نوشته‌ها

چگونه شریک زندگی خوبی باشید

اینفوگرافیک چگونه شریک زندگی خوبی باشید شما را با ۹ راه کار اساسی در زندگی آشنا می‌سازد:

۱- برای کارهای که نمی‌توانید انجام دهید قول ندهید

۲- صادق باشید

۳- خواسته‌های خود را مستقیما بیان کنید

۴- مسئولیت پذیر باشید

۵- علایق خود را فراتر از علایق شریک زندگی‌تان قرار ندهید

۶- برای کارهای که می‌توانید انجام دهید داوطلب باشید

۷- حواستان به حرف‌هایی که می‌زنید باشد ، آنها را نمی‌توانید پس بگیرید

۸- در برابر مشکلات و اشتباهات عصبانی نشوید

۹- خود را فراتر از آنچه هستید نشان ندهید

شریک زندگی

اینفوگرافیک شریک زندگی

 

 

ثروتمندان چگونه پولشان را مدیریت می‌کنند

ثروتمندان پولشان را به نحو متفاوتی نسبت به دیگران مدیریت می‌کنند. آنها تصمیم‌های متفاوتی می‌گیرند و نظر کاملاً متفاوتی نسبت به دیگران در مورد پول دارند. اما حتی اگر ثروتمند هم نباشید، می‌توانید پولتان را به روش آنها مدیریت کنید.در این زمینه   کتاب های صوتی ضریب هوش اقتصادی و ثروتمند ترین مرد بابل   ،   شما را با نکاتی آشنا می کنند که به شما  نمی گوید که دقیقا چه کاری انجام دهید ،چرا که در واقع موضوع و هدف آن توصیه های اقتصادی و مالی نیست . هدف این کتاب ها  این است که شما را در امور مالی باهوش تر کند تا بتوانید اطلاعات مالی زندگی خود را به خوبی پردازش کنید و از این طریق بتوانید مسیر زندگی خود را برای رسیدن به موفقیت پیدا کنید.

Billionaires-Giving-Money-Away

و همچنین در مقاله ای که با این عنوان برای شما آماده کرده ایم  ۱۰ روش کاربردی وجود دارد که  شما یاد خواهید گرفت ثروتمندان چگونه پولشان را متفاوت از هر کس دیگر مدیریت می‌کنند.

۱ . ثروتمندان لذتها را به تاخیر می‌اندازند

انسانها در مواجهه با لذتهای زندگی رفتارهای عجیب و متفاوتی دارند. ما همه عاشق این لذتها هستیم. این رفتار از گذشته‌های دور در ما بوجود آمده است. وقتیکه برای ثروتمند شدن تلاش می‌کنید، میل به لذتهای فوری نه تنها هیچ کمکی به شما در این جهت نمی‌کند بلکه به شما صدمه می‌زند. بهتر است حد تعادل را نگه دارید و تصمیماتی که در این رابطه می‌گیرید و باعث افزایش بیش از اندازه هزینه‌های جاری شما می‌شود را متوقف کنید و به ثروت آینده خود بیاندیشید.

۲ . ثروتمندان تفاوت بین خواسته‌ها و نیازها را می‌دانند

شاید بگویید، “ما به یک خانه بزرگتر نیاز داریم.” خواسته‌ها و نیازها باعث سردرگمی شما نشود. یک اشتباه رایج در بین مردم فقیر این است که خواسته‌ها را بعنوان نیاز برای خودشان توجیه می‌کنند. آنگاه یک تصمیم ضعیف مالی می‌گیرند و حتی احساس بهتری نیز پیدا می‌کنند. ثروتمندان تفاوت بین چیزی که می‌خواهید و چیزی که نیاز دارید را بخوبی می‌دانند. پس این تفاوت را بدرستی تشخیص دهید و خودتان را گول نزنید.

۳ . ثروتمندان اتوماتیک سرمایه‌گذاری می‌کنند

روشهای مختلفی برای اتوماتیک کردن سرمایه‌گذاری وجود دارد، مثل کسر اتوماتیک بخشی از حقوق و سرمایه‌گذاری در صندوق بازنشستگی، که روش خوبیست، اما طرز فکر سرمایه‌گذاری داشتن مهمتر است. اتوماتیک باشد یا نباشد، ثروتمندان عمیقاً به این موضوع باور دارند که باید عادتاً این کار را انجام دهند مثل مسواک زدن هر روز صبح. نپرسید چه مبلغی سرمایه‌گذاری می‌کنند، آنها می‌دانند که چه مبلغی باید سرمایه‌گذاری کنند چون هدفشان از قبل تعیین شده است و می‌دانند چه مبلغی برای سرمایه‌گذاری نیاز دارند تا به هدفشان برسند.

روی شپرد، میلیونر و مشاور مالی می‌گوید، “۱۵٪ از کل درآمدتان را برای آینده‌تان پس‌انداز و سرمایه‌گذاری کنید.” عمل کردن به این اصل برای شروع خیلی خوب است.

۴ . ثروتمندان مفهوم بدهی را می‌دانند

“قسط ماهانه‌اش چقدر است؟” این سوالیست که مردم فقیر هنگام خریدن یک خودرو می‌پرسند. سوال اشتباهی است. سوال بهتر این است، “این خودرو واقعاً چقدر برام هزینه داره؟” وقتیکه قسط ماهانه را در تعداد ماهها ضرب می‌کنید، رقم شوک‌آوری بدست می‌دهد که بیشتر از ارزش خودرو است و تازه هنوز استهلاک، مالیات و هزینه‌های دیگر را لحاظ نکردید. این رقمیست که باید با آن کنار بیایید. ولی بهتر نیست با ماشین قدیمی خود کنار بیایید!

۵ . ثروتمندان با یک هدف کارشان را شروع می‌کنند

بدانید که چه می‌خواهید و چه کاری برای رسیدن به آن باید انجام دهید. اگر ندانید دنبال چه چیزی هستید، به چیزهایی دست می‌یابید که نتیجه مجموعه‌ای از تصمیمات اتخاذ شده برای برخورداری از لذتهای زودگذر زندگی است که در نهایت به هزینه‌های سنگین و فقر مالی منتهی می‌شود. تصمیم بگیرید که چگونه می‌خواهید زندگی کنید، سپس برآورد کنید چقدر برای شما هزینه در پی دارد و کارهایی بکنید که دقیقاً لازمه رسیدن به نقطه تعیین شده مورد نظرتان است.

جان سایمون، ۲۸ ساله و میلیونر در کار املاک و مستغلات، میگوید، ” در بازنشستگی می‌خواهید چه جور زندگی داشته باشید، مبلغ لازمه را برآورد کنید، سپس با یک استراتژی مشخص برای رسیدن به آن مبلغ کار کنید.”

خواندن این مقالات در این زمینه  برای شما مفید خواهند بود

۱۰ بینش مشترک میلیاردها در مورد پول و ثروت

۱۰ ویژگی مشترک میلیونرها

۶ . ثروتمندان در سطح متوسطی نسبت به درآمدشان زندگی می‌کنند

موضوع مهمی در رابطه با سرمایه‌گذاری اتوماتیک (اصل شماره ۳) این است که باعث می‌شود ثروتمندان پایینتر از سطح متوسط خودشان هزینه کنند. اگر سرمایه‌گذاری را هر چه زودتر و بیشتر از مقدار لازم برای رسیدن به هدفتان شروع کنید، می‌توانید از باقیمانده برای مخارج روزانه استفاده کنید. مهم این است که با در اولویت قرار دادن پس‌انداز، نمی‌توانید بیشتر از مقداری که باقی می‌ماند هزینه کنید و در نتیجه کمتر از درآمدتان هزینه می‌کنید. تاکید دوباره: کمتر از درآمدتان خرج کنید.

۷ . ثروتمندان فداکاریهای کوتاه مدت دارند

بزرگتر از آنچه اکنون در فکرتان است فکر کنید. فکر کنید تصمیمات کنونی شما چه تاثیری در آینده شما خواهد داشت. کل داستان ثروتمند شدن این است که بیشتر از چیزی که می‌خواهید داشته باشید. اما گاهی اوقات لازم است خواسته کنونی را فدای چیز بیشتر، بزرگتر و بهتری در آینده بکنید. پس بزرگتر از چیزی که اکنون می‌خواهید فکر کنید.

۸ . ثروتمندان کمک می‌گیرند

تخصص خودتان را دنبال کنید و مدیریت مالی را به مشاوران و حرفه‌ایها بسپارید. به ارزشی که سرمایه‌گذاری شما در این دنیا ایجاد می‌کند تمرکز کنید. با اینحال در مورد مدیریت پول کاملاً بی‌اطلاع نباشید. حداقل مفاهیم پایه‌ای علم اقتصاد را بلد باشید تا سخنان مشاور مالی را بفهمید. این اطلاعات به آسانی بدست می‌آید. ثروتمندان در این رابطه کتابهای فراوانی نگاشته‌اند.

کارآفرین میلیونر، ولادیمیر جندلمن می‌گوید، “من چگونگی رشد و توسعه کسب‌وکارها را بلد هستم، اما مدیریت مالی خودم را به مشاورین مالی حرفه‌ای می‌سپارم.”

۹ . ثروتمندان حساب می‌کنند

در مورد هندسه و مثلثات صحبت نمی‌کنم؛ فقط حساب جمع و تفریق و ضرب و تقسیم ساده در حد ابتدایی. ثروتمندان هنگام تصمیم‌گیری اعداد را بررسی می‌کنند. برای مثال، افراد معمولی اعتقاد دارند وقتیکه خودرویشان زود به زود خراب می‌شود، بهتر است خودروی جدیدی بخرند تا پول زیادی خرج نگهداری و تعمیر آن نکنند. این موضوع الزاماً درست نیست. شما با صرف هزینه‌ بالایی می‌توانید خودرویتان را تعمیر اساسی کنید و هنوز نسبت به خودروی جدید به‌صرفه‌تر باشد. به همه مخارج خرید یک خودروی جدید فکر کنید و حساب کنید.

۱۰ . ثروتمندان از فرصتها استفاده می‌کنند

وقتیکه فرصت مناسبی برای سرمایه‌گذاری دست می‌دهد استفاده کنید. با شناسایی بازاری که سوددهی مناسبی دارد و استفاده از اصل ۹ یعنی حساب کردن سعی کنید سود و زیان احتمالی را حساب کرده و با در نظر گرفتن ریسک و ارزش وارد آن بازار شوید. فرصتها کم است پس مترصد و آماده باشید و به موقع اقدام کنید.

مدیریت پول به روش ثروتمندان قابل آموختن است و اصلاً هم سخت نیست. اگر می‌خواهید ثروتمند شوید، پولتان را با استفاده از این ۱۰ اصل مدیریت کنید. شاید گاهی اوقات مجبور شوید چیزهای کوچکی را در کوتاه مدت قربانی کنید، اطلاعات جدید را بیاموزید و سخت کار کنید تا برای سرمایه گذاری پول پس‌انداز کنید. نتیجه کار شما بسیار مسرت‌بخش است و می‌توانید کارهای بزرگی در این دنیا انجام دهید و به رضایت باطنی دست یابید، که خواستۀ واقعی هر کسی در این دنیا است. اگر نمی‌توانید همه این ۱۰ اصل را بکار ببرید، فقط این نکته کلیدی را بخاطر بسپارید: کمتر از درآمدتان خرج کنید.

5 راه ساده برای اینکه حتی در صورت کم تجربگی توجه دیگران را جلب کنید

من باید صادق باشم، من هرگز تجارتی را شروع نکرده ام که ارزش آن بیشتر از 10 میلیون دلار باشد. اما اخیراً به جلسه ای رفتم که در آن شش کارآفرین حضور داشتند و حداقل سه نفر از آن ها از چنین تجربه ای برخوردار بودند. دو نفر دیگر هم افراد بسیار موفقی بودند.

 

5-Simple-Ways-to-Own-The-Room-Even-If-Youre-Less-Experienced

 

 نفر ششم یک شریک اقتصادی بود – و من از حضور او احساس راحتی بیشتری می کردم. من دعوت شده بودم تا بنا به مهارت مالی و قانونی ام جلسه را برگزار کنم و من احساس می کردم که به آن جمع تعلق ندارم.

افکار ناراحت کننده شروع به چرخیدن در ذهنم کردند. من دفعات بسیاری در چنین شرایطی بوده ام، پس خودم را جمع و جور کردم و به جلسه رفتم. شما چگونه زمانی که مهارت و کفایت کمتری از دیگران دارید سعی می کنم توجه دیگران را به خودتان جلب کنید؟

در اینجا 5 راه برای این کار ذکر شده است:

  1. به دیگران، از جمله خودتان، احساس راحت بودن بدهید

اگر تا به حال به سخنرانی یک سخنران برجسته گوش کرده باشید، متوجه می شوید که آن ها کارشان را با یک داستان بامزه و پرمعنا شروع می کنند. داستان ها ما را دور هم جمع می کنند و نقاط مشترکمان را برجسته می سازند. یکی از کارهایی که می توانید برای برگزاری یک جلسه انجام دهید این است که احساس راحت بودن به حاضرین بدهید. داشتن این احساس برای خودتان هم از ارزش برابری برخوردار است.

بسته به محتوای جلسه کارتان را با یک داستان شروع کنید. این کار برای این است که یخ جلسه آب شود یا معنای مهمتری را به ذهن دیگران برسانید.

“آنچه ما می گوییم اهمیت دارد… زیرا در بیشتر موارد زبان همان چیزی را می گوید که قلب مملو از آن است.” – جیم بگز

  1. قوی شروع کنید، پیش بروید و به اتمام برسانید

در فیلم سازی و موسیقی، ما معمولا مسیری را طی می کنیم که در آن تنش زیاد می شود تا به اوج برسد و سپس در پایانی بدون تنش به اتمام برسد. در جلسات تجاری باید عکس این کار را انجام دهید. باید قوی شروع کنید، پیش بروید و تمام کنید. هر لحظه از جلسه باید تأثیری معنی دار بر هدف جلسه داشته باشد. در غیر این صورت حاضرین بی علاقه، کسل و حتی عصبانی می شوند.

باید یک جلسه را به سه قسمت تقسیم کنید: شروع، میانه و پایان. هر بخش باید هدف شما را در جلسه به پیش ببرد. زمانی که جلسه تان را به این شکل صورت می دهید، اعتماد به نفس و تسلط خودتان را نیز نشان می دهید، زیرا دقیقاً از ابتدا می دانید که می خواهید به کجا برسید.

  1. متخصصان را به گفتگو وارد کنید

یکی از ساده ترین راه ها برای افزایش باور پذیری تان این است که یک هماهنگی ناپیدا با متخصصان حاضر در جلسه ایجاد کنید. این مهارت خاص ممکن است کمی زمان بر باشد اما برایتان نتایج شگفت انگیزی به دنبال خواهد داشت.

برای مثال من یک متخصص مالیات نیستم، پس اگر در جلسه ای که برگزار می کنم چنین شخصی حضور داشته باشد، من عمداً در رابطه با چیزی که از آن اطلاع دارم از او سؤال می کنم تا صحت دیدگاه خودم را به اثبات برسانم .

اگر سؤالتان پایانی باز داشته باشد شما به آن شخص اجازه سخنرانی خواهید داد اما اگر برای آن محدودیت تعیین کنید نشان خواهید داد که از دانش گسترده تری برخوردار هستید – و آنقدر اعتماد به نفس دارید که نظر شخص دیگری را نیز بپرسید. شما همچنین تأیید دیگر افراد حاضر را نیز به دست خواهید آورد.

  1. به زمان احترام بگذارید

یکی از بدترین کارهایی که می توانید انجام دهید این است که فقط دیگران را تلف یا کنترل کنید. اگر جلسه برای یک ساعت برنامه ریزی شده یک دقیقه هم به آن اضافه نکنید، مگر اینکه حاضرین خودشان درخواست کنند. هیچ چیز بیشتر از این نشان نخواهد داد که شما قادر به حفظ محدودیت های تعیین شده توسط برنامه نیستید.

نمی دانم چند بار تا به حال در جلساتی بوده ام که برای یک ساعت برنامه ریزی شده بودند اما در نیمی از این زمان به پایان رسیده بودند. در چنین مواردی شخص سخنران احساس می کند مجبور است باید باقی زمان را نیز به نحوی پر کند. این کار را نکنید. بهترین کار پایان دادن به جلسه است.

احترام خود را با ارزش قائل شدن برای زمان نشان  دهید.

“همیشه سه نوع سخنرانی وجود دارد. سخنرانی که شما تمرین کرده اید، سخنرانی که انجام داده اید، و سخنرانی که آرزو داشتید انجام دهید.” – دیل کارنیگ

  1. صحبت تان یک طرفه نباشد

بهترین راه ارتباط برقرار کردن صحبت دو طرفه است حتی اگر شما تنها کسی باشید که صحبت می کند. این در چند سطح اتفاق می افتد و چندین تکنیک در آن به کار می رود. در گیر کردن مخاطب، حتی در جلسه ای کوچک، مستلزم پرسش از او، داشتن حالات بدنی مختلف، و برانگیختن احساسات است. نهایتاً شما نمی خواهید که افراد حاضر در جلسه تان با خودشان فکر کنند “او کی می خواهد دهانش را ببندد؟”

بلکه شما می خواهید آن ها در گفتگو درگیر و متمرکز شوند زیرا می خواهند آنچه را می گویید بشنوند. کاری کنید که دیگران احساس کنند در یک گفتگو شرکت دارند.

 

10 نکته برای برخورداری از نگرشی بدون مرز

آیا دوست دارید در میان گلهء بره های ترسوی این جهان نقش شیر قدرتمند تنها را بازی کنید؟

 

rsz_10_things_you_need_to_know_to_have_a_no_limits_mindset

اگر پاسخ تان بله است به خواندن این مقاله ادامه دهید وگرنه این مطالب نه تنها ممکن است شما را ناامید کند بلکه ممکن است عصبانی نیز بشوید.

در زیر فهرستی از 10 نکته وجود دارد که شما باید برای برخورداری از نگرشی بدون مرز از آن ها اطلاع داشته باشید.

  1. ” قوانین” برای کسانی است که آن ها را وضع کرده اند

در زندگی زمانی که بحث قوانین به میان می آید سه نوع آدم وجود دارد:

کسانی که قوانین را وضع می کنند – این افراد قوانین را به وجود می آورند تا همه از آن ها پیروی کنند.

قانون شکننان – این افراد برای این زندگی می کنند که تمام قوانین وضع شده را بشکنند.

کسانی که قوانین را تغییر می دهند – این افراد قوانین را درک می کنند، اما می دانند که راه بهتری هم برای انجام کارها وجود دارد پس سخت تلاش می کنند راه بهتری برای انجام  کارها پیدا کنند تا قوانین را تغییر دهند.

شما جزء کدام دسته هستید؟

  1. تنها کسی که می تواند شما را از هر چیزی باز دارد “خودتان” هستید

برخی انسان ها در این جهان وجود دارند که همیشه برای هر مشکلی در زندگی چوب سرزنش را بر سر شخصی دیگر یا چیزی دیگر می کوبند، اما اجازه دهید رو راست باشیم، مشکل خود شما هستید.

من اینجا نیستم تا به هر چیز رنگ و لعاب خوشی دهم و سبب شوم شما احساس خوبی در رابطه با خودتان داشته باشید. شما در زندگی چیزی می خواهید پس بروید و آن را به دست آورید!!

صبر نکنید تا کسی یا چیزی آن را در دستان شما بگذارد زیرا خودتان هم می دانید که هرگز چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

اگر می خواهید بدانید که چه چیز لازم است تا موفق شوید، میلیونر یا مشهور شوید، خانواده ای دوست داشتنی داشته باشید، به سفری منحصر به فرد بروید، تجارت خودتان را داشته باشید، یا زندگی سراسر شادی داشته باشید تمام کاری که باید انجام دهید این است که در مقابل آینه بایستید و همان شخصی را ببینید که قادر است چنین اتفاقی را برای شما رقم بزند.

پس دست از گفتن این بکشید که شما “نمی توانید” این کار یا آن کار را انجام دهید و به جای گفتن “نمی توانم” به خودتان بگویید “چه کسی قرار است جلوی مرا بگیرد”؟ هیچ کس نمی تواند مانع تبدیل شدن رویاهای شما به واقعیت شود.

“تنها کسی که می تواند شما را عقب نگه دارد خودتان هستید. تنها خودتان می توانید مانع راهتان شوید. و فقط شما می توانید به خودتان کمک کنید.” – میخاییل استرابو

  1. زمانی که زمین می خورید (که تمام ما آن را تجربه می کنیم) زود بایستید و بگویید این تنها کاری است که می توانید انجام دهید

زندگی شما را به زمین خواهد زد. قرار نیست زندگی برایتان ساده باشد. شما باید سختی بکشید و امتحان پس دهید. پس گله نکنید، به این فکر عادت کنید و آن را بپذیرید.

شما می توانید اجازه دهید شکست تان شما را به زیر بکشد و در درون جانتان را بگیرد و شما قربانی اش باشید، یا می توانید از آن انگیزه بگیرید، قوی تر شوید، و از آن شجاعت و تحمل لازم برای جان به در بردن و پیروزی بر تمام ناملایمات را به دست آورید.

انتخاب همیشه با شماست. این شما هستید که هر روز برای زندگی تان تصمیم می گیرید. امروز قرار است انتخاب تان چه باشد؟

  1. اجازه ندهید دیگران شخصیت شما را تعریف کنند

اگر شما مدام برای پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر، فرزند و دوستان تان زندگی کنید… هرگز در این زندگی شاد نخواهید بود. تمام.

برایم مهم نیست آن ها به شما یا درباره شما چه بگویند. اگر شما خودتان تعیین نکنید که چه کسی هستید و چه چیز نشانگر شما در این زندگی است، هرگز واقعاً زنده نخواهید بود.

این زندگی از آن شماست، شاخ هایش را بگیرید و آن را مال خود کنید. اینکه پای چیزی بایستید یا برای هیچ بمیرید انتخاب خودتان است. مسئولیت شما بر عهده خودتان است.

آیا این مسئولیت سخت است؟ بله!!

آیا دیگران تلاش می کنند شما را پایین و در سطح خودشان نگه دارند؟ بله!!

پس روی پاهای خودتان بایستید، برای خودتان فکر کنید، صدایتان را به گوش دیگران برسانید، در زندگی خودتان و اطرافیان تان تفاوت به وجود آورید، جهان را تغییر دهید، اما هرگز به کسی جز خودتان اجازه ندهید شخصیت تان را تعریف کند.

  1. هرگز چیزی از کسی غیر از خودتان انتظار نداشته باشید

زمانی که صحبت از این می شود که در زندگی چه می خواهید، تنها کسی که می توانید رویش حساب کنید خودتان هستید.

شما تنها کسی هستید که قدرت شاد کردن خود را دارد.

اگر فکر می کنید که دیگران یا برخی چیزها در زندگی برایتان شادی یا هر چیز دیگری خواهند آورد کاملاً در اشتباهید. اگر این باور را داشته باشید خیلی جلوتر از دیگران خواهید بود.

همیشه به خاطر داشته باشید “تنها کس یا چیزی که باید تلاش کنید در این زندگی از آن بهتر باشید فقط خود دیروزتان هستید”.

  1. هرگز خودتان را در زندگی جا نگذارید

یک واقعیت انسانی…دیگران شما را در زندگی جا خواهند گذاشت. ما انسانیم و تحمل زیادی داریم.

با دانستن این مطلب چرا شما از خودتان دست می کشید؟هیچ دلیلی برای این کار وجود ندارد. هیچ!!

مهم نیست چقدر اوضاع بد شود یا چقدر احساس تنهایی بکنید، مهم نیست که دیگران به شما بگویند دوستتان ندارند و دلشان می خواهد شما بمیرید، شما هرگز نباید دست از خودتان بکشید!! در چنین مواقعی به خودتان در آینه و به چشمانتان نگاه کنید و بگویید “من هرگز دست از تو نخواهم کشید!! نه امروز و نه هیچ روز دیگری!! این مانع من نخواهد شد!! من برای دلیلی اینجا هستم و هنوز باید کارهایی انجام دهم!! من هرگز دست از تو نخواهم کشید!!”

آنقدر این را بگویید که اشک به چشمانتان بیاید. آنقدر بگویید که عصبانی شوید. آنقدر آن را تکرار کنید که ملکه ذهنتان شود تا حتی وقتی آن را بلند نمی گویید در گوشتان زمزمه شود. باید نهایتاً به این باور برسید که این یک واقعیت است و این را نه فقط ذهن تان بلکه روح و قلبتان نیز باور کند.

“هرگز تسلیم نشوید. امروز سخت است، فردا بدتر خواهد بود اما پس فردا آفتاب خواهد درخشید.”- جک ما

  1. همه چیز را ساده نگه دارید

چرا ما باید همیشه هر چیزی را اینقدر پیچیده کنیم؟ چه کسی پاسخ این سوال را می داند؟ من تا به حال عمیقاً به این سوال فکر کرده ام و پاسخی برای آن نیافته ام.

با این حال این را می دانم که هر گاه بتوانید چیزی را به بخش های کوچک تر تقسیم کنید حتماً این لطف را در حق خودتان بکنید. شگفت زده خواهید شد وقتی ببینید تا چه حد از میزان استرس و فشار زندگی تان کاسته می شود.

  1. زمانی که دچار شک هستید دست به عمل بزنید

بهتر است به جای اینکه دست روی دست بگذارید کاری انجام دهید. بیشتر ما در زندگی گیر می کنیم زیرا غرق این و آن می شویم و فراموش می کنیم که باید دست به کاری بزنیم یا پیشرفتی حاصل کنیم.

اگر از چیزی می ترسید دست به کار شوید و بر آن غلبه کنید.

تنها به خاطر اینکه از کاری می ترسید یا از آن امتناع می کنید در زندگی در جا نزنید. اگر فکر می کنید باید دست به کار شوید همین حالا این کار را بکنید.

  1. برنامه ریزی و دست به کار شدن ترس های شما را نابود می کند

ما همه ترس هایی داریم و هر کس این را انکار کند دروغ می گوید، اما اینکه شما چطور بر آن ها غلبه می کنید سوالی یک میلیون دلاری است.

یکی از راه های غلبه بر ترس برنامه ریزی کردن پیش از موعد برای کارهایی است که از انجامشان ترس دارم بنابراین زمانی که دچار ترس می شوم مجبور نیستم بنشینم و فکر کنم که چه باید بکنم زیرا دقیقاً می دانم چه کار باید انجام دهم. این اغلب سبب می شود به جای اینکه اجازه دهم ترس فلجم کند، بر آن غلبه کنم.

به خودتان باور داشته باشید، برنامه ریزی کنید، سپس در زمان مناسب دست به عمل بزنید. این برای من جواب داده است و من می دانم که برای شما هم نتیجه خواهد داشت.

“اگر شما از شکست می ترسید لیاقت موفقیت را ندارید!” – چارلز بارکلی

  1. چه کسی بیشتر از شما دل دارد…هیچ کس

این خیلی ساده است. مهم نیست دیگران به شما چه بگویند یا چه اتفاقی در زندگی تان بیفتد، همیشه این را به خاطر داشته باشید.

این قلبتان است که شما را صبح وقتی دیگران همه خواب هستند از رختخواب بیرون می کشد. این قلبتان است که وقتی زمین می خورید شما را مجبور به بلند شدن می کند. قلبتان سبب می شود که در چشم کسانی که به توانایی تان شک دارند نگاه کنید و بگویید ” من می توانم”. نقطه تمایز شیرها از بره ها قلبشان است.

انتخاب با شماست. از امروز به بعد شیر خواهید بود یا بره؟

چطور با قلب تان بنویسید: شما واژگانی در اختیار دارید که می توانند سرنوشت یک ملت را تغییر دهند

کار نویسندگی من از زمانی که دبیرستانی بودم شروع شد، و معلمانم دائم به من می گفتند که نویسنده قابلی هستم. من هرگز حرفشان را باور نکردم، ولی به هر حال به این خاطر می نویسم که مردم از نوشته هایم الهام می گیرند. قسمت دوم عنوان این مقاله از نام یک آهنگ گرفته شده است. عبارت “شما واژگانی در اختیار دارید که سرنوشت یک ملت را تغییر می دهند” یکی از عبارات مقدس من در زندگی است. کلمات واقعاً از چنین قدرتی برخوردارند و شما باید از آن ها برای هر کاری استفاده کنید تا برای دیگران الهام بخش باشید و به زندگی دیگران ارزش دهید. شما باید از کلمات برای رسیدن به هدف تان استفاده کنید.

 

How-To-Write-From-The-Heart

حتی اگر شما به نویسندگی علاقه ندارید یک دفتر یادداشت روزانه داشته باشید. به هر حال اینکه یاد بگیرید با قلب تان بنویسید کاری حیاتی است. در زیر 8 نکته برای این کار وجود دارد:

  1. زمانی که مملو از احساسات هستید بنویسید

ساده ترین راه برای اینکه با قلب تان بنویسید زمانی است که پر از احساس هستید. برای من، ممکن است این حالتی بسیار غمگین باشد یا زمانی که در حال تجربه پدیدهء “جریان” هستم.

در حالات عاطفی عمیق، کلمات از درون شما به بیرون جریان می یابند و به شکلی طبیعی رنگ احساسات قلبی شما را به خود می گیرند. نوشتن راه بسیار خوبی است برای آنکه احساسات منفی را رها کنید یا احساسات مثبت را چندین برابر کنید. در این حالات، باید تلاش کنید که به فکر عالی بودن و نگرانی در رابطه با املای کلمات یا اینکه چه می نویسید نباشید.

نکته کلیدی برای من این است که اجازه می دهم کلمات فقط از درونم به بیرون جریان یابند و سپس بعداً دست به ویرایش آن ها می زنم – تنها به این شکل است که شما احساس واقعی را ثبت می کنید. هر چه احساسات شما واقعی و دست نخورده تر باشد، کلماتی که بر روی صفحه به چشم خواننده شما می آید دلنشین تر خواهند بود.

شاید همیشه نتوان مکان مناسبی برای نوشتن پیدا کرد. کاری که من انجام می دهم یادداشت کردن ایده ها و عباراتی است که در لحظه ای خاص به ذهنم می آید. بهترین کار این است که در همان لحظه احساسی کار نوشتن را تمام کنید.

  1. این را از ذهن تان بیرون کنید که چند نفر مطالبتان را به اشتراک می گذارند

 در عصر رسانه های اجتماعی که ما در حال حاضر آن را تجربه می کنیم، این مسئله بسیار مهم است. این وسوسه کننده است که چیزی بنویسید، سپس آن را در فضای اینترنت قرار دهید و مدام دغدغه این را داشته باشید که چند نفر آن را به اشتراک می گذارند.

این عادت مشکلات بسیاری برایتان به وجود می آورد و قطعاً متضمن این است که مطالب شما برخواسته از قلبتان نیست.

“دیگران قادر به تعیین موفقیت شما نیستند؛ این در دست خود شماست و هدف نوشتن شما باید کمک به دیگران باشد”

  1. بر روی موضوعات پر شور و حرارت تمرکز کنید

نوشتن با قلبتان نیازمند این است که شما در رابطه با چیزی بنویسید که برای آن پر از شور و اشتیاق هستید. قلب شما، اشتیاق تان و احساسات تان کاملاً به یکدیگر مرتبط اند.

  1. بیشتر خودتان را در معرض نقد قرار دهید

اگر دلتان می خواهید که نه فقط با قلب تان بنویسید بلکه در عین حال سرنوشت ملت تان را هم تغییر دهید، لازم است مطالبتان 100% در معرض نقد باشد. چرا؟ دلیل آن این است که بخش عمده ای از جهان بر پایه تبلیغات و چیزهای غیرواقعی استوار است. زمانی که شما خودتان را در معرض نقد قرار می دهید، طبیعتاً با قلب تان می نویسید.

زمانی که شما اینچنین باشید مردم به حرف هایتان گوش می کنند و شما می توانید آنچه را که باور دارید واقعیت دارد بگویید. این قدرت عظیمی به وجود می آورد و این همان قدرت است که با استفاده از آن می توانید سرنوشت ملت تان را تغییر دهید.

  1. تا حد ممکن الهام بخش باشید

زمانی که شما تلاش می کنید الهام بخش بودن را به نحوی در مطالبتان بگنجانید، به صورت خودکار با قلب تان خواهید نوشت. یک گام بیشتر این است که در پی نکات الهام بخش خود راه حل های عملی را نیز ذکر کنید.

دلیل آن این است که تأثیری که دیگران از نکات الهام بخش شما می گیرند، در صورتی که شما راهکارهای عملی را ذکر نکنید به حداکثر نخواهد رسید. الهام بخش بودن بدون عملی که در پس آن آید معنا ندارد. الهام بخش بودن همیشه به تغییری مثبت ختم می شود و من فکر می کنم که همان چیزی است که باید هدف همه باشد.

“در انتها، آنچه سبب می شود مطالب شما سرنوشت یک ملت را تغییر دهد در گرو آن است که شما تا چه حد قادرید به خوانندگان خود انگیزه داده و به آن ها الهام ببخشید.” – تیم دنینگ

  1. خودتان باشید

اگر خودتان نباشید هرگز نمی توانید با قلب تان بنویسید. اگر خودتان باشید دیگر به این فکر نخواهید کرد که دیگران در رابطه با آنچه می نویسید چه فکر خواهند کرد. هر کسی معنای خودش را از مطالب شما دریافت خواهد کرد پس فقط به گنجاندن احساس در نوشته هایتان فکر کنید و خودتان باشید.

  1. از هر آنچه دارید مایه بگذارید

برای کسب موفقیت در این زمینه از هر آنچه دارید مایه بگذارید. درست مثل زندگی، هر چه بیشتر بدهید، بیشتر موفقیت به دست خواهید آورد.

روش من برای این کار این است که هر نکته کوچکی که از زندگی روزانه ام می آموزم را به شکلی مناسب درآورده و به مخاطبانم ارائه می کنم. من اطمینان حاصل می کنم که همیشه این کار را بکنم.

  1. وارد سطح بالایی از انرژی در نویسندگی شوید

نکته نهایی در رابطه با نوشتن با قلب تان این است که مطمئن شوید ذهن تان در وضعیت صحیح قرار دارد. زمانی که خسته اید و دیگر هیچ انرژی ندارید، سخت است با تمام قلب تان بنویسید. نوشتن به هر صورتی که باشد نیازمند انرژی است و توصیه من این است که پیش از نوشتن هر مطلبی به خودتان الهام ببخشید.

اولین کاری که من قبل از شروع به نوشتن انجام می دهم گرفتن یک دوش است. این کار ذهن مرا روشن کرده و به جسمم آرامش می دهد. سپس ده دقیقه ورزش می کنم تا خونم به جریان بیفتد. گام بعدی یک دمنوش گیاهی خوب (یک چای بدون کافئین) و خواندن یک کتاب در رابطه با رشد فردی به مدت 30 دقیقه است.

7 قانون برای آنکه یک رویای غیرمعمول را زندگی کنیم

به نتیجه رساندن هدف تان هیچ وقت به اندازه حالا اهمیت نداشته است. شما در سفری هستید که هدف از آن شناخت خودتان و آن چیز منحصر به فردی است که به جهان می توانید هدیه دهید.

شما دوست من کسی هستید که یک رویای غیرمعمول در سر دارید.

کسانی که چنین رویایی در سر دارند به شکل منحصر به فردی از نظر ذهنی آماده اند و باور دارند که اینجا هستند تا وارد بازی بزرگتری با قوانینی متفاوت شوند. اما عدم پیروی از قوانین منکر این واقعیت نیست که هنوز هم قوانینی در رابطه با اینکه رویاهای ما تا کجا گسترده می شوند و چه موقع به واقعیت تبدیل می شوند وجود دارد، مخصوصاً آن رویاهایی که غیرمعمول هستند.

 

Dreamer

در اینجا 7 قانون وجود دارد تا رویایی غیرمعمول را زندگی کنیم:

  1. قانون ترغیب یا متقاعد سازی

به عنوان یک راهنما و رهبر این وظیفه شماست که آنچه را در ذهن دارید مرتباً در قلب کسانی بگذارید که شما را دنبال می کنند. چالش بیشتر رهبران این است که همیشه از طرحی روشن برای جهت دهی به دیگران برخوردار نیستند. این عدم برخورداری از طرحی مشخص برای یک رهبر بسیار زیان آور است زیرا سبب سردرگمی دیگران شده و باعث می شود که آنها دست به هیچ اقدامی نزنند. یک طرح قوی مسائل پیچیده را آسان ساخته و به رهبران یک نقشه کلی برای ترغیب دیگران می دهد.

همینکه یک راهنما بداند دنباله روهای خود را به کجا می برد، قدم بعدی این است که بداند چه چیز او را از سایر رهبران متمایز می کند. چرا؟ ساده است. اگر شما از تفاوت خود اطلاع نداشته باشید، هیچ کس شما را به خاطر تفاوت تان دنبال نخواهد کرد. تمام رویاها، خصوصاً غیرمعمول ترین آن ها، نیازمند حمایت عاطفی، فیزیکی، و مالی مجموعه ای از افراد هستند. یکی از سخت ترین درس هایی که من به عنوان یک کارآفرین نوپا آموختم این بود که بسیاری از کسانی که من قصد هدایتشان را داشتم به اندازه من به رویایم اهمیت نمی دادند.من متوجه شدم که این وظیفه من بود که به شکل فریبنده ای بی رحم باشم و طوری به ترغیب دیگران بپردازم که آن ها حتی بیشتر از من برای رویایم ارزش قائل شوند. جان سی. مکسول در کتاب 21 قانون غیرقابل انکار رهبری می گوید که “کسی که خودش را رهبر بنامد و هیچ دنباله رویی نداشته باشد فقط در حال پیاده روی است.” آنچه او می گوید بدان معناست که آنقدر باید به دیگران ارزش بدهید که آن ها راهی جز دنبال کردن شما نداشته باشند.

“تمام رویاهای ما می توانند به واقعیت تبدیل شوند، اگر ما شجاعت کافی برای دنبال کردن آن ها را داشته باشیم.” – والت دیزنی

  1. قانون تمرکز

رویا پردازان ترجیح می دهند به موضوعات در ابعاد مختلف فکر کنند که این کار تمرکز را چالش برانگیزترین وظیفه آن ها می سازد. نویسنده آمریکایی مارک تواین خوب گفت که “شما نمی توانید بر تمرکزتان تکیه کنید زمانی که تخیل تان خارج از کنترل است.” افکار و ایده های شما باید در چیزی محکم ریشه داشته باشند – در هدفی بزرگتر. شما باید در صرف زمان و انرژی بر روی چیزها و افرادی که شما را هر روزه ترغیب کرده و الهام می بخشند مهارت پیدا کنید.

یک رویای غیرمعمول نیازمند تمرکزی قابل توجه است. تمام رهبران باید سیستمی طراحی کنند که بتواند زمانی که تمرکزشان برهم خورده آن ها را به جایی که باید باشند بازگرداند. دلیل شکست رهبرانی که رویایی غیر معمول داشته اند این است که آن ها اجازه داده اند شرایطی موقتی تمرکزشان را بر هم بزند.

 

  1. قانون احترام

این قانون بسیار ساده است. شما تنها چیزی را جذب می کنید که به آن احترام بگذارید؛ شما تنها به چیزی احترام می گذارید که در آن ارزشی مشاهده کنید. سیستم ارزشی شما خیلی شبیه به غده های چشایی شماست، آن ها در طول زمان تغییر می کنند. بخشی از زندگی کردن یک رویای غیر معمول در گرو گرفتن بسیاری از تصمیمات است. هر تصمیمی که شما بگیرید یکی از این دو کار را با رویای شما انجام می دهد، یا آن را کوچک می کند یا به آن وسعت می بخشد.

در طول زمان، شما یاد می گیرید برای کسانی که به رویای شما وسعت می بخشند، جاهایی که نگرش شما را پربارتر می سازند، و چیزهایی که سبب می شوند شما بزرگتر فکر کنید ارزش بیشتری قائل شوید. دقت کنید که زمانی که چندان موفقیت کسب نکرده اید به چه کسی احترام می گذارید و زمانی که در در اوج هستید به چه کسی بی احترامی می کنید.

  1. قانون بدبیاری

اگر رویای شما ارزشمند است پس به احتمال زیاد ارزش شکست را هم دارد. در مسیر دست یابی به رویایتان بی تردید چالش هایی به وجود می آید، اما این فقط سبب می شود شما در اوج بازی تان باقی بمانید. رویا پردازان بدبیاری را از صمیم قلب می پذیرند زیرا این نتیجه پیروی کردن از آرزوی قلبی شان است و آن ها می دانند که در زندگی هیچ چیز اتفاقی نیست.

بدبیاری را به عنوان بخشی از دستور العمل دست یابی به رویای غیرمعمول خود به حساب آورید و این کار سبب پیشروی بیشتر شما به سوی موفقیت خواهد شد. بدون آزمایش و امتحان شما نمی دانید چطور باید برای افراد، مکان ها، و تجاربی که رویایتان به زندگی تان می آورد ارزش قائل شوید.قانون بدبیاری بنا بر انتخاب شما می تواند ساده و یا بسیار جانفرسا باشد.

“رویاهایتان را محکم نگه دارید، چون اگر رویاها بمیرند، زندگی همچون پرنده شکسته بالی است که توانایی پرواز ندارد.” – لنگستن هیوز

  1. قانون مشاوره

یک مشاور یا مربی یکی از ارزشمندترین منابعی است که شما می توانید از آن بهره ببرید. چرا؟ اطلاعات در دست مشاوران است. بخش عمده ای از چالش هایی که هر روزه با آن روبه رو هستیم تنها نتیجه عدم برخورداری از اطلاعات کافی است. برای مثال پول را در نظر بگیرید. چه کسی دلش نمی خواهد پول بیشتری دربیاورد؟ البته که دلتان می خواهد! پس شما تمام تلاش تان را می کنید که در بهترین دانشگاه ممکن درس بخوانید و نهایتاً کاری پیدا کنید که درآمد آن برای شما کافی نیست پس مجبور می شوید دو یا سه کار جانبی هم پیدا کرده و خودتان را تا مرز جان کندن غرق کنید. این داستان برایتان آشنا نیست؟

داستانی که شما در این مرحله برای خودتان می سازید این است که “مشکل مالی” دارید. اشتباه است! اما هیچ مسئله ای به عنوان مشکل مالی وجود ندارد و تنها چیزی که وجود دارد مشکل خرد و دانش است. مشاوره تمام چیزی است که شما کم دارید. نکته کلیدی پیدا کردن مشاورانی است که در زمینه هایی که شما می خواهید در آن ها بهتر شوید فعالیت دارند.

  1. قانون پرسش

هرگز چیزی به اسم سؤال احمقانه وجود ندارد. می دانم که این را قبلاً شنیده اید! سؤال نپرسیدن نشانه حماقت شماست. پرسیدن تنها برای رسید به جواب خوب نیست، بلکه به شما اجازه می دهد به منابع دسترسی داشته، مشکلات را حل کنید، به توافق برسید، تواضع نشان دهید، سردرگمی را برطرف ساخته و دانش کسب کنید. برای تبدیل ساختن یک رویای غیرمعمول به واقعیت شما باید در پرسش سؤالات غیرمعمول مهارت پیدا کنید – البته سؤالاتی که عقلانی باشند.

  1. قانون روابط

چه می شد اگر من به شما قول می دادم که شما تنها یک رابطه با داشتن آنچه در زندگی می خواستید فاصله دارید؟ خب درست است. روابط همه چیز هستند، اما تمام روابط یکسان نیستند. انسان ها ذاتاً برای برقراری رابطه و ارتباط با یکدیگر ساخته شده اند؛ چالش مهم برقراری ارتباط با افراد صحیح است، افرادی که برای شما اهمیت دارند. رویاهای غیرمعمول خیلی شبیه به بچه های کوچک اند، به این معنا که محیطی که در آن رشد می کنند بسیار در پیشرفت یا عدم پیشرفت آن ها مؤثر است.

دلیل اساسی برای به واقعیت نپیوستن رویاهای غیرمعمول ما این است که ما زمان زیادی را با کسانی که به رویایمان مربوط نیستند می گذرانیم. آنچه اهمیت دارد این است که بدانید گاهی اوقات شما آن افراد را پیدا نمی کنید بلکه آن ها شما را می یابند.

5 فکر پوچ که مانع افراد میانسال در دنبال کردن رویاهایشان است

برخی از افراد که در مرحله میانسالی زندگی هستند دست از دنبال کردن رویاهایشان می کشند. ممکن است این حرف بدبینانه به نظر برسد اما واقعیت دارد. براساس این گزارش، 80% از کسانی که بالای 40 سال هستند فکر تغییر شغل را در سر دارند اما تنها 6% از آن ها واقعاً دست به این کار می زنند؛ این چه معنایی برای شما دارد؟
پس از صحبت با برخی از متخصصان میانسال، شنیدن دلایلی که احساس در جا زدن در زندگی را برایشان به وجود می آورد تعجب آور بود. فکر می کنم اصطلاح “بحران میانسالی” به خاطر همین دلایل به وجود آمده بود. این اصطلاح برای توصیف افرادی است که احساس می کند در میانسالی گیر کرده اند و نمی دانند که چکار کنند یا از برداشتن قدم های لازم برای کارهایی که می خواهند انجام دهند ترس دارند.

Midlife Crisis

Midlife Crisis

از آنجا که من خودم هم این تجربه را داشته ام، فکر می کنم که این 5 فکر پوچ خلاصه ای است از اینکه چرا برخی افراد در میانسالی هرگز تلاش نمی کنند رویایشان را دنبال کنند و بنابراین در جا می زنند:

1. فکر اینکه دیگر خیلی دیر شده است
فکر اینکه دیگر خیلی دیر است یکی از اولین دلایل ارائه شده توسط آن هاست. این تصور به آن ها می گوید که زمان کافی برای انجام کاری که واقعاً می خواهند در اختیار ندارند. یکی از عقاید زیربنایی آن ها این است که “این کار خیلی زمان می برد”.
زمانی که مشغول محاسبه می شوند و به جایگاه فعلی شان پس از سال ها کار کردن نگاهی می اندازند، می بینند که هیچ چیز جور در نمی آید. به نظر آن ها، این فکر که دوباره همه چیز را در این سن از نو شروع کنند برایشان وحشتناک است.
اما چه کسی گفته است که باید از نو شروع کنند؟ تصور کنید، با اطلاعاتی که حالا دارند و مهارت هایی که در طی سال ها کسب کرده اند، چرا باید بالاتر رفتن از جایگاه فعلی شان زمان زیادی ببرد؟
با پیشرفت زیاد تکنولوژی و دسترسی باورنکردنی به جهان از طریق اینترنت، فرصت دست یابی به چیزی بهتر از وضعیت فعلی شان بسیار بیشتر است. این علم، مفهوم “دیگر خیلی دیر است” را تغییر می دهد. من شخصاً به عنوان کسی که در 47 سالگی برای تحصیلات تکمیلی اقدام کردم و از شغلی که 21 سال مشغول به آن بودم دست کشیده و در 51 سالگی تجارت خودم را راه انداختم، خوب می دانم که هیچ وقت خیلی دیر نیست.
“هرگز آنقدر دیر نیست که از آنچه در حال انجامش هستید دست بکشید و شروع به کاری کنید که دوست دارید.” – هنس راسلینگ
2. فکر اینکه آن ها به اندازه کافی نمی دانند
این یکی از بزرگترین عوامل بازدارنده برای بسیاری از افراد است. این فکر به آن ها می گوید که برای دنبال کردن رویایشان در این مرحله به دانش بیشتری احتیاج است. این طرز تفکر فریب کار در کمین است تا فرد را به موقعیت فعلی اش دست بند کند. هر تلاش برای رهایی منجر به اسارتی محکم تر می شود که همچون تذکری به آن هاست برای آنکه به “گوشه” ای که در آن بوده اند برگردند و همان جا بمانند.
باید همیشه بگویید “من می توانم در هر زمان ممکن دانش بیشتری به دست آورم و بیشتر بیاموزم”. پذیرفتن این به عنوان واقعیت، به عادی سازی این احساس کمک می کند. با فکر کردن به این روش شما آنقدر می دانید که بتوانید به کس دیگری نیز کمک کنید.
اگر از شما سؤالی پرسیده شود به این معناست که شما چیزی را می دانید که شخص مقابل نمی داند. برای آن ها شما یک متخصص هستید. حداقل این است شما آنقدر می دانید که بتوانید شروع کنید. این تمام چیزی است که لازم است شما همین حالا بر آن تمرکز کنید.
3. فکر اینکه دیگران چه فکر خواهند کرد
سپری کردن زمانی طولانی در یک حرفه و به دست آوردن جایگاهی خاص در زندگی، به نوعی احساس غرور و موفقیت به وجود می آورد. دست کشیدن از آن ساده نیست. بسیاری از افراد آن را به عنوان نشان سال ها کار و تلاش به حساب می آورند. درست به نظر می رسد، حداقل برخی افراد هستند که بدون وجود کارشان نمی دانند چه کسی هستند. برخی از افراد نیز به خاطر کاری که انجام  می دهند احترام همکاران و اعضای خانواده خود را به دست آورده اند.
از دست دادن این جایگاه به معنای آن است که آن ها دیگر از آنچه با آن شناخته می شدند و مایه لذت آن ها بود محروم خواهند شد. و این سوای آن چیزی است که ممکن است بشنوند: دیوانه ای؟ می خواهی شغل خوب و مطمئن ات را از دست بدهی برای چیزی که به آن اعتباری نیست؟
شنیدن این جملات مخصوصاً از طرف دوستان صمیمی و خانواده به هیچ وجه اطمینان بخش و امیدوار کننده نیست. بنابراین راحت تر آن است که از احتمال چنین شکستی جلوگیری کرده و در عین حال که به شغل آزاردهنده اما راحت خود چسبیده ایم به مسخره کردن کسانی بپردازیم که این خطر را می پذیرند.
نتیجه احساس سکون و نارضایتی مداوم خواهد بود. تعجب ندارد که براساس نظرسنجی گالوپ 87% از کارمندان یا احساس خوبی نسبت به شغل شان نداشتند یا خیلی ساده از آن متنفر بودند.
4. فکر اینکه خطر آن بسیار بالاست
کدام ریسک بیشتری در بردارد؟کار کردن برای کسی که تصمیم می گیرد که آیا شما خوراک و  پوشاک خود و خانواده تان را تأمین کنید ، یا اینکه شما خود مسئول این تصمیم گیری باشید؟
برای من، این خطرناک تر است که شخصی دیگر مسئولیت کامل سلامت و آنچه برای شما در آینده رخ خواهد  داد را در دست داشته باشد. و ریسک آن کمتر است که شما کسی باشید که تصمیم می گیرد چه موقع، چطور، چه و کجا اتفاقی رخ دهد.
“برای آنکه بدانید زندگی ارزش چه را دارد، باید هر چند وقت یکبار آن را در معرض خطر قرار دهید.” – ژان پل سارتر
5. فکر اینکه قرار نبوده هیچ وقت این اتفاق رخ دهد
این گاهی اوقات علت از زیر کار در رفتن افراد تنبل است. چه چیز قسمت نبوده اتفاق بیفتد؟ آیا قسمت نبوده که شما زندگی رضایت بخش و پر ثمری داشته باشید؟ آیا قرار نبوده است که شما تمام پتانسیل خود را عملی سازید؟ این همان چیزی است که این جا هم به آن اشاره شده است؟
برای من، آنچه قرار نبوده اتفاق بیفتد با یک هستی رقت بار در یک عرض است. این چه روش زندگی است زمانی که شما از کاری که می کنید تنفر دارید یا به آن صرفاً اهمیت نمی دهید؟
چه می شد اگر شما تصمیم می گرفتید که این کار “قرار بوده اتفاق بیفتد” و چه چیز برای خلق زندگی که دلخواه شماست و شما شایستگی آن را دارید ضروری است؟ چه می شد اگر از همین امروز شروع می کردید؟

4 خصوصیت برجسته ای که تمام برنده ها از آن برخوردارند

برنده ها قادراند پتانسیل های خود را به حد کمال عملی سازند. آن ها قادر اند به نتایجی دست یابند که برای دیگران فوق العاده ارزشمند است. این نمونه ها را می تواند در برنده های زیر مشاهده کرد:

  • ایلون ماسک با طراحی اتوموبیل های برقی و کاهش مصرف سوخت های فسیلی و تولید دی اکسید کربن از جهان و محیط زیست ما محافظت می کند.

  • تای لوپز با تشویق دیگران به مطالعه، پیشرفت و رشد در سطح جهانی بهره هوشی انسان ها را افزایش می دهد

 

4-Outstanding-Qualities-that-All-Winners-Possess

برنده ها حداکثر استفاده را از زندگی شان، استعدادهایشان، و پتانسیل شان می برند. به اشتراک گذاشتن این با دیگران به آن ها کمک می کند در زندگی خودشان برنده باشند.

در اینجا 4 مورد از مهم ترین خصوصیاتی که تمام برنده ها از آن برخوردارند آمده است:

  1. برخورداری از تصویر مثبتی از خود برای دست یابی به نتایج مثبت

برخورداری از الگو و دیدگاهی مثبت با داشتن تصویری از خودتان آغاز می شود. تصویر شخصی جایی است که اقدامات شما، فرایندهای فکری تان، و منطق/استدلالتان وارد عمل می شوند. قبل از اینکه هر تصمیمی بگیرید، شما به شکلی ناخودآگاهانه به درون خود رفته و می پرسید “آیا این همان چیزی است که من انجام دهم؟” بنابراین برای اینکه زندگی تان را تغییر دهید، باید شروع این کار از تصویر شخصی تان باشد.

تصویر شخصی تان همان چیزی است که اقدامات و رفتارهایی را که شما از خودتان نشان می دهید تعیین می کند. شما از خودتان می خواهید که به روشنی بهترین نسخه از شخصیت خودتان را تصویرسازی کرده و به تعیین ارزش هایی بپردازید که همان نسخه آن ها را به واقعیت تبدیل می کند. این نیازمند نظم است اما استفاده از ابزار تصویرسازی می تواند به بهترین شکل به شما کمک کند اهداف، آرزوها و بلند پروازی های خود را در عمیق ترین بخش های خود آگاه تان به عنوان یک یادآوری همیشگی تعبیه کنید.

  1. تصویرسازی، تصویر شخصی ما را به واقعیت تبدیل می کند

تصویر سازی منابع و ابزارهایی در اختیار ما می گذارد که از طریق تخیل و خلاقیتمان زندگی را که دوست داریم داشته باشیم تصور کنیم. ما می توانیم از طریق تکرار بی وقفه برای افکار و احساسات فعلی مان اولویت بیشتری قائل شویم تا مکانیزم های ناخودآگاه و تصویر شخصی مان را بهبود بخشیم.

ناخودآگاه ما قادر به تشخیص تمایز میان چیزی که واقعی است و چیزی که به وضوح و عمیقاً تصور می شود نیست. آنچه را که می خواهید و آن کسی را که می خواهید باشید به ذهن تان بسپارید. برای به دست آوردن و تبدیل شدن به آنچه از زندگی می خواهید، لازم است به وضوح بفهمید که چه می خواهید.

اپرا وینفری، آرنولد شوازینگر، و ویل اسمیت نمونه هایی از افراد موفق هستند که از تصویرسازی برای دست یابی به اهدافشان استفاده می کنند.

برای یک کشتی بدون مقصد هیچ بادی موافق نیست.”

  1. با استفاده از قوه کاردانی و ابتکار، هوشمندانه کار کنید

تصویرسازی یکی از عوامل اصلی در برخورداری از یک جهت شخصی مثبت است، اما داشتن اطلاعات از چگونگی محیطی که در آن زمینه شما می خواهید به اهدافتان دست یابید نیز اهمیت دارد. لازم است ما از آنچه می خواهیم به وجود آوریم، جایی که می خواهیم برویم، و چگونه می خواهیم به آنجا برسیم آگاهی داشته باشیم. به اجرا گذاشتن مناسب کارهایتان باید با کمک متخصصانی باشد که در تلاش خود برای دست یابی به آنچه ما نیز می خواهیم شروع کنیم موفق بوده اند.

منابع خوبی در دسترس اند – از کتاب، اینترنت، مدرسه، مشاوران، الگوهای شخصیتی گرفته تا سمینارها – که به ما اجازه می دهند در رابطه با حوزه علاقه مان بیاموزیم. متخصصانی که دانششان را به اشتراک می گذارند این امکان را برای شما فراهم می کنند که با آگاهی و هدفمندی بیشتر در رابطه با کاری که می خواهید انجام دهید و جایی که می خواهید بروید پیش بروید. دانش کسانی که در طول مسیر سفرمان به ما کمک می کنند، ما را قادر می سازد رویاهایمان را درک کنیم.

  1. از طریق روابط مثبت برای خود حمایت به وجود آورید

افرادی که به شکلی مثبت ما را تشویق کرده و ما را آنطور که هستیم می پذیرند، برای رشد تصویر شخصی مان و احترامی که به خودمان می گذاریم ضروری اند. یکی از مهمترین خصلت های والدین یا یک رهبر این است که از طریق تشویق مثبت فرزندان و افراد زیر مجموعه خود به رشد ارزش فردی در آن ها کمک کند.

با برخورداری از یک تصویر شخصی مثبت و احترام به خویشتن، ما قادر خواهیم بود در این جهان با استفاده از ابزارها و منابعی که در اختیار داریم به شکلی مثبت به خود جهت داده و بر خودمان و سیستم حمایتی خودمان تکیه کنیم تا از میان سختی ها عبور کنیم.

برنده ها با کمک افراد برنده و موفق دیگر به مرور و بررسی دست آوردهایشان می پردازند، پس مهم است که اطرافتان را با افراد جاه طلب مثبت گرا پر کنید. معاشرت با افراد برنده ای که مورد ستایش و احترام شما هستند به شما فرصت آن را می دهد که در رابطه با مسائل و افکار محدود کننده ای که مانع موفقیت تان هستند از آن ها نظرخواهی کنید. با به وجود آوردن روابطی که به شکلی مثبت گرایانه خلاقانه، صادقانه و پر از محبت اند شما انرژی و باور خود به تصویر شخصی و احترام تان را آنقدر بالا می برید که به اهدافتان دست یابید.

“چه رابطه ای دوستانه باشد چه هر چیز دیگر، تمامی پیوندها براساس اعتماد ساخته می شوند. بدون آن، شما هیچ چیز ندارید.”

اگر شما تمامی این چهار خصوصیت را در زندگی تان کنار هم قرار دهید، ابزارهای لازم برای دست یابی به بهترین شکل از شخصیت تان را در چنگ تان خواهید داشت. زمانی که در بستر مرگ نگاهی به زندگی تان می اندازید، با گنجاندن این خصوصیات در زندگی تان، واقعاً احساس خواهید کرد که بهترین کار را برای واقعیت بخشیدن به رویاهایتان انجام داده اید.

کتاب صوتی رایگان 13 دلیل اصلی بدهکار شدن

شاید ابتدایی‌ترین و واضح‌ترین دلیل بدهکاری عدم پس‌انداز باشد. برای شروع پس‌انداز کردن نیازی نیست بدهی‌های شما تمام شده باشد، از مخارج تحصیل فرزندتان رهایی یافته باشید، اقساط خانه و یا ماشین خود را پرداخته باشید و در کل منتظر زمانی مناسب باشید، صرفه جویی و پس‌انداز را هر چند کوچک به عادت هر روزه خود تبدیل کنید. داشتن پس‌اندازهایی هر چند کوچک نه تنها موجب افزایش انگیزه شما در پس‌انداز کردن می‌شود بلکه موجب می‌شود برای پاره‌ای از مخارج پیش‌بینی نشده زیر بار قرض و وام نروید.

 آن‌چه که در این کتاب صوتی  بدان می‌پردازیم پرداختن به علل عمومی بدهکاری و یا دلایلی است که موجب می‌شود افراد پس‌انداز کمتری داشته باشند

نکاتی برای رشد یک تجارت

نکاتی برای رشد یک تجارت

برای رشد یک تجارت موفق، این نکات را بخاطر داشته و بدانها عمل کنید. اگر روش تجارت شما از جهاتی دارای کاستی‌هایی می‌باشد، اکنون زمان اصلاح آنها رسیده است. پس بیایید ۷ نکته مزبور را با هم مرور کنیم.

۱ . حاضر در محل و باریک‌بین باشید

بمنظور رشد یک تجارت ، باید خودتان تمام‌وقت در محل کار حاضر و در دسترس باشید مثل یک پزشک. مالک یک تجارت هیچگاه نباید از انجام کارهای ساده و کوچک هراس داشته باشد حتی کارهایی مثل بسته‌بندی و جابجایی محصولات. به چیزها و موارد کوچک نیز باید توجه ویژه شود، پس فراموش نکنید توجه به جزئیات بسیار مهم است.

۲ . علاقه و اشتیاق خود را ابراز کنید

فرایند فروش، به نوعی انتقال اشتیاق شما به خریدار است. مالکین تجارت می‌بایست اشتیاق و علاقه خود را به محصول خود و به مشتریان خود نشان دهند. در کنار ابراز علاقه به محصول، باید خوش‌بین و مثبت‌نگر باشند. در رشد یک تجارت همه جور مشکلاتی ممکن است پیش بیاید. بنابراین باید در هر وضعیتی بدنبال بهترین گزینه باشید و درسهای لازم را از اشتباهات و مشکلات پیش آمده بگیرید.

۳ . به مشتری بها دهید

هدف یک تجارت فقط سود کردن نیست بلکه جذب، حفظ و افزایش مشتری است. سیاست شما باید جذب آنها برای بار اول، سپس برگشت دوباره آنها و در نهایت برگشت آنها بهمراه دوستانشان باشد. بدین ترتیب چگونگی برخورد شما و روش کاری شما در ارتباط مستقیم با تعداد مشتریان و رضایت‌مندی مشتریانی که دارید می‌باشد. برای افزایش رضایت‌مندی مشتریان، باید به مشتریان خود توجه کنید و خود را با تجربه خریدشان شریک کنید.وقتی این کار را نمی‌کنید احساس می‌کند که اهمیتی به او نمی‌دهید. برای ارتباط بیشتر با مشتری و بهبود روابط اجتماعی می توانید مقاله ی هفت روش مؤثر برای ارتباط با افراد جدید و ده گام برای داشتن تجربه ای بی‌نظیر با مشتریان را مطالعه نمایید.

۴ . حس رقابت بیشتری داشته باشید

اگر از امتیازات انحصاری بعضی‌ها صرف نظر کنیم، رقابت اصل قضیه است و متفاوت بودن کلید موفقیت در فروش است. برای موفقیت نباید یک شرکتی به شکل “من هم همینطور” باشید. باید متفاوت باشید. باید یک امتیاز رقابتی داشته باشید. اگر ندارید، پس یکی بسازید. یک امتیاز منحصر بفرد داشته باشید. این چیزیست که شما را در موقعیت برتری نسبت به سایر رقبا قرار می‌دهد. و این امتیاز می‌تواند مکان شما، یا محصول یگانه شما باشد ولی اغلب موارد این امتیاز در واقع شخصیت خودتان است. وقتیکه مشتریان در مورد یک تجارت فکر می‌کنند، اغلب در مورد کسانی که تشکیل‌دهنده این تجارت هستند خصوصاً مالک آن فکر می‌کنند.

۵ .برای رشد یک تجارت به فکر پول باشید

وقتیکه در مورد استراتژی تجاری صحبت می‌کنیم، مالکین تجارت باید روی فروش، سود و گردش مالی تمرکز کنند، و گزارش درآمدی برای هر روز داشته باشند. روی سود خالص تمرکز کنید، نه سود ناخالص. این موضوع دیدگاه واقعی از تجارت‌تان بدست می‌دهد. بدنبال “ایده‌آل کردن تجارت‌تان” باشید. در مورد اینکه بهترین حالت تجارت شما چگونه است خوب بیندیشید و کارهای لازم برای رسیدن به آن را انجام دهید.

۶ . برای رشد یک تجارت بهترین باشید

مالکین تجارتهای موفق همیشه بدنبال ممتاز بودن هستند. آنها می‌خواهند در کارشان بهترین باشند. بهترین بودن نیازمند تلاش و تحرک بیشتر و کار سخت‌تر و سریعتر است. برای بهترین بودن همچنین باید خواهان آموزش بیشتر باشد.

۷ . موفقیت خود را بسنجید

هر کسی برداشت و تعریف خودش را از موفقیت دارد. بهترین معیار سنجش موفقیت: اول، بایستی از کارتان لذت ببرید. یعنی نهایت موفقیت. بعدی، آمارتان باید بطور مرتب بهبود یابد، که نشاندهنده این است که می‌دانید چه می‌کنید. آخری، باید عاشق محصول یا خدمات خود باشید، و بایستی عاشق مشتری خود باشید. اگر همه این کارها را بکنید ناچاراً، مسلماً، واقعاً موفق خواهید بود.

نتیجه‌گیری

همۀ این نکاتی که درباره رشد یک تجارت گفته شد با اهمیت هستند. داشتن یک تجارت یعنی مبارزه با چالشها و برخورداری از مزایای آن. مهم این است که برنامه‌ریزی و اهداف بلندمدت داشته باشید.

اگر در این زمینه نیازمند اطلاعات جامع تر و کاربردی تر هستید پیشنهاد می کنیم کتاب های برایان تریسی از در این زمینه از جمله قوانین نانوشته تجارت و ایجاد جهش در شغل و تجارت را بشنوید که راهنمایی ست برای یافتن هدف و رشد و تعالی در زندگی و تجارت شما.

 

ده گام برای داشتن تجربه ای بی‌نظیر با مشتریان

ده گام برای داشتن تجربه ای بی‌نظیر با مشتریان

در این مقاله در نظر داریم   شما  را با ده روش برای اینکه  تجربه ای بی‌نظیر با مشتریان خود داشته باشید آشنا کنیم ،همچنین  به کتاب های صوتی که در این زمینه به شما کمک خواهند کرد اشاره کرده ایم .

۱. اعتبار و ثبات: قابل پیش‌بینی باشید

اعتبار و ثبات به‌ این معنی است که مشتریان می‌توانند روی یک برند حساب کنند و در هر دفعه استفاده از آن محصول یا خدمت، مثل استفاده از محصولات مک‌دونالد، کی.اف.سی و پیتزا دومینو همان تجربه را داشته باشند. هر بار که محصولات این برندها را می‌خرید، دقیقا می‌دانید طعم‌شان چگونه خواهد بود، زیرا مشابه دفعات قبل است. برای اغلب شرکت‌ها، همین موضوع تعریف برند است.

۲. مسئولیت‌پذیری: وقتی اشتباهی مرتکب می‌شوید، آن ‌را قبول کنید

مردم از شما انتظار کمال ندارند. انتظار آن‌ها این است که مسئولیت اتفاقات خوب یا بدی که هنگام تجربه محصول برای مشتری رخ می‌دهد را بپذیرید. جالب است بدانید که بسیاری از شرکت‌ها اگر به ‌سرعت اقدام کنند، بلافاصله عذرخواهی کنند و مسئولیت‌پذیر باشند، از طرف مشتریان بخشیده می‌شوند.

بر‌خلاف تصور، اشتباهات باعث می‌شود عمیق‌تر به کنکاش بپردازید و گفتگوهایی عمیق‌تر و با‌معنی‌تر با مشتریان انجام دهید. وفادارترین مشتریان شاید در نتیجه اشتباهات شما به مشتری تبدیل شده باشند. مشتریانی که شکایت کرده و پاسخ سریعی دریافت می‌کنند، بیشتر از آن‌هایی که هرگز شکایت نکرده‌اند، در خرید‌های بعدی و معرفی مشتریان به شرکت وفادار خواهند بود. از طرف دیگر، پاسخ کند به شکایت مشتری باعث ترس و عصبانیت می‌شود. مشتری از این می‌ترسد که مجبور به استفاده از محصولی شود که به ‌خوبی کار نمی‌کند و از خرید اشتباهی که انجام داده عصبانی است.

۳. پاسخ‌گویی سریع: به سرعت به اصل ماجرا بپردازید

همه باید بدانند که این مشتری است که موفقیت یا شکست شما و دستمزدتان را تعیین می‌کند. سام والتون می‌گوید: «ما همه یک رئیس داریم و آن مشتری است و هر زمانی که بخواهد می‌تواند با خرید از جایی دیگر، ما را اخراج کند». شما وکیل‌مدافع مشتریان خود هستید. خود را یک آژانس حمایت از مصرف‌کنندگان بدانید که از بهترین مشتریانش حمایت می‌کند. حتما این جمله معروف قدیمی را شنیده‌اید، «تا وقتی ندانند به آن‌ها اهمیت می‌دهید، به دانش شما اهمیت نخواهند داد».

۴. خدمات اختصاصی: کاری کنید دقیقا مناسب مشتری به‌نظر برسد

آیا تجربه مشتری شما مطابق با توقع واقعی خریدار است؟ آیا متخصص نیازهای منحصر‌به‌فرد مشتریان هستید؟ چگونه می‌توانید شرکت خود را به جایی برسانید که تجربه منحصربه‌فردی برای مشتریان ایجاد کند و رقبا نتوانند بدون فداکاری برای مشتریان خود، از آن تقلید کنند؟ اگر دوست دارید روابط موفقی با مشتریان خود داشته باشید کتاب صوتی تاثیر روابط در فروش برایان تریسی را از دست ندهید.

پیشنهاد می کنیم این مقالات در زمینه ی فروش را بخوانید

ترفندهایی برای فروش بیشتر

۱۴ استراتژی برای افزایش فروش محصولات شما

۵. مجموعه کامل: موجودی محصولات خود را کنترل کنید

برای دریافت پاسخ مطلوب از مشتریان و برای اینکه بگویند: «این محصول فوق‌العاده است»، باید موجودی آن محصول در انبار کافی باشد. کسب‌و‌کار شما چه کوچک باشد و چه بزرگ، داشتن موجودی کالای مناسب در زمان مناسب، بدون ایجاد مشکل مالی برای شما، یک فعالیت موازنه‌ای گران و هزینه‌بر است. انبار کردن پرهزینه است و ریسک فروخته‌نشدن محصولات را به‌ همراه دارد؛ اما اگر به‌دنبال خلق تجربه‌ای فوق‌العاده برای مشتری هستید، باید بتوانید درست زمانی که مشتری محصولی را می‌خواهد، آن ‌را تحویل دهید.

۶. کیفیت: مشتریان آن‌ را تعیین می‌کنند

تعریف کیفیت عبارت است از تناسب محصول یا خدمت با شرایط خاص و منحصر‌به‌فرد مشتری. کیفیت به‌ معنی این است که محصولات و خدمات شما با معیارها و نیازهای مشتری مطابقت داشته و یا از آن فراتر می‌رود.در این زمینه برای یادگیری ترفند ها و تکنیک های فروش کتاب صوتی ترفندهایی برای فروش بیشتر به شما کمک خواهد کرد.

۷. تحویل: در هر فرصت ممکن فراتر از انتظارات عمل کنید

تعجبی ندارد شرکت‌هایی که تحویل محصولشان سریع، قابل‌اعتماد و قابل پیش‌بینی است، کسب‌و‌کار را از چنگ توزیع‌کنندگانی که توزیع ضعیف و بی‌ثباتی دارند می‌ربایند. سایت زاپوس کفش‌فروشی آنلاینی است که به‌ خاطر ایده خدمات‌رسانی سریع و خاطره‌انگیز به مشتری، در عرض ۹ سال به یک شرکت میلیارد دلاری تبدیل شد. مدیر ارشد اجرایی شرکت می‌گوید: لطیفه‌ای که مشتریان تعریف می‌کنند این است که «لحظه‌ای که سفارش خود را به‌صورت آنلاین در سایت زاپوس ثبت می‌کنید، باید از جا بلند شده و سمت در بروید، زیرا کفش‌هایی که سفارش داده‌اید، به‌سرعت ارسال می‌شود».

۸. تجربه کارمندان: کاری کنید افرادتان از کار‌کردن برای شما خوشحال باشند

اگر کاری کنید کارمندان احساس مهم‌بودن کنند، همین احساس را در مشتریان نیز ایجاد خواهند کرد. درواقع چگونگی رفتار کارمندان با مشتری، بازخورد رفتار مدیر شرکت با کارمندان است.

۹. تجربه شخصی: خود را جای مشتریان بگذارید و بینید احساس مشتری‌بودن چگونه است

هیچ چیز در کسب‌و‌کار مهم‌تر از تجربه شخصی نیست. وقتی کارایی (ناکارایی) یک محصول یا خدمت را در‌عمل می‌بینید، اطلاعات به‌دست‌آمده با ارزش‌تر از میلیون‌ها نظرسنجی تلفنی است.

۱۰. رقابت: مشتری باشید

اکثر رهبران کسب‌و‌کار، پشت میز خود می‌نشینند و ادعا می‌کنند مشتری‌مدار هستند، اما معمولا وقتی در دفتر خود نشسته‌اید، نمی‌توانید درک کاملی از سلایق مشتریان داشته باشید. باید بیرون بروید و با مشتریان خود ملاقات کنید.

از این تمرین ساده و قدرتمند در شرکت خود به‌طور مرتب استفاده کنید: هر‌یک از اعضای تیم را موظف کنید از رقبای موفق شما خرید کنند. از محل کارشان بازدید کنید، آگهی‌های آن‌ها را بخوانید و به تعهداتی که به مشتریان می‌دهند توجه کنید. لازم نیست چرخ را از نو اختراع کنید. گاهی تنها با انگیزه‌گرفتن یا ترسیدن از رقبای موفق خود می‌توانید ایده‌هایی فوق‌العاده برای بهبود تجربه خدمات مشتریان به‌دست آورید و بهتر از آن‌ها عمل کنید.

برای پیروزی در بازار رقابتی باید در تلاش‌ها، سختی‌ها و پیروزی‌های مشتریان خود همدل و سهیم باشید.پیشنهاد می کنیم کتاب صوتی برایان تریسی در این زمینه با عنوان تاثیر روابط در فروش بیشتر را بشنوید زیرا توانایی شما در درک پریایی روابط فروش می تواند شما را به یکی از بهترین ها در زمینه ی کاری خودتان تبدیل کند .نمونه ی صوتی این کتاب را از این لینک می توانید بشنوید و این کتاب صوتی را تهیه کنید.

۱۰ بینش مشترک میلیاردرها در مورد پول و ثروت

۱۰ بینش مشترک میلیاردها در مورد پول و ثروت

 طرز فکر شما، افکاری که به صورت روزانه تجربه می‌کنید برای انباشت ثروت بسیار حیاتی است؛ اما امروزه به خوبی می‌دانیم که بدون بهره‌مندی از باورها و بینش هایی که برای تولید پول و ثروت طراحی شده‌اند هرگز نمی‌توانیم به هیچ ثروتی دست یابیم. همین بینش های اساسی است که ثروتمندان را از دیگر افراد جامعه جدا می‌کنند.

در  کتاب های صوتی ضریب هوش اقتصادی و ثروتمند ترین مرد بابل  ، شما با بینش ها و باورهای ثروتنمدان آشنا می شوید که دقیقا چه کاری انجام دهید ،چرا که در واقع موضوع و هدف این کتاب های صوتی  توصیه های اقتصادی و مالی نیست . هدف این کتاب ها  این است که شما را در امور مالی باهوش تر کند تا بتوانید اطلاعات مالی زندگی خود را به خوبی پردازش کنید و  اگر این باورها و نگرش‌های خاص را در ذهن خود ایجاد کنید به سادگی می‌توانید میلیاردر شوید و یا هر نوع ثروتی که آرزویش را دارید به دست خواهید آورد چون اقدام کردن، تلاش و پشتکار نیز از موارد ضروری است که برای پولدار شدن باید به آن توجه کرد. برای اینکه فعالیت‌های ما به ثروت دلخواه‌مان ختم شود، نیاز به اصولی محکم داریم که اولین بار در ذهن آدمی شکل می‌گیرد.

۱۰ دیدگاه مشترک میلیاردها در مورد پول و ثروت عبارت‌اند از:

۱ . ثروتمندان به شکست به عنوان شکست نگاه نمی‌کنند

میلیاردرها و دیگر افراد ثروتمند به شکست به عنوان شکست و بازی‌ای که برای همیشه به پایان رسیده است نگاه نمی‌کنند. بلکه برعکس، به شکست به عنوان مانعی موقتی برای رسیدن به موفقیت و فرصتی برای یادگیری می‌نگرند. همه‌ی ثروتمندان در مسیر کسب ثروت دلخواه‌شان چندین و چند بار شکست‌ خورده‌اند اما همیشه شکست را فرصتی برای یادگیری می‌دانند که در رسیدن به رؤیاها و اهدافشان کمک می‌کند.
هنری فورد به بهترین شکل ممکن این مورد را خلاصه کرده است:

شکست محلی برای استراحت است. فرصتی برای شروع دوباره اما هوشمندانه‌تر.

۲ . آنها هرگز تسلیم نمی‌شوند

تمام میلیاردرها از چنان مقاومت و پشتکاری بهره‌مندند که این ویژگی‌ها بیشتر شبیه به یک وسواس دیوانه‌کننده است- اما نباید فراموش کرد که همین نگرش و بینش خارق‌العاده است که آنها را به جایگاه کنونی‌شان رسانده است. آنها برای دستیابی به چشم‌انداز و اهدافشان متعهد هستند و هرگز تا لحظه‌ی رسیدن به تمام اهدافشان تسلیم نمی‌شوند.
استیو جابز در مورد مقاومت و پشتکار می‌گوید:

من معتقدم نیمی از چیزی که کارآفرینان موفق را از کارآفرینان ناموفق و شکست‌خورده جدا می‌کند مداومت محض است.

۳ . ثروتمندان، بزرگ فکر می‌کنند و رؤیاهای بزرگی در سر دارند

اگر رویای بزرگی نداشته باشید هرگز نمی‌توانید به آن دست یابید. به همین سادگی است. اگر می‌خواهید میلیاردر شوید باید دیدگاه بلندی داشته باشید و برای تبدیل رویاهای خود به حقیقت، سخت و هوشمندانه کار کنید و زحمت بکشید.
دونالد ترامپ می‌گوید:

من بزرگ‌اندیشی را دوست دارم. اگر می‌خواهید در مورد هر چیزی فکر کنید بهتر است بزرگ فکر کنید.

۴ . آنها ذهنیتی قدرتمند در مورد پول و ثروت دارند

همان‌طور که قبلاً هم در این مقاله اشاره کردم، نگرش شما در مورد ثروت، پایه و اساس کسب ثروت است. هر کسی که امروز ثروتمند است ذهنیتی منحصر به فرد و قوی در مورد ثروت داشته است. آنها عمیقاً باور داشته‌اند که ثروتمند بودن چیز خوبی است. آنها با پول احساس راحتی می‌کرده‌اند. آنها با خرج کردن هم راحت بوده‌اند. در واقع، آن‌ها عاشق ثروت بوده‌اند. اگر نتوانید بینش صحیح و قدرتمند در مورد پول و ثروت داشته باشید هرگز نمی‌توانید پول زیادی کسب کنید.

خواندن این مقالات در این زمینه  برای شما مفید خواهند بود

۱۰ ویژگی مشترک میلیونرها

ثروتمندان چگونه پولشان را مدیریت می‌کنند

۵ . ثروتمندان باور دارند که حاکم بر سرنوشت خود هستند

میلیاردرها معتقدند که با استفاده از مجموعه‌ای از افکار صحیح که با اقدامات گسترده و مناسب پشتیبانی شوند می‌توانند آینده‌ای روشن و موفق برای خود خلق کنند. این مورد یکی از تفاوت‌های بزرگ ثروتمندان با مردم عادی است که فکر می‌کنند هیچ کنترلی بر زندگی خود ندارند و فقط باید پذیرای واقعیت‌های زندگی باشند.

۶ . پولدارها مسئولیت نتایج خود را بر عهده می‌گیرند

مهم نیست شکست بخورند یا موفق شوند، میلیاردرها همیشه مسئولیت نتایج خود را بر عهده می‌گیرند. حتی وقتی که شکست می‌خورند و با موانع پیچیده‌ای مواجه می‌شوند باز هم مسئولیت نتایج خود را بر عهده می‌گیرند چون عاشق این کار هستند و می‌دانند با پذیرش مسئولیت این پیام را به ذهن خود ارسال می‌کنند که آنها قدرت تغییر نتایج منفی را دارند و تا لحظه‌ی رسیدن به موفقیت تسلیم نمی‌شوند.

۷ . ثروتمندان به امنیت و خطر نکردن هیچ اعتقادی ندارند

میلیاردرها از ابتدا برای برنده شدن وارد بازی پول می‌شوند. آیا شما هم همین کار را می‌کنید؟ لطفاً اشتباه برداشت نکنید. ثروتمندان هیچ وقت با پول خود قمار نمی‌کنند اما وقتی هم که فرصت‌ها پیش روی‌شان قرار می‌گیرند با نگرش از دست ندان آنچه که دارند و یا حفظ آنچه که دارند این فرصت‌ها را از دست نمی‌دهند بلکه همیشه در چنین موقعیت‌هایی به دنبال یافتن راه‌های ثروتمند شدن هستند.

۸ . آن‌ها می‌دانند و معتقدند که ثروت فراوانی در این جهان وجود دارد

ثروتمندان می‌دانند که در هر گوشه‌ی این جهان ثروت فراوانی وجود دارد و تنها زمانی که ارزشی منحصر به فرد در زندگی دیگران ایجاد کنند می‌توانند ثروت عظیمی کسب کنند. آن‌ها می‌دانند که در این جهان به اندازه‌ی همه‌ی انسان‌ها ثروت کافی وجود دارد. این باور ثروتمندان به کلی با اعتقاد مردم عادی که فکر می‌کنند پول درآوردن سخت است و ثروتمند شدن غیرممکن، در تضاد است.

۹ . ثروتمندان می‌دانند و معتقدند که ضریب هوشی (IQ) و تحصیلاتشان هیچ ربطی به پول و کسب ثروت ندارد

پول و ثروت هیچ ارتباطی با ضریب هوشی (IQ) و مدارک و شرایط تحصیلی ندارد. پول به جیب افرادی جریان می‌یابد که فرصت‌ها را می‌یابند و ارزش خلق می‌کنند و همه‌ی میلیاردرها نیز می‌دانند که این تنها روش کسب ثروت است. آن‌ها می‌دانند که بازار تعیین می‌کند ثروت کجا برود و اگر شما در زمان و مکان مناسب از این فرصت استفاده کنید جریان ثروت به سوی حساب بانکی شما سرازیر خواهد شد.

۱۰ . ثروتمندان معتقدند تنها زمانی ثروت به سوی شما خواهد آمد که به دیگران کمک کنید

اگر بتوانید به افراد جامعه در حل مشکل خاصی که دارند کمک کنید و این کار را در مقیاسی وسیع انجام دهید به راحتی می‌توانید ثروت بیشتری تولید کنید. میلیاردرها می‌دانند و معتقدند اگر بتوانید به آدم‌های زیادی کمک کنید تا به خواسته‌هایشان برسند به راحتی می‌توانید ثروت بزرگی انباشت کنید.
زیگ زیگلار به بهترین شکل ممکن این مورد را خلاصه می‌کند:

می‌توانید به هر آنچه می‌خواهید در زندگی دست یابید فقط به این شرط که به افراد زیادی کمک کنید تا به آنچه می‌خواهند دست یابند.

می‌دانیم که ثروتمندان انسان‌های منحصر به فردی هستند. همه‌ی ثروتمندان، میلیونرها و میلیاردرهای جهان از این بینش های مشترک در مورد پول و ثروت بهره‌مندند اما متأسفانه مردم عادی از این باورها بی‌بهره‌اند. اگر چه بهره‌مندی از این بینش ها به تنهایی نمی‌تواند شما را در زندگی ثروتمند کنند اما قطعاً می‌توانند جرقه‌ای در ذهن شما و آغازی برای شروع کسب ثروت باشند و همین واقعیت است که موجب خلق تفاوت‌ها خواهد شد. در نهایت، این شما هستید که باید شرایط مالی‌تان را تغییر دهید

همچنین در این زمینه با گوش دادن به    کتاب صوتی ضریب هوش اقتصادی  رابرت کیوساکی  نکات کلیدی در زمینه هوش اقتصادی که رابرت کیوساکی بیان می کند برای افزایش هوش مالیتان بهرمند شوید. همچنین کتاب ثروتمندترین مرد بابل شما را با ضروری‌ترین اسرارهای هر کارآفرین موفق آشنا می‌کند که بعضی از آنها به شرح زیر است:

• میزان هزینه‌های مصرفیِ خود را پایین نگه دارید حتی اگر زمانی تجربه‌ی ترقی در کسب‌وکار را داشتید.
• بگذارید پول برای شما کار کند (نه برعکس)
• ابتدا روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید و سپس روی کارتان.

 

۶ فعالیت روزانه برای پیشروی بسوی اهدافتان

3

 پیشروی بسوی اهداف همواره چالش‌برانگیز است. همه‌مان بدنبال سلامتی بهتر، حرفه بهتر و شغل بهتر هستیم تا تاثیر خوشایندی بر اطرافیان خود داشته باشیم. در عین حال برای دستیابی به اهداف‌ و استفاده مفید از وقتمان نیاز به داشتن تعهد قلبی، پیگیری مداوم و کار سخت داریم. با تمرینهای مشخصی که روزانه انجام می‌دهیم، بهترین نمود را از خودمان خواهیم داشت. در اینجا مواردی را بیان می‌کنیم که با انجام آن بصورت روزانه، اطمینان حاصل می‌کنید که به اهدافتان خواهید رسید.

۱ . استفاده از مشارکت دیگران

پر واضح است که باید برای کارهایی که بدانها تعهد دارید پاسخگو و مسئولیت‌پذیر باشید. همه اطرافیان خود را درگیر کنید، با آنها صحبت کنید و توضیح دهید که چگونه می‌توانند شما را در رسیدن به اهدافتان یاری دهند. در این حالت، احساس می‌کنید که در برابرشان به همان اندازه خودتان مسئولیت دارید و باید پاسخگو باشید. با تشکیل گروه و مشارکت دادن دیگران، انگیزه بیشتری برای نیل به اهدافتان پیدا می‌کنید. برای مثال اگر می‌خواهید بیشتر مطالعه کنید، سعی کنید در یک کلوب عضو شوید، اگر می‌خواهید کارآفرین بهتری باشید، به یک انجمن کارآفرینی بپیوندید.

۲ . پاداش زحماتتان را در ذهن تصویرسازی کنید

رسیدن به یک هدف می‌تواند چالش‌برانگیز و گاهی اوقات نیز خسته‌کننده باشد. وقتیکه گرفتار سختیها و مشکلات مسیر می‌شوید، سعی کنید هر روز موفقیتهایتان را در ذهن تصویرسازی کنید.پس از برخواستن از خواب تصور کنید چه نتایج گرانبهایی هنگام دستیابی به اهدافتان نصیب شما می‌شود. برای مثال اگر هدفتان کاهش و رسیدن به وزن ایده‌ال است، خودتان را تصور کنید که در همین لحظه به وزن مورد نظرتان رسیدید و از مزایای آن بهره مند هستید. ذهن شما بطور اتوماتیک دستورهایی به بدن و مغز شما صادر می‌کند تا به هدفتان چسبیده و به آن برسید.

۳ . اهدافتان را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید

سعی کنید اهدافتان را به تکه‌های کوچکتر تقسیم کنید. هر چه این تکه‌ها کوچکتر باشد، بیشتر تمایل و آمادگی برای رسیدن به آنها دارید. اهداف بزرگ زمان بیشتری برای رسیدن نیاز دارند و برای اینکه این زمان طولانی برای رسیدن و برخورداری از مزایای هدفتان شما را سرخورده نکند باید هدفتان را به تکه های کوچک تقسیم کنید و در هر مرحله وقتی به آن هدف کوچک رسیدید از خودتان قدردانی کنید و از مزیت آن استفاده کنید.

۴ . به خودتان پاداش دهید

همچنانکه در مسیر دستیابی به اهدافتان پیشرفت می‌کنید و گام به گام نزدیکتر می‌شوید، سعی کنید برای حمایت از زحماتتان به خودتان پاداش دهید. با این کار از خودتان و کارهای سختی که در هر روز انجام می‌دهید قدردانی می‌کنید. وقتیکه به خودتان پاداش می‌دهید، این ذهنیت در شما تقویت می‌شود که از پاداش بزرگی در آینده برخوردار خواهید شد. در ضمن خودتان را به گرفتن پاداش تشویق می‌کنید و این موضوع باعث تقلای بیشتر و انگیزه‌بخشی به خودتان می‌شود.

۵ . پیشرفتتان را اندازه بگیرید

وقتیکه از فعالیتهایتان در جهت رسیدن به اهداف، نتایج لحظه‌ای نمی‌گیرید، به سرعت و به سادگی ناامید می‌شوید. تغییرات مورد نیاز برای پیشروی به سوی هدف، معمولاً کند و آهسته است و پاداشهای مورد انتظار همیشه در همان لحظه دستگیرتان نمی‌شود. با این حال، پیشرفتتان حتی در مقیاس کوچک هم قابل اندازه‌گیری است بنابراین وقت بگذارید و نگاهی به جایی که از آنجا شروع کرده‌اید داشته باشید. نباید بخاطر اینکه پیشرفتتان در آن لحظه قابل توجه نیست افسرده و سرخورده شوید، چون وقتیکه پیشرفتتان را بصورت نمودار و تحلیل روی کاغذ بیاورید، هر چقدر هم ناچیز باشد، از تفاوتی که در مقایسه با ابتدای کارتان خواهد داشت احساس قدردانی و سربلندی خواهید کرد.

۶ . همه احتمالات را در نظر داشته باشید

تحقیقات نشان داده است بادر نظر گرفتن همه احتمالات ممکن در به انجام رساندن یک هدف یا یک وظیفه، شانس‌تان برای دستیابی به آن هدف و حذف همه موانع موجود در مسیرتان و یا مواجهه با چالشهای پیش‌رو افزایش خواهد یافت. به قدرت خودتان ایمان داشته باشید. همه‌مان ظرفیت نامحدودی در ایجاد باور و ایمان بخود داریم. با ایمان بخود شاهد افزایش پشتکار، اراده و اشتیاق به در آغوش گرفتن اهدافمان خواهیم بود. این را درک کنید که چیزی که برای پیشروی به سوی هدفمان نیاز داریم این است که چگونه به این موضوع فکر می‌کنیم.

اگر شما علاقه مند هستید تا فعالیت های روزانه خود را به روش مؤثرتری انجام دهید، این چهار نکته  را به خاطرسپرده و به آن ها عمل کنید. بدون شک این روش ها باعث افزایش سلامتی شما می­شوند.

 با گوش دادن به این کتاب صوتی ,چهارعادت صبحگاهی را یاد بگیرید و  زمان کاریتان را بهینه کنید

 

ثروتمندان چگونه پولشان را مدیریت می‌کنند

ثروتمندان پولشان را به نحو متفاوتی نسبت به دیگران مدیریت می‌کنند. آنها تصمیم‌های متفاوتی می‌گیرند و نظر کاملاً متفاوتی نسبت به دیگران در مورد پول دارند. اما حتی اگر ثروتمند هم نباشید، می‌توانید پولتان را به روش آنها مدیریت کنید.در این زمینه   کتاب های صوتی ضریب هوش اقتصادی و ثروتمند ترین مرد بابل   ،   شما را با نکاتی آشنا می کنند که به شما  نمی گوید که دقیقا چه کاری انجام دهید ،چرا که در واقع موضوع و هدف آن توصیه های اقتصادی و مالی نیست . هدف این کتاب ها  این است که شما را در امور مالی باهوش تر کند تا بتوانید اطلاعات مالی زندگی خود را به خوبی پردازش کنید و از این طریق بتوانید مسیر زندگی خود را برای رسیدن به موفقیت پیدا کنید.

 

Billionaires-Giving-Money-Away

و همچنین در مقاله ای که با این عنوان برای شما آماده کرده ایم  ۱۰ روش کاربردی وجود دارد که  شما یاد خواهید گرفت ثروتمندان چگونه پولشان را متفاوت از هر کس دیگر مدیریت می‌کنند.

۱ . ثروتمندان لذتها را به تاخیر می‌اندازند

انسانها در مواجهه با لذتهای زندگی رفتارهای عجیب و متفاوتی دارند. ما همه عاشق این لذتها هستیم. این رفتار از گذشته‌های دور در ما بوجود آمده است. وقتیکه برای ثروتمند شدن تلاش می‌کنید، میل به لذتهای فوری نه تنها هیچ کمکی به شما در این جهت نمی‌کند بلکه به شما صدمه می‌زند. بهتر است حد تعادل را نگه دارید و تصمیماتی که در این رابطه می‌گیرید و باعث افزایش بیش از اندازه هزینه‌های جاری شما می‌شود را متوقف کنید و به ثروت آینده خود بیاندیشید.

۲ . ثروتمندان تفاوت بین خواسته‌ها و نیازها را می‌دانند

شاید بگویید، “ما به یک خانه بزرگتر نیاز داریم.” خواسته‌ها و نیازها باعث سردرگمی شما نشود. یک اشتباه رایج در بین مردم فقیر این است که خواسته‌ها را بعنوان نیاز برای خودشان توجیه می‌کنند. آنگاه یک تصمیم ضعیف مالی می‌گیرند و حتی احساس بهتری نیز پیدا می‌کنند. ثروتمندان تفاوت بین چیزی که می‌خواهید و چیزی که نیاز دارید را بخوبی می‌دانند. پس این تفاوت را بدرستی تشخیص دهید و خودتان را گول نزنید.

۳ . ثروتمندان اتوماتیک سرمایه‌گذاری می‌کنند

روشهای مختلفی برای اتوماتیک کردن سرمایه‌گذاری وجود دارد، مثل کسر اتوماتیک بخشی از حقوق و سرمایه‌گذاری در صندوق بازنشستگی، که روش خوبیست، اما طرز فکر سرمایه‌گذاری داشتن مهمتر است. اتوماتیک باشد یا نباشد، ثروتمندان عمیقاً به این موضوع باور دارند که باید عادتاً این کار را انجام دهند مثل مسواک زدن هر روز صبح. نپرسید چه مبلغی سرمایه‌گذاری می‌کنند، آنها می‌دانند که چه مبلغی باید سرمایه‌گذاری کنند چون هدفشان از قبل تعیین شده است و می‌دانند چه مبلغی برای سرمایه‌گذاری نیاز دارند تا به هدفشان برسند.

روی شپرد، میلیونر و مشاور مالی می‌گوید، “۱۵٪ از کل درآمدتان را برای آینده‌تان پس‌انداز و سرمایه‌گذاری کنید.” عمل کردن به این اصل برای شروع خیلی خوب است.

۴ . ثروتمندان مفهوم بدهی را می‌دانند

“قسط ماهانه‌اش چقدر است؟” این سوالیست که مردم فقیر هنگام خریدن یک خودرو می‌پرسند. سوال اشتباهی است. سوال بهتر این است، “این خودرو واقعاً چقدر برام هزینه داره؟” وقتیکه قسط ماهانه را در تعداد ماهها ضرب می‌کنید، رقم شوک‌آوری بدست می‌دهد که بیشتر از ارزش خودرو است و تازه هنوز استهلاک، مالیات و هزینه‌های دیگر را لحاظ نکردید. این رقمیست که باید با آن کنار بیایید. ولی بهتر نیست با ماشین قدیمی خود کنار بیایید!

۵ . ثروتمندان با یک هدف کارشان را شروع می‌کنند

بدانید که چه می‌خواهید و چه کاری برای رسیدن به آن باید انجام دهید. اگر ندانید دنبال چه چیزی هستید، به چیزهایی دست می‌یابید که نتیجه مجموعه‌ای از تصمیمات اتخاذ شده برای برخورداری از لذتهای زودگذر زندگی است که در نهایت به هزینه‌های سنگین و فقر مالی منتهی می‌شود. تصمیم بگیرید که چگونه می‌خواهید زندگی کنید، سپس برآورد کنید چقدر برای شما هزینه در پی دارد و کارهایی بکنید که دقیقاً لازمه رسیدن به نقطه تعیین شده مورد نظرتان است.

جان سایمون، ۲۸ ساله و میلیونر در کار املاک و مستغلات، میگوید، ” در بازنشستگی می‌خواهید چه جور زندگی داشته باشید، مبلغ لازمه را برآورد کنید، سپس با یک استراتژی مشخص برای رسیدن به آن مبلغ کار کنید.”

خواندن این مقالات در این زمینه  برای شما مفید خواهند بود

۱۰ بینش مشترک میلیاردها در مورد پول و ثروت

۱۰ ویژگی مشترک میلیونرها

۶ . ثروتمندان در سطح متوسطی نسبت به درآمدشان زندگی می‌کنند

موضوع مهمی در رابطه با سرمایه‌گذاری اتوماتیک (اصل شماره ۳) این است که باعث می‌شود ثروتمندان پایینتر از سطح متوسط خودشان هزینه کنند. اگر سرمایه‌گذاری را هر چه زودتر و بیشتر از مقدار لازم برای رسیدن به هدفتان شروع کنید، می‌توانید از باقیمانده برای مخارج روزانه استفاده کنید. مهم این است که با در اولویت قرار دادن پس‌انداز، نمی‌توانید بیشتر از مقداری که باقی می‌ماند هزینه کنید و در نتیجه کمتر از درآمدتان هزینه می‌کنید. تاکید دوباره: کمتر از درآمدتان خرج کنید.

۷ . ثروتمندان فداکاریهای کوتاه مدت دارند

بزرگتر از آنچه اکنون در فکرتان است فکر کنید. فکر کنید تصمیمات کنونی شما چه تاثیری در آینده شما خواهد داشت. کل داستان ثروتمند شدن این است که بیشتر از چیزی که می‌خواهید داشته باشید. اما گاهی اوقات لازم است خواسته کنونی را فدای چیز بیشتر، بزرگتر و بهتری در آینده بکنید. پس بزرگتر از چیزی که اکنون می‌خواهید فکر کنید.

۸ . ثروتمندان کمک می‌گیرند

تخصص خودتان را دنبال کنید و مدیریت مالی را به مشاوران و حرفه‌ایها بسپارید. به ارزشی که سرمایه‌گذاری شما در این دنیا ایجاد می‌کند تمرکز کنید. با اینحال در مورد مدیریت پول کاملاً بی‌اطلاع نباشید. حداقل مفاهیم پایه‌ای علم اقتصاد را بلد باشید تا سخنان مشاور مالی را بفهمید. این اطلاعات به آسانی بدست می‌آید. ثروتمندان در این رابطه کتابهای فراوانی نگاشته‌اند.

کارآفرین میلیونر، ولادیمیر جندلمن می‌گوید، “من چگونگی رشد و توسعه کسب‌وکارها را بلد هستم، اما مدیریت مالی خودم را به مشاورین مالی حرفه‌ای می‌سپارم.”

۹ . ثروتمندان حساب می‌کنند

در مورد هندسه و مثلثات صحبت نمی‌کنم؛ فقط حساب جمع و تفریق و ضرب و تقسیم ساده در حد ابتدایی. ثروتمندان هنگام تصمیم‌گیری اعداد را بررسی می‌کنند. برای مثال، افراد معمولی اعتقاد دارند وقتیکه خودرویشان زود به زود خراب می‌شود، بهتر است خودروی جدیدی بخرند تا پول زیادی خرج نگهداری و تعمیر آن نکنند. این موضوع الزاماً درست نیست. شما با صرف هزینه‌ بالایی می‌توانید خودرویتان را تعمیر اساسی کنید و هنوز نسبت به خودروی جدید به‌صرفه‌تر باشد. به همه مخارج خرید یک خودروی جدید فکر کنید و حساب کنید.

۱۰ . ثروتمندان از فرصتها استفاده می‌کنند

وقتیکه فرصت مناسبی برای سرمایه‌گذاری دست می‌دهد استفاده کنید. با شناسایی بازاری که سوددهی مناسبی دارد و استفاده از اصل ۹ یعنی حساب کردن سعی کنید سود و زیان احتمالی را حساب کرده و با در نظر گرفتن ریسک و ارزش وارد آن بازار شوید. فرصتها کم است پس مترصد و آماده باشید و به موقع اقدام کنید.

مدیریت پول به روش ثروتمندان قابل آموختن است و اصلاً هم سخت نیست. اگر می‌خواهید ثروتمند شوید، پولتان را با استفاده از این ۱۰ اصل مدیریت کنید. شاید گاهی اوقات مجبور شوید چیزهای کوچکی را در کوتاه مدت قربانی کنید، اطلاعات جدید را بیاموزید و سخت کار کنید تا برای سرمایه گذاری پول پس‌انداز کنید. نتیجه کار شما بسیار مسرت‌بخش است و می‌توانید کارهای بزرگی در این دنیا انجام دهید و به رضایت باطنی دست یابید، که خواستۀ واقعی هر کسی در این دنیا است. اگر نمی‌توانید همه این ۱۰ اصل را بکار ببرید، فقط این نکته کلیدی را بخاطر بسپارید: کمتر از درآمدتان خرج کنید.

 

14 راهکار برای تعیین هدف در زندگی

14 راهکار برای تعیین هدف در زندگی

موفقیت، همان تعیین هدف است و مابقی تفسیر آن. این یکی از کشفیات بزرگ انسان در طول تاریخ است. زندگی شما فقط زمانی بهتر می‌شود که خواستۀ خودتان از زندگی را  مشخص کنید و برای دستیابی به این خواسته برنامه‌ریزی کنید و سپس تک تک روزها را روی این برنامه کار کنید.

ناپلئون هیل

دلیل اصلی شکست این است که مردم برنامه ناکارآمد را رها نمی‌کنند تا با برنامه جدید جایگزین شود.

مطمئنا پیدا کردن هدف زندگی چیزی است که می توانید به عنوان هدف غایی و نهایی تان روی آن کار کنید و به موفقیت های زیادی دست یابید.

اگر شما هم در زندگیتان به دنبال این هستید که هر روز موفق تر و ی هدفمند باشید برایان تریسی در کتاب صوتی جادوی جهت دار کردن زندگی

مراحل تعیین هدف

۱ . دقیقاً تصمیم بگیرید که از زندگی‌تان چه می‌خواهید.

با آرمان‌گرایی شروع کنید. فرض کنید هیچ محدودیتی در بودن، داشتن و یا انجام دادن ندارید. فرض کنید همۀ وقت و پول، دوستان و روابط، تحصیلات و تجربه، که لازم است را برای تعیین هدف در اختیار دارید. تصور کنید که چوب جادویی‌تان را در هوا می‌چرخانید و در هر چهار جنبه اصلی زندگی به زندگی ایده‌آل‌تان دست می‌یابید. اگر زندگیتان در هر کدام از این جنبه‌ها ایده‌آل و کامل باشد، چگونه بنظر می‌رسد؟

۱ . درآمد – چقدر درآمد می‌خواهید داشته باشید برای امسال، سال آینده و پنج سال آینده؟

۲. خانواده – چه نوع زندگی برای خود و خانواده خودتان می‌خواهید بسازید؟

۳ . سلامتی – اگر در سلامتی کامل باشید چگونه خواهد بود؟

۴ . دارایی خالص – در این دوره پنج‌ساله چقدر می‎‌خواهید پس‌انداز کنید؟

روشِ سه هدف – در کمتر از ۳۰ ثانیه سه تا از مهمترین هدفهای خود را بنویسید. همین الان. سریع بنویسید.

پاسخ شما در این روش هر چه که باشد تصویر دقیقی از خواسته‌های واقعی شما از زندگی می‌دهد.

۲ . بنویسید.

اهداف شما باید نوشته شود. این اهداف باید واضح، مشخص و قابل اندازه‌گیری باشد. اهدافتان را باید به ترتیبی بنویسید که انگار قرار است در کارخانه‌ای دوردست به تولید برسد. توضیحات شما برای همه مراحل، واضح و با ذکر جزئیات باشد.

فقط ۳٪ از مردم اهداف‌شان را نوشته‌اند و بقیه کار می‌کنند تا این ۳٪ به اهداف‌شان برسند.

۳ . مهلت تعیین کنید.

ضمیر ناخود‌آگاه شما، خواسته یا ناخواسته از این مهلت تعیین شده بعنوان اهرم فشاری به شما برای رسیدن به هدفتان طبق جدول زمان‌بندی استفاده می‌کند. اگر هدف شما به اندازه کافی بزرگ است، زمان‌بندی کنید. چنانچه قصدتان رسیدن به استقلال مالی است، شاید یک مهلت ۱۰ یا ۲۰ ساله در نظر بگیرید و سپس آنرا به دوره‌های یکساله تقسیم کنید که در این‌صورت می‌فهمید که در هر سال چقدر باید کنار گذاشته و سرمایه‌گذاری کنید.

اگر بنا به هر دلیلی در مهلت تعیین شده به هدفتان نرسیدید، براحتی این مهلت را تمدید کنید. اهداف غیر منطقی نیستند، شاید مهلت تعیین شده غیر منطقی بوده باشد.

۴ . موانع را شناسایی کنید.

چرا تا کنون به هدفتان نرسیده‌اید؟

نظریه محدودیت – همیشه یک عامل محدودکننده که سرعت دستیابی به هدفتان را تحت تاثیر قرار می‌دهد وجود دارد. عامل محدودکننده شما چیست؟

قانون ۸۰/۲۰ عامل این محدودیتها را مشخص می‌کند. ۸۰٪ از عواملی که جلوی دستیابی شما به هدفتان را می‌گیرد در درون خودتان است. و این عوامل فقدان مهارت، کیفیت یا کمیت دانش و اطلاعات است. فقط ۲۰٪ از عوامل عدم دستیابی به هدف از بیرون نشأت می‌گیرد. همیشه از خودتان شروع کنید.

۵ . دانش، اطلاعات و مهارتهای لازم برای دستیابی به هدفتان را کسب کنید.

خصوصاً مهارتهای لازم برای قرار گرفتن در صدر ۱۰٪ از هم‌رشته‌ای‌های خود را شناسایی و کسب کنید.

کشف بزرگ: ضعیف‌ترین مهارت اصلی شما تعیین‌کننده سقف درآمد و موفقیت شماست. باید آن را پیدا کنید و با بهبود آن مهارت، موقعیت‌تان را بالاتر ببرید.

سوال کلیدی: “بهبود و افزایش کدام مهارت، بیشترین تاثیر مثبت را در زندگی شما خواهد داشت؟

یک مهارت نام ببرید که با بهبود مداوم و رسیدن به درجه عالی، شما را در دستیابی به مهمترین هدفتان کمک می‌کند. هر چه که هست، روی یک کاغذ بنویسید، برنامه‌ریزی کنید و هر روز روی آن کار کنید.

۶ . کسانی که کمک و همکاری‌شان برای دستیابی به هدفتان لازم است را شناسایی کنید.

فهرستی از کسانی که باید با آنها یا در کنار آنها کار کنید تا به هدفتان برسید تهیه کنید. ابتدا از اعضای خانواده که همکاری و پشتیبانی آنها را لازم دارید شروع کنید. در این فهرست رئیس، همکاران و زیردستان را لحاظ کنید. خصوصاً، مشتریانی که برای فروش کالا یا خدمات‌تان به آنها نیاز دارید و پول لازم را از آنها بدست می‌آورید.

به محض آنکه افراد اصلی که کمکشان را لازم دارید شناسایی کردید، این سوال را از خودتان بپرسید، “من برای آنها چه چیزی دارم؟” باید چیزی بدهید تا چیزی بدست بیاورید.

برای دستیابی به اهداف بزرگ الزاماً به کمک و حمایت اشخاص زیادی نیازمندید. یک شخص درست در یک زمان درست و مکان درست می‌تواند زندگی شما را از این رو به آن رو کند. مردان موفق شبکه گسترده‌ای از مردان دیگر را ایجاد کردند که از آنها کمک می‌گیرند و بالعکس.

۷ . تمام کارهای لازم برای دستیابی به هدف را در یک لیست یادداشت کنید.

با شناسایی ۱. موانع موجود در مسیر هدفتان ۲. دانش و مهارت لازم ۳. افراد یا کارشناسان خبره، و جمع‌بندی همه اینها با حوصله تمام، لیستی از تمام گامهای لازم برای دستیابی به هدف را مشخص و یادداشت کنید. هرگاه مورد جدیدی به خاطرتان رسید آن را به انتهای لیست اضافه کنید.

وقتیکه این مراحل را برای هرکدام از اهدافتان انجام دادید، درخواهید یافت که هدفتان بیشتر از همیشه به شما نزدیکتر است. “یک سفر هزار مایلی با یک گام شروع می‌شود.” شما بزرگترین دیوار روی کره زمین را می‌توانید با گذاشتن آجر به آجر روی هم بسازید.

۸ . برنامه‌ریزی کنید. این کار را با تعیین گامهای لازم به ترتیب و با اولویت انجام دهید.

ترتیب – برای انجام دادن یک کار مشخص چه کاری از قبل باید بکنید ؟

اولویت – چه کاری بیشتر و چه کاری کمتر اهمیت دارد؟

قانون ۸۰/۲۰ می‌گوید که ۸۰٪ نتایج از ۲۰٪ فعالیتها بدست می‌آید. این قانون می‌گوید ۲۰٪ از زمانی که در ابتدای کار برای برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی اهدافتان صرف می‌کنید با ارزش‌تر از ۸۰٪ از وقت و تلاشی‌ست که لازمۀ دستیابی به موفقیت است. برنامه‌ریزی خیلی خیلی مهم است.

۹ . طرح داشته باشید. طرحتان را به تعداد گامهای مشخصی از نقطه شروع تا دستیابی کامل به هدف، مرحله‌بندی کنید.

وقتی که از قبل هدف و برنامه داشته باشید، احتمال دستیابی به اهدافتان را ۱۰ برابر می‌کنید یعنی ۱۰۰۰٪ !

• برای هر روز، هفته و ماه از پیش برنامه داشته باشید.

• برنامه هر ماه را در ابتدای ماه مشخص کنید.

• برنامه هر هفته را در آخر هفته قبل مشخص کنید.

• برنامه هر روز را در شب قبل مشخص کنید.

هر چقدر بادقت‌تر و با جزئیات بیشتری فعالیتهای‌تان را برنامه‌ریزی کنید، در زمان کمتری به نتایج بهتری دست پیدا می‌کنید. قانونی هست که می‌گوید هر دقیقه‌ای که برای برنامه‌ریزی صرف می‌کنید، ۱۰ دقیقه در اجرای برنامه صرفه‌جویی می‌شود. یعنی شما از قبل ۱۰۰۰٪ سودِ زمانی در سرمایه‌گذاری وقت‌تان برای برنامه‌ریزی روزانه، هفتگی و ماهانه دارید.

۱۰ . مهمترین کاری که در هر روز باید انجام بدهید را انتخاب کنید.

با توجه به قانون ۸۰/۲۰ وظایف خود را اولویت‌بندی کنید.

این سوال را از خودتان بپرسید، “اگر فقط یک کار از فهرست کارهای روزانه را می‌توانستم انجام بدهم، کدام کار از همه مهمتر بود؟” پاسخ شما هر چه هست جلوی آن شماره ۱ را بنویسید.

سپس از خودتان بپرسید، “اگر فقط یک کار دیگر هم می‌توانستم انجام بدهم، کدام کار را با استفاده بهینه از وقتم می‌توانم انجام دهم؟” سپس جلوی آن شماره ۲ را بنویسید.

همین کار را تکرار کنید تا ترتیب و اولویت کارها مشخص شود.

سوال دیگری هم هست که می‌توانید از خودتان بپرسید، “اگر عملی را در طول روز می‌توانستم انجام بدهم و آن عمل باعث ارزشمند شدن کار و هدفم می‌شد، آن عمل چیست؟

تمرکز کلید موفقیت است. تمرکز یعنی شما دقیقاً می‌دانید چه می‌خواهید بکنید و همه وجود خودتان را معطوف به کارهایی بکنید که شما را به سمت هدفتان هدایت می‌کند.

۱۱ . منظم باشید.

به محض اینکه مهمترین کارتان را مشخص کردید، تمرکزتان را فقط روی آن کار بگذارید تا ۱۰۰٪ به انجام برسد. توانایی شما در مشخص کردن مهمترین کار و سپس تمرکز روی آن بدون انحراف فکری و حواس‌پرتی، باعث دو یا سه برابر شدن کیفیت و کمیت نتایج و بهره‌وری می‌شود.

تمرکز روی یک کار، یکی از قویترین تکنیکهای مدیریت شناخته شده است. یعنی وقتی کاری را شروع کردید، از همه عوامل انحرافی اجتناب کنید تا آن کار را به پایان برسانید. وقتی که این عادت را در خود پرورش دهید، مثل دیگران به دفعات می‌توانید این کار را بکنید.

۱۲ . اهدافتان را در ذهن تصویرسازی کنید.

تصویرهای واضح، زنده، هیجان‌انگیز و احساسی از اهدافتان خلق کنید طوریکه انگار واقعی هستند.

هدفتان را دست یافته ببینید. تصور کنید در حال لذت بردن از هدفتان هستید. اگر هدفتان یک اتومبیل است، خود را در حال رانندگی با آن تصور کنید. اگر رفتن به مسافرت تفریحی است، هم اینک خودتان را در مسافرت ببینید. اگر خانۀ رویایی شماست، خود را در حال زندگی در آن ببینید.

در تصویرسازی ذهنی، هیجان ناشی از موفقیت و دستیابی به اهداف را احساس کنید. یک تصویر ذهنی بهمراه هیجان و شور و حرارت تاثیر شگرفی بر ذهن ناخودآگاه و ذهن هوشیار شما دارد.

تصویرسازی ذهنی شاید قدرتمندترین قوه ذهنی است که در دسترس شماست و به شما در دستیابی سریعتر و فراتر از تصور به هدفتان کمک می‌کند.

وقتی که از اهداف واضح و روشنی که همراه با تصویرسازی و هیجان است استفاده کنید، ذهن هوشیار خود را فعال می‌کنید. سپس این ذهن هوشیار هر مسئله‌ای که سر راه هدفتان قرار دارد را حل می‌کند. ذهن هوشیار شما قانون جذب را فعال می‌کند و شروع به جذب افراد، موقعیتها، ایده‌ها و امکاناتی می‌کند که شما را در دستیابی هر چه سریعتر به هدفتان کمک می‌کنند.

۱۳ . تمرینی برای تعیین هدف

کاغذی بردارید و در بالای آن کلمه “اهداف” را و سپس تاریخ آنروز را بنویسید. در زیر آن تعداد ۱۰ تا از اهدافی که دوست دارید تا یکسال آینده بدانها دست یابید را بنویسید.

هر کدام از این اهداف را با کلمه “من” شروع کنید. در ادامه، جمله خود را با فعلی همراه سازید که به صورت دستوری از ذهن هوشیار به ذهن ناخودآگاه عمل کند.

اهدافتان را با فعل زمان حال توضیح دهید، طوریکه انگار هم اکنون بدانها دست یافتید. برای مثال اگر هدف شما بدست آوردن حجم مشخصی از پول تا تاریخ مشخصی است، اینطور می‌گویید، “من در آخر سال این مبلغ پول دارم.

اگر هدف شما خریدن خودروی جدیدی است، می‌توانید اینطور بگویید، “من در تاریخ … سوار ماشین … هستم.

در نهایت، هنگام نوشتن اهداف‌تان، همیشه آنها را با جملات مثبت بنویسید. بجای گفتن، “من سیگار را ترک خواهم کرد،” میتوانید بگویید، “من یک غیر-سیگاری هستم.

همواره اهدافتان را طوری بیان کنید که انگار هم اکنون واقعی هستند، انگار در همین لحظه به آنها رسیدید. این کار باعث تغییر واقعیت خارجی در ذهن هوشیار و ذهن ناخودآگاه شما می‌شود بنابراین با دستوراتی که از ذهن شما صادر می‌شود تناقضی ندارد.

۱۴ . هدف اصلی و قطعی خود را مشخص کنید.

پس از اینکه لیستی از ۱۰ هدف‌تان را آماده کردید، این سوال را از خودتان بپرسید، “اگر من با چرخاندن چوب جادویی در هوا می‌توانستم به هر کدام از این اهداف در طی ۲۴ ساعت برسم، کدامیک از این اهداف بیشترین تاثیر مثبت را در زندگی من دارد؟”

پاسخ شما هر چه که هست دورش دایره‌ای بکشید و آنرا در بالای کاغذ دیگری بنویسید. سپس:

۱ . تمام جزئیات را بوضوح در ادامه بنویسید.

۲ . برای هدفتان مهلتی تعیین کنید و وقت اضافه‌ای هم در صورت نیاز ذکر کنید.

۳ . موانