نیست که نتایج دلخواه به بار آورد. مقاومت باید همراه با آگاهی و دانش باشد. برخلاف باور عموم، کسانی که تسلیم می شوند میتوانند برنده شوند، خصوصاً زمانی که این کار برای حرکت به سوی مسیری جدید و پربارتر است.

چطور اهدافتان را به اجزاء کوچکتر تقسیم کنید

در ابتدای سال، من مقاله ای در رابطه با اهداف سرنوشت ساز نوشتم و از گام های ذکر شده در آن مقاله برای برنامه ریزی امسالم استفاده کردم. تقریباً سال به نیمه رسیده است و نتایج اهداف من شگفت انگیزند. من چندین هدف نسبتاً بزرگ تعیین کرده ام و تقریباً در همه آن ها به موفقیتت رسیده ام.

این اولین سالی است که من پیشرفتی به این حد در زمانی چنین کوتاه داشته ام و واقعاً لازم می بینیم  به شما نیز بگویم که چطور این کار را انجام دادم و چطور نباید همچون احمق هایی بود که مدام برای اهدافشان بهانه تراشی می کنند.

گام های لازم برای نوشتن اهداف مؤثر یک چیز است و عملی کردن آن ها چیزی کاملاً متفاوت.

بالاترین نیاز انسانی من نیاز برای رشد است و بنابراین نسبت به یک انسان معمولی هدف ها نقش حیاتی تری در زندگی من ایفا می کنند. اگر شما همچون من معتاد موفقیت هستید، به شما توصیه می کنم اگر می خواهید نتیجه گیری تان را با هم ترکیب کرده و مابقی امسال را ثمربخش تر باشید، نکات این مقاله را به دقت بخوانید.

 

Crushing-Your-Goals-To-Pieces-Success-Advice

در اینجا 4 گام وجود دارد برای خرد کردن اهدافتان:

گام 1. به ترس عادت کنید و آن را جذب کنید

همچون بیشتر افراد، راحت ترین کار این است که از انجام کاری که راحت نبوده و نیاز به تلاش دارد خودداری کنید. ساده تر این است که به خودمان با غذا، قهوه یا دیگر محرک ها پاداش داده تا اینکه بنشینیم و برای موفقیت سخت تلاش کنیم.

اگر قرار است از این مقاله تنها یک چیز نصیب شما شود اجازه دهید آن این باشد؛ تمام چیزی که شما نیاز دارید تا اهدافتان را به قسمت های کوچکتر تقسیم کنید دنبال کردن چیزهایی است که شما را می ترسانند و برای به واقعیت پیوستن اهدافتان لازم هستند. همینکه با چیزی رو به رو می شوید که به شما احساس ناراحتی و ترس می دهد، به آن بله گفته، و بعداً به آن فکر کنید (یا کلاً فکر کردن به آن را به تعویق بیاندازید).

من کسی هستم که از اول مسافرت با هواپیما را دوست نداشتم. یکی از اهداف امسال من پرواز به آسیا از طریق استرالیا بود که راهی طولانی به حساب می آمد. روشی که من از طریق آن این هدف را خرد کردم خرید بلیط هواپیما، فراموش کردن موضوع، و حاضر شدن در فرودگاه بود بدون اینکه قصد واقعی برای رفتن داشته باشم.

من این طور تجسم کردم که اگر فقط در فرودگاه حاضر شده، خودم را در موقعیت قرار داده و باورم را حفظ کنم، به نحوی به نتیجه خواهم رسید. دیگران مرا با حلقه ای از ترس محاصره کردند که در ارتباط با واکسیناسیون، کیفیت پایین غذا، آلودگی هوا، آدم ربایی، دزدی و چیزهایی از این قسم بود.

من با خودم فکر کردم که اگر قرار باشد فقط اینجا بنشینم و به 1001 چیزی فکر کنم که ممکن است برای من اتفاق بیفتد احتمالاً هرگز به هدفم دست نخواهم یافت. بنابراین، کاری را کردم که احساس می کردم درست است و دست از باور احمق هایی که سعی می کردند مرا از هدفم بازدارند کشیدم.

نتیجه این بود، سفرم فوق العاده بود، من به هدفم رسیدم و حالا دوباره لحظه شماری می کنم که در سه هفتهء آینده به آسیا بازگردم. همان طور که مشخص است، من اصلاً از پرواز نترسیده و بهترین راهی که می توانم آن را توصیف کنم این است که هواپیما همچون یک نیمکت عظیم الجثه است با ساعت ها فرصت برای تمرین رشد فردی.

از حالا به بعد، پرواز برای من برابر است با زمانی آرامش بخش برای گوش کردن به لوئیس هوز، تیم فریس، جوئل برون، تونی رابینز و دیگران. دوستان من، به این شکل بود که من به موفقیت رسیدم.

گام 2. به تعویق انداختن کارها را برای خود سخت و دردناک کنید

ما باید تکیه کلام آگهی های تبلیغاتی که می گویند “فشار خون بالا قاتل خاموش است” را تبدیل کنیم به “عادت به تعویق انداختن کارها قاتل خاموش است”. این عادت بیشتر از هر چیز دیگری سالانه رویاهای ما را می کشد. این عادت باعث احساساتی همچون ناکامی، عصبانیت، تندی، و بسیاری از عوارض جانبی منفی دیگر می شود.

برای آنکه از آنچه بیشتر احمق ها انجام می دادند خودداری کنم، تصمیم گرفتم به تعویق انداختن کارها را برای خود بسیار سخت کنم. این بدان معنا بود که اگر قرار بود دو کار انجام دهم، مطابق با فهرست اهدافم، کاری را انتخاب می کردم که با هدفم مرتبط بود، حتی اگر آن کار دیگر خیلی ضروری بود.

این نوع اراده و انضباط است که که شما لازم دارید از دست آوردهای من بیاموزید تا به اهدافتان برسید. هر زمان اجازه دهید چیزهایی همچون کار منزل اشتیاق شما (همچنین هدفتان) را کم رنگ کند شما خود مسبب ناکام ماندنتان هستید.

از حالا به بعد زمانی که می خواهید کاری را انجام دهید که در فهرست اهدافتان قرار ندارد به درد فکر کنید. هر چه شما این کار را بیشتر انجام دهید احتمال اینکه بتوانید احمق هایی را که این کار را انجام نمی دهند و فقط زندگی شان را تلف می کنند شکست دهید.

گام3.اهدافتان را جایی نگه دارید که به آن ها بربخورید

زمانی کسی به من گفت راه اینکه هرگز چیزی مهم را فراموش نکنید این است که آن شیء یا تکه ای کاغذ که بر روی آن کلماتی نوشته است را جایی قرار دهید که به آن ها بربخورید. با استفاده از این توصیهء مهم، من فهرست اهدافم را در کیف پولم و درست در کنار کامپیوترم، که تمام مقاله هایم را با آن می نویسم، قرار داده ام.

این گام بسیار ساده و آسان است؛ با این حال بیشتر افراد از این فن اساسی زندگی استفاده نمی کنند. وقتی هدف های شما جایی قرار داشته باشند که شما نتوانید از آن ها طفره بروید، آن ها مدام در ذهن شما پدیدار می شوند.

با قرار دادن اهدافتان جایی بر سر راهتان، شما مانع از آن می شوید که یکی از آن آدم هایی بشوید که دوازده ماه سال می گذرد و همچنان شاهد هیچ پیشرفتی خاصی به سوی هدفشان نیستند. اگر شما در به خاطر آوردن اهدافتان بسیار ضعیف هستید می توانید یک گام از من جلوتر رفته و فهرست اهدافتان را بر روی فرمان اتوموبیل چسبانده یا آن ها را به در بچسبانید.

و حتی ایدهء بهتر چسباندن اهدافتان به جایی است که دیگران هم آن ها را ببینند تا آن ها نیز اهدافتان را به شما یادآوری کنند. یخچال خانواده را استفاده کنید یا میز کارتان را که در برابر تمام همکارانتان قرار دارد.

فقط هرگز اهدافتان را فراموش نکنید و اجازه ندهید حواستان از آن ها پرت شود!

 

گام 4. به دست آوردهایتان شکل بازی بدهید

دلیل اینکه بازی هایی همچون کندی کراش بسیار اعتیاد آورند این است که هر چیزی که در آن اصول بازی به کار گرفته شود درست همان چیزی است که ذهن های گرفتار ما آرزوی آن را دارد. زمانی که ما یک بازی را بازی می کنیم، پیشرفتی که ما با کار کردن در سطوح مختلف به دست می آوریم بسیار لذت آور است.

من شخصاً برای بازی های کامپیوتری وقت ندارم، بنابراین من سهمم را از طریق اهدافم می گیرم. تمام کاری که برای بخش کردن اهدافم انجام دادم تبدیل آن ها به سطوح مختلف یک بازی بود. باز هم، هنر حضور یافتن و خودی نشان دادن همان کاری است که من هر هدفم (هر سطح از بازی) را با آن شروع می کنم.

سخنرانی در جمع – یکی از اهداف اصلی من – سخت است اما زمانی که در جمع حاضر شده و آمادهء انجام کار می شوید بدون اینکه نتیجه برایتان اهمیت داشته باشد، خواهید دید که در سطوح بازی خیلی سریع پیش می روید. احمق ها در بازی های کامپیوتری به موفقیت دست می یابند بدون اینکه بفهمند این پیشرفت هیچ کمکی به آن ها در دنیای واقعی نخواهد کرد.

اگر شما فکر می کنید هدفی ندارید که بتوان آن را تبدیل به بازی کرد، من یکی به شما ارائه می کنم. هر شب، فصلی از یک کتاب را بخوانید. این کار را هر روز انجام دهید و خواهید دید که مهارت های مطالعهء شما، واژگان تان و حتی دستور زبانتان به شکل قابل ملاحظه ای بهبود خواهد یافت.

از زمانی که من شروع به بازی مطالعه کردم، دانش من از چیزهایی که من به آن ها اهمیت می دهم (همچون رشد فردی، رهبری، رسانهء اجتماعی، افراد الهام بخش) به بالاترین حد رسیده است. مطالعهء هر روزه حتی به من کمک کرده است مطالب بهتری نوشته و ایده های بیشتری برای استفاده در کار داشته باشم.

حرف آخر

من از واژهء احمق زیاد در این مقاله استفاده می کنم، نه به این خاطر که همچون یک عقل کل به نظر برسم بلکه بدین علت که شما را ترغیب به عمل کردن کنم. کسی که به این وب سایت سر می زند احمق نیست، هر چند که اگر اهداف تان را بیشتر جدی نگیرید تبدیل به یکی از آن ها خواهید شد.

اهداف باید واقعاً “چیزهایی که نیازمند تلاش اند” نامیده شوند زیرا هر هدفی تقریباً همیشه سخت است. هدفی همچون شروع یک کسب و کار، وزن کم کردن، سفر دور دنیا بسیار سخت است. این نیازمند تلاشی است که بیشتر ماها  حاضر به انجام آن نیستیم، اما ما آماده ایم که همینکه به چیزی که می خواهیم نمی رسیم گله و شکایت بکنیم.

سر زدن به این وب سایت برای به دست آوردن انگیزه قرار نیست به شما در بخش کردن اهدافتان کمک کند! تنها راه برای این کار استفاده از این چهار گام و انجام کارهایی است که بدون تردید باید انجام دهید.شما می توانید این کار را انجام دهید،فقط از همین لحظه شروع کنید.

“آیا زندگی تان برای تان اهمیت دارد و می خواهید در زمانی که بر روی زمین به شما اختصاص یافته است به موفقیتی دست پیدا کنید؟امیدوارم پاسخ بله باشد. اگر نباشد، شما به وب سایت اشتباهی سر زده اید و بهتر است به اینستاگرام رفته و به دنبال افرادی بگردید که زندگی شان همچون زندگی است که شما رویایش را می بینید”

15 نکته از کتاب صوتی ” جوان و ثروتمند بازنشسته شوید”

1. قدرت نفوذ، دلیل ثروتمند شدن آدمهاست، بعضی ها از اون استفاده میکنن، بعضی ها سو استفاده میکنن و بعضی هم اصلاً استفاده نمی‌کننhand-putting-coin-on-money-staircase_23-2147510723

2. قدرت نفوذ ذهن، بزرگترین نیروی نفوذ دنیاست. کلمات قدرت نفوذ دارن و اگر از اونها درست استفاده بشه ذهن شما ثروتمند خواهد شد. هیچ وقت به جای عبارت ” آیا میتونم انجامش بدم؟” از “از عهده ش برنمیام” استفاده نکنید.

3. کار کردن در تمام طول عمر و امیدوار بودن به طرح پس انداز بازنشستگی و حقوق بازنشستگی ایده ی خوبی برای عصر صنعتی بود، اما برای عصر اطلاعات نه!

4. مردم فقیر از کلمات ضعیفی استفاده می‌کنن و مردم ثروتمند از کلمات غنی. اگر کلمات و فکر خودتونو تغییر بدید ثروتمند خواهید شد.

5. همه ی ما در زندگی تردیدهایی داریم اما چیزی که مهمه اینه که با این تردید ها چکار میکنیم؟

6. مهم نیست که “چطور” میخواهید پولدار بشید مهم اینه که “چرا” ؟ بدون پیدا کردن علت هرگز به راهکار نمیرسید.

7. برای ثروتمند شدن 3 راه وجود داره: الف) افزایش مهارت های کسب و کار ب) افزایش مهارت های مدیریت سرمایه ج)افزایش مهارت های سرمایه گذاری

8. اشتیاق یعنی ترکیب عشق و نفرت. اگه میخواهید به چیزی که میخواهید برسید اول علت این خواستن رو پیدا کنید و نسبت بهش مشتاق بشید. اشتیاق به شما انرژی میده. هر روز به این علت ها فکر کنید و به خودتون یادآوری کنید که چرا دوست دارید پولدار بشید.

9. وام؛ مثل یک تفنگ پر میمونه. میتونه نجاتتون بده و یا باعث نابودیتون بشه. بستگی داره چطور از اون استفاده کنید.

10. افراد فقیر و ضعیف از نظر مالی و همینطور متوسط ها، سخت تر و بیشتر کار میکنن . بخاطر اینکه از مزایای مهمترین نیروی نفوذ که ” آموزشهای مالی” بی بهره هستن.

11. ما وام ها رو به دو دسته تقسیم بندی میکنیم، وام های خوب و بد. وام های خوب اونهایی هستند که در نهایت پول به جیب شما میارن، و وام های بد وام هایی هستن که پول رو از جیب شما میبرن.

12. ثروتمند “چیزی” نیست که شما با اون آشنا باشید بلکه “کسی” ست که شما اونو میشناسید

13. نیروی نفوذ همچنین میتونه در اوقات فراغت شما پیدا بشه. شرکت های dell، HP و فیسبوک از همین وقت های اضافه ظهور کردن

14. شما باید به دنبال بهترین نیروی نفوذ خودتون باشید. چیزی که بهترین نتیجه رو با کمترین صرف انرژی براتون به ارمغان بیاره.

15. این سوال رو هر روز از خودتون بپرسید: چطور میتونم کاری که باید انجام بدم رو به انجام برسونم و با بکار گرفتن افراد بیشتر ساعت کاری رو به حداقل برسونم.

 کتاب صوتی جوان بازنشسته شوید، ثروتمند بازنشسته شوید را می توانید از فروشگاه سایت رادیو مثبت تهیه کنید

۲۱ نکته مهم برای مدیریت زمان و افزایش بهره وری

مدیریت زمان، برای موفقیت لازم و ضروریه. نه فقط توی موفیقت در زندگی، بلکه در کسب و کار و هر چیز دیگه ای هم یک مورد مهم و ضروری حساب میشه برای اینکه به نظر من مدیریت زمان، یعنی مدیریت زندگی.زمان، تنها چیزی هست که نمیتونید با چیز دیگه ای جایگزینش کنید، پس باارزش ترین دارایی شما، زمانتونه. زمان تنها چیزیه که نمیتونید اونا جایی نگه داری کنید و بدون اون به هیچ هدفی نمیرسید.

امروز می خواهیم شما را با ۲۱ نکته طلایی در مورد مدیریت زمان آشنا کنیم تا بهره وری خود را در زمان انجام امور مختلف بالا ببرید

۱- ابتدا کارهای مهمتر را انجام دهید

این یک قانون طلایی در مدیریت زمان است. سعی کنید هر روز دو یا سه کار بسیار مهمی را که حتماً باید انجام شوند، تعیین کرده و الویت خود را انجام آنها بگذارید؛ هنگامی که این کارها را تمام کردید، روزتان به خوبی پیش خواهد رفت. می توانید به سراغ دیگر کارها بروید و یا آنها را به فردا موکول کنید؛ به هر حال شما کارهای مهم خود را به پایان رسانده اید.

۲- «نه» گفتن را یاد بگیرید

پایبند بودن به زمان، به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید درک درستی از زمان در دسترس خود داشته باشید و این ویژگی ارزشمندی است که هر فرد می تواند با اندکی تلاش در خود ایجاد کند. شما می توانید متفاوت از سایرین باشید، باید یاد بگیرید که به بسیاری از فرصت ها «نه» بگویید. به یاد داشته باشید هرگاه زمان کافی برای انجام کاری داشتید، آنرا قبول کنید چراکه در غیر اینصورت ممکن است نتوانید آن کار را به موقع انجام دهید.

۳- حداقل ۷ تا ۸ ساعت بخوابید

برخی از افراد فکر می کنند که یک راه مناسب برای افزایش بازدهی و خریدن چند ساعت اضافه تر، کاهش دادن ساعت خواب است در حالیکه اصلاً اینطور نیست. بیشتر افراد به ۷ تا ۸ ساعت خواب در روز نیاز دارند تا ذهن و جسم شان بتواند عملکردی مطلوب داشته باشد. به یاد داشته باشید که عقل سالم در بدن سالم است، بنابراین به سلامت بدن خود اهمیت داده و ارزش خواب را دست کم نگیرید.

۴- شش دانگ حواس خود را روی کار متمرکز کنید

تمامی تب های مرورگرتان را ببندید، تلفن خود را در حالت بی صدا قرار داده و از جلوی چشم خود بردارید؛ یک مکان مناسب برای انجام کار مورد نظرتان انتخاب کرده و اگر به موسیقی نیز علاقه مندید، در حین انجام کار، موسیقی دلخواهتان را گوش دهید. سعی کنید روی یک کار تمرکز داشته باشید نه چند کار.

۵- به موقع دست به کار شوید

تقریباً همه ما در طول زندگی چوب به تاخیر انداختن کارهای خود را خورده ایم. اصلاً سخت نیست! اگر به موقع شروع به انجام کاری کنید، قادر خواهید بود به نحو احسن آن را تا پایان مدیریت کنید.
مطمئناً اگر به موقع شروع به انجام کاری کنید، خیلی بهتر آن را به سرانجام می رسانید و استرس کم تری خواهید داشت. به خاطر داشته باشید انجام هیچ کاری مشکل نخواهد بود، اگر و تنها اگر مصمم به انجام آن باشید.

۶- اسیر جزئیات کم اهمیت نشوید

اغلب ما در انجام امور دچار وسواس شده و بیشتر از آن چیزی که نیاز هست، به جزئیات اهمیت می دهیم. معمولاً افراد ایده آل گرا دچار چنین حالتی می شوند. بهترین روش این است که با نگاهی به عملکرد گذشته خود، از آن درس گرفته و سعی کنید به آینده و کاری که قرار است انجام دهید معطوف شوید تا بتوانید بسیاری از امور را اصلاح کنید.

۷- تبدیل وظایف مهم به عادت

نوشتن را به یکی از عادت های منظم خود تبدیل کنید و در هر فرصتی اعم از مدرسه، محل کار و یا وبلاگ شخصی بنویسید. ممکن است نوشتن ۵ تا ۷ هزار کلمه در طول یک هفته زیاد به نظر برسد امّا اگر آن را به یک عادت تبدیل کنید، امری شدنی است. بنابراین سعی کنید نوشتن را به یکی از عادت های روزانه خود تبدیل کرده و این روند را حفظ کنید تا همواره ذهنتان درگیر عادت نوشتن باشد و مطمئن باشید که بعد از مدتی از آن لذت خواهید برد.

۸- زمان مشخصی را برای اینترنت و تلوزیون در نظر بگیرید

یکی از بدترین عادت ها، هدر دادن زمان در کارهایی مانند تماشای تلوزیون، فیلم، بازی و یا شبکه های اجتماعی نظیر توییتر و فیسبوک است که عامل بزرگی در کاهش بهره وری به حساب می آید. پیشنهاد می شود در ابتدا زمانی که صرف این قبیل فعالیت ها می کنید را محاسبه کرده تا به سادگی ببینید که این کارها چقدر از وقت گرانبهای شما را می بلعند. سپس سعی کنید آن را کاهش دهید.

۹- زمان معینی را برای انجام هر کار در نظر بگیرید

فرض کنید کار یا پروژه ای به شما محول شده است؛ بجای آنکه با نگرانی بنشینید و در مورد آنها فکر کنید، این جملات را به خود بگویید: «من روی این پروژه کار می کنم تا انجام شود» و «من می خواهم ۳ ساعت روی این پروژه کار کنم.»
بخاطر داشته باید که محدودیت زمانی سبب تمرکز بیشتر شما در انجام کارها خواهد شد و در نتیجه بهره وری تان نیز افزایش پیدا می کند. اگر نتوانستید در وقت مقرر کاری را انجام دهید، بازگردید و با دقت و تمرکز بیشتری، سعی کنید آن را به پایان برسانید.

۱۰- وقت استراحتی بین کارها داشته باشید

هنگامی که در انجام کارها عجله کنید، نمی توانید درک درستی از آنچه که انجام می دهید داشته باشید و اگر نتیجه دلخواهتان رخ ندهد، مطمئناً تمرکز و انگیزه خود را از دست خواهید داد. سعی کنید در حین انجام کارهایتان، زمانی را برای استراحت و آرامش داشته باشید تا مغزتان بتواند نفسی تازه کند. پیشنهاد می شود کمی قدم بزنید، آرام باشید و ذهن خود را از عوامل خسته کننده دور کنید.

۱۱-در همان ابتدا به لیست کلی وظایف خود نگاه نکنید

یکی از بدترین عواملی که سبب دلسردی شما می شود این است که در همان ابتدا به لیست کارهای انجام نشده خود، نگاه بیاندازید، آه بکشید و با خود بگویید که «هرکاری کنم باز هم وقت کافی برای انجام تمام آنها را ندارم.» در این مرحله بهترین کاری که می توان کرد این است که روی انجام یک کار متمرکز شوید و بعد از اینکه آنرا تمام کردید به سراغ مرحله بعد بروید.

۱۲- ورزش کنید و رژیم غذایی سالمی داشته باشید

تحقیقات نشان داده اند که بین سالم زندگی کردن و بازدهی کارها، رابطه ی مستقیمی وجود دارد. به یاد داشته باشید که خواب کافی، ورزش کردن و غذای سالم، انرژی شما را در حد مطلوب نگاه داشته و باعث تمرکز بیشتر شما در انجام امور خواهد شد.

۱۳- کارها را دسته بندی کنید

این تاکتیکی است که توسط لئو بابوتا پیشنهاد می شود. او می گوید، اینکار باعث توجه شما به انجام کارهای مهم تر خواهد شد. به کارهایی که زودتر باید انجام شوند، توجه جدّی داشته باشید و روی آنها تمرکز کنید.
هدفمند باشید و بخاطر بسپارید که انجام کارهای کوچکتری که ارزش زیادی دارند بهتر از انجام کارهای زیادی است که شاید خیلی هم برایتان فایده ای نداشته باشند.

۱۴- از تعطیلات آخر هفته زیاد استفاده نکنید

شاید به نظر خنده دار برسد ولی به جرات می توان گفت که انجام کمی کار در تعطیلات آخر هفته، تاثیر شگفت انگیزی در کاهش حجم وظایفتان در طول هفته دارد. هدف ۲ تا ۴ ساعت در هر روز است و خواهید دید که وقت آزاد بیشتری برای فعالیت های خود خواهید داشت.

۱۵- سیستمی سازماندهی شده بنا کنید

داشتن نظم و ترتیب در کارها موجب صرفه جویی در وقت و هزینه می شود. به یاد داشته باشید که قرار نیست منظم ترین فرد جهان باشید. گفتنی است که برنامه ها برای پیاده سازی باید تا حد ممکن ساده باشند وگرنه همواره روی کاغذ خواهند ماند و اجرایی نخواهند شد. یک سیستم بایگانی برای پرونده ها فراهم کنید و مطمئن شوید که همه چیز در جایی ذخیره خواهد شد.

۱۶- از وقت خود بهترین استفاده را داشته باشید

برای بسیاری از افراد عادی شده است که وقت خود را هدر بدهند و تلاشی هم برای استفاده از آن نکنند. مکان هایی که منتظر نشسته اید، صف انتظار در فروشگاه ها، مترو و یا ورزشگاه ها از جمله فضاهایی هستند که می توانید به مطالعه در آنها بپردازید تا در وقت خود صرفه جویی نمایید.

۱۷- با خودتان خلوت کنید

جایی خلوت و بدون هرگونه مزاحمت را برای خود بیابید. گاهی اوقات تنها راه برای انجام کارها، این است که خود را در جایی محبوس نمایید. سعی کنید یکبار این روش را امتحان کنید.

۱۸- متعهد به قول خود برای انجام کارها باشید

شاید قبلاً این نکته گفته شده باشد ولی ارزش آن در تکرار است. در انجام کارها هدفگذاری کنید، مصمم و متعهد باشید، در کار خود حرفه ای رفتار کنید و دائماً پیگیر انجام آن باشید. به یاد داشته باشید که داشتن اراده ای استوار برای موفق شدن در انجام کاری، شما را به سمت پیروزی رهنمون می سازد.

۱۹- وظایفی که به هم مرتبط هستند را در یک گروه قرار دهید

فرض کنید در آخر هقته این تکالیف به شما داده شده است: دو پروژه برنامه نویسی، ارسال سه مقاله و دو ویدئو. بجای اینکه به صورت حدسی آنها را دسته بندی کنید، کارهایی را که شبیه به هم هستند را کنار هم بگذارید و انجام دهید. امور گوناگون، فضاهای فکری مختلفی را می طلبند. بنابراین این نکته به ذهن شما اجازه می دهد تا روی کار مشخصی درگیر باشد، به عبارت دیگر، بجای اینکه دائما پرش ذهنی داشته باشید، خط فکری شما حفظ خواهد شد.

۲۰- زمانی را برای آرامش یافتن کنار بگذارید

در جهان پر استرس ما، هنوز خیلی از افراد نمی توانند زمان لازم برای آرامش یافتن را پیدا کنند. تاثیر سکوت و آرامش در انجام کارها، فوق العاده است. زمانی را برای سکوت و استراحت مطلق در نظر بگیرید، این کار باعث کاهش اضطراب شما خواهد شد و نشان می دهد که شما در انجام کارها فرد عجولی نیستید و از آنجایی که کار خود را با آرامش انجام می دهید، حس رضایت بخشی از کار خود خواهید داشت.

۲۱- امور غیر ضروری را کنار بگذارید

شاید این نکته نیز قبلاً اشاره شده باشد ولی این اصل یکی از مهمترین و مفیدترین نکاتی است که همواره باید مورد توجه قرار دهید. زندگی پر از امور بی فایده است؛ اگر بتوانید این موارد را پیدا کرده و از زندگی خود حذف کنید، آنگاه زمان کافی در اختیار خواهید داشت تا به آنچه که برایتان مهم و ارزشمندتر است بپردازید.

 

پیشنهاد می کنیم برای موفقیت در مدیریت زمان و افزایش بهره وری کتاب های صوتی زیر را بشنوید :

کتاب صوتی مدیریت کاربردی زمان

کتاب صوتی استفاده یا سو ء استفاده از زمان

کتاب صوتی مدیریت زمان

9 کلید استقلال مالی از دیدگاه رابرت کیوساکی

9 کلید استقلال مالی از دیدگاه رابرت کیوساکی

استقلال مالی یکی از آرزوهای هر فردی در زندگیش است. در مواقع بحرانی از دست دادن کل سرمایه و درامد برای هر شخصی دردناک و غیر قابل تصور است. در نتیجه کسب تحصیلات در مسائل مالی و حسابداری و نیز نحوه ثروت اندوزی موضوعی مهم و اساسی است.

روبرت کیوساکی، کارآفرین و سرمایه گذار، یکی از محبوب ترین نویسنده ها و مفسر اقتصادی در حال حاضر است. کتابش به نام پدر پولدار پدر بی پول به عنوان یکی از بهترین کتابهای مالی بوده و او در آن کتاب نحوه رسیدن به استقلال مالی را با ذکر جزئیات کامل شرح می دهد.

1 . مسئولیت کامل کارهایتان را بپذیرید.

هر انتخابی که می کنید نتایج منطقی خودش را دارد، برخی از این انتخابها منجر به سوخت سرمایه شما برای همیشه می شود. از این رو شما باید با پذیرش مسئولیت سرمایه گذاری تان نسبت تامین امنیت مالی تان اقدام کنید. این را هم باید بدانید که انتخاب هرگونه تصمیم در امروز، تاثیر مستقیمی بر زندگی آینده تان خواهد داشت. بنابراین شما بایستی هرگونه تصمیمات، خریدها و هزینه کردها حول اهداف بلند مدت مالی تان را به نحو احسن بررسی و برآورد کنید.

2 . مراقب مخارج خود باشید.

ما در جامعه ای مصرف-محور زندگی می کنیم که ما را پیوسته وادار به خرج کردن می کند. عادت خرج کردن شما یکی از اصلی ترین دلایلی ست که چرا شما نمی توانید با راحتی آینده مالی تان را تامین کنید. همه مخارج تان را بررسی کنید و قبل از هر خریدی دو بار در مورد آن فکر کنید. انجام این کار در ابتدا کمی مشکل به نظر می رسد، خصوصاً اگر آدم ولخرجی باشید، اما زمانیکه مدیریت مخارج تان را یاد گرفتید، بدست آوردن استقلال مالی آسان و خوشایند است.

3 . تعیین بودجه مشخص برای مخارج الزامی است.

تعیین بودجه مشخصی برای مخارج و زندگی کردن با همه محدودیتهایی که برایتان ایجاد می کند یکی از الزامات رسیدن به اسقلال مالی در زندگی است. تعیین بودجه شما را ملزم به مدیریت درآمد و کنترل هزینه کردها کرده و حس مسئولیت پذیری در شما ایجاد می کند. اگر می خواهید امنیت مالی داشته باشید، تعیین بودجه ابزار لازم برای رسیدن به آن را در اختیار شما می گذارد.

4 . اول به خودتان بپردازید.

بدهی یکی از دلایل عمده عدم امنیت مالی در زندگی بیشتر مردم است. بدهی شما را از داخل تهی کرده و شما را از رسیدن به رویاها، آرزوها و اهداف تان باز می دارد. بدهی باعث محرومیت شما از شادی های آینده می شود. نداشتن بدهی باید یکی از اساسی ترین اهداف شما در زندگی بوده و شما باید تمام سعی تان را در این امر داشته باشید.

اگر خواستار استقلال مالی هستید زندگی بدون بدهی باید یکی از مهمترین اصول تان باشد.

5 . صندوق پس انداز اضطراری داشته باشید.

صندوق پس انداز بالشی پر از پول نقد است که حداقل به مدت سه ماه هزینه هایتان را پوشش می دهد. همچنین می توانید برای پوشش هزینه های پیش بینی نشده مثل تعمیرات، هزینه های درمانی و سایر هزینه های اضطراری از آن استفاده کنید. داشتن پس انداز اضطراری لازم است چون به شما این اطمینان را میدهد که در صورت وقوع چنین موقعیت هایی راه فرار دارید و در بدهی نمی افتید. اطمینان از اینکه هزینه های زندگی تان در آینده تحت پوشش قرار می گیرد به شما آرامش ذهنی می دهد.

یکی از بهترین راه های داشتن بالشی از پول نقد ایجاد حساب بانکی مجزا و شروع به پس انداز در آن است.

6. آموختن را متوقف نکنید.

آموختن مسائل امور مالی یا حسابداری بایستی بالاترین اولویت شما باشد.

امروزه منابع بیشماری برای تقویت دانش مالی تان و نحوه کارکرد آن وجود دارد. مسئولیت کامل امور مالی تان را با شرکت در کلاسها و آموختن حسابداری بپذیرید. بجای پرداختن به همه موضوعات در یک جلسه، شما می توانید در هر بار یک موضوع را بیاموزید. مثلاً شما می توانید در صورت علاقه مندی درباره مدیریت بودجه در خانه بیاموزید. بعلاوه موضوعات مالی متعدد دیگری نیز وجود دارد که می توانید به ترتیب آنها را یاد بگیرید و بدین وسیله سواد مالی تان را افزایش دهید.

7 . اهداف روشن و دقیق مالی داشته باشید.

اگر اهداف مالی تعریف شده و روشن نداشته باشید، بسیار مشکل است که در جهت تامین استقلال مالی تان گام بردارید. اگر خواهان ایجاد کسب و کار بزرگی هستید، با تاسیس شرکت شخصی خودتان در این راه کارتان را آغاز کنید. و اگر خواستار سرمایه گذاری هستید، بیاموزید که فرصتهای مناسب را به محض دسترسی بدان بقاپید. تنها زمانیکه اهداف روشنی در ذهنتان دارید قادر به تشخیص توانایی هایتان خواهید بود.

داشتن اهداف و تلاش در جهت رسیدن به آنها به شما انگیزه می بخشد که در زندگی رویایی که هم اکنون در ذهنتان دارید زندگی کنید.

8 . بازاریابی شبکه ای

هزینه پایین تاسیس یک شرکت بازار یابی شبکه ای یکی از مزیت های ست که ما داریم. آغاز یک کسب و کار بزرگ بدون داشتن زمان و سرمایه اولیه بالا بسیار سخت است.

شرکت بازاریابی شبکه ای این زمان را در اختیار شما می گذارد که مهارتهای تجاری را بیاموزید و از یک کارمند دون پایه به یک بازرگان با درامد بالا ارتقا یابید. از این رو بازاریابی شبکه ای یکی از کامل ترین روشها برای تامین استقلال مالی است. بازاریابی شبکه ای سیستم درامدی مداومی برای شما ایجاد می کند که شما حتی در خواب و سفر هم پول در می آورید.

9. ساده زیست باشید.

با گذشت زمان زندگی پیچیده تر می شود. دویدن بدنبال پول و اهداف مالی باعث واماندن شما از چیزهایی می شود که در زندگی بسیار مهم هستند. در نتیجه شما شروع به از دست دادن انگیزه تان می کنید و گرفتار تاریکی می شوید. از این رو بسیار اساسی و مهم است که زندگی تان را با پاکسازی ذهن از درهم و برهمی و آشفتگی ساده و آسان کنید.

در همین زمینه، کتابهای صوتی  زیررا توصیه میکنیم بشنوید:

کتاب صوتی هوش اقتصادی 

کتاب صوتی چه کسی پول مرا برداشت ؟ 

با گوش دادن به این کتاب های صوتی یاد خواهید گرفت چه اقداماتی برای سرعت بخشیدن و به حداکثر رساندن سرمایه گذاری برای رسیدن به استقلال مالی انجام دهيد.

 

 

5کتاب در زمینه کسب‌و‌کار که طرز فکرتان را تغییر می‌دهد

5کتاب در زمینه کسب‌و‌کار که طرز فکرتان را تغییر می‌دهد

گاهی اوقات شما نیاز به الهامی دارید که ناگهان به سراغتان بیاید و به طرز فکرتان نظم خاصی دهد. در اینجا به شما ۵ کتاب معرفی می‌کنیم که در تغییر و تنظیم طرز فکرتان تاثیرگذار است.

۱- درنگ نکن، انجامش بده

اگر احساس می‌کنید گاهی اوقات بیش از اندازه محتاط هستید و تصمیم‌گیریِ سریع برایتان بسیار مشکل است، این کتاب پیشنهاد ما به شماست: “درنگ نکن، انجامش بده” از ریچارد برانسون. وی رئیس و بنیان‌گذار گروه شرکت‌های ویرجین و معروف به دکتر “بله” است. این “بله” همان چیزی‌ست که کل فلسفه‌ی این کتاب را دربر می‌گیرد:
“مهم نیست کاری که میخوای انجام بدی چقدر بزرگ باشه و در ابتدای راه تا چه اندازه غیرممکن بنظر برسه، فقط بگو ‘بله’ و برو جلو! یکبار که انجامش بدی، ازش سر درمیاری”
ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که محتاط بودن نشانه‌ای از خرد است. این کتاب به شما می‌آموزد برای انجام کارهایتان دلایلی بیابید و اصلا به آوردن دلیل برای انجام ندادن‌شان فکر نکنید.

۲- راه تنبلی به سوی موفقیت

عنوان این کتاب ممکن است گمراه‌کننده باشد. این کتاب بسیار الهام‌بخش و بنیادی است، بخصوص اگر معتاد به کار کردن هستید، قطعا ارزش خواندن را دارد.
نویسنده‌ی این کتاب، فرِد گراتزون که زمانی یک هیپیِ موبلند بود درباره‌ی راه‌های موفقیتش در این کتاب صحبت می‌کند. وی در‌ واقع موسس و مدیر دو تجارت بسیار موفق بوده است؛ یک شرکت بستنی و یک شرکت مخابراتی با بیش‌ از ۱۱۰۰ کارمند و ۴۰۰ میلیون دلار درآمد سالیانه. گراتزون هردوی این کارها را بدون پول، بدون تجربه‌ی کاری اما با منطقی متفاوت شروع کرد.
توصیفی از مطالب این کتاب:
• تغییر پارادایم و رهایی از پارادایم‌های کهنه، موثرترین راه بسوی موفقیت است.
• تنبلی: منظور از تنبلی،انجام ندادن هیچ کاری نیست بلکه به معنای انجام دادن آن کارهایی‌ست که دوست دارید.
• کار سخت تنها انتخاب نیست.

۳- علم ثروتمند شدن

توجه: این یکی از کتاب‌هایی‌ست که می‌تواند در تغییر زندگی‌تان بشدت تاثیرگذار باشد!
این کتاب قدیمی، بیش‌ از صدسال پیش توسط والاس دی واتلز نوشته شد، اما وقتی آنرا می‌خوانید احساس می‌کنید به‌ تازگی نوشته شده است؛ ایده‌های این کتاب تازه هستند.
این کتاب از جمله کتاب‌هایی‌ست که بدون هیچ وقفه‌ای (بدون خوردن یا آشامیدن مابین آن) خواندن آن را به اتمام رساندم و حتی هنوز هم بطور مرتب آن را مطالعه می‌کنم، زیرا نکاتی در این کتاب هست که به اندازه کافی درک نکرده‌ام. جای تعجب نیست که کتاب معروف “راز” بر اساس این کتاب نوشته شده است.
این کتاب به شما می‌آموزد که آغازگرِ هر چیزی و هر موفقیتی، ذهن شما و اقداماتی‌ست که شما بر می‌گزینید. با تغییر ذهنتان، سرنوشتتان را تغییر می‌دهید. سوال اینجاست که چطور ذهنتان را تغییر دهید…
با خواندن این کتاب به جواب سئوالتان می‌رسید.

۴- فعلا مارش‌مالو رو نخور!

این کتاب نوشته‌ی یواکیم پوزادا و براساس آزمایشی‌ست که روی کودکان انجام گرفت: به تعدادی کودک شیرینی تعارف کردند و به آنها گفتند اگر صبر کنند و شیرینی‌هایشان را نخورند، شیرینی‌های بیشتری به آنها داده خواهد شد. بعضی از آنها تصمیم گرفتند صبر کنند، اما برخی دیگر همان موقع تمام شیرینی‌شان را خوردند.
چندسال بعد، زندگی آن کودکان تحت پیگیری قرار گرفت، آزمایش نشان داد که…
بهتر است برای دانستن نتیجه‌ی آزمایش این کتاب را تهیه کنید و بخوانید.
این کتاب درباره‌ی تسلط‌ بر نفس است. تفاوت میان شکست و پیروزی را به شما می‌شناساند و اینکه چیزهای کوچک می‌توانند بسیار پراهمیت باشند.

۵- ثروتمندترین مرد بابل

از دیگر کتاب‌های قدیمی موجود در این لیست، نوشته‌ی جورج ساموئل کلاسون است. اگر درحال برنامه‌ریزی برای جلسه‌ای در آخر ماه هستید، این کتاب را بخوانید. کتاب ثروتمندترین مرد بابل شما را با ضروری‌ترین اسرارهای هر کارآفرین موفق آشنا می‌کند که بعضی از آنها به شرح زیر است:
• میزان هزینه‌های مصرفیِ خود را پایین نگه دارید حتی اگر زمانی تجربه‌ی ترقی در کسب‌وکار را داشتید.
• بگذارید پول برای شما کار کند (نه برعکس)
• ابتدا روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید و سپس روی کارتان.

شما می توانید کتاب صوتی ثرونمند ترین مرد بابل را از سایت رادیو مثبت  بشنوید و اصول‌ موفقیت بیشتری را بیاموزید.

 

۱۰ ویژگی مشترک میلیونرها

۱۰ ویژگی مشترک میلیونرها

اینترنت در دنیای امروز فرصت خوبی را در اختیار کسانی که ایده‌های خوب دارند و جاه‌طلب هستند، گذاشته است؛ جوانانی که کسب‌وکارهای تازه می‌سازند و یا در کسب‌وکارهای قدیمی طوفان به پا می‌کنند. این افراد صفات مشترک زیاد دارند که از میان آنها ۱۰ صفت برجسته را برای به اشتراک گذاشتن با شما انتخاب کرده‌ایم.

یک تیم قوی شکل می‌دهند

حتی آنهایی که به نظر می‌رسد در کار خود یک امپراتوری تشکیل داده‌اند، به کمک یک تیم خوب پیش می‌روند. استیو جابز یکی از نمونه‌های این تشکیل تیم دادن‌هاست. همکاران و شرکای او در اداره‌ی اپل به او ایده‌ها و مشورت‌هایی می‌دادند که با هیچ یک از آنها آشنا نبود و در پیش‌برد کسب و کار در کنار او بودند

سریع عمل می‌کنند

یک احساس اضطرار در قلب هر میلیونر نهفته است. فقط ایده‌ی بزرگ داشتن کافی نیست شما باید پیش از آنکه هر فرد دیگری شانس اجرای ایده‌ی شما را داشته باشد، آن را عملی کنید. اگر مارک زاکربرگ تصمیم می‌گرفت در دفتر خود در فیس‌بوک بنشیند و آهسته آهسته پیش برود اکنون در گردوغبار رقیبان خود جامانده بود. او به ایده‌ی خود عمل کرد، به سرعت آن را شکل داد و یک موفقیت بزرگ به دست آورد.

برای موفقیت‌ خطر می‌کنند

موفقیت، موفقیت می‌آورد و میلیونرهای جوان از این داستان هیچ هراسی ندارند. وقتی که یک ایده‌ی خوب می‌بینند به هر قیمتی آن را به دست می‌آورند. اینکه گوگل هم اکنون صاحب سایت‌ها و برنامه‌های بسیار زیادی در فضای وب است و ما نمی‌توانیم جهان را بدون آن تصور کنیم، اصلاً اتفاقی نیست.
برخی رهبران از اینکه از منطقه‌ی امن خود بیرون بیایند هراس دارند و ترجیح می‌دهند از سرمایه‌ی موجود خود تولید پول کنند.

مستقل می‌اندیشند

«جک ما»، مؤسس و مدیرعامل علی بابا، وقتی تصمیم گرفت کار خود را آغاز کند، جلسه‌ای برگزار کرد. او نزدیک به بیست نفر از دوستانش را دعوت کرد و از آنها خواست تا نظرشان را درباره‌ی ایده‌‌اش بگویند. یک نفر از آنها خواست تا حین اجرای این ایده، او کار روزانه‌اش را رها نکند! اما او تمام نظرات‌شان را نادیده گرفت و هم اکنون یکی از میلیونرهای شناخته شده است. ترسو نبودن یکی از صفات مشترک میلیاردرهای خودساخته است.

بزرگ فکر می‌کنند

ایلان ماسک؛ مدیرعامل شرکت اسپیس-ایکس

میلیونرها ی جوان شهامت دارند تا رویاهای بزرگ داشته باشند. آنها فرصت‌های بزرگ نهفته در پشت ایده‌هایشان را می‌بینند؛ درست است که واقعاً پله به پله پیش می‌روند و کاری را انجام می‌دهند که توان آن را داشته باشند اما چشمشان همواره به اهداف بزرگتر است.
علائق خود را دنبال می‌کنند
بیشتر افرادی که خیلی زود در زندگی به موفقیت دست پیدا می‌کنند راهی که برایشان اهمیت دارد و به آن علاقمند هستند را پی می‌گیرند. فقط به این دلیل که یک ایده خوب است، به این معنی نیست که الهام بخش و تأثیرگذار است. وقتی استیو جابز در حال تلاش برای متقاعد کردن جان اسکالی برای ترک شغل خود در شرکت پپسی بود؛ به او گفت:«می‌خواهی تا آخر عمر آب‌شکر بفروشی، یا برای تغییر دنیا به من ملحق می‌شوی؟» این دقیقا مجسم کردن علائق است.

خواندن این مقالات در این زمینه  برای شما مفید خواهند بود

۱۰ بینش مشترک میلیاردها در مورد پول و ثروت

ثروتمندان چگونه پولشان را مدیریت می‌کنند

متمرکز هستند

مارک زاکربرگ؛ بنیانگذار فیس‌بوک اگر می‌پرسید چه‌چیزی زاکربرگ را یک رهبر بزرگ کرد، جواب شما تمرکز کارکنان فیس بوک است. هدف زاکربرگ این بود که دنیا را از راهی به هم متصل کند که هیچ کس جرأت تصورش را هم نداشت و مصرانه هر تصمیمی می‌گرفت در راستای همین هدف بود. داشتن یک دید روشن و واضح، کلید موفقیت رهبران جوان است.

عاشق آموختن هستند

بلیک راس؛ از بنیانگذاران مرورگر فایر فاکس
پولدار بودن دلیل خوبی برای در اختیار داشتن تمام پاسخ‌های دنیا نیست. میلیونرهای جوان در هر زمینه‌ای عاشق آموختن هستند. آنها جلسه‌های باز برگزار می‌کنند تا بتوانند از تمام افراد در هر سطحی پیشنهادها و نصیحت‌های مؤثر دریافت کنند. جوان‌های موفق هیچ وقت نمی‌دانند که ایده‌ی کار بعدی آنها را چه کسی خواهد داد.

عاشق آموزش‌دادن هستند

بهترین راه برای بهترشدن این است که نکات و ترفندهای آنچه آموخته‌اید را به دیگران نیز آموزش دهید. جوان‌های موفق دیدگاه‌های خود را با سایرین به اشتراک می‌گذارند و به اعضای تیم خود یاد می‌دهند که برای موفقیت به چه چیزهایی نیاز دارند. این باعث می‌شود که همه ذهن‌های آماده‌تری داشته باشند، رفاقت‌ کنند و در یک راه قدم بگذارند.

از شکست نمی‌ترسند

دنیل رادکلیف؛ بازیگر نقش هری پاتر
در آخر مهم‌ترین ویژگی میلیونرهای جوان این است که از شکست نمی‌ترسند. بیل گیتس می‌گوید:«جشن گرفتن موفقیت‌ها خوب است اما مهم‌تر از آن درس گرفتن از شکست‌هاست.» داشتن یک ذهن باز و آمادگی برای یادگرفتن از شکست‌ها تنها راه برای پیش رفتن به جلوست.

علائق خود را دنبال می‌کنند

بیشتر افرادی که خیلی زود در زندگی به موفقیت دست پیدا می‌کنند راهی که برایشان اهمیت دارد و به آن علاقمند هستند را پی می‌گیرند. فقط به این دلیل که یک ایده خوب است، به این معنی نیست که الهام بخش و تأثیرگذار است. وقتی استیو جابز در حال تلاش برای متقاعد کردن جان اسکالی برای ترک شغل خود در شرکت پپسی بود؛ به او گفت:«می‌خواهی تا آخر عمر آب‌شکر بفروشی، یا برای تغییر دنیا به من ملحق می‌شوی؟» این دقیقا مجسم کردن علائق است.

 

چگونه در شغل و تجارت خود جهش ایجاد کنیم ؟(برایان تریسی)

4-tips-finding-freelance-work

اگر فکر می کنید در شرایط کنونی امکان رشد و توسعه کسب و کار وجود ندارد و بهتر است دست روی دست بگذارید و کاری انجام ندهید .ما به شما پیشنهاد می کنیم موارد زیر را برای ایجاد جهش در کسب و کار خود مطالعه کنید

1.سیستم سازی

یکی از رازهای  جهش شرکت های موفق آن است که مدیران و افراد تصمیم گیرنده به صورت مرتب در سیستم سازی کار می کنند. ما به عنوان مدیر باید بتوانیم سیستمی بسازیم که با حداقل دخالت خودمان تمامی کارها به خوبی پیش برود

هنری فورد آرزو داشت که شخصا بر ساخته شدن تک تک اتومبیل های فورد نظارت داشته باشد اگر او دیدگاهش را تغییر نمی داد شاید شرکت فورد سال ها پیش به فراموشی سپرده شده بود .مدیری که در سیستم سازی موفق باشد نیازی به نظارت بر تمامی جزئیات کار ندارد زیرا مطمئن است که کارها از روی دستور العمل های مشخصی انجام می شوند و تمامی اطلاعات لازم ثبت می شوند.

2.برگزاری جلسات منظم با کارکنان

تقریبا تمامی شرکت ها ی موفق  یک وجه مشترک بسیار مهم دارند.آنها جلسات منظمی برگزار می کنند که در آن تمامی کارکنان با ایده ها و نظراتشان به رشد شرکت کمک می کنند.

بنابر این سیستمی منظم برای جمع آوری ایده ها داشته باشید  ، آسان ترین کار آن است که هر کدام از همکاران دفترچه مخصوصی داشته باشند که فقط برای ثبت ایده ها استفاده می شود این ایده ها در طول هفته در دفترچه ثبت می شوند و در جلسات ارائه می شوند.

3.تمرکز بر بازاریابی

بازاریابی همیشه کار پر خطری است .شما هیچگاه نمی توانید از نتیج%NC/BA5عملیات بازاریابی خود اطمینان داشته باشید .تنها راه آن رشد آن است که روش های مختلف بازاریابی را در مقیاس کوچک بیازمایید و نتایج را با دقت و حوصله بررسی کنید و روش های موثر را تکرار و تکثیر کنید .بازگشت سرمایه در هر عملیات بازاریابی باید به دقت سنجیده شود.

4. استخدام و حفظ افراد خارق العاده

استخدام صحیح و مناسب شاید یکی از کلیدی ترین مواردی باشد که باعث جهش در کسب و کار می شود.مورد دیگری که اهمیتش کمتر از استخدام نیست اخراج افراد نا مناسب است.

برایان تریسی می گوید بهترین روش برای اخراج اینگونه است هم اکنون چشمان خود را ببندید و فرض کنید در محل کارتان نشسته اید و تمامی کارکنان به ترتیب به اتاق شما می آیند و اعلام می کنند به دلیل مشکلات شخصی باید شما را ترک کنند .با استعفای کدامیک موافقت می کردید .آن افراد احتمالا در جای اشتباهی کار می کنند و بهترین کار ممکن آن است که در اولین فرصت آن ها را اخراج کنیم.

5.داشتن چشم اندازی از آینده

هر سازمان باید ارزش هایی برای خود تعریف کند و آنها را الویت بندی کند تا کارکنان و همچنین تمام افرادی که با سازمان در ارتباط هستند از آن مطلع باشند .الویت ارزش ها هم موضوع مهمی است که معمولا به آن ها پرداخته نمی شود .مثلا در دیزنی لند ارزش هایی تعریف شده است که تمامی کارکنان از آن اطلاع دارند آنجا امنیت نسبت به احترام ارزش بالاتری دارد.

ما به شما پیشنهاد میکنیم برای ایجاد جهش در شغل و تجارت خود کتاب صوتی ایجاد جهش در شغل و تجارت اثر برایان تریسی گوش دهید

 

۵ ضریب هوش مالی برای ثروتمند شدن-رابرت کیوساکی

چه کسی پول مرا برداشت ؟

هوش مالی در قیاس با ضریب هوشی مالی

اغلب ما می‌دانیم فردی با ضریب هوشی ۱۳۰ باید باهوش‌تر از فردی با ضریب هوش ۹۵ باشد. همین نسبت را می‌توان در ضریب هوش مالی در نظر گرفت. شما می‌توانید در حوزه‌ی هوش آکادمیک یک نابغه باشید، اما هوش مالی‌تان در حد یک ابله باشد.

اغلب از من می‌پرسند: «فرق بین هوش مالی و ضریب هوش مالی چیست؟» پاسخ من این است، «هوش مالی بخشی از هوش ذهنی ماست که در حل مشکلات مالی از آن استفاده می‌کنیم.» ضریب هوش مالی، مقیاس سنجش این هوش یا نحوه‌ی تعیین کیفیت هوش مالی ماست. به عنوان مثال، اگر درآمد من ۱۰۰ هزار دلار است و ۲۰ درصد آن را مالیات می‌دهم، نسبت به کسی که ۱۰۰ هزار دلار درآمد دارد و ۵۰ درصد آن را مالیات می‌دهد، هوش مالی بیشتری دارم.

در این مثال، کسی که درآمد خالصش پس از کسر مالیات ۸۰ هزار دلار است، نسبت به کسی که درآمد خالص او پس از کسر مالیات ۵۰ هزار دلار است ضریب هوش مالی بیشتری دارد. هر دوی آن‌ها دارای هوش مالی هستند؛ اما کسی که پول بیشتری را برای خودش نگه می‌دارد، ضریب هوش مالی بیشتری دارد.

ارزیابی هوش مالی

ضریب هوش مالی شماره ۱: کسب پول بیشتر

همه‌ی ما از هوش مالی کافی برای کسب پول برخورداریم. هر قدر درآمد شما بیشتر باشد، ضریب هوش مالی شماره ۱ شما بالاتر است؛ به عبارت دیگر، کسی که سالیانه ۱ میلیون دلار درآمد دارد، نسبت به کسی که در سال ۳۰ هزار دلار درآمد دارد، از ضریب هوش مالی بالاتری برخوردار است. چنانچه هر یک از آن‌ها سالیانه ۱ میلیون دلار درآمد داشته باشد، کسی که نسبت به دیگری مالیات کمتری می‌دهد، همان شخصی است که از ضریب هوش مالی بالاتری برخوردار است، زیرا او با توجه به بهره‌برداری از ضریب هوش مالی شماره ۲، حفاظت از پول، به هدف دستیابی به یکپارچگی مالی نزدیک‌تر است.

همه‌ی ما می‌دانیم که ممکن است کسی ضریب هوش علمی بالایی داشته باشد و در کلاس درس یک نابغه باشد، اما در دنیای واقعی توانایی کسب پول زیاد را نداشته باشد. از نظر من، پدر بی‌پولم، معلمی بزرگ و مردی سخت‌کوش بود، او ضریب هوش علمی بالایی داشت، اما ضریب هوش مالی او پایین بود. او در دنیای علمی عملکرد خیلی خوبی داشت، اما در جهان کسب و کار ضعیف بود.

ضریب هوش مالی شماره ۲: حفاظت از پول

حقیقتی ساده وجود دارد مبنی بر این که همه می‌خواهند پولتان را از شما بگیرند؛ اما همه‌ی کسانی که پولتان را می‌گیرند، کلاه‌بردار یا قانون‌شکن نیستند. یکی از بزرگ‌ترین شکارچیان مالی پول ما، مالیات‌ها هستند. دولت‌ها به طور قانونی پولمان را از چنگمان در می‌آورند.

چنانچه ضریب هوش مالی شماره ۲ فردی پایین باشد، مالیات‌های بیشتری پرداخت خواهد کرد. یکی از نمونه‌های ضریب هوش مالی شماره ۲، کسی است که ۲۰ درصد از حقوقش را به صورت مالیات پرداخت می‌کند، در مقابل کسی که ۳۵ درصد از درآمدش را مالیات می‌دهد. فردی که مالیات‌های کمتری می‌پردازد، از ضریب هوش مالی بالاتری برخوردار است.

ضریب هوش مالی شماره ۳: بودجه‌بندی پول

بودجه‌بندی پول، نیازمند هوش مالی بسیار زیادی است. بسیاری از مردم پول خود را مثل یک فقیر بودجه‌بندی می‌کنند تا هم چون فردی ثروتمند. بسیاری از مردم پول خیلی زیادی به دست می‌آورند، اما نمی‌توانند پول زیادی برای خودشان نگه دارند، زیرا بودجه‌بندی فقیرانه‌ای دارند. به عنوان مثال فردی که ۷۰ هزار دلار در سال درآمد دارد و تمام آن را خرج می‌کند، نسبت به کسی که ۳۰ هزار دلار در سال درآمد دارد و می‌تواند با بودجه‌ای ۲۵ هزار دلاری به خوبی زندگی کند و ۵ هزار دلار آن را سرمایه‌گذاری کند، از ضریب هوش مالی شماره ۳ پایین‌تری برخوردار است. این که بتوانیم به رغم میزان درآمدمان، خوب زندگی کنیم و با این حال سرمایه‌گذاری نیز داشته باشیم، نیازمند سطح بالایی از هوش مالی است.

ضریب هوش مالی شماره ۴: اهرم ساختن از پول

پس از این که فردی درآمد مازاد خود را بودجه‌بندی کند، چالش بعدی او این است که درآمد مازاد خود را سرمایه‌گذاری نماید. اغلب مردم درآمد مازاد خود را در بانک سرمایه‌گذاری می‌کنند. تا قبل از سال ۱۹۷۱ (قبل از اینکه دلار آمریکا تبدیل به یک ارز شود) این کار هوشمندانه‌ای بود. همچنین، پس از سال ۱۹۷۴، کارگران برای بازنشستگی خود نیاز به پس‌انداز بیشتری داشتند. میلیون‌ها کارگر نمی‌دانستند پول خود را کجا سرمایه‌گذاری کنند، به همین دلیل درآمد مازاد خود را در سبد سهام صندوق‌های مشترک سرمایه‌گذاری می‌کردند، با این امید که پول خود را به سودآوری برسانند.

گرچه پس‌انداز و سرمایه‌گذاری در سبدهای سهام متنوع صندوق‌های مشترک، نوعی اهرم ساختن از پول است، راه‌های بهتری نیز برای سودآور کردن پولتان وجود دارند. هر فرد صادقی باید بپذیرد که پس‌انداز کردن پول و سرمایه‌گذاری در صندوق‌های مشترک، نیازمند هوش مالی زیادی نیست. شما می‌توانید پس‌انداز کردن پول و سرمایه‌گذاری آن در صندوق‌های مشترک را به یک میمون نیز تعلیم دهید.

ضریب هوش مالی شماره ۴ بر اساس نسبت سودآوری به سرمایه‌گذاری ارزیابی می‌شود. به عنوان مثال، فردی که ۵۰ درصد از پول خود را به عنوان سود دریافت می‌کند، نسبت به کسی که ۵ درصد سود می‌گیرد، ضریب هوش مالی شماره ۴ بالاتری دارد؛ و کسی که سود معاف از مالیات او ۵۰ درصد باشد، نسبت به کسی که ۵ درصد سود دریافت می‌کند و بابت آن ۳۵ درصد مالیات می‌دهد از ضریب هوش مالی بالاتری برخوردار است.

ضریب هوش مالی شماره ۵: ارتقاء دانش مالی

در این جمله نکته‌ی بسیار خردمندانه‌ای نهفته است، «قبل از اینکه بتوانید بدوید، باید راه رفتن را بیاموزید.» این امر درباره‌ی هوش مالی صدق می‌کند. پیش از آنکه مردم بتوانند یاد بگیرند که چگونه از محل سرمایه‌گذاری خود صاحب سودهای چشمگیر شوند (ضریب هوش مالی شماره ۴: اهرم ساختن از پول)، باید نحوه‌ی راه رفتن را بیاموزند، بدین معنا که اصول و بنیان‌های هوش مالی را فرا بگیرند.

یکی از دلایلی که بسیاری از مردم با ضریب هوش مالی شماره ۴، اهرم ساختن از پول، مشکل دارند، این است که یاد گرفته‌اند پولشان را به دست «کارشناسان» مالی همچون متصدیان بانک و مدیر صندوق مشترک سرمایه‌گذاری خود بسپارند. مشکل سپردن پولتان به کارشناسان مالی این است که خودتان از یادگیری باز می‌مانید و نمی‌توانید هوش مالی خود را افزایش دهید و در نتیجه نمی‌توانید کارشناس مالی خودتان شوید. اگر فردی دیگر پول شما را مدیریت کند و مشکلات مالی شما را حل نماید، شما نمی‌توانید هوش مالی خود را افزایش دهید. در حقیقت، شما با پول خودتان باعث پرورش هوش دیگران می‌شوید!

چنانچه بنیانی مستحکم از دانش مالی داشته باشید، ارتقاء هوش مالی برایتان آسان است؛ اما در صورتی که ضریب هوش مالی شما ضعیف باشد، دانش مالی جدید می‌تواند برایتان گیج‌کننده و دارای کمترین ارزش باشد. یکی از مزیت‌های کسب دانش مالی این است که به مرور زمان نسبت به اطلاعات مالی پیچیده‌تر درک بهتری خواهید داشت، درست همان‌طور که ریاضیدانان می‌توانند پس از سال‌ها حل مسائل ریاضی، معادلات پیچیده را حل کنند؛ اما باز هم نیاز دارید قبل از اینکه بدوید، راه رفتن را یاد بگیرید.

اکثر ما در کلاس، جلسه‌ی سخنرانی، یا گفت و گویی با محوریت چنین اطلاعاتی بوده‌ایم. یا در کلاسی حضور داشتیم که اطلاعات مورد بحث چنان پیچیده بودند که هر چه تلاش کردیم نتوانستیم آن‌ها را بفهمیم. این بدان معناست که یا معلم خوب تدریس نمی‌کند، یا دانش‌آموز نیاز به اطلاعات پایه‌ای بیشتری دارد.

من شخصاً در خصوص دانش مالی عملکرد خیلی خوبی دارم. پس از سال‌ها مطالعه، می‌توانم در کلاس درسی بنشینم و اغلب مفاهیم مالی را درک کنم؛ اما وقتی صحبت از فناوری به میان می‌آید، مثل غارنشین‌ها می‌شوم. در زمینه فناوری، درکی همچون یک دایناسور دارم. به ندرت می‌توانم از تلفن همراه یا رایانه استفاده کنم. هر چیزی در رابطه با فناوری برای من غیر قابل فهم است. وقتی صحبت از ضریب هوش فناوری به میان می‌آید، ضریب هوشی من صفر است. موضوع این است که همه‌ی ما باید از جایی شروع کنیم. مسلماً اگر من سعی کنم در یک کلاس طراحی وب‌سایت نام‌نویسی کنم، دچار دردسر جدی می‌شوم؛ زیرا قبل از این که کسی بخواهد طراحی وب‌سایت را بیاموزد، باید یاد بگیرد که چگونه رایانه را روشن کند! درک اطلاعات پایه‌ای مورد نیاز برای موفقیت در این کلاس، برای من مشکل است.

علت اینکه من کتاب می‌نویسم، روش‌های مالی ابداع می‌کنم و بر اهمیت پنج هوش مالی تأکید می‌ورزم، این است که به باور من، ایالات متحده و جهان آبستن تحول اقتصادی بی سابقه‌ای هستند. مسائل مالی بسیاری حل نشده باقی مانده‌اند؛ و ما به جای بهره‌گیری از دانش مالی برای حل آن‌ها، پول کم پشتوانه به آن‌ها تزریق می‌کنیم. ما از ایده‌های قدیمی برای حل مشکلات زندگی مدرن استفاده کرده‌ایم. استفاده از ایده‌های قدیمی برای حل مشکلات جدید، فقط و فقط مسبب مشکلات عظیم‌تر و جدیدتری خواهد شد. به همین علت، من بر این باورم که هوش‌های مالی پنج گانه دارای اهمیت هستند. اگر این پنج هوش مالی را ارتقاء دهید، احتمال این که در دنیایی به شدت رو به تغییر موفق شوید، بیشتر است. بدین ترتیب بهتر می‌توانید مشکلات خود را حل کنید و هوش مالی خود را ارتقاء دهید.

در پایان پیشنهاد میکنیم کتاب صوتی ضریب هوش اقتصادی  رابرت کیوساکی را تهیه کنید و بشنوید و با گوش دادن به این کتاب صوتی  با  نکات کلیدی در زمینه هوش اقتصادی که رابرت کیوساکی بیان می کند برای افزایش هوش مالیتان بهرمند شوید.

 

محصولات

برایان تریسی


توضیحات
  • نویسنده : برایان تریسی

  • مدت زمان : ۴۱ دقیقه

  • فرمت فایل : MP3

  • مترجم : رضا قیومی

  • ناشر: رادیو مثبت

چه خواهید شنید؟
نقد رادیو مثبت
دستگاه های قابل اجرا

در چه دستگاه های میتوان فایل کتاب صوتی را اجرا کرد

playlist

نمونه فایل کتاب صوتی را بشنوید

کتاب صوتی


خرید و دانلود کتاب صوتی



پرداختی شما : ۱۶۹۰۰ تومان


در مورد کتاب صوتی  مدیریت کاربردی زمان بیشتر بدانید :

توانایی شما در مدیریت کاربردی زمان به اندازه هر کار دیگری، تعیین‌کننده موفقیت یا شکستتان است.

مدیریت کاربردی زمان در زندگی ، برای موفقیت لازم و ضروریه. نه فقط توی موفیقت در زندگی، بلکه در کسب و کار و هر چیز دیگه ای هم یک مورد مهم و ضروری حساب میشه.

زمان، تنها چیزی هست که نمیتونید با چیز دیگه ای جایگزینش کنید، پس با ارزش ترین دارایی شما، زمانتونه. زمان تنها چیزیه که نمیتونید اون را جایی نگه داری کنید و بدون اون به هیچ هدفی نمیرسید.

در این کتاب صوتی برایان تریسی شما را با چهار  تکنیک مدیریت زمان آشنا میکند و همچنین به شما  یاد خواهید داد  با انجام چه کارهایی کیفت زندگیتون رو بالا ببرید زیرا میزان کنترلی که بر زمان و زندگی خود دارید، شاخصی مهم از میزان آرامش درونی، هماهنگی و سلامت ذهنی شما است. احساس عدم توانایی در کنترل زمان منبع اصلی استرس، نگرانی و افسردگی است. هر چه بهتر رویدادهای مهم زندگی خود را سازماندهی و کنترل کنید، هر لحظه احساس بهتری خواهید داشت، انرژی بیشتری دارید، بهتر می‌خوابید و کارهای بیشتری انجام می‌دهید.

درباره نویسنده …

برایان تریسی



برایان تریسی

برایان تریسی در سال ۱۹۴۴میلادی متولد شد و دوران نوجوانی را در شهر پومونای کالیفرنیا گذراند در خانه ای که هرگز پول کافی وجود نداشت
او می گوید:در آن زمان آرزوی من این بود که قبل از سن ۳۰سالگی میلیونر شوم مطمئنا خیلی ها همین ارزو را دارند با این حال که به سن ۳۰ سالگی رسیدم  ، وضعیت من با سن ۲۰ سالگی تفاوت نداشت ولی ناگهان کاری کردم که زندگی ام را دگرگون کرد من این سوال را از خودم پرسیدم  که چرا بعضی ها از دیگران موفق تر هستند؟مخصوصا می خواستم بدانم که چگونه است که بعضی ها با دست خالی شروع می کنند و نهایتا میلیونر می شوند؟ این سوال من را به جستجوی پاسخ هایی وا داشت .  من میلیونر های خود ساخته را محور اصلی زندگی  قرار دادم  زیرا این افراد صفات و رفتاری را بروز می دهند  که قابل مشاهده و سنجش است آن ها با انجام مکرر کارهای مشخص به نحوی خاص از مرز جادویی  ۱ میلیون دلار می گذرند. من یاد گرفتم که برای به دست آوردن موفقیت های بزرگ  باید به شخص خاصی تبدیل شد مهم ترین عامل موفقیت پول نیست بلکه تبدیل شدن به کسی است  که می تواند چنین ثروتی را بدست آورد و از آن به خوبی بهره ببرند

نظر خود را در مورد مدیریت کاربردی زمان ثبت کنید و برای هر نظر ۲۰۰ تومان حساب خود را شارژ کنید


کتاب صوتی قهرمان ماراتن زندگی

کتاب صوتی


توضیحات
  • نویسنده : جان ماکسول

  • مدت زمان : ۷۵ دقیقه

  • فرمت فایل : MP3

  • ناشر: رادیو مثبت

چه خواهید شنید؟
  • کتاب صوتی ” ماراتن زندگی” در مورد چیست؟

    در مورد این است که چگونه می توانید در ماراتن زندگی علی‌رغم مشکلات و سختی های فراوان از خط پایان عبور کنید و پیروز  شوید. در مورد برداشت غلط ما از موفقیت است.

     گاهی به خود می‌گوییم اگر فلان کار را انجام دهم! اگر به فلان جا برسم! اگر فلان مدرک را بگیرم!  می‌توانم به نوعی خوشبخت یا موفق باشم. تعجب نکنید اما چنین چیزی واقعیت ندارد!!!

     این کتاب صوتی، مشتِ انگیزه‌های غلط…

بیشتر بخوانید

نقد رادیو مثبت

آموزش‌هایی که در این کتاب صوتی برای شما آماده شده است:

  • طرز رهایی از بیماری سرنوشت!

  • شناخت واقعی موفقیت و شکست

  • ۳ سوال که با جواب دادن به آن می‌توانید کشف کنید که واقعاً برای چه کاری ساخته شده‌اید

  • ۳ راه پرهیز از اشتباه در تعیین هدف

  • ۳ تکنیک لازم برای حفظ پشتکار

  • ۴ تکنیک برای ترسیم چشم انداز درست از فعالیتتان

بیشتر بخوانید

دستگاه های قابل اجرا

در چه دستگاه های میتوانید فایل کتاب صوتی را اجرا کنید

کتاب صوتی

دستگاه های قابل اجرا

نمونه فایل کتاب صوتی را بشنوید

کتاب صوتی


خرید و دانلود کتاب صوتی



پرداختی شما : ۸۹۰۰ تومان


برای اینکه خداوند بتواند به ما آفرین بگوید باید کاری انجام داده باشیم!

 

این کتاب صوتی برای دوستانی است که:

می‌خواهند برای موفق شدن مدام محتاج انگیزه نباشند!


  • کتاب صوتی " ماراتن زندگی" در مورد چیست؟

    در مورد این است که چگونه می توانید در ماراتن زندگی علی‌رغم مشکلات و سختی های فراوان از خط پایان عبور کنید و پیروز  شوید. در مورد برداشت غلط ما از موفقیت است.

     گاهی به خود می‌گوییم اگر فلان کار را انجام دهم! اگر به فلان جا برسم! اگر فلان مدرک را بگیرم!  می‌توانم به نوعی خوشبخت یا موفق باشم. تعجب نکنید اما چنین چیزی واقعیت ندارد!!!

     این کتاب صوتی، مشتِ انگیزه‌های غلط را پیش شما باز می‌کند و از سردرگم‌شدنتان در مسایل روانشناسیِ موفقیت جلوگیری کرده و شما را یک‌راست به مرحله‌ی شروع فعالیت، تداوم فعالیت و گرفتن بهترین نتیجه‌ی ممکن منتقل می‌کند.

     این کتاب صوتی از مرحله‌ی تعیین هدف تا موفقیت، در آن‌چه که در اصل برای آن ساخته شده‌اید، همه‌ی آفت‌های راه و اشتباهاتی را که در کمین شماست با مثال‌هایی واقعی و جذاب توضیح می‌دهد. نویسنده‌ی این اثرِ ماندگار، چهره‌ی جهانی و استاد راهبری، “دکتر جان ماکسول”، بدون هیچ حاشیه‌روی، مجموعه‌ای از چندین و چند تکنیک منحصر‌به‌فرد و کاربردی را برای موفقیت دایمی در اختیار شما می‌گذارد.

  • آموزش‌هایی که در این کتاب صوتی برای شما آماده شده است:

    • طرز رهایی از بیماری سرنوشت!

    • شناخت واقعی موفقیت و شکست

    • ۳ سوال که با جواب دادن به آن می‌توانید کشف کنید که واقعاً برای چه کاری ساخته شده‌اید

    • ۳ راه پرهیز از اشتباه در تعیین هدف

    • ۳ تکنیک لازم برای حفظ پشتکار

    • ۴ تکنیک برای ترسیم چشم انداز درست از فعالیتتان

    • ۴ راه‌حل برای مشکلات شخصی (راه‌حلِ ترس از شکست- ترس از موفقیت!- مشکل بودن کار- بی‌میلی و دلزدگی)

    • ۴ تکنیک که شما را جزو بهترین‌ها در رشته‌ی فعالیتتان می‌کند

    • ۹ راه برای غلبه بر به تعویق انداختن یا شروع نکردن یک کار

    • طرز انجام کارهای مشکل با تکنیکی کاملا کاربردی

    • راز تعیین هدف برای رشد شخصی و رشد کاری

    • ۷ راه‌ اساسی برای پیشرفت و موفقیت در ماراتن زندگی



  • بخشهایی کوتاه از کتاب صوتی "ماراتن زندگی" اثر "دکتر حان ماکسول":

    • بعضی افراد یک نوع بیماری دارند که من اسم آن را بیماری ” سرنوشت” گذاشته‌ام.  آن‌ها همیشه در رویای یک سرنوشت مشخص هستند. این سرنوشت مشخص و کعبه آمال می تواند ماهیت‌های مختلفی داشته باشد. یک مکان، یک مقام، یک شغل خاص، یک مدرک تحصیلی ، و ..

    • اگر کسی در سِمت و شغل فعلی خود خوشحال نباشد در هیچ سمت دیگری هم شاد و خوشحال نخواهد بود، چون اگر دقیق‌تر نگاه کنیم خوشبختی و شادمانی یک موضوع درونی است نه بیرونی!!

    • شادمانی هیچ ربطی به محل زندگی شما ندارد.

    • ۹۰ درصد افرادی که برای خودشان هدف مشخص می کنند هرگز آن را انجام نمی دهند. تعیین هدف در بهترین حالت یک حداقل است

    • هر وقت تصمیم بگیرید کاری را انجام دهید که فراتر از انتظاری است که از خودتان دارید، مثلا تصمیم بگیرید مدیر عامل شرکتی شوید در حالی که نمی توانید خود را پشت آن میز تصور کنید، در مسیر رسیدن به آن هدف، ناخودآگاه کار خطایی انجام می‌دهید تا خود را از رسیدن به آن خواسته و آرزو خلاص کرده باشید

    • وقتی در مسابقه‌ی ماراتن زندگی درحال دویدن هستید باید چیزی بسیار فراتر از این زندگی در نظر داشته باشید. چیزی که تا ابد ادامه‌دار باشد

    • لازم نیست حتما اول شوید اما لازم است برای اول شدن تلاش کنید.

    • تصویر کوچکی که از خود ساخته اید دائما شما را به عقب هل می دهد.

    • کار را تبدیل به یک مسابقه کنید، به این ترتیب زندگی همیشه لذت بخش‌تر می شود.

    • گرایش به معمولی بودن، یک مشکل ملی، سازمانی یا شرکتی نیست، بلکه بیشتر یک مشکل شخصی است.

    • بهترین بودن مثل اخلاق، درستکاری و هزاران خصیصه‌ی خوب دیگر یک ” انتخاب” است.

    • کیفیت، مسابقه‌ای است که خط پایان ندارد.

    • اولین قاتل موفقیت یک انسان این است که به یک سطح از موفقیت بسنده کند.

    • برای یک مسابقه بهترین کار این است که قدم بردارید، مسابقه را شروع کنید، ادامه دهید، و هرگز ناامید نشوید. به هیچ چیز دیگری نیاز نیست!!

    • کسانی که همیشه روی شکست ها و سختی ها تمرکز می‌کنند امکان دیدن چیز دیگری را باقی نمی‌گذارند و هر روز سختی ها و شکست های بیشتری برای دیدن برایشان پیش خواهد آمد.

    • اندازه‌ی سازمانی که درآن هستیم بازتاب اندازه‌ی خودمان است

    • هر نوع رشدی بدون رشد شخصیت درونی فرد، در بهترین حالت فقط می تواند یک رضایتمندی کوتاه‌مدت به همراه داشته باشد.

    • هدف، فقط مسابقه دادن نیست، هدف از هر مسابقه ای رسیدن به پیروزی است.

  • در نهایت، شنیدن این کتاب صوتی چه فایده‌ای برای شما دارد؟

    در حقیقت نمی‌گذارد دوباره سوار کشتی “تایتانیک” شوید!

     با استفاده از این کتاب صوتی، راه‌‌های منتهی به شکست را بیهوده طی نمی‌کنید و با برنامه‌ای کاربردی، زندگی خود و کسانی را که دوست دارید متحول می‌کنید!

    اگر چیزی به داشته‌های خودمان و ارزشهای درونی و انسانیمان اضافه نکنیم، حتی خدا هم کمکی به ما نمی‌کند. خداوند هرگز یک انسان تهی مغز، یک سیاه قلب و کسی که در جهل فرو رفته است را مورد لطف خودش قرار نمی دهد. پس باید قدم در راه بگذاریم و حرکت کنیم تا از او برکتی برسد.

  • پیشنهاد آخر!

    انگیزه‌ی واقعی چیزی نیست که مثل جرقه ناگهان در وجود شما ایجاد شود یا  شخص دیگری مثلا  یک دکتر یا یکی از اعضای خانواده  بتواند در ذهن شما فرو کند.  اساساً داستان انگیزه یک تله است!  انگیزه را فراموش کنید!  این حرف‌ها را دور بریزید و فقط عمل کنید. وقتی به طور عملی کاری را شروع کنید خود به خود شما را به سمت خود جذب خواهد کرد.

     ببینید چند نفر هستند که همه‌ی فرصت های زندگی را از دست می دهند و هم‌چنان منتظر هستند تا حس انجام کار را به دست بیاورند ؟

      افراد زیادی می‌شناسیم که با استعداد هستند، نقاط قوت خدادای بسیار زیادی دارند ولی هیچ دستاورد مشخصی در زندگی ندارند. تمام حرف این است که برای بردن یک مسابقه باید بدون درنگ وارد شد و شروع کرد.

     انسان هرگز به آن چیزی که لیاقتش را دارد نمی رسد، مگر این‌که کاری را که باید انجام دهد شروع کند. همین!


در مورد کتاب قهرمان ماراتن زندگی بیشتر بدانید :

جان ماکسول در کتاب صوتی قهرمان ماراتن زندگی به وضوح گام های استوار در ماراتن را به زندگی تشبیه می کند و تکنیک های موفق بودن در این مسیر را بررسی می کند او با بیش از ۴۰ سال تجربه در توسعه رهبری، به شما یاد خواهد داد که چگونه ثابت قدم بودن در مسیر و تلاش مستمر منجر به موفقیت می شود وچرا بسیاری از مردم که با این تفکر وارد مسیر موفقیت می شوند ، اما پس از آن با توجه به نتایجشان مسیر موفقیت را ترک می کنند



کتاب صوتی

نظر خود را در مورد کتاب صوتی قهرمان ماراتن زندگی ثبت کنید و برای هر نظر ۲۰۰ تومان حساب خود را شارژ کنید


برگه‌ها

برایان تریسی


دانلود کتاب صوتی زندگینامه برایان تریسی

[members]
دانلود کتاب صوتی
[/members]
[guests]

[/guests]

مروری بر زندگی برایان تریسی



برایان تریسی در دوران نوجوانی را در شهرپومونای کالیفرنیا گذراند در خانه ای که هرگز پول کافی وجود نداشت او می گوید:در آن زمان ارزوی من این بود که قبل از سن ۳۰سالگی میلیونر شوم مطمنا خیلی ها همین ارزو را دارند با این حال که به سن ۳۰ سالگی رسیدم وضعیت من با سن ۲۰ سالگی تفاوت نداشت ولی ناگهان کاری کردم که زندگی ام را دگرگون کرد من این سوال را از خودم پرسیدم که چرا بعضی ها از دیگران موفق تر هستند؟مخصوصا می خواستم بدانم که چگونه است که بعضی ها با دست خالی شروع میکنند و نهایتا میلیونر می شوند؟ این سوال من را به جستجو ی پاسخ های وا داشت من میلیونر های خود ساخته را محور اصلی زندگی  قرار دادم زیرا این افراد  صفات و رفتاری را بروز میدهند که قابل مشاهده و سنجش است ان ها با انجام مکررکارهای مشخص به نحوی خاص از مرز جادویی  ۱ میلیون دلار می گذرند.

درباره برایان تریسی بیشتر بدانید



برایان تریسی زاده ی ۱۹۴۴ در  کانادا از نویسندگان کتابهای خودیاری است که بسیاری از کارهای خود را به صورت کتاب صوتی ارائه داده. موضوع سمینارها و ارائه‌های او شامل رهبری، فروش، مدیریت موثر و استراتژی کسب و کار است .

برایان تریسی کارآفرین ،سخنران و کارشناس موفقیت هست . تریسی رییس شرکتی تخصصی هست که در زمینه آموزش افراد و سازمان ها برای رسیدن به موفقیت فعالیت دارد . هدف او کمک به افراد برای رسیدن آنها به اهدافشان است .

کتاب صوتی برایان تریسی

محبوبترین کتاب های برایان تریسی به صورت صوتی

زندگی نامه برایان تریسی از زبان خودش



من در آغاز زندگی به جز داشتن یک ذهن کنجکاو از مزایای چندانی بهره مند نبودم.درمدرسه درس نمی خواندم و شاگرد ضعیفی بودم و دست آخر هم ترک تحصیل کردم. سالها به کارهای سختی مشغول بودم و آینده ی امید بخشی را در پیش روی خود نمی دیدم . در جوانی در یک کشتی باربری کار پیدا کردم و رفتم تا دنیا را ببینم . به مدت هشت سال سفر کردم ، کار کردم ، کار کردم و باز هم سفر کردم تا اینکه نهایتا بیش از هشتاد کشور را در پنج قاره جهان دیدم .
وقتی دیگر نتوانستم کار پیدا کنم به سراغ فروشندگی رفتم . از این خانه به آن خانه می رفتم و با درصد معینی که از فروش کالاها نصیبم می شد گذران زندگی می کردم . مدتها درگیر فروش اجناس مختلف بودم تا اینکه یک روز به اطرافم نگاه کردم و از خود پرسیدم : « چطور است که دیگران از من موفق ترند ؟ »

brian-tracy3آن وقت دست به کاری زدم که زندگی مرا از این رو به آن رو کرد . به سراغ فروشندگان موفق رفتم و از آنها پرسیدم که چطور کار می کنند . آنها به من گفتند که چه کار می کنند و من هم به نصیحت هایشان عمل کردم و فروشم بالا رفت . نهایتا آنقدر پیشرفت کردم که تبدیل به یک مدیر فروش شدم . در کار مدیریت فروش هم از همان استراتژی پیروی کردم تا یاد گرفتم کسانی که د کار مدیریت فروش موفق هستند چه کار می کنند و آنوقت خودم هم همان کارها را انجام دادم .
این جریان یادگیری و به کار گیری آنچه یاد می گرفتم زندگی مرا دگرگون کرد . هنوز هم مبهوت هستم که این کار چقدر ساده و بدیهی است . فقط کافی است یاد بگیرید که افراد موفق چه کار می کنند و آن وقت خودت هم همان کارها را بکنی تا به همان نتایج برسی . واقعا چه ایده جالبی است .
مطلب خیلی ساده است . بعضی از افراد بهتر از دیگران عمل می کنند چون کارهای بخصوصی را به روش متفاوتی انجام می دهند . در واقع کارهای درست را با روش درست انجام می دهند ، بخصوص اینکه این افراد از وقتشان به نحوی بسیار بسیار بهتر از یک فرد عادی استفاده می کنند .

به خاطر تجربیات ناموفقی که در زندگی داشتم یک نوع احساس ضعف و عدم کارایی در من شکل گرفته بود . در این مخمصه ذهنی گرفتار شده بودم که فکر می کردم کسانی که بهتر از من عمل می کنند واقعا بهتر از من هستند . آنچه یاد گرفتم این بود که این فکر ضرورتا درست نیست . آنها فقط کارها را با روش دیگری انجام می دادند و از نظر منطقی آنچه را که آنها یاد گرفته بودند من نیز می توانستم یاد بگیرم .
این برای من در حکم یک مکاشفه بود و من از این کشف هم مبهوت بودم و هم هیجان زده . هنوز هم هستم . دریافتم که می توانم زندگی خود را تغییر دهم و می توانم تقریبا به هر هدفی که برای خودم تعیین کنم برسم به شرط آنکه ببینم کسانی که در آن زمینه موفق هستند چه می کنند و سپس خودم همان کارها را انجام دهم تا نهایتا به همان نتایجی که آنها به دست آورده اند برسم .
ظرف مدت یک سال پس از شروع کارم در زمینه فروش تبدیل به یک فروشنده طراز اول شدم . یکسال پس از آنکه وارد حوزه مدیریت شدم توانستم تبدیل به مدیر عاملی شوم که نودوپنج نفر نماینده فروش در شش کشور زیر دستش کار می کردند . در آن زمان بیست و پنج سال داشتم .

briancoachingدر طول سوابق حرفه ای خود یک حقیقت ساده را دریافتم . کلید دست یابی به موفقیت بزرگ ، پیروزی ، احترام ، مقام و خوشبختی در زندگی این است که بتوانی ذهنت را تمام و کمال روی مهمترین کار یا هدفی که داری متمرکز کنی ، آن را درست انجام دهی و تا آنرا به اتمام نرسانده ای دست از کار نکشی .

پیشرفت سریع و دست یابی به اهداف با شناخت قوانین جهانی موفقیت یکی از موفق ترین کتابهای برایان تریسی است که در کشور ما نیز ترجمه گردیده است .در این کتاب درباره نویسنده آن آمده است : نویسنده این کتاب در طی سی سال به هشتاد کشور دنیا سفر کرده است تا دلایل حقیقی این پرسش را بیابد که چرا وقایع به صورتی که هستند اتفاق می افتند . او پاسخ ها را به صورت قوانینی خلاصه کرده است که سال ها در دنیا به افراد مختلف آموزش داده شده است و تعداد بیشماری از مردان و زنان توانسته اند با به کار گرفتن لین اصول ، موفقیت ، خوشبختی و سلامت جسمی – روانی را در زندگی خود افزایش دهند .
یکی دیگر از کتابهای که از این نویسنده در ایران با اقبال عمومی روبرو گردیده است کتاب قورباغه را غورت بده است که در باره ۲۱ روس عالی غلبه بر تنبلی و انجام بیشترین کار در کمترین زمان می باشد .
برایان تریسی درباره این کتاب گفته است : این کتاب برای این نوشته شده است که به شما نشان بدهد چطور در کارهایتان سریعتر پیش بروید . صفحاتی که در پیش رو دارید شامل بیست و یک اصل است که در مجموع قدرتمندترین اصولی است که که تا کنون در زمینه کارایی فردی کشف کرده ام . روش ها ، تکنیک ها و استراتژی هایی که ارائه می شوند کاریردی ، اثبات شده و سریع العمل هستند . روی هم رفته این ایده های بیست ویک گانه در مورد کارایی فردی مثل غذاهای آماده هستند که می توان آنها را در هر زمان و به ترتیب اهمیتی که در شرایط کنونی برای شما دارد به طور دلخواه مورد استفاده قرار داد .


مقالات برایان تریسی



۴ تکنیک ذهنی در جهت کسب مهارت در مدیریت زمان

برای مقوله ای به نام مدیریت زمان ، تکنیک های فراوانی برای انجام وجود دارد . انتخاب باشماست که که بخواهید انسانی تاثیرگذار و با کفایت باشید یا انسانی بی انضباط و بی لیاقت .

تصمیم با شماست که وقت خود را صرف با ارزش ترین وظایفتان کنید یا صرف بی اهمیت ترین مسایل زندگیتان . در واقع این شما هستید که انتخاب میکنید ، شما انسانی مثبت باشید یا منفی .

باید بگویم ، این خود شما هستید که همیشه بطور آزادانه میتوانید کیفیت زندگیتان را تعیین کنید .

اگر در صدد هستید که از عمر خود به نحو احسنت استفاده کنید ، لازم است یک تصمیم روشن و بدون ابهام برای آن بگیرید ، در ابتدا باید بر برنامه های گذشته خود فایق آیید و سد های ذهنی که در مسیر عملی کردن مدیریت زمان برای شما وجود دارد ، از بین ببرید .

نا گفته نماند که ، هدف شما باید اداره کردن زمانتان باشد بطوری که مردم با دیدن شما ، خودشان و پیرو و دنباله شما در جهت عادت‌ها ی کاریشان بدانند .

در اینجا ، چند تمرین ذهنی وجود دارد که شما بواسطه آنها میتوانید بهره وری خود را افزایش دهید و برای خود طوری برنامه ریزی کنید که زمان ، حداکثر کارایی را برای شما داشته باشد  تا بتوانید کل زندگیتان را متحول کنید .

 

از تاکیدات مثبت استفاده کنید

اولین اقدام در جهت مدیریت زمان ، به کنترل در آوردن تاکیدات مثبت است چون مثبت نگری قادر است زندگی شما را دگرگون کند . در این روش برای برنامه ریزی ذهن نیمه خودآگاه خود، از بحث خود مثبت یا عبارات مثبت استفاده میکنیم . دستوراتی که قادر هستند از قسمت خودآگاه مغز به قسمت نیمه خودآگاه مغز منتقل شوند .

باید گفت ، تاکیدات مثبت در واقع عباراتی هستند که شما آنها را چه با صدای بلند ادا کنید و چه با تمام احساس در خود زمزمه کنید ، این عبارات به عنوان دستورالعمل اجرایی جدید به قسمت نیمه هوشیار مغز شما میزان تقابل میابید . پس شروع به تکرار این تاکیدات مثبت بصورت مکرر کنید .

من در مدیریت زمان فوق‌العاده عالی هستم . من در مدیریت زمان فوق‌العاده عالی هستم

هر حکم مثبت که بصورت دوباره و دوباره ، با یک ایمان ، پذیرش و باور قلبی تکرار شود در نهایت از طرف ذهن نیمه هوشیار شما پذیرفته می‌شود . تاکید مورد علاقه من در زمینه مدیریت زمان این است :

من از زمانم به نحو احسنت استفاده میکنم . من از زمانم بطور احسنت استفاده میکنم .

بعد از این مرحله ، شما کم کم در خواهید یافت که برنامه ریزی های درونی شما ، بازتابی از رفتارهای بیرونی شماست و به این نحو ، تعادل زندگی کاری تان و کیفیت زندگیتان بهبود پیدا خواهید کرد .

از تصویر سازی ذهنی در جهت برنامه ریزی برای ذهن نیمه خود آگاه خود استفاده کنید

دومین تکنیک در جهت برنامه ریزی برای قسمت نیمه خودآگاه مغز ، استفاده از تجسم فکری یا تصویر سازی فکریست . معمولا ، تصاویر ذهنی خیلی زود در قسمت نیمه خودآگاه مغز شما نفوذ میکنند . در روانشناسی خویشتن شناسی نیز ، تصوری که شما از خود دارید ؛ در واقع همان شخصی است که شما با تاکیدات مثبت خود از خودتان ساخته اید .

پس چه نیکویی که همیشه خودتان را فردی با انضباط ، با کفایت و تاثیر گذار در مدیریت زمان تصور کنید . سعی کنید خاطرات و تصاویری از خودتان را که در کاری بهترین بوده اید را برای خود یادآوری کنید . بهتر است به زمانهایی بیاندیشید که شما در آن لحظات ، اگرچه با میزان زیادی از مشغله و کار روبرو بوده اید ولی به طرز خیلی موثر و کارآمد ظاهر شدید . سعی کنید هر چه بیشتر تصویری مثبت از خویشتن خویش ، در ذهن خود بسازید .

استراحت و تفکر کنید

سوتین تکنیک بسیار راحت و ساده است . تنها کافیست که شما در مکانی ساکت و دنج بنشینید یا لم دهید و اندکی با خود تنها باشید و در خلال تاکیدات مثبت ، خودتان را تصور کنید که در حال انجام یک تجربه جدید و مهم مثل ، جلسه ، کنفرانس ، مذاکره و یا حتی یک قرار ملاقات کاری هستید که کیفیت زندگیتان را تحت تاثیر قرار میدهد .

همانطور که بطور راحت نشسته آید، تصویری از آینده در ذهن خود مجسم کنید و آن را از هر جنبه بررسی کنید . خود را به عنوان فردی آرام ، مثبت و شاد کنترل کنید . خود را در

موقعیتی تصور کنید که افراد دیگر دقیقا چیزی را میگویند و انجام میدهند که شما میخواهید .

جا دارد ، در اینجا یک مدیتیشن ساده که دوستم Jack canfield از آن استفاده میکند را بیان کنم و بسیار متفاوت است .

* مکانی ساکت پیدا کنید و چشم هایتان را ببندید و روی کم کردن سرعت نفس کشیدن خود تمرکز کنید

* کلمات و عبارات نشاط بخش را تکرار کنید

* با حالت سکوت شروع به حرکت کنید

* خودتان را با هاله ای از نور که شما را فراگرفته است ، تصور کنید

 

خودتان را تصور کنید که در مدیریت زمان ، عالی هستید

چهارمین تکنیک این است که ، خودتان را در حالی که در مدیریت زمان عالی هستید تصور کنید . تصور کنید شما برای نقشی در یک فیلم یا تیاتر انتخاب شده اید ، در این نقش شما قرار است قسمتی از از زندگی شخصی را به نمایش درآورید که در هر جنبه از زندگی اش ، فوق العاده منظم است . همانطور که شما در زندگی شخصی خود هستید ، تصور کنید که شما بازیگری هستید که در حال بازی کردن آن قسمت از زندگی خود هستید و تاکنون در مدیریت زمان در زندگی خود ، بسیار خوب عمل کرده اید . طوری نقش بازی کنید که گویی در استفاده از زمان خود بصورت کارآمد و عالی بوده آید.

وانمود کنید که شما در مدیریت زمان و بهره وری شخصی یک متخصص هستید .این کار در نهایت به این نتیجه می انجامد که عمل شما که بطور مستقیم تحت کنترل شماست ، طرز فکر و باور شما را به قسمت نیمه خودآگاه مغز شما سوق میدهد . به زبان ساده تر ، شما باید نقشی را جعل یا تقلید کنید تا بتوانید آن را بطور واقعی انجام دهید .

میخواهم مطلبی را با شما به اشتراک بگذارم :

مدیریت زمان واقعی ، در واقع منبعی از انرژی و نگرش ذهنی مثبت است 

آدرس صفحه مرجع به انگلیسی

http://www.briantracy.com/blog/time-management/quality-of-life-work-life-balance-positive-affirmations

 

اگر می خواهید تبدیل به یک کارآفرین موفق شوید، این هفت نکته را در ذهن داشته باشید

 

همه چیز از ذهن تان شروع می شود. تفکر شما تصمیمات تان، و تصمیماتتان عملکردتان را تعیین می کنند. و عمل شما نتیجه به بار می آورد چه شما بخواهید چه نه.

 

If-You-Want-to-Become-a-Successful-Entrepreneur-Keep-These-7-Things-in-Mind

بنابراین، اگر می خواهید یک کارآفرین موفق باشید، اول باید طرز تفکر صحیح را انتخاب کنید. در این صورت صحیح انتخاب خواهید کرد و این سبب می شود که عملکرد صحیح نیز داشته باشید. و همین عملکرد صحیح نتایج صحیح نیز به بار خواهد آورد.

در اینجا 7 راهکار وجود دارد که به شما کمک می کند تبدیل به یک کارآفرین موفق شوید:

  1. به جای انفعال ابتکار عمل را در دست بگیرید

یک کارآفرین موفق کسی است که ابتکار عمل را در دست دارد و به جای اینکه منتظر شود اتفاقی رخ دهد و سپس به آن واکنش نشان دهد، خودش کارها را به سرانجام می رساند. طرز تفکر واکنش گرایانه شما را به هیچ جا نخواهد رساند.

این دقیقاً همان کاری است که ریچارد برانسون انجام داد و خط هوایی خود به نام ویرجین را راه اندازی کرد. به جای اینکه به خاطر پروازهای کنسل شده در فرودگاه سرگردان شود، بر نگرش مبتکرانه خود اتکا کرد و موفق به حل مشکل شد. او یک خط هوایی را اجاره کرد و بلیط هایش را به مسافران سرگردان فروخت. و باقی آن جزء داستان تاریخ است.

هر کس رویاهایی دارد. آیا شما می خواهید مطابق رویاهایتان عمل کنید یا فقط می خواهید آن رویاها در حد رویا باقی بمانند؟

  1. خلاق باشید

به  عنوان یک کارآفرین شما باید “متفاوت فکر کنید”. این جهان پر است از آدم های معمولی که دستور دیگران را اجرا می کنند، بدون فکر کردن کار می کنند و هرگز در رابطه با هیچ چیز سؤال نمی پرسند. به همین خاطر است که معمولی اند.

اما کارآفرین بودن متفاوت است. شما باید متفاوت از افراد معمولی فکر کنید و خلاق باشید. ببینید چگونه استیو جابز صنعت کامپیوترهای شخصی را با مک متحول کرد. او سپس این کار را با آی پاد در صنعت موسیقی انجام داد و مجدداً صنعت گوشی موبایل را با آیفون قبضه کرد.

شما باید در آینده فکر کنید و آنقدر بزرگ رویا ببینید که بتوانید صنعت را تغییر دهید.

“نوآوری یعنی دو چیزی را که از قبل وجود دارند بگیرید و آن ها را از نو به شکل جدیدی در کنار هم قرار دهید.” – تام فرستون

  1. به خودتان اعتماد کنید

به توانایی تان اعتماد کنید، به آنچه می توانید انجام دهید اعتماد کنید و به رویاهایتان باور داشته باشید. شما باید اولین کسی باشید که به خودتان باور دارید.در مسیرتان بارها پس زده می شوید، موانع زیادی می بینید و اشتباهات زیادی مرتکب می شوید.

هر کارآفرین موفقی به خودش باور دارد که می تواند چیز خارق العاده ای خلق کند. این همان چیزی است که به افراد عادی اجازه می دهد حداکثر پتانسیل خود را عملی کرده و نتایج شگفت انگیزی در زندگی به بار آورند.

اگر شما به خودتان و رویاهایتان اعتماد نداشته باشید، خیلی زودتر از آنکه فکرش را بکنید تسلیم خواهید شد. مردم می توانند موفقیت چشمگیری در زندگی شان بیافرینند زیرا رویاهایشان را باور دارند و بر آن ها پافشاری می کنند.

  1. هرگز تسلیم نشوید

زندگی در تمام دنیا خیلی سخت می شد اگر هنری فورد از رویای خود برای تولید انبوه اتوموبیل دست کشیده بود.

تمام موفقیت های بزرگ نتیجه سرسختی افراد و نگرش شان مبنی بر عدم تسلیم شدن است. اگر تسلیم شوید، می بازید. تا آنجا که تسلیم نشوید، شانس تان برای بردن بازی حفظ می شود. پس هرگز تسلیم نشوید.

  1. خوش بگذرانید

به عنوان یک کارآفرین، شما هم نیاز به سرگرمی دارید. چه این سرگرمی در زندگی یا کارتان باشد، شما به آن نیاز دارید تا عملکرد خوبی داشته باشید.

ریچارد برانسون می گوید، “یک تجارت باید جذب کننده و سرگرم کننده بوده و غرایز خلاقانه ما را به بازی بگیرد.” اگر کارتان سرگرم کننده نیست بهتر است به دنبال انجام دادن کار دیگری باشید.

سرگرمی داشتن یکی از معیارهایی است که در کسب و کار بسیار نادیده گرفته شده و افراد به آن اهمیتی نمی دهند. به خاطر داشته باشید، کار شما قرار است قمست عمده ای از زندگی شما را به خودش اختصاص دهد. شما دلتان می خواهد زمانی که مشغول انجام کارتان هستید به شما خوش بگذرد و شور و حرارت داشته باشید.

  1. جرأت ریسک کردن داشته باشید

آیا شما ریسک پذیر هستید؟ زمانی که من از ریسک کردن صحبت می کنم، منظورم ریسکی نیست که مثلاً در قمار وجود دارد. من از ریسک حساب شده صحبت می کنم. کارآفریننان موفق موقعیت را بررسی کرده، تحقیق شان را انجام داده و قبل از اقدام کردن میزان ریسک را محاسبه می کنند.

لزومی ندارد وارد عمل شوید وقتی که می دانید بازنده خواهید بود. شما وارد بازی می شوید زیرا می دانید که از درصد بالاتری برای پیروزی برخوردارید. همین اتفاق در تجارت می افتد. کورکورانه برای دست یابی به یک فرصت اقتصادی دست به عمل نزنید. موقعیت را بسنجید و تحقیق کنید.

دقت کنید فقط زمانی وارد شوید که از شانس بالاتری برای پیروزی برخوردارید. اگر شما از نظر رقابتی شانس کمتری برای برد دارید، این دیگر ریسک کردن نیست؛ این قمار است.

“بزرگترین ریسک این است که اصلاً ریسک نکنید… در جهانی که به سرعت در حال تغییر است، تنها راهکاری که می توانید از شکست اش مطمئن باشید ریسک نکردن است.” – مارک زاکربرگ

  1. خارق العاده باشید

جرات داشته باشید و متفاوت باشید. اگر نمی توانید تمایزی میان کسب و کار خودتان و دیگران قائل شوید، با مشکل رو به رو هستید. شما فقط باید خودتان باشید. درست زمانی که شما نسبت به خویشتن واقعی تان صادق باشید، قادر به خلق موفقیتی بی سابقه هستید زیرا درخششتان تنها از آن خودتان است نه دیگران.

مسئله دیگر در رابطه با خارق العاده بودن این است که کار بیش از حد انتظار انجام دهید.  تفاوت میان عادی و خارق العاده در همان “کمی بیشتر” که شما انجام می دهید نهفته است.

هر کارآفرین موفقی حتماً آن مسیر اضافی را می پیماید، کار بیشتری انجام می دهد، زمان بیشتری صرف می کند، تلاش بیشتری کرده و بیشتر از افراد عادی دست به عمل می زند. به همین علت آن ها موفق هستند.

برخی از این ها نقطه قدرت شما نیستند اما باید آن ها را به کار بگیرید، بر روی آن ها کار کنید و آن ها را زندگی کنید. ممکن است ساده نباشد، و حتی انجام آن ها چالش برانگیز باشد، اما نتیجه ارزشش را دارد.

6 موقعیت معمول که تسلیم شدن در آن ها ایده خوبی است

گفته می شود که مقاومت به شکل باور نکردنی نیرو بخش است. مثال های بیشماری وجود دارد که نشان دهد چگونه پایداری و مقاومت افراد را از موقعیت های ناامید کننده نجات داده است. به خاطر آنکه آن ها به پیشروی خود ادامه دادند و هرگز در مقابل موانع تسلیم نشدند، دیر یا زود به موفقیت دست یافتند.

با این حال، مثال های بیشماری هم وجود دارد از مقاومت های اشتباه که در آن ها افراد آنقدر به مقاومت ادامه دادند که خود را در چاهی دفن کردند که هرگز قادر به خارج شدن از آن نبودند.

 

6-Common-Situations-When-Giving-Up-Is-A-Good-Idea

مثل هر چیز دیگری در زندگی، این می تواند عواقب هم خوب و هم بد به بار آورد که بسته به آن است که به کدام سو و چطور جهت یافته.

در اینجا 6 موقعیت وجود دارد که تسلیم شدن در آنها قابل قبول بوده و حتی توصیه می شود:

  1. زمانی که کاری که انجامش می دهید به شما آسیب می رساند

شما نمی توانید بگویید که این جمله که “برنده ها هرگز تسلیم نمی شوند و بازنده ها هرگز پیروز نمی شوند” برای سیگار کشیدن و اعتیاد کاربرد دارد. اگر شما به دنبال عادات مخرب هستید مسلماً به مشکل برخواهید خورد.

اگر شما غذایی می خورید که به شما در بلند مدت آسیب می رساند یا از سبک زندگی پیروی می کنید که به روشنی هیچ کمکی به هدف یا سلامت شما نمی کند، وقت آن رسیده است که دست از کارتان بکشید.

  1. زمانی که از آنچه انجام می دهید متنفرید

شور و حرارت بی نهایت برای موفقیت اهمیت دارد زیرا اگر شما کاری را انجام ندهید که دوست دارید، نیروی زندگی خصوصاً زمانی که شما با مشکلات رو به رو شوید از شما رخت برخواهد بست.

اگر شما کاری را انجام می دهید که از آن متنفرید، حتی اگر پول در می آورید، کیفیت زندگی تان وحشتناک خواهد شود زیرا تمام آن پول هم نخواهد توانست برای شما شادی، آرامش و حتی خواب خوب به همراه بیاورد.

اگر شما از چیزی تا آن حد متنفرید که فکر می کنید تمام چیزهای خوب را از زندگی تان بیرون می کشد، بهتر است که تسلیم شوید. اما آگر آنچه می خواهید رها کنید شغل ثابت تان است، باید از قبل از آن کمی پس انداز کنید.

“باید کاری را انجام دهید که دوست دارید نه اینکه در نقطه آرامش یک شغل دائمی گیر کنید. زندگی همچون عوض کردن لباس نیست.” – لوسیندا بست

  1. زمانی که شما بهترین کاری که از دستتان برمی آمده انجام داده اید و هیچ نشانی از نتیجه در آینده نمی بینید

گاهی اوقات افراد کاری را ادامه می دهند که از آن لذت نمی برند مخصوصاً زمانی که باید خانواده خود را تأمین کنند زیرا حداقل به نوعی به خاطر آن پاداش دریافت می کنند. اما مواقعی هم هست که شما نه از کاری لذت می برید و نه پاداش توجیه پذیری برای آن مشاهده می کنید.

در چنین زمانی شما باید با خودتان صادق باشید و ببینید این کار اصلاً ارزش ادامه دادن دارد یا نه. اگر فقط آنقدر شیفته کاری که انجام می دهید هستید که نمی توانید زندگی را بدون آن تصور کنید، تنها در آن صورت باید ادامه بدهید. اما خودتان را برای این احتمال آماده کنید که ممکن است همیشه پاداش نگیرید.

  1. زمانی که هر چقدر هم سخت تلاش کنید نتوانید در کاری که انجام می دهید عملکرد خوبی داشته باشید

بهتر است زمانی که در کاری که انجام می دهید استعداد ندارید دست از آن بکشید و مشغول کار دیگری شوید. مطمئناً تلاش و تعهد شما را در انجام آن کار بهتر خواهد کرد اما شما باید با خودتان صادق باشید. آیا سخت کوشی و تعهد آنقدر مهارت شما را افزایش خواهد داد که بتوانید شغل خوبی از آن دست و پا کنید؟

اگر هر میزان تلاش هم منجر به کسب مهارت در کاری که انجام می دهید نشود، به احتمال زیاد شما در حال تلف کردن وقتتان هستید. عاقلانه این است که دست به کاری بزنید که در حد توانایی تان باشد. در آن صورت شانس به دست آوردن نتیجه ای که شایسته آن هستید بسیار زیاد خواهد شد.

  1. زمانی که به شما احترام گذاشته نمی شود

گاهی ممکن است شما به شکلی باورنکردنی با استعداد و سخت کوش باشید. اما با این حال از شما قدردانی نشده و مرتباً یا نادیده گرفته شوید یا مورد سوء استفاده قرار گیرید.

اگر شما مدام مجبورید با افراد خودخواهی برخورد داشته باشید که انگیزه اصلی شان در زندگی پایین نگه داشتن شماست چون از شما تنفر دارند، پیشرفت در چنین محیطی بسیار سخت خواهد بود.

در چنین موقعیتی شما مجبور نیستید به طور کامل دست از کارتان بکشید بلکه تنها ترک کردن موقعیت آزاردهنده ای که در حال حاضر ناراحت تان می کند کافی است. این کار ساده ای نیست مخصوصاً اگر آنجا منبع درآمد شماست. با این حال، اگر می خواهید پتانسیل واقعی خود را دریابید، مجبورید این تغییر را بپذیرید.

“در انتهای روز، یا می توانید بر آنچه شما را از هم می درد تمرکز کنید یا بر آنچه مانع فروپاشی شما می شود.”

  1. زمانی که اوضاع تغییر کرده و فرصت های بهتری وجود دارد

اگر شما در حال رانندگی هستید، آیا فقط باید به جاده پیش رو نگاه کنید یا باید به اتوموبیل هایی که از عقب یا کناره ها هم می آیند توجه داشته باشید؟ اگر حواس شما فقط بر جاده متمرکز باشد،  شما تصادف خواهید کرد و کاری برای ممانعت از آن نمی توانید انجام دهید.

تمرکز گاهی ممکن است حواس شما را از تشخیص فرصت های بهتر یا تهدیدهایی که بر سر راهتان سبز می شود پرت کند.

اگر شما در کار تولید پیجر هستید، با پیدایش تلفن های هوشمند در کار خود دچار رکود خواهید شد حتی اگر خیلی سخت تلاش کنید.

نتیجه

مقاومت همیشه یک خصوصیت نیرومند نیست که نتایج دلخواه به بار آورد. مقاومت باید همراه با آگاهی و دانش باشد. برخلاف باور عموم، کسانی که تسلیم می شوند میتوانند برنده شوند، خصوصاً زمانی که این کار برای حرکت به سوی مسیری جدید و پربارتر است.

اینفوگرافی موفقیت در هشت کلمه

کتاب صوتی-دانلود رایگان

کتاب صوتی-دانلود رایگان,کتاب صوتی رادیو مثبت, دانلود کتاب,چگونه ثروتمند شویم,موفقیت شخصی,مدیریت زمان,مدیریت,کسب و کار,زمان,فروش,سرماه گذاری و پول,برایان تریسی

چطور اهدافتان را به اجزاء کوچکتر تقسیم کنید

در ابتدای سال، من مقاله ای در رابطه با اهداف سرنوشت ساز نوشتم و از گام های ذکر شده در آن مقاله برای برنامه ریزی امسالم استفاده کردم. تقریباً سال به نیمه رسیده است و نتایج اهداف من شگفت انگیزند. من چندین هدف نسبتاً بزرگ تعیین کرده ام و تقریباً در همه آن ها به موفقیتت رسیده ام.

این اولین سالی است که من پیشرفتی به این حد در زمانی چنین کوتاه داشته ام و واقعاً لازم می بینیم  به شما نیز بگویم که چطور این کار را انجام دادم و چطور نباید همچون احمق هایی بود که مدام برای اهدافشان بهانه تراشی می کنند.

گام های لازم برای نوشتن اهداف مؤثر یک چیز است و عملی کردن آن ها چیزی کاملاً متفاوت.

بالاترین نیاز انسانی من نیاز برای رشد است و بنابراین نسبت به یک انسان معمولی هدف ها نقش حیاتی تری در زندگی من ایفا می کنند. اگر شما همچون من معتاد موفقیت هستید، به شما توصیه می کنم اگر می خواهید نتیجه گیری تان را با هم ترکیب کرده و مابقی امسال را ثمربخش تر باشید، نکات این مقاله را به دقت بخوانید.

 

Crushing-Your-Goals-To-Pieces-Success-Advice

در اینجا 4 گام وجود دارد برای خرد کردن اهدافتان:

گام 1. به ترس عادت کنید و آن را جذب کنید

همچون بیشتر افراد، راحت ترین کار این است که از انجام کاری که راحت نبوده و نیاز به تلاش دارد خودداری کنید. ساده تر این است که به خودمان با غذا، قهوه یا دیگر محرک ها پاداش داده تا اینکه بنشینیم و برای موفقیت سخت تلاش کنیم.

اگر قرار است از این مقاله تنها یک چیز نصیب شما شود اجازه دهید آن این باشد؛ تمام چیزی که شما نیاز دارید تا اهدافتان را به قسمت های کوچکتر تقسیم کنید دنبال کردن چیزهایی است که شما را می ترسانند و برای به واقعیت پیوستن اهدافتان لازم هستند. همینکه با چیزی رو به رو می شوید که به شما احساس ناراحتی و ترس می دهد، به آن بله گفته، و بعداً به آن فکر کنید (یا کلاً فکر کردن به آن را به تعویق بیاندازید).

من کسی هستم که از اول مسافرت با هواپیما را دوست نداشتم. یکی از اهداف امسال من پرواز به آسیا از طریق استرالیا بود که راهی طولانی به حساب می آمد. روشی که من از طریق آن این هدف را خرد کردم خرید بلیط هواپیما، فراموش کردن موضوع، و حاضر شدن در فرودگاه بود بدون اینکه قصد واقعی برای رفتن داشته باشم.

من این طور تجسم کردم که اگر فقط در فرودگاه حاضر شده، خودم را در موقعیت قرار داده و باورم را حفظ کنم، به نحوی به نتیجه خواهم رسید. دیگران مرا با حلقه ای از ترس محاصره کردند که در ارتباط با واکسیناسیون، کیفیت پایین غذا، آلودگی هوا، آدم ربایی، دزدی و چیزهایی از این قسم بود.

من با خودم فکر کردم که اگر قرار باشد فقط اینجا بنشینم و به 1001 چیزی فکر کنم که ممکن است برای من اتفاق بیفتد احتمالاً هرگز به هدفم دست نخواهم یافت. بنابراین، کاری را کردم که احساس می کردم درست است و دست از باور احمق هایی که سعی می کردند مرا از هدفم بازدارند کشیدم.

نتیجه این بود، سفرم فوق العاده بود، من به هدفم رسیدم و حالا دوباره لحظه شماری می کنم که در سه هفتهء آینده به آسیا بازگردم. همان طور که مشخص است، من اصلاً از پرواز نترسیده و بهترین راهی که می توانم آن را توصیف کنم این است که هواپیما همچون یک نیمکت عظیم الجثه است با ساعت ها فرصت برای تمرین رشد فردی.

از حالا به بعد، پرواز برای من برابر است با زمانی آرامش بخش برای گوش کردن به لوئیس هوز، تیم فریس، جوئل برون، تونی رابینز و دیگران. دوستان من، به این شکل بود که من به موفقیت رسیدم.

گام 2. به تعویق انداختن کارها را برای خود سخت و دردناک کنید

ما باید تکیه کلام آگهی های تبلیغاتی که می گویند “فشار خون بالا قاتل خاموش است” را تبدیل کنیم به “عادت به تعویق انداختن کارها قاتل خاموش است”. این عادت بیشتر از هر چیز دیگری سالانه رویاهای ما را می کشد. این عادت باعث احساساتی همچون ناکامی، عصبانیت، تندی، و بسیاری از عوارض جانبی منفی دیگر می شود.

برای آنکه از آنچه بیشتر احمق ها انجام می دادند خودداری کنم، تصمیم گرفتم به تعویق انداختن کارها را برای خود بسیار سخت کنم. این بدان معنا بود که اگر قرار بود دو کار انجام دهم، مطابق با فهرست اهدافم، کاری را انتخاب می کردم که با هدفم مرتبط بود، حتی اگر آن کار دیگر خیلی ضروری بود.

این نوع اراده و انضباط است که که شما لازم دارید از دست آوردهای من بیاموزید تا به اهدافتان برسید. هر زمان اجازه دهید چیزهایی همچون کار منزل اشتیاق شما (همچنین هدفتان) را کم رنگ کند شما خود مسبب ناکام ماندنتان هستید.

از حالا به بعد زمانی که می خواهید کاری را انجام دهید که در فهرست اهدافتان قرار ندارد به درد فکر کنید. هر چه شما این کار را بیشتر انجام دهید احتمال اینکه بتوانید احمق هایی را که این کار را انجام نمی دهند و فقط زندگی شان را تلف می کنند شکست دهید.

گام3.اهدافتان را جایی نگه دارید که به آن ها بربخورید

زمانی کسی به من گفت راه اینکه هرگز چیزی مهم را فراموش نکنید این است که آن شیء یا تکه ای کاغذ که بر روی آن کلماتی نوشته است را جایی قرار دهید که به آن ها بربخورید. با استفاده از این توصیهء مهم، من فهرست اهدافم را در کیف پولم و درست در کنار کامپیوترم، که تمام مقاله هایم را با آن می نویسم، قرار داده ام.

این گام بسیار ساده و آسان است؛ با این حال بیشتر افراد از این فن اساسی زندگی استفاده نمی کنند. وقتی هدف های شما جایی قرار داشته باشند که شما نتوانید از آن ها طفره بروید، آن ها مدام در ذهن شما پدیدار می شوند.

با قرار دادن اهدافتان جایی بر سر راهتان، شما مانع از آن می شوید که یکی از آن آدم هایی بشوید که دوازده ماه سال می گذرد و همچنان شاهد هیچ پیشرفتی خاصی به سوی هدفشان نیستند. اگر شما در به خاطر آوردن اهدافتان بسیار ضعیف هستید می توانید یک گام از من جلوتر رفته و فهرست اهدافتان را بر روی فرمان اتوموبیل چسبانده یا آن ها را به در بچسبانید.

و حتی ایدهء بهتر چسباندن اهدافتان به جایی است که دیگران هم آن ها را ببینند تا آن ها نیز اهدافتان را به شما یادآوری کنند. یخچال خانواده را استفاده کنید یا میز کارتان را که در برابر تمام همکارانتان قرار دارد.

فقط هرگز اهدافتان را فراموش نکنید و اجازه ندهید حواستان از آن ها پرت شود!

 

گام 4. به دست آوردهایتان شکل بازی بدهید

دلیل اینکه بازی هایی همچون کندی کراش بسیار اعتیاد آورند این است که هر چیزی که در آن اصول بازی به کار گرفته شود درست همان چیزی است که ذهن های گرفتار ما آرزوی آن را دارد. زمانی که ما یک بازی را بازی می کنیم، پیشرفتی که ما با کار کردن در سطوح مختلف به دست می آوریم بسیار لذت آور است.

من شخصاً برای بازی های کامپیوتری وقت ندارم، بنابراین من سهمم را از طریق اهدافم می گیرم. تمام کاری که برای بخش کردن اهدافم انجام دادم تبدیل آن ها به سطوح مختلف یک بازی بود. باز هم، هنر حضور یافتن و خودی نشان دادن همان کاری است که من هر هدفم (هر سطح از بازی) را با آن شروع می کنم.

سخنرانی در جمع – یکی از اهداف اصلی من – سخت است اما زمانی که در جمع حاضر شده و آمادهء انجام کار می شوید بدون اینکه نتیجه برایتان اهمیت داشته باشد، خواهید دید که در سطوح بازی خیلی سریع پیش می روید. احمق ها در بازی های کامپیوتری به موفقیت دست می یابند بدون اینکه بفهمند این پیشرفت هیچ کمکی به آن ها در دنیای واقعی نخواهد کرد.

اگر شما فکر می کنید هدفی ندارید که بتوان آن را تبدیل به بازی کرد، من یکی به شما ارائه می کنم. هر شب، فصلی از یک کتاب را بخوانید. این کار را هر روز انجام دهید و خواهید دید که مهارت های مطالعهء شما، واژگان تان و حتی دستور زبانتان به شکل قابل ملاحظه ای بهبود خواهد یافت.

از زمانی که من شروع به بازی مطالعه کردم، دانش من از چیزهایی که من به آن ها اهمیت می دهم (همچون رشد فردی، رهبری، رسانهء اجتماعی، افراد الهام بخش) به بالاترین حد رسیده است. مطالعهء هر روزه حتی به من کمک کرده است مطالب بهتری نوشته و ایده های بیشتری برای استفاده در کار داشته باشم.

حرف آخر

من از واژهء احمق زیاد در این مقاله استفاده می کنم، نه به این خاطر که همچون یک عقل کل به نظر برسم بلکه بدین علت که شما را ترغیب به عمل کردن کنم. کسی که به این وب سایت سر می زند احمق نیست، هر چند که اگر اهداف تان را بیشتر جدی نگیرید تبدیل به یکی از آن ها خواهید شد.

اهداف باید واقعاً “چیزهایی که نیازمند تلاش اند” نامیده شوند زیرا هر هدفی تقریباً همیشه سخت است. هدفی همچون شروع یک کسب و کار، وزن کم کردن، سفر دور دنیا بسیار سخت است. این نیازمند تلاشی است که بیشتر ماها  حاضر به انجام آن نیستیم، اما ما آماده ایم که همینکه به چیزی که می خواهیم نمی رسیم گله و شکایت بکنیم.

سر زدن به این وب سایت برای به دست آوردن انگیزه قرار نیست به شما در بخش کردن اهدافتان کمک کند! تنها راه برای این کار استفاده از این چهار گام و انجام کارهایی است که بدون تردید باید انجام دهید.شما می توانید این کار را انجام دهید،فقط از همین لحظه شروع کنید.

“آیا زندگی تان برای تان اهمیت دارد و می خواهید در زمانی که بر روی زمین به شما اختصاص یافته است به موفقیتی دست پیدا کنید؟امیدوارم پاسخ بله باشد. اگر نباشد، شما به وب سایت اشتباهی سر زده اید و بهتر است به اینستاگرام رفته و به دنبال افرادی بگردید که زندگی شان همچون زندگی است که شما رویایش را می بینید”

15 نکته از کتاب صوتی ” جوان و ثروتمند بازنشسته شوید”

1. قدرت نفوذ، دلیل ثروتمند شدن آدمهاست، بعضی ها از اون استفاده میکنن، بعضی ها سو استفاده میکنن و بعضی هم اصلاً استفاده نمی‌کننhand-putting-coin-on-money-staircase_23-2147510723

2. قدرت نفوذ ذهن، بزرگترین نیروی نفوذ دنیاست. کلمات قدرت نفوذ دارن و اگر از اونها درست استفاده بشه ذهن شما ثروتمند خواهد شد. هیچ وقت به جای عبارت ” آیا میتونم انجامش بدم؟” از “از عهده ش برنمیام” استفاده نکنید.

3. کار کردن در تمام طول عمر و امیدوار بودن به طرح پس انداز بازنشستگی و حقوق بازنشستگی ایده ی خوبی برای عصر صنعتی بود، اما برای عصر اطلاعات نه!

4. مردم فقیر از کلمات ضعیفی استفاده می‌کنن و مردم ثروتمند از کلمات غنی. اگر کلمات و فکر خودتونو تغییر بدید ثروتمند خواهید شد.

5. همه ی ما در زندگی تردیدهایی داریم اما چیزی که مهمه اینه که با این تردید ها چکار میکنیم؟

6. مهم نیست که “چطور” میخواهید پولدار بشید مهم اینه که “چرا” ؟ بدون پیدا کردن علت هرگز به راهکار نمیرسید.

7. برای ثروتمند شدن 3 راه وجود داره: الف) افزایش مهارت های کسب و کار ب) افزایش مهارت های مدیریت سرمایه ج)افزایش مهارت های سرمایه گذاری

8. اشتیاق یعنی ترکیب عشق و نفرت. اگه میخواهید به چیزی که میخواهید برسید اول علت این خواستن رو پیدا کنید و نسبت بهش مشتاق بشید. اشتیاق به شما انرژی میده. هر روز به این علت ها فکر کنید و به خودتون یادآوری کنید که چرا دوست دارید پولدار بشید.

9. وام؛ مثل یک تفنگ پر میمونه. میتونه نجاتتون بده و یا باعث نابودیتون بشه. بستگی داره چطور از اون استفاده کنید.

10. افراد فقیر و ضعیف از نظر مالی و همینطور متوسط ها، سخت تر و بیشتر کار میکنن . بخاطر اینکه از مزایای مهمترین نیروی نفوذ که ” آموزشهای مالی” بی بهره هستن.

11. ما وام ها رو به دو دسته تقسیم بندی میکنیم، وام های خوب و بد. وام های خوب اونهایی هستند که در نهایت پول به جیب شما میارن، و وام های بد وام هایی هستن که پول رو از جیب شما میبرن.

12. ثروتمند “چیزی” نیست که شما با اون آشنا باشید بلکه “کسی” ست که شما اونو میشناسید

13. نیروی نفوذ همچنین میتونه در اوقات فراغت شما پیدا بشه. شرکت های dell، HP و فیسبوک از همین وقت های اضافه ظهور کردن

14. شما باید به دنبال بهترین نیروی نفوذ خودتون باشید. چیزی که بهترین نتیجه رو با کمترین صرف انرژی براتون به ارمغان بیاره.

15. این سوال رو هر روز از خودتون بپرسید: چطور میتونم کاری که باید انجام بدم رو به انجام برسونم و با بکار گرفتن افراد بیشتر ساعت کاری رو به حداقل برسونم.

 کتاب صوتی جوان بازنشسته شوید، ثروتمند بازنشسته شوید را می توانید از فروشگاه سایت رادیو مثبت تهیه کنید

کتاب صوتی مدیریت کاربردی زمان

برایان تریسی


توضیحات
  • نویسنده : برایان تریسی

  • مدت زمان : ۴۱ دقیقه

  • فرمت فایل : MP3

  • مترجم : رضا قیومی

  • ناشر: رادیو مثبت

چه خواهید شنید؟
نقد رادیو مثبت
دستگاه های قابل اجرا

در چه دستگاه های میتوان فایل کتاب صوتی را اجرا کرد

playlist

نمونه فایل کتاب صوتی را بشنوید

کتاب صوتی


خرید و دانلود کتاب صوتی



پرداختی شما : ۱۶۹۰۰ تومان


در مورد کتاب صوتی  مدیریت کاربردی زمان بیشتر بدانید :

توانایی شما در مدیریت کاربردی زمان به اندازه هر کار دیگری، تعیین‌کننده موفقیت یا شکستتان است.

مدیریت کاربردی زمان در زندگی ، برای موفقیت لازم و ضروریه. نه فقط توی موفیقت در زندگی، بلکه در کسب و کار و هر چیز دیگه ای هم یک مورد مهم و ضروری حساب میشه.

زمان، تنها چیزی هست که نمیتونید با چیز دیگه ای جایگزینش کنید، پس با ارزش ترین دارایی شما، زمانتونه. زمان تنها چیزیه که نمیتونید اون را جایی نگه داری کنید و بدون اون به هیچ هدفی نمیرسید.

در این کتاب صوتی برایان تریسی شما را با چهار  تکنیک مدیریت زمان آشنا میکند و همچنین به شما  یاد خواهید داد  با انجام چه کارهایی کیفت زندگیتون رو بالا ببرید زیرا میزان کنترلی که بر زمان و زندگی خود دارید، شاخصی مهم از میزان آرامش درونی، هماهنگی و سلامت ذهنی شما است. احساس عدم توانایی در کنترل زمان منبع اصلی استرس، نگرانی و افسردگی است. هر چه بهتر رویدادهای مهم زندگی خود را سازماندهی و کنترل کنید، هر لحظه احساس بهتری خواهید داشت، انرژی بیشتری دارید، بهتر می‌خوابید و کارهای بیشتری انجام می‌دهید.

درباره نویسنده …

برایان تریسی



برایان تریسی

برایان تریسی در سال ۱۹۴۴میلادی متولد شد و دوران نوجوانی را در شهر پومونای کالیفرنیا گذراند در خانه ای که هرگز پول کافی وجود نداشت
او می گوید:در آن زمان آرزوی من این بود که قبل از سن ۳۰سالگی میلیونر شوم مطمئنا خیلی ها همین ارزو را دارند با این حال که به سن ۳۰ سالگی رسیدم  ، وضعیت من با سن ۲۰ سالگی تفاوت نداشت ولی ناگهان کاری کردم که زندگی ام را دگرگون کرد من این سوال را از خودم پرسیدم  که چرا بعضی ها از دیگران موفق تر هستند؟مخصوصا می خواستم بدانم که چگونه است که بعضی ها با دست خالی شروع می کنند و نهایتا میلیونر می شوند؟ این سوال من را به جستجوی پاسخ هایی وا داشت .  من میلیونر های خود ساخته را محور اصلی زندگی  قرار دادم  زیرا این افراد صفات و رفتاری را بروز می دهند  که قابل مشاهده و سنجش است آن ها با انجام مکرر کارهای مشخص به نحوی خاص از مرز جادویی  ۱ میلیون دلار می گذرند. من یاد گرفتم که برای به دست آوردن موفقیت های بزرگ  باید به شخص خاصی تبدیل شد مهم ترین عامل موفقیت پول نیست بلکه تبدیل شدن به کسی است  که می تواند چنین ثروتی را بدست آورد و از آن به خوبی بهره ببرند

نظر خود را در مورد مدیریت کاربردی زمان ثبت کنید و برای هر نظر ۲۰۰ تومان حساب خود را شارژ کنید


۲۱ نکته مهم برای مدیریت زمان و افزایش بهره وری

مدیریت زمان، برای موفقیت لازم و ضروریه. نه فقط توی موفیقت در زندگی، بلکه در کسب و کار و هر چیز دیگه ای هم یک مورد مهم و ضروری حساب میشه برای اینکه به نظر من مدیریت زمان، یعنی مدیریت زندگی.زمان، تنها چیزی هست که نمیتونید با چیز دیگه ای جایگزینش کنید، پس باارزش ترین دارایی شما، زمانتونه. زمان تنها چیزیه که نمیتونید اونا جایی نگه داری کنید و بدون اون به هیچ هدفی نمیرسید.

امروز می خواهیم شما را با ۲۱ نکته طلایی در مورد مدیریت زمان آشنا کنیم تا بهره وری خود را در زمان انجام امور مختلف بالا ببرید

۱- ابتدا کارهای مهمتر را انجام دهید

این یک قانون طلایی در مدیریت زمان است. سعی کنید هر روز دو یا سه کار بسیار مهمی را که حتماً باید انجام شوند، تعیین کرده و الویت خود را انجام آنها بگذارید؛ هنگامی که این کارها را تمام کردید، روزتان به خوبی پیش خواهد رفت. می توانید به سراغ دیگر کارها بروید و یا آنها را به فردا موکول کنید؛ به هر حال شما کارهای مهم خود را به پایان رسانده اید.

۲- «نه» گفتن را یاد بگیرید

پایبند بودن به زمان، به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید درک درستی از زمان در دسترس خود داشته باشید و این ویژگی ارزشمندی است که هر فرد می تواند با اندکی تلاش در خود ایجاد کند. شما می توانید متفاوت از سایرین باشید، باید یاد بگیرید که به بسیاری از فرصت ها «نه» بگویید. به یاد داشته باشید هرگاه زمان کافی برای انجام کاری داشتید، آنرا قبول کنید چراکه در غیر اینصورت ممکن است نتوانید آن کار را به موقع انجام دهید.

۳- حداقل ۷ تا ۸ ساعت بخوابید

برخی از افراد فکر می کنند که یک راه مناسب برای افزایش بازدهی و خریدن چند ساعت اضافه تر، کاهش دادن ساعت خواب است در حالیکه اصلاً اینطور نیست. بیشتر افراد به ۷ تا ۸ ساعت خواب در روز نیاز دارند تا ذهن و جسم شان بتواند عملکردی مطلوب داشته باشد. به یاد داشته باشید که عقل سالم در بدن سالم است، بنابراین به سلامت بدن خود اهمیت داده و ارزش خواب را دست کم نگیرید.

۴- شش دانگ حواس خود را روی کار متمرکز کنید

تمامی تب های مرورگرتان را ببندید، تلفن خود را در حالت بی صدا قرار داده و از جلوی چشم خود بردارید؛ یک مکان مناسب برای انجام کار مورد نظرتان انتخاب کرده و اگر به موسیقی نیز علاقه مندید، در حین انجام کار، موسیقی دلخواهتان را گوش دهید. سعی کنید روی یک کار تمرکز داشته باشید نه چند کار.

۵- به موقع دست به کار شوید

تقریباً همه ما در طول زندگی چوب به تاخیر انداختن کارهای خود را خورده ایم. اصلاً سخت نیست! اگر به موقع شروع به انجام کاری کنید، قادر خواهید بود به نحو احسن آن را تا پایان مدیریت کنید.
مطمئناً اگر به موقع شروع به انجام کاری کنید، خیلی بهتر آن را به سرانجام می رسانید و استرس کم تری خواهید داشت. به خاطر داشته باشید انجام هیچ کاری مشکل نخواهد بود، اگر و تنها اگر مصمم به انجام آن باشید.

۶- اسیر جزئیات کم اهمیت نشوید

اغلب ما در انجام امور دچار وسواس شده و بیشتر از آن چیزی که نیاز هست، به جزئیات اهمیت می دهیم. معمولاً افراد ایده آل گرا دچار چنین حالتی می شوند. بهترین روش این است که با نگاهی به عملکرد گذشته خود، از آن درس گرفته و سعی کنید به آینده و کاری که قرار است انجام دهید معطوف شوید تا بتوانید بسیاری از امور را اصلاح کنید.

۷- تبدیل وظایف مهم به عادت

نوشتن را به یکی از عادت های منظم خود تبدیل کنید و در هر فرصتی اعم از مدرسه، محل کار و یا وبلاگ شخصی بنویسید. ممکن است نوشتن ۵ تا ۷ هزار کلمه در طول یک هفته زیاد به نظر برسد امّا اگر آن را به یک عادت تبدیل کنید، امری شدنی است. بنابراین سعی کنید نوشتن را به یکی از عادت های روزانه خود تبدیل کرده و این روند را حفظ کنید تا همواره ذهنتان درگیر عادت نوشتن باشد و مطمئن باشید که بعد از مدتی از آن لذت خواهید برد.

۸- زمان مشخصی را برای اینترنت و تلوزیون در نظر بگیرید

یکی از بدترین عادت ها، هدر دادن زمان در کارهایی مانند تماشای تلوزیون، فیلم، بازی و یا شبکه های اجتماعی نظیر توییتر و فیسبوک است که عامل بزرگی در کاهش بهره وری به حساب می آید. پیشنهاد می شود در ابتدا زمانی که صرف این قبیل فعالیت ها می کنید را محاسبه کرده تا به سادگی ببینید که این کارها چقدر از وقت گرانبهای شما را می بلعند. سپس سعی کنید آن را کاهش دهید.

۹- زمان معینی را برای انجام هر کار در نظر بگیرید

فرض کنید کار یا پروژه ای به شما محول شده است؛ بجای آنکه با نگرانی بنشینید و در مورد آنها فکر کنید، این جملات را به خود بگویید: «من روی این پروژه کار می کنم تا انجام شود» و «من می خواهم ۳ ساعت روی این پروژه کار کنم.»
بخاطر داشته باید که محدودیت زمانی سبب تمرکز بیشتر شما در انجام کارها خواهد شد و در نتیجه بهره وری تان نیز افزایش پیدا می کند. اگر نتوانستید در وقت مقرر کاری را انجام دهید، بازگردید و با دقت و تمرکز بیشتری، سعی کنید آن را به پایان برسانید.

۱۰- وقت استراحتی بین کارها داشته باشید

هنگامی که در انجام کارها عجله کنید، نمی توانید درک درستی از آنچه که انجام می دهید داشته باشید و اگر نتیجه دلخواهتان رخ ندهد، مطمئناً تمرکز و انگیزه خود را از دست خواهید داد. سعی کنید در حین انجام کارهایتان، زمانی را برای استراحت و آرامش داشته باشید تا مغزتان بتواند نفسی تازه کند. پیشنهاد می شود کمی قدم بزنید، آرام باشید و ذهن خود را از عوامل خسته کننده دور کنید.

۱۱-در همان ابتدا به لیست کلی وظایف خود نگاه نکنید

یکی از بدترین عواملی که سبب دلسردی شما می شود این است که در همان ابتدا به لیست کارهای انجام نشده خود، نگاه بیاندازید، آه بکشید و با خود بگویید که «هرکاری کنم باز هم وقت کافی برای انجام تمام آنها را ندارم.» در این مرحله بهترین کاری که می توان کرد این است که روی انجام یک کار متمرکز شوید و بعد از اینکه آنرا تمام کردید به سراغ مرحله بعد بروید.

۱۲- ورزش کنید و رژیم غذایی سالمی داشته باشید

تحقیقات نشان داده اند که بین سالم زندگی کردن و بازدهی کارها، رابطه ی مستقیمی وجود دارد. به یاد داشته باشید که خواب کافی، ورزش کردن و غذای سالم، انرژی شما را در حد مطلوب نگاه داشته و باعث تمرکز بیشتر شما در انجام امور خواهد شد.

۱۳- کارها را دسته بندی کنید

این تاکتیکی است که توسط لئو بابوتا پیشنهاد می شود. او می گوید، اینکار باعث توجه شما به انجام کارهای مهم تر خواهد شد. به کارهایی که زودتر باید انجام شوند، توجه جدّی داشته باشید و روی آنها تمرکز کنید.
هدفمند باشید و بخاطر بسپارید که انجام کارهای کوچکتری که ارزش زیادی دارند بهتر از انجام کارهای زیادی است که شاید خیلی هم برایتان فایده ای نداشته باشند.

۱۴- از تعطیلات آخر هفته زیاد استفاده نکنید

شاید به نظر خنده دار برسد ولی به جرات می توان گفت که انجام کمی کار در تعطیلات آخر هفته، تاثیر شگفت انگیزی در کاهش حجم وظایفتان در طول هفته دارد. هدف ۲ تا ۴ ساعت در هر روز است و خواهید دید که وقت آزاد بیشتری برای فعالیت های خود خواهید داشت.

۱۵- سیستمی سازماندهی شده بنا کنید

داشتن نظم و ترتیب در کارها موجب صرفه جویی در وقت و هزینه می شود. به یاد داشته باشید که قرار نیست منظم ترین فرد جهان باشید. گفتنی است که برنامه ها برای پیاده سازی باید تا حد ممکن ساده باشند وگرنه همواره روی کاغذ خواهند ماند و اجرایی نخواهند شد. یک سیستم بایگانی برای پرونده ها فراهم کنید و مطمئن شوید که همه چیز در جایی ذخیره خواهد شد.

۱۶- از وقت خود بهترین استفاده را داشته باشید

برای بسیاری از افراد عادی شده است که وقت خود را هدر بدهند و تلاشی هم برای استفاده از آن نکنند. مکان هایی که منتظر نشسته اید، صف انتظار در فروشگاه ها، مترو و یا ورزشگاه ها از جمله فضاهایی هستند که می توانید به مطالعه در آنها بپردازید تا در وقت خود صرفه جویی نمایید.

۱۷- با خودتان خلوت کنید

جایی خلوت و بدون هرگونه مزاحمت را برای خود بیابید. گاهی اوقات تنها راه برای انجام کارها، این است که خود را در جایی محبوس نمایید. سعی کنید یکبار این روش را امتحان کنید.

۱۸- متعهد به قول خود برای انجام کارها باشید

شاید قبلاً این نکته گفته شده باشد ولی ارزش آن در تکرار است. در انجام کارها هدفگذاری کنید، مصمم و متعهد باشید، در کار خود حرفه ای رفتار کنید و دائماً پیگیر انجام آن باشید. به یاد داشته باشید که داشتن اراده ای استوار برای موفق شدن در انجام کاری، شما را به سمت پیروزی رهنمون می سازد.

۱۹- وظایفی که به هم مرتبط هستند را در یک گروه قرار دهید

فرض کنید در آخر هقته این تکالیف به شما داده شده است: دو پروژه برنامه نویسی، ارسال سه مقاله و دو ویدئو. بجای اینکه به صورت حدسی آنها را دسته بندی کنید، کارهایی را که شبیه به هم هستند را کنار هم بگذارید و انجام دهید. امور گوناگون، فضاهای فکری مختلفی را می طلبند. بنابراین این نکته به ذهن شما اجازه می دهد تا روی کار مشخصی درگیر باشد، به عبارت دیگر، بجای اینکه دائما پرش ذهنی داشته باشید، خط فکری شما حفظ خواهد شد.

۲۰- زمانی را برای آرامش یافتن کنار بگذارید

در جهان پر استرس ما، هنوز خیلی از افراد نمی توانند زمان لازم برای آرامش یافتن را پیدا کنند. تاثیر سکوت و آرامش در انجام کارها، فوق العاده است. زمانی را برای سکوت و استراحت مطلق در نظر بگیرید، این کار باعث کاهش اضطراب شما خواهد شد و نشان می دهد که شما در انجام کارها فرد عجولی نیستید و از آنجایی که کار خود را با آرامش انجام می دهید، حس رضایت بخشی از کار خود خواهید داشت.

۲۱- امور غیر ضروری را کنار بگذارید

شاید این نکته نیز قبلاً اشاره شده باشد ولی این اصل یکی از مهمترین و مفیدترین نکاتی است که همواره باید مورد توجه قرار دهید. زندگی پر از امور بی فایده است؛ اگر بتوانید این موارد را پیدا کرده و از زندگی خود حذف کنید، آنگاه زمان کافی در اختیار خواهید داشت تا به آنچه که برایتان مهم و ارزشمندتر است بپردازید.

 

پیشنهاد می کنیم برای موفقیت در مدیریت زمان و افزایش بهره وری کتاب های صوتی زیر را بشنوید :

کتاب صوتی مدیریت کاربردی زمان

کتاب صوتی استفاده یا سو ء استفاده از زمان

کتاب صوتی مدیریت زمان

9 کلید استقلال مالی از دیدگاه رابرت کیوساکی

9 کلید استقلال مالی از دیدگاه رابرت کیوساکی

استقلال مالی یکی از آرزوهای هر فردی در زندگیش است. در مواقع بحرانی از دست دادن کل سرمایه و درامد برای هر شخصی دردناک و غیر قابل تصور است. در نتیجه کسب تحصیلات در مسائل مالی و حسابداری و نیز نحوه ثروت اندوزی موضوعی مهم و اساسی است.

روبرت کیوساکی، کارآفرین و سرمایه گذار، یکی از محبوب ترین نویسنده ها و مفسر اقتصادی در حال حاضر است. کتابش به نام پدر پولدار پدر بی پول به عنوان یکی از بهترین کتابهای مالی بوده و او در آن کتاب نحوه رسیدن به استقلال مالی را با ذکر جزئیات کامل شرح می دهد.

1 . مسئولیت کامل کارهایتان را بپذیرید.

هر انتخابی که می کنید نتایج منطقی خودش را دارد، برخی از این انتخابها منجر به سوخت سرمایه شما برای همیشه می شود. از این رو شما باید با پذیرش مسئولیت سرمایه گذاری تان نسبت تامین امنیت مالی تان اقدام کنید. این را هم باید بدانید که انتخاب هرگونه تصمیم در امروز، تاثیر مستقیمی بر زندگی آینده تان خواهد داشت. بنابراین شما بایستی هرگونه تصمیمات، خریدها و هزینه کردها حول اهداف بلند مدت مالی تان را به نحو احسن بررسی و برآورد کنید.

2 . مراقب مخارج خود باشید.

ما در جامعه ای مصرف-محور زندگی می کنیم که ما را پیوسته وادار به خرج کردن می کند. عادت خرج کردن شما یکی از اصلی ترین دلایلی ست که چرا شما نمی توانید با راحتی آینده مالی تان را تامین کنید. همه مخارج تان را بررسی کنید و قبل از هر خریدی دو بار در مورد آن فکر کنید. انجام این کار در ابتدا کمی مشکل به نظر می رسد، خصوصاً اگر آدم ولخرجی باشید، اما زمانیکه مدیریت مخارج تان را یاد گرفتید، بدست آوردن استقلال مالی آسان و خوشایند است.

3 . تعیین بودجه مشخص برای مخارج الزامی است.

تعیین بودجه مشخصی برای مخارج و زندگی کردن با همه محدودیتهایی که برایتان ایجاد می کند یکی از الزامات رسیدن به اسقلال مالی در زندگی است. تعیین بودجه شما را ملزم به مدیریت درآمد و کنترل هزینه کردها کرده و حس مسئولیت پذیری در شما ایجاد می کند. اگر می خواهید امنیت مالی داشته باشید، تعیین بودجه ابزار لازم برای رسیدن به آن را در اختیار شما می گذارد.

4 . اول به خودتان بپردازید.

بدهی یکی از دلایل عمده عدم امنیت مالی در زندگی بیشتر مردم است. بدهی شما را از داخل تهی کرده و شما را از رسیدن به رویاها، آرزوها و اهداف تان باز می دارد. بدهی باعث محرومیت شما از شادی های آینده می شود. نداشتن بدهی باید یکی از اساسی ترین اهداف شما در زندگی بوده و شما باید تمام سعی تان را در این امر داشته باشید.

اگر خواستار استقلال مالی هستید زندگی بدون بدهی باید یکی از مهمترین اصول تان باشد.

5 . صندوق پس انداز اضطراری داشته باشید.

صندوق پس انداز بالشی پر از پول نقد است که حداقل به مدت سه ماه هزینه هایتان را پوشش می دهد. همچنین می توانید برای پوشش هزینه های پیش بینی نشده مثل تعمیرات، هزینه های درمانی و سایر هزینه های اضطراری از آن استفاده کنید. داشتن پس انداز اضطراری لازم است چون به شما این اطمینان را میدهد که در صورت وقوع چنین موقعیت هایی راه فرار دارید و در بدهی نمی افتید. اطمینان از اینکه هزینه های زندگی تان در آینده تحت پوشش قرار می گیرد به شما آرامش ذهنی می دهد.

یکی از بهترین راه های داشتن بالشی از پول نقد ایجاد حساب بانکی مجزا و شروع به پس انداز در آن است.

6. آموختن را متوقف نکنید.

آموختن مسائل امور مالی یا حسابداری بایستی بالاترین اولویت شما باشد.

امروزه منابع بیشماری برای تقویت دانش مالی تان و نحوه کارکرد آن وجود دارد. مسئولیت کامل امور مالی تان را با شرکت در کلاسها و آموختن حسابداری بپذیرید. بجای پرداختن به همه موضوعات در یک جلسه، شما می توانید در هر بار یک موضوع را بیاموزید. مثلاً شما می توانید در صورت علاقه مندی درباره مدیریت بودجه در خانه بیاموزید. بعلاوه موضوعات مالی متعدد دیگری نیز وجود دارد که می توانید به ترتیب آنها را یاد بگیرید و بدین وسیله سواد مالی تان را افزایش دهید.

7 . اهداف روشن و دقیق مالی داشته باشید.

اگر اهداف مالی تعریف شده و روشن نداشته باشید، بسیار مشکل است که در جهت تامین استقلال مالی تان گام بردارید. اگر خواهان ایجاد کسب و کار بزرگی هستید، با تاسیس شرکت شخصی خودتان در این راه کارتان را آغاز کنید. و اگر خواستار سرمایه گذاری هستید، بیاموزید که فرصتهای مناسب را به محض دسترسی بدان بقاپید. تنها زمانیکه اهداف روشنی در ذهنتان دارید قادر به تشخیص توانایی هایتان خواهید بود.

داشتن اهداف و تلاش در جهت رسیدن به آنها به شما انگیزه می بخشد که در زندگی رویایی که هم اکنون در ذهنتان دارید زندگی کنید.

8 . بازاریابی شبکه ای

هزینه پایین تاسیس یک شرکت بازار یابی شبکه ای یکی از مزیت های ست که ما داریم. آغاز یک کسب و کار بزرگ بدون داشتن زمان و سرمایه اولیه بالا بسیار سخت است.

شرکت بازاریابی شبکه ای این زمان را در اختیار شما می گذارد که مهارتهای تجاری را بیاموزید و از یک کارمند دون پایه به یک بازرگان با درامد بالا ارتقا یابید. از این رو بازاریابی شبکه ای یکی از کامل ترین روشها برای تامین استقلال مالی است. بازاریابی شبکه ای سیستم درامدی مداومی برای شما ایجاد می کند که شما حتی در خواب و سفر هم پول در می آورید.

9. ساده زیست باشید.

با گذشت زمان زندگی پیچیده تر می شود. دویدن بدنبال پول و اهداف مالی باعث واماندن شما از چیزهایی می شود که در زندگی بسیار مهم هستند. در نتیجه شما شروع به از دست دادن انگیزه تان می کنید و گرفتار تاریکی می شوید. از این رو بسیار اساسی و مهم است که زندگی تان را با پاکسازی ذهن از درهم و برهمی و آشفتگی ساده و آسان کنید.

در همین زمینه، کتابهای صوتی  زیررا توصیه میکنیم بشنوید:

کتاب صوتی هوش اقتصادی 

کتاب صوتی چه کسی پول مرا برداشت ؟ 

با گوش دادن به این کتاب های صوتی یاد خواهید گرفت چه اقداماتی برای سرعت بخشیدن و به حداکثر رساندن سرمایه گذاری برای رسیدن به استقلال مالی انجام دهيد.

 

 

کتاب صوتی قهرمان ماراتن زندگی

کتاب صوتی


توضیحات
  • نویسنده : جان ماکسول

  • مدت زمان : ۷۵ دقیقه

  • فرمت فایل : MP3

  • ناشر: رادیو مثبت

چه خواهید شنید؟
  • کتاب صوتی ” ماراتن زندگی” در مورد چیست؟

    در مورد این است که چگونه می توانید در ماراتن زندگی علی‌رغم مشکلات و سختی های فراوان از خط پایان عبور کنید و پیروز  شوید. در مورد برداشت غلط ما از موفقیت است.

     گاهی به خود می‌گوییم اگر فلان کار را انجام دهم! اگر به فلان جا برسم! اگر فلان مدرک را بگیرم!  می‌توانم به نوعی خوشبخت یا موفق باشم. تعجب نکنید اما چنین چیزی واقعیت ندارد!!!

     این کتاب صوتی، مشتِ انگیزه‌های غلط…

بیشتر بخوانید

نقد رادیو مثبت

آموزش‌هایی که در این کتاب صوتی برای شما آماده شده است:

  • طرز رهایی از بیماری سرنوشت!

  • شناخت واقعی موفقیت و شکست

  • ۳ سوال که با جواب دادن به آن می‌توانید کشف کنید که واقعاً برای چه کاری ساخته شده‌اید

  • ۳ راه پرهیز از اشتباه در تعیین هدف

  • ۳ تکنیک لازم برای حفظ پشتکار

  • ۴ تکنیک برای ترسیم چشم انداز درست از فعالیتتان

بیشتر بخوانید

دستگاه های قابل اجرا

در چه دستگاه های میتوانید فایل کتاب صوتی را اجرا کنید

کتاب صوتی

دستگاه های قابل اجرا

نمونه فایل کتاب صوتی را بشنوید

کتاب صوتی


خرید و دانلود کتاب صوتی



پرداختی شما : ۸۹۰۰ تومان


برای اینکه خداوند بتواند به ما آفرین بگوید باید کاری انجام داده باشیم!

 

این کتاب صوتی برای دوستانی است که:

می‌خواهند برای موفق شدن مدام محتاج انگیزه نباشند!


  • کتاب صوتی " ماراتن زندگی" در مورد چیست؟

    در مورد این است که چگونه می توانید در ماراتن زندگی علی‌رغم مشکلات و سختی های فراوان از خط پایان عبور کنید و پیروز  شوید. در مورد برداشت غلط ما از موفقیت است.

     گاهی به خود می‌گوییم اگر فلان کار را انجام دهم! اگر به فلان جا برسم! اگر فلان مدرک را بگیرم!  می‌توانم به نوعی خوشبخت یا موفق باشم. تعجب نکنید اما چنین چیزی واقعیت ندارد!!!

     این کتاب صوتی، مشتِ انگیزه‌های غلط را پیش شما باز می‌کند و از سردرگم‌شدنتان در مسایل روانشناسیِ موفقیت جلوگیری کرده و شما را یک‌راست به مرحله‌ی شروع فعالیت، تداوم فعالیت و گرفتن بهترین نتیجه‌ی ممکن منتقل می‌کند.

     این کتاب صوتی از مرحله‌ی تعیین هدف تا موفقیت، در آن‌چه که در اصل برای آن ساخته شده‌اید، همه‌ی آفت‌های راه و اشتباهاتی را که در کمین شماست با مثال‌هایی واقعی و جذاب توضیح می‌دهد. نویسنده‌ی این اثرِ ماندگار، چهره‌ی جهانی و استاد راهبری، “دکتر جان ماکسول”، بدون هیچ حاشیه‌روی، مجموعه‌ای از چندین و چند تکنیک منحصر‌به‌فرد و کاربردی را برای موفقیت دایمی در اختیار شما می‌گذارد.

  • آموزش‌هایی که در این کتاب صوتی برای شما آماده شده است:

    • طرز رهایی از بیماری سرنوشت!

    • شناخت واقعی موفقیت و شکست

    • ۳ سوال که با جواب دادن به آن می‌توانید کشف کنید که واقعاً برای چه کاری ساخته شده‌اید

    • ۳ راه پرهیز از اشتباه در تعیین هدف

    • ۳ تکنیک لازم برای حفظ پشتکار

    • ۴ تکنیک برای ترسیم چشم انداز درست از فعالیتتان

    • ۴ راه‌حل برای مشکلات شخصی (راه‌حلِ ترس از شکست- ترس از موفقیت!- مشکل بودن کار- بی‌میلی و دلزدگی)

    • ۴ تکنیک که شما را جزو بهترین‌ها در رشته‌ی فعالیتتان می‌کند

    • ۹ راه برای غلبه بر به تعویق انداختن یا شروع نکردن یک کار

    • طرز انجام کارهای مشکل با تکنیکی کاملا کاربردی

    • راز تعیین هدف برای رشد شخصی و رشد کاری

    • ۷ راه‌ اساسی برای پیشرفت و موفقیت در ماراتن زندگی



  • بخشهایی کوتاه از کتاب صوتی "ماراتن زندگی" اثر "دکتر حان ماکسول":

    • بعضی افراد یک نوع بیماری دارند که من اسم آن را بیماری ” سرنوشت” گذاشته‌ام.  آن‌ها همیشه در رویای یک سرنوشت مشخص هستند. این سرنوشت مشخص و کعبه آمال می تواند ماهیت‌های مختلفی داشته باشد. یک مکان، یک مقام، یک شغل خاص، یک مدرک تحصیلی ، و ..

    • اگر کسی در سِمت و شغل فعلی خود خوشحال نباشد در هیچ سمت دیگری هم شاد و خوشحال نخواهد بود، چون اگر دقیق‌تر نگاه کنیم خوشبختی و شادمانی یک موضوع درونی است نه بیرونی!!

    • شادمانی هیچ ربطی به محل زندگی شما ندارد.

    • ۹۰ درصد افرادی که برای خودشان هدف مشخص می کنند هرگز آن را انجام نمی دهند. تعیین هدف در بهترین حالت یک حداقل است

    • هر وقت تصمیم بگیرید کاری را انجام دهید که فراتر از انتظاری است که از خودتان دارید، مثلا تصمیم بگیرید مدیر عامل شرکتی شوید در حالی که نمی توانید خود را پشت آن میز تصور کنید، در مسیر رسیدن به آن هدف، ناخودآگاه کار خطایی انجام می‌دهید تا خود را از رسیدن به آن خواسته و آرزو خلاص کرده باشید

    • وقتی در مسابقه‌ی ماراتن زندگی درحال دویدن هستید باید چیزی بسیار فراتر از این زندگی در نظر داشته باشید. چیزی که تا ابد ادامه‌دار باشد

    • لازم نیست حتما اول شوید اما لازم است برای اول شدن تلاش کنید.

    • تصویر کوچکی که از خود ساخته اید دائما شما را به عقب هل می دهد.

    • کار را تبدیل به یک مسابقه کنید، به این ترتیب زندگی همیشه لذت بخش‌تر می شود.

    • گرایش به معمولی بودن، یک مشکل ملی، سازمانی یا شرکتی نیست، بلکه بیشتر یک مشکل شخصی است.

    • بهترین بودن مثل اخلاق، درستکاری و هزاران خصیصه‌ی خوب دیگر یک ” انتخاب” است.

    • کیفیت، مسابقه‌ای است که خط پایان ندارد.

    • اولین قاتل موفقیت یک انسان این است که به یک سطح از موفقیت بسنده کند.

    • برای یک مسابقه بهترین کار این است که قدم بردارید، مسابقه را شروع کنید، ادامه دهید، و هرگز ناامید نشوید. به هیچ چیز دیگری نیاز نیست!!

    • کسانی که همیشه روی شکست ها و سختی ها تمرکز می‌کنند امکان دیدن چیز دیگری را باقی نمی‌گذارند و هر روز سختی ها و شکست های بیشتری برای دیدن برایشان پیش خواهد آمد.

    • اندازه‌ی سازمانی که درآن هستیم بازتاب اندازه‌ی خودمان است

    • هر نوع رشدی بدون رشد شخصیت درونی فرد، در بهترین حالت فقط می تواند یک رضایتمندی کوتاه‌مدت به همراه داشته باشد.

    • هدف، فقط مسابقه دادن نیست، هدف از هر مسابقه ای رسیدن به پیروزی است.

  • در نهایت، شنیدن این کتاب صوتی چه فایده‌ای برای شما دارد؟

    در حقیقت نمی‌گذارد دوباره سوار کشتی “تایتانیک” شوید!

     با استفاده از این کتاب صوتی، راه‌‌های منتهی به شکست را بیهوده طی نمی‌کنید و با برنامه‌ای کاربردی، زندگی خود و کسانی را که دوست دارید متحول می‌کنید!

    اگر چیزی به داشته‌های خودمان و ارزشهای درونی و انسانیمان اضافه نکنیم، حتی خدا هم کمکی به ما نمی‌کند. خداوند هرگز یک انسان تهی مغز، یک سیاه قلب و کسی که در جهل فرو رفته است را مورد لطف خودش قرار نمی دهد. پس باید قدم در راه بگذاریم و حرکت کنیم تا از او برکتی برسد.

  • پیشنهاد آخر!

    انگیزه‌ی واقعی چیزی نیست که مثل جرقه ناگهان در وجود شما ایجاد شود یا  شخص دیگری مثلا  یک دکتر یا یکی از اعضای خانواده  بتواند در ذهن شما فرو کند.  اساساً داستان انگیزه یک تله است!  انگیزه را فراموش کنید!  این حرف‌ها را دور بریزید و فقط عمل کنید. وقتی به طور عملی کاری را شروع کنید خود به خود شما را به سمت خود جذب خواهد کرد.

     ببینید چند نفر هستند که همه‌ی فرصت های زندگی را از دست می دهند و هم‌چنان منتظر هستند تا حس انجام کار را به دست بیاورند ؟

      افراد زیادی می‌شناسیم که با استعداد هستند، نقاط قوت خدادای بسیار زیادی دارند ولی هیچ دستاورد مشخصی در زندگی ندارند. تمام حرف این است که برای بردن یک مسابقه باید بدون درنگ وارد شد و شروع کرد.

     انسان هرگز به آن چیزی که لیاقتش را دارد نمی رسد، مگر این‌که کاری را که باید انجام دهد شروع کند. همین!


در مورد کتاب قهرمان ماراتن زندگی بیشتر بدانید :

جان ماکسول در کتاب صوتی قهرمان ماراتن زندگی به وضوح گام های استوار در ماراتن را به زندگی تشبیه می کند و تکنیک های موفق بودن در این مسیر را بررسی می کند او با بیش از ۴۰ سال تجربه در توسعه رهبری، به شما یاد خواهد داد که چگونه ثابت قدم بودن در مسیر و تلاش مستمر منجر به موفقیت می شود وچرا بسیاری از مردم که با این تفکر وارد مسیر موفقیت می شوند ، اما پس از آن با توجه به نتایجشان مسیر موفقیت را ترک می کنند



کتاب صوتی

نظر خود را در مورد کتاب صوتی قهرمان ماراتن زندگی ثبت کنید و برای هر نظر ۲۰۰ تومان حساب خود را شارژ کنید


برایان تریسی


دانلود کتاب صوتی زندگینامه برایان تریسی

[members]
دانلود کتاب صوتی
[/members]
[guests]

[/guests]

مروری بر زندگی برایان تریسی



برایان تریسی در دوران نوجوانی را در شهرپومونای کالیفرنیا گذراند در خانه ای که هرگز پول کافی وجود نداشت او می گوید:در آن زمان ارزوی من این بود که قبل از سن ۳۰سالگی میلیونر شوم مطمنا خیلی ها همین ارزو را دارند با این حال که به سن ۳۰ سالگی رسیدم وضعیت من با سن ۲۰ سالگی تفاوت نداشت ولی ناگهان کاری کردم که زندگی ام را دگرگون کرد من این سوال را از خودم پرسیدم که چرا بعضی ها از دیگران موفق تر هستند؟مخصوصا می خواستم بدانم که چگونه است که بعضی ها با دست خالی شروع میکنند و نهایتا میلیونر می شوند؟ این سوال من را به جستجو ی پاسخ های وا داشت من میلیونر های خود ساخته را محور اصلی زندگی  قرار دادم زیرا این افراد  صفات و رفتاری را بروز میدهند که قابل مشاهده و سنجش است ان ها با انجام مکررکارهای مشخص به نحوی خاص از مرز جادویی  ۱ میلیون دلار می گذرند.

درباره برایان تریسی بیشتر بدانید



برایان تریسی زاده ی ۱۹۴۴ در  کانادا از نویسندگان کتابهای خودیاری است که بسیاری از کارهای خود را به صورت کتاب صوتی ارائه داده. موضوع سمینارها و ارائه‌های او شامل رهبری، فروش، مدیریت موثر و استراتژی کسب و کار است .

برایان تریسی کارآفرین ،سخنران و کارشناس موفقیت هست . تریسی رییس شرکتی تخصصی هست که در زمینه آموزش افراد و سازمان ها برای رسیدن به موفقیت فعالیت دارد . هدف او کمک به افراد برای رسیدن آنها به اهدافشان است .

کتاب صوتی برایان تریسی

محبوبترین کتاب های برایان تریسی به صورت صوتی

زندگی نامه برایان تریسی از زبان خودش



من در آغاز زندگی به جز داشتن یک ذهن کنجکاو از مزایای چندانی بهره مند نبودم.درمدرسه درس نمی خواندم و شاگرد ضعیفی بودم و دست آخر هم ترک تحصیل کردم. سالها به کارهای سختی مشغول بودم و آینده ی امید بخشی را در پیش روی خود نمی دیدم . در جوانی در یک کشتی باربری کار پیدا کردم و رفتم تا دنیا را ببینم . به مدت هشت سال سفر کردم ، کار کردم ، کار کردم و باز هم سفر کردم تا اینکه نهایتا بیش از هشتاد کشور را در پنج قاره جهان دیدم .
وقتی دیگر نتوانستم کار پیدا کنم به سراغ فروشندگی رفتم . از این خانه به آن خانه می رفتم و با درصد معینی که از فروش کالاها نصیبم می شد گذران زندگی می کردم . مدتها درگیر فروش اجناس مختلف بودم تا اینکه یک روز به اطرافم نگاه کردم و از خود پرسیدم : « چطور است که دیگران از من موفق ترند ؟ »

brian-tracy3آن وقت دست به کاری زدم که زندگی مرا از این رو به آن رو کرد . به سراغ فروشندگان موفق رفتم و از آنها پرسیدم که چطور کار می کنند . آنها به من گفتند که چه کار می کنند و من هم به نصیحت هایشان عمل کردم و فروشم بالا رفت . نهایتا آنقدر پیشرفت کردم که تبدیل به یک مدیر فروش شدم . در کار مدیریت فروش هم از همان استراتژی پیروی کردم تا یاد گرفتم کسانی که د کار مدیریت فروش موفق هستند چه کار می کنند و آنوقت خودم هم همان کارها را انجام دادم .
این جریان یادگیری و به کار گیری آنچه یاد می گرفتم زندگی مرا دگرگون کرد . هنوز هم مبهوت هستم که این کار چقدر ساده و بدیهی است . فقط کافی است یاد بگیرید که افراد موفق چه کار می کنند و آن وقت خودت هم همان کارها را بکنی تا به همان نتایج برسی . واقعا چه ایده جالبی است .
مطلب خیلی ساده است . بعضی از افراد بهتر از دیگران عمل می کنند چون کارهای بخصوصی را به روش متفاوتی انجام می دهند . در واقع کارهای درست را با روش درست انجام می دهند ، بخصوص اینکه این افراد از وقتشان به نحوی بسیار بسیار بهتر از یک فرد عادی استفاده می کنند .

به خاطر تجربیات ناموفقی که در زندگی داشتم یک نوع احساس ضعف و عدم کارایی در من شکل گرفته بود . در این مخمصه ذهنی گرفتار شده بودم که فکر می کردم کسانی که بهتر از من عمل می کنند واقعا بهتر از من هستند . آنچه یاد گرفتم این بود که این فکر ضرورتا درست نیست . آنها فقط کارها را با روش دیگری انجام می دادند و از نظر منطقی آنچه را که آنها یاد گرفته بودند من نیز می توانستم یاد بگیرم .
این برای من در حکم یک مکاشفه بود و من از این کشف هم مبهوت بودم و هم هیجان زده . هنوز هم هستم . دریافتم که می توانم زندگی خود را تغییر دهم و می توانم تقریبا به هر هدفی که برای خودم تعیین کنم برسم به شرط آنکه ببینم کسانی که در آن زمینه موفق هستند چه می کنند و سپس خودم همان کارها را انجام دهم تا نهایتا به همان نتایجی که آنها به دست آورده اند برسم .
ظرف مدت یک سال پس از شروع کارم در زمینه فروش تبدیل به یک فروشنده طراز اول شدم . یکسال پس از آنکه وارد حوزه مدیریت شدم توانستم تبدیل به مدیر عاملی شوم که نودوپنج نفر نماینده فروش در شش کشور زیر دستش کار می کردند . در آن زمان بیست و پنج سال داشتم .

briancoachingدر طول سوابق حرفه ای خود یک حقیقت ساده را دریافتم . کلید دست یابی به موفقیت بزرگ ، پیروزی ، احترام ، مقام و خوشبختی در زندگی این است که بتوانی ذهنت را تمام و کمال روی مهمترین کار یا هدفی که داری متمرکز کنی ، آن را درست انجام دهی و تا آنرا به اتمام نرسانده ای دست از کار نکشی .

پیشرفت سریع و دست یابی به اهداف با شناخت قوانین جهانی موفقیت یکی از موفق ترین کتابهای برایان تریسی است که در کشور ما نیز ترجمه گردیده است .در این کتاب درباره نویسنده آن آمده است : نویسنده این کتاب در طی سی سال به هشتاد کشور دنیا سفر کرده است تا دلایل حقیقی این پرسش را بیابد که چرا وقایع به صورتی که هستند اتفاق می افتند . او پاسخ ها را به صورت قوانینی خلاصه کرده است که سال ها در دنیا به افراد مختلف آموزش داده شده است و تعداد بیشماری از مردان و زنان توانسته اند با به کار گرفتن لین اصول ، موفقیت ، خوشبختی و سلامت جسمی – روانی را در زندگی خود افزایش دهند .
یکی دیگر از کتابهای که از این نویسنده در ایران با اقبال عمومی روبرو گردیده است کتاب قورباغه را غورت بده است که در باره ۲۱ روس عالی غلبه بر تنبلی و انجام بیشترین کار در کمترین زمان می باشد .
برایان تریسی درباره این کتاب گفته است : این کتاب برای این نوشته شده است که به شما نشان بدهد چطور در کارهایتان سریعتر پیش بروید . صفحاتی که در پیش رو دارید شامل بیست و یک اصل است که در مجموع قدرتمندترین اصولی است که که تا کنون در زمینه کارایی فردی کشف کرده ام . روش ها ، تکنیک ها و استراتژی هایی که ارائه می شوند کاریردی ، اثبات شده و سریع العمل هستند . روی هم رفته این ایده های بیست ویک گانه در مورد کارایی فردی مثل غذاهای آماده هستند که می توان آنها را در هر زمان و به ترتیب اهمیتی که در شرایط کنونی برای شما دارد به طور دلخواه مورد استفاده قرار داد .


مقالات برایان تریسی



5کتاب در زمینه کسب‌و‌کار که طرز فکرتان را تغییر می‌دهد

5کتاب در زمینه کسب‌و‌کار که طرز فکرتان را تغییر می‌دهد

گاهی اوقات شما نیاز به الهامی دارید که ناگهان به سراغتان بیاید و به طرز فکرتان نظم خاصی دهد. در اینجا به شما ۵ کتاب معرفی می‌کنیم که در تغییر و تنظیم طرز فکرتان تاثیرگذار است.

۱- درنگ نکن، انجامش بده

اگر احساس می‌کنید گاهی اوقات بیش از اندازه محتاط هستید و تصمیم‌گیریِ سریع برایتان بسیار مشکل است، این کتاب پیشنهاد ما به شماست: “درنگ نکن، انجامش بده” از ریچارد برانسون. وی رئیس و بنیان‌گذار گروه شرکت‌های ویرجین و معروف به دکتر “بله” است. این “بله” همان چیزی‌ست که کل فلسفه‌ی این کتاب را دربر می‌گیرد:
“مهم نیست کاری که میخوای انجام بدی چقدر بزرگ باشه و در ابتدای راه تا چه اندازه غیرممکن بنظر برسه، فقط بگو ‘بله’ و برو جلو! یکبار که انجامش بدی، ازش سر درمیاری”
ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که محتاط بودن نشانه‌ای از خرد است. این کتاب به شما می‌آموزد برای انجام کارهایتان دلایلی بیابید و اصلا به آوردن دلیل برای انجام ندادن‌شان فکر نکنید.

۲- راه تنبلی به سوی موفقیت

عنوان این کتاب ممکن است گمراه‌کننده باشد. این کتاب بسیار الهام‌بخش و بنیادی است، بخصوص اگر معتاد به کار کردن هستید، قطعا ارزش خواندن را دارد.
نویسنده‌ی این کتاب، فرِد گراتزون که زمانی یک هیپیِ موبلند بود درباره‌ی راه‌های موفقیتش در این کتاب صحبت می‌کند. وی در‌ واقع موسس و مدیر دو تجارت بسیار موفق بوده است؛ یک شرکت بستنی و یک شرکت مخابراتی با بیش‌ از ۱۱۰۰ کارمند و ۴۰۰ میلیون دلار درآمد سالیانه. گراتزون هردوی این کارها را بدون پول، بدون تجربه‌ی کاری اما با منطقی متفاوت شروع کرد.
توصیفی از مطالب این کتاب:
• تغییر پارادایم و رهایی از پارادایم‌های کهنه، موثرترین راه بسوی موفقیت است.
• تنبلی: منظور از تنبلی،انجام ندادن هیچ کاری نیست بلکه به معنای انجام دادن آن کارهایی‌ست که دوست دارید.
• کار سخت تنها انتخاب نیست.

۳- علم ثروتمند شدن

توجه: این یکی از کتاب‌هایی‌ست که می‌تواند در تغییر زندگی‌تان بشدت تاثیرگذار باشد!
این کتاب قدیمی، بیش‌ از صدسال پیش توسط والاس دی واتلز نوشته شد، اما وقتی آنرا می‌خوانید احساس می‌کنید به‌ تازگی نوشته شده است؛ ایده‌های این کتاب تازه هستند.
این کتاب از جمله کتاب‌هایی‌ست که بدون هیچ وقفه‌ای (بدون خوردن یا آشامیدن مابین آن) خواندن آن را به اتمام رساندم و حتی هنوز هم بطور مرتب آن را مطالعه می‌کنم، زیرا نکاتی در این کتاب هست که به اندازه کافی درک نکرده‌ام. جای تعجب نیست که کتاب معروف “راز” بر اساس این کتاب نوشته شده است.
این کتاب به شما می‌آموزد که آغازگرِ هر چیزی و هر موفقیتی، ذهن شما و اقداماتی‌ست که شما بر می‌گزینید. با تغییر ذهنتان، سرنوشتتان را تغییر می‌دهید. سوال اینجاست که چطور ذهنتان را تغییر دهید…
با خواندن این کتاب به جواب سئوالتان می‌رسید.

۴- فعلا مارش‌مالو رو نخور!

این کتاب نوشته‌ی یواکیم پوزادا و براساس آزمایشی‌ست که روی کودکان انجام گرفت: به تعدادی کودک شیرینی تعارف کردند و به آنها گفتند اگر صبر کنند و شیرینی‌هایشان را نخورند، شیرینی‌های بیشتری به آنها داده خواهد شد. بعضی از آنها تصمیم گرفتند صبر کنند، اما برخی دیگر همان موقع تمام شیرینی‌شان را خوردند.
چندسال بعد، زندگی آن کودکان تحت پیگیری قرار گرفت، آزمایش نشان داد که…
بهتر است برای دانستن نتیجه‌ی آزمایش این کتاب را تهیه کنید و بخوانید.
این کتاب درباره‌ی تسلط‌ بر نفس است. تفاوت میان شکست و پیروزی را به شما می‌شناساند و اینکه چیزهای کوچک می‌توانند بسیار پراهمیت باشند.

۵- ثروتمندترین مرد بابل

از دیگر کتاب‌های قدیمی موجود در این لیست، نوشته‌ی جورج ساموئل کلاسون است. اگر درحال برنامه‌ریزی برای جلسه‌ای در آخر ماه هستید، این کتاب را بخوانید. کتاب ثروتمندترین مرد بابل شما را با ضروری‌ترین اسرارهای هر کارآفرین موفق آشنا می‌کند که بعضی از آنها به شرح زیر است:
• میزان هزینه‌های مصرفیِ خود را پایین نگه دارید حتی اگر زمانی تجربه‌ی ترقی در کسب‌وکار را داشتید.
• بگذارید پول برای شما کار کند (نه برعکس)
• ابتدا روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید و سپس روی کارتان.

شما می توانید کتاب صوتی ثرونمند ترین مرد بابل را از سایت رادیو مثبت  بشنوید و اصول‌ موفقیت بیشتری را بیاموزید.

 

۱۰ ویژگی مشترک میلیونرها

۱۰ ویژگی مشترک میلیونرها

اینترنت در دنیای امروز فرصت خوبی را در اختیار کسانی که ایده‌های خوب دارند و جاه‌طلب هستند، گذاشته است؛ جوانانی که کسب‌وکارهای تازه می‌سازند و یا در کسب‌وکارهای قدیمی طوفان به پا می‌کنند. این افراد صفات مشترک زیاد دارند که از میان آنها ۱۰ صفت برجسته را برای به اشتراک گذاشتن با شما انتخاب کرده‌ایم.

یک تیم قوی شکل می‌دهند

حتی آنهایی که به نظر می‌رسد در کار خود یک امپراتوری تشکیل داده‌اند، به کمک یک تیم خوب پیش می‌روند. استیو جابز یکی از نمونه‌های این تشکیل تیم دادن‌هاست. همکاران و شرکای او در اداره‌ی اپل به او ایده‌ها و مشورت‌هایی می‌دادند که با هیچ یک از آنها آشنا نبود و در پیش‌برد کسب و کار در کنار او بودند

سریع عمل می‌کنند

یک احساس اضطرار در قلب هر میلیونر نهفته است. فقط ایده‌ی بزرگ داشتن کافی نیست شما باید پیش از آنکه هر فرد دیگری شانس اجرای ایده‌ی شما را داشته باشد، آن را عملی کنید. اگر مارک زاکربرگ تصمیم می‌گرفت در دفتر خود در فیس‌بوک بنشیند و آهسته آهسته پیش برود اکنون در گردوغبار رقیبان خود جامانده بود. او به ایده‌ی خود عمل کرد، به سرعت آن را شکل داد و یک موفقیت بزرگ به دست آورد.

برای موفقیت‌ خطر می‌کنند

موفقیت، موفقیت می‌آورد و میلیونرهای جوان از این داستان هیچ هراسی ندارند. وقتی که یک ایده‌ی خوب می‌بینند به هر قیمتی آن را به دست می‌آورند. اینکه گوگل هم اکنون صاحب سایت‌ها و برنامه‌های بسیار زیادی در فضای وب است و ما نمی‌توانیم جهان را بدون آن تصور کنیم، اصلاً اتفاقی نیست.
برخی رهبران از اینکه از منطقه‌ی امن خود بیرون بیایند هراس دارند و ترجیح می‌دهند از سرمایه‌ی موجود خود تولید پول کنند.

مستقل می‌اندیشند

«جک ما»، مؤسس و مدیرعامل علی بابا، وقتی تصمیم گرفت کار خود را آغاز کند، جلسه‌ای برگزار کرد. او نزدیک به بیست نفر از دوستانش را دعوت کرد و از آنها خواست تا نظرشان را درباره‌ی ایده‌‌اش بگویند. یک نفر از آنها خواست تا حین اجرای این ایده، او کار روزانه‌اش را رها نکند! اما او تمام نظرات‌شان را نادیده گرفت و هم اکنون یکی از میلیونرهای شناخته شده است. ترسو نبودن یکی از صفات مشترک میلیاردرهای خودساخته است.

بزرگ فکر می‌کنند

ایلان ماسک؛ مدیرعامل شرکت اسپیس-ایکس

میلیونرها ی جوان شهامت دارند تا رویاهای بزرگ داشته باشند. آنها فرصت‌های بزرگ نهفته در پشت ایده‌هایشان را می‌بینند؛ درست است که واقعاً پله به پله پیش می‌روند و کاری را انجام می‌دهند که توان آن را داشته باشند اما چشمشان همواره به اهداف بزرگتر است.
علائق خود را دنبال می‌کنند
بیشتر افرادی که خیلی زود در زندگی به موفقیت دست پیدا می‌کنند راهی که برایشان اهمیت دارد و به آن علاقمند هستند را پی می‌گیرند. فقط به این دلیل که یک ایده خوب است، به این معنی نیست که الهام بخش و تأثیرگذار است. وقتی استیو جابز در حال تلاش برای متقاعد کردن جان اسکالی برای ترک شغل خود در شرکت پپسی بود؛ به او گفت:«می‌خواهی تا آخر عمر آب‌شکر بفروشی، یا برای تغییر دنیا به من ملحق می‌شوی؟» این دقیقا مجسم کردن علائق است.

خواندن این مقالات در این زمینه  برای شما مفید خواهند بود

۱۰ بینش مشترک میلیاردها در مورد پول و ثروت

ثروتمندان چگونه پولشان را مدیریت می‌کنند

متمرکز هستند

مارک زاکربرگ؛ بنیانگذار فیس‌بوک اگر می‌پرسید چه‌چیزی زاکربرگ را یک رهبر بزرگ کرد، جواب شما تمرکز کارکنان فیس بوک است. هدف زاکربرگ این بود که دنیا را از راهی به هم متصل کند که هیچ کس جرأت تصورش را هم نداشت و مصرانه هر تصمیمی می‌گرفت در راستای همین هدف بود. داشتن یک دید روشن و واضح، کلید موفقیت رهبران جوان است.

عاشق آموختن هستند

بلیک راس؛ از بنیانگذاران مرورگر فایر فاکس
پولدار بودن دلیل خوبی برای در اختیار داشتن تمام پاسخ‌های دنیا نیست. میلیونرهای جوان در هر زمینه‌ای عاشق آموختن هستند. آنها جلسه‌های باز برگزار می‌کنند تا بتوانند از تمام افراد در هر سطحی پیشنهادها و نصیحت‌های مؤثر دریافت کنند. جوان‌های موفق هیچ وقت نمی‌دانند که ایده‌ی کار بعدی آنها را چه کسی خواهد داد.

عاشق آموزش‌دادن هستند

بهترین راه برای بهترشدن این است که نکات و ترفندهای آنچه آموخته‌اید را به دیگران نیز آموزش دهید. جوان‌های موفق دیدگاه‌های خود را با سایرین به اشتراک می‌گذارند و به اعضای تیم خود یاد می‌دهند که برای موفقیت به چه چیزهایی نیاز دارند. این باعث می‌شود که همه ذهن‌های آماده‌تری داشته باشند، رفاقت‌ کنند و در یک راه قدم بگذارند.

از شکست نمی‌ترسند

دنیل رادکلیف؛ بازیگر نقش هری پاتر
در آخر مهم‌ترین ویژگی میلیونرهای جوان این است که از شکست نمی‌ترسند. بیل گیتس می‌گوید:«جشن گرفتن موفقیت‌ها خوب است اما مهم‌تر از آن درس گرفتن از شکست‌هاست.» داشتن یک ذهن باز و آمادگی برای یادگرفتن از شکست‌ها تنها راه برای پیش رفتن به جلوست.

علائق خود را دنبال می‌کنند

بیشتر افرادی که خیلی زود در زندگی به موفقیت دست پیدا می‌کنند راهی که برایشان اهمیت دارد و به آن علاقمند هستند را پی می‌گیرند. فقط به این دلیل که یک ایده خوب است، به این معنی نیست که الهام بخش و تأثیرگذار است. وقتی استیو جابز در حال تلاش برای متقاعد کردن جان اسکالی برای ترک شغل خود در شرکت پپسی بود؛ به او گفت:«می‌خواهی تا آخر عمر آب‌شکر بفروشی، یا برای تغییر دنیا به من ملحق می‌شوی؟» این دقیقا مجسم کردن علائق است.

 

چگونه در شغل و تجارت خود جهش ایجاد کنیم ؟(برایان تریسی)

4-tips-finding-freelance-work

اگر فکر می کنید در شرایط کنونی امکان رشد و توسعه کسب و کار وجود ندارد و بهتر است دست روی دست بگذارید و کاری انجام ندهید .ما به شما پیشنهاد می کنیم موارد زیر را برای ایجاد جهش در کسب و کار خود مطالعه کنید

1.سیستم سازی

یکی از رازهای  جهش شرکت های موفق آن است که مدیران و افراد تصمیم گیرنده به صورت مرتب در سیستم سازی کار می کنند. ما به عنوان مدیر باید بتوانیم سیستمی بسازیم که با حداقل دخالت خودمان تمامی کارها به خوبی پیش برود

هنری فورد آرزو داشت که شخصا بر ساخته شدن تک تک اتومبیل های فورد نظارت داشته باشد اگر او دیدگاهش را تغییر نمی داد شاید شرکت فورد سال ها پیش به فراموشی سپرده شده بود .مدیری که در سیستم سازی موفق باشد نیازی به نظارت بر تمامی جزئیات کار ندارد زیرا مطمئن است که کارها از روی دستور العمل های مشخصی انجام می شوند و تمامی اطلاعات لازم ثبت می شوند.

2.برگزاری جلسات منظم با کارکنان

تقریبا تمامی شرکت ها ی موفق  یک وجه مشترک بسیار مهم دارند.آنها جلسات منظمی برگزار می کنند که در آن تمامی کارکنان با ایده ها و نظراتشان به رشد شرکت کمک می کنند.

بنابر این سیستمی منظم برای جمع آوری ایده ها داشته باشید  ، آسان ترین کار آن است که هر کدام از همکاران دفترچه مخصوصی داشته باشند که فقط برای ثبت ایده ها استفاده می شود این ایده ها در طول هفته در دفترچه ثبت می شوند و در جلسات ارائه می شوند.

3.تمرکز بر بازاریابی

بازاریابی همیشه کار پر خطری است .شما هیچگاه نمی توانید از نتیج%NC/BA5عملیات بازاریابی خود اطمینان داشته باشید .تنها راه آن رشد آن است که روش های مختلف بازاریابی را در مقیاس کوچک بیازمایید و نتایج را با دقت و حوصله بررسی کنید و روش های موثر را تکرار و تکثیر کنید .بازگشت سرمایه در هر عملیات بازاریابی باید به دقت سنجیده شود.

4. استخدام و حفظ افراد خارق العاده

استخدام صحیح و مناسب شاید یکی از کلیدی ترین مواردی باشد که باعث جهش در کسب و کار می شود.مورد دیگری که اهمیتش کمتر از استخدام نیست اخراج افراد نا مناسب است.

برایان تریسی می گوید بهترین روش برای اخراج اینگونه است هم اکنون چشمان خود را ببندید و فرض کنید در محل کارتان نشسته اید و تمامی کارکنان به ترتیب به اتاق شما می آیند و اعلام می کنند به دلیل مشکلات شخصی باید شما را ترک کنند .با استعفای کدامیک موافقت می کردید .آن افراد احتمالا در جای اشتباهی کار می کنند و بهترین کار ممکن آن است که در اولین فرصت آن ها را اخراج کنیم.

5.داشتن چشم اندازی از آینده

هر سازمان باید ارزش هایی برای خود تعریف کند و آنها را الویت بندی کند تا کارکنان و همچنین تمام افرادی که با سازمان در ارتباط هستند از آن مطلع باشند .الویت ارزش ها هم موضوع مهمی است که معمولا به آن ها پرداخته نمی شود .مثلا در دیزنی لند ارزش هایی تعریف شده است که تمامی کارکنان از آن اطلاع دارند آنجا امنیت نسبت به احترام ارزش بالاتری دارد.

ما به شما پیشنهاد میکنیم برای ایجاد جهش در شغل و تجارت خود کتاب صوتی ایجاد جهش در شغل و تجارت اثر برایان تریسی گوش دهید

 

۵ ضریب هوش مالی برای ثروتمند شدن-رابرت کیوساکی

چه کسی پول مرا برداشت ؟

هوش مالی در قیاس با ضریب هوشی مالی

اغلب ما می‌دانیم فردی با ضریب هوشی ۱۳۰ باید باهوش‌تر از فردی با ضریب هوش ۹۵ باشد. همین نسبت را می‌توان در ضریب هوش مالی در نظر گرفت. شما می‌توانید در حوزه‌ی هوش آکادمیک یک نابغه باشید، اما هوش مالی‌تان در حد یک ابله باشد.

اغلب از من می‌پرسند: «فرق بین هوش مالی و ضریب هوش مالی چیست؟» پاسخ من این است، «هوش مالی بخشی از هوش ذهنی ماست که در حل مشکلات مالی از آن استفاده می‌کنیم.» ضریب هوش مالی، مقیاس سنجش این هوش یا نحوه‌ی تعیین کیفیت هوش مالی ماست. به عنوان مثال، اگر درآمد من ۱۰۰ هزار دلار است و ۲۰ درصد آن را مالیات می‌دهم، نسبت به کسی که ۱۰۰ هزار دلار درآمد دارد و ۵۰ درصد آن را مالیات می‌دهد، هوش مالی بیشتری دارم.

در این مثال، کسی که درآمد خالصش پس از کسر مالیات ۸۰ هزار دلار است، نسبت به کسی که درآمد خالص او پس از کسر مالیات ۵۰ هزار دلار است ضریب هوش مالی بیشتری دارد. هر دوی آن‌ها دارای هوش مالی هستند؛ اما کسی که پول بیشتری را برای خودش نگه می‌دارد، ضریب هوش مالی بیشتری دارد.

ارزیابی هوش مالی

ضریب هوش مالی شماره ۱: کسب پول بیشتر

همه‌ی ما از هوش مالی کافی برای کسب پول برخورداریم. هر قدر درآمد شما بیشتر باشد، ضریب هوش مالی شماره ۱ شما بالاتر است؛ به عبارت دیگر، کسی که سالیانه ۱ میلیون دلار درآمد دارد، نسبت به کسی که در سال ۳۰ هزار دلار درآمد دارد، از ضریب هوش مالی بالاتری برخوردار است. چنانچه هر یک از آن‌ها سالیانه ۱ میلیون دلار درآمد داشته باشد، کسی که نسبت به دیگری مالیات کمتری می‌دهد، همان شخصی است که از ضریب هوش مالی بالاتری برخوردار است، زیرا او با توجه به بهره‌برداری از ضریب هوش مالی شماره ۲، حفاظت از پول، به هدف دستیابی به یکپارچگی مالی نزدیک‌تر است.

همه‌ی ما می‌دانیم که ممکن است کسی ضریب هوش علمی بالایی داشته باشد و در کلاس درس یک نابغه باشد، اما در دنیای واقعی توانایی کسب پول زیاد را نداشته باشد. از نظر من، پدر بی‌پولم، معلمی بزرگ و مردی سخت‌کوش بود، او ضریب هوش علمی بالایی داشت، اما ضریب هوش مالی او پایین بود. او در دنیای علمی عملکرد خیلی خوبی داشت، اما در جهان کسب و کار ضعیف بود.

ضریب هوش مالی شماره ۲: حفاظت از پول

حقیقتی ساده وجود دارد مبنی بر این که همه می‌خواهند پولتان را از شما بگیرند؛ اما همه‌ی کسانی که پولتان را می‌گیرند، کلاه‌بردار یا قانون‌شکن نیستند. یکی از بزرگ‌ترین شکارچیان مالی پول ما، مالیات‌ها هستند. دولت‌ها به طور قانونی پولمان را از چنگمان در می‌آورند.

چنانچه ضریب هوش مالی شماره ۲ فردی پایین باشد، مالیات‌های بیشتری پرداخت خواهد کرد. یکی از نمونه‌های ضریب هوش مالی شماره ۲، کسی است که ۲۰ درصد از حقوقش را به صورت مالیات پرداخت می‌کند، در مقابل کسی که ۳۵ درصد از درآمدش را مالیات می‌دهد. فردی که مالیات‌های کمتری می‌پردازد، از ضریب هوش مالی بالاتری برخوردار است.

ضریب هوش مالی شماره ۳: بودجه‌بندی پول

بودجه‌بندی پول، نیازمند هوش مالی بسیار زیادی است. بسیاری از مردم پول خود را مثل یک فقیر بودجه‌بندی می‌کنند تا هم چون فردی ثروتمند. بسیاری از مردم پول خیلی زیادی به دست می‌آورند، اما نمی‌توانند پول زیادی برای خودشان نگه دارند، زیرا بودجه‌بندی فقیرانه‌ای دارند. به عنوان مثال فردی که ۷۰ هزار دلار در سال درآمد دارد و تمام آن را خرج می‌کند، نسبت به کسی که ۳۰ هزار دلار در سال درآمد دارد و می‌تواند با بودجه‌ای ۲۵ هزار دلاری به خوبی زندگی کند و ۵ هزار دلار آن را سرمایه‌گذاری کند، از ضریب هوش مالی شماره ۳ پایین‌تری برخوردار است. این که بتوانیم به رغم میزان درآمدمان، خوب زندگی کنیم و با این حال سرمایه‌گذاری نیز داشته باشیم، نیازمند سطح بالایی از هوش مالی است.

ضریب هوش مالی شماره ۴: اهرم ساختن از پول

پس از این که فردی درآمد مازاد خود را بودجه‌بندی کند، چالش بعدی او این است که درآمد مازاد خود را سرمایه‌گذاری نماید. اغلب مردم درآمد مازاد خود را در بانک سرمایه‌گذاری می‌کنند. تا قبل از سال ۱۹۷۱ (قبل از اینکه دلار آمریکا تبدیل به یک ارز شود) این کار هوشمندانه‌ای بود. همچنین، پس از سال ۱۹۷۴، کارگران برای بازنشستگی خود نیاز به پس‌انداز بیشتری داشتند. میلیون‌ها کارگر نمی‌دانستند پول خود را کجا سرمایه‌گذاری کنند، به همین دلیل درآمد مازاد خود را در سبد سهام صندوق‌های مشترک سرمایه‌گذاری می‌کردند، با این امید که پول خود را به سودآوری برسانند.

گرچه پس‌انداز و سرمایه‌گذاری در سبدهای سهام متنوع صندوق‌های مشترک، نوعی اهرم ساختن از پول است، راه‌های بهتری نیز برای سودآور کردن پولتان وجود دارند. هر فرد صادقی باید بپذیرد که پس‌انداز کردن پول و سرمایه‌گذاری در صندوق‌های مشترک، نیازمند هوش مالی زیادی نیست. شما می‌توانید پس‌انداز کردن پول و سرمایه‌گذاری آن در صندوق‌های مشترک را به یک میمون نیز تعلیم دهید.

ضریب هوش مالی شماره ۴ بر اساس نسبت سودآوری به سرمایه‌گذاری ارزیابی می‌شود. به عنوان مثال، فردی که ۵۰ درصد از پول خود را به عنوان سود دریافت می‌کند، نسبت به کسی که ۵ درصد سود می‌گیرد، ضریب هوش مالی شماره ۴ بالاتری دارد؛ و کسی که سود معاف از مالیات او ۵۰ درصد باشد، نسبت به کسی که ۵ درصد سود دریافت می‌کند و بابت آن ۳۵ درصد مالیات می‌دهد از ضریب هوش مالی بالاتری برخوردار است.

ضریب هوش مالی شماره ۵: ارتقاء دانش مالی

در این جمله نکته‌ی بسیار خردمندانه‌ای نهفته است، «قبل از اینکه بتوانید بدوید، باید راه رفتن را بیاموزید.» این امر درباره‌ی هوش مالی صدق می‌کند. پیش از آنکه مردم بتوانند یاد بگیرند که چگونه از محل سرمایه‌گذاری خود صاحب سودهای چشمگیر شوند (ضریب هوش مالی شماره ۴: اهرم ساختن از پول)، باید نحوه‌ی راه رفتن را بیاموزند، بدین معنا که اصول و بنیان‌های هوش مالی را فرا بگیرند.

یکی از دلایلی که بسیاری از مردم با ضریب هوش مالی شماره ۴، اهرم ساختن از پول، مشکل دارند، این است که یاد گرفته‌اند پولشان را به دست «کارشناسان» مالی همچون متصدیان بانک و مدیر صندوق مشترک سرمایه‌گذاری خود بسپارند. مشکل سپردن پولتان به کارشناسان مالی این است که خودتان از یادگیری باز می‌مانید و نمی‌توانید هوش مالی خود را افزایش دهید و در نتیجه نمی‌توانید کارشناس مالی خودتان شوید. اگر فردی دیگر پول شما را مدیریت کند و مشکلات مالی شما را حل نماید، شما نمی‌توانید هوش مالی خود را افزایش دهید. در حقیقت، شما با پول خودتان باعث پرورش هوش دیگران می‌شوید!

چنانچه بنیانی مستحکم از دانش مالی داشته باشید، ارتقاء هوش مالی برایتان آسان است؛ اما در صورتی که ضریب هوش مالی شما ضعیف باشد، دانش مالی جدید می‌تواند برایتان گیج‌کننده و دارای کمترین ارزش باشد. یکی از مزیت‌های کسب دانش مالی این است که به مرور زمان نسبت به اطلاعات مالی پیچیده‌تر درک بهتری خواهید داشت، درست همان‌طور که ریاضیدانان می‌توانند پس از سال‌ها حل مسائل ریاضی، معادلات پیچیده را حل کنند؛ اما باز هم نیاز دارید قبل از اینکه بدوید، راه رفتن را یاد بگیرید.

اکثر ما در کلاس، جلسه‌ی سخنرانی، یا گفت و گویی با محوریت چنین اطلاعاتی بوده‌ایم. یا در کلاسی حضور داشتیم که اطلاعات مورد بحث چنان پیچیده بودند که هر چه تلاش کردیم نتوانستیم آن‌ها را بفهمیم. این بدان معناست که یا معلم خوب تدریس نمی‌کند، یا دانش‌آموز نیاز به اطلاعات پایه‌ای بیشتری دارد.

من شخصاً در خصوص دانش مالی عملکرد خیلی خوبی دارم. پس از سال‌ها مطالعه، می‌توانم در کلاس درسی بنشینم و اغلب مفاهیم مالی را درک کنم؛ اما وقتی صحبت از فناوری به میان می‌آید، مثل غارنشین‌ها می‌شوم. در زمینه فناوری، درکی همچون یک دایناسور دارم. به ندرت می‌توانم از تلفن همراه یا رایانه استفاده کنم. هر چیزی در رابطه با فناوری برای من غیر قابل فهم است. وقتی صحبت از ضریب هوش فناوری به میان می‌آید، ضریب هوشی من صفر است. موضوع این است که همه‌ی ما باید از جایی شروع کنیم. مسلماً اگر من سعی کنم در یک کلاس طراحی وب‌سایت نام‌نویسی کنم، دچار دردسر جدی می‌شوم؛ زیرا قبل از این که کسی بخواهد طراحی وب‌سایت را بیاموزد، باید یاد بگیرد که چگونه رایانه را روشن کند! درک اطلاعات پایه‌ای مورد نیاز برای موفقیت در این کلاس، برای من مشکل است.

علت اینکه من کتاب می‌نویسم، روش‌های مالی ابداع می‌کنم و بر اهمیت پنج هوش مالی تأکید می‌ورزم، این است که به باور من، ایالات متحده و جهان آبستن تحول اقتصادی بی سابقه‌ای هستند. مسائل مالی بسیاری حل نشده باقی مانده‌اند؛ و ما به جای بهره‌گیری از دانش مالی برای حل آن‌ها، پول کم پشتوانه به آن‌ها تزریق می‌کنیم. ما از ایده‌های قدیمی برای حل مشکلات زندگی مدرن استفاده کرده‌ایم. استفاده از ایده‌های قدیمی برای حل مشکلات جدید، فقط و فقط مسبب مشکلات عظیم‌تر و جدیدتری خواهد شد. به همین علت، من بر این باورم که هوش‌های مالی پنج گانه دارای اهمیت هستند. اگر این پنج هوش مالی را ارتقاء دهید، احتمال این که در دنیایی به شدت رو به تغییر موفق شوید، بیشتر است. بدین ترتیب بهتر می‌توانید مشکلات خود را حل کنید و هوش مالی خود را ارتقاء دهید.

در پایان پیشنهاد میکنیم کتاب صوتی ضریب هوش اقتصادی  رابرت کیوساکی را تهیه کنید و بشنوید و با گوش دادن به این کتاب صوتی  با  نکات کلیدی در زمینه هوش اقتصادی که رابرت کیوساکی بیان می کند برای افزایش هوش مالیتان بهرمند شوید.

 

کتاب صوتی زندگینامه برایان تریسی سخنران موفقیت


ARE YOU READY? GET IT NOW!
کتاب صوتی رایگان
کتاب صوتی رایگان
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

برای دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط ازایمیل خود دریافت کنید

چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

با تشکر از شما کد زیر را در نمایش سبد خرید در قسمت کد تخفیف وارد فرماید

کد تخفیف به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

قسمت های دیگر صدای موفقیت تنها به ایمیل شما ارسال خواهد شد ، لطفا ایمیل صحیح خود را وارد کنید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
ایمیل شما ثبت گردید

از این پس جدید ترین صدای موفقیت را در ایمیل خود دریافت کنید

دوست عزیز لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد گردید

لطفا ایمیل خود را وارد کنید

کتاب صوتی مدیریت درونی
دانلود کتاب
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

کتاب
کتاب صوتی
دانلود کتاب صوتی
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

کتاب صوتی
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

کتاب صوتی رایگان
کتاب صوتی ثروتمند ترین مرد بابل
لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد

لطفا ایمیل صحیح خود را وارد کنید

با تشکر از شما

لینک دانلود کل صدای موفقیت به ایمیل شما ارسال گردید

چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
فصل اول کتاب صوتی ثروتمند ترین مرد بابل
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
فصل اول کتاب صوتی راهنمای ثروتمند شدن
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

https://radiomosbat.co,/shop
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد
فصل 4 کتاب صوتی قطار سریع السیر کار آفرینی
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

تخفیف 70%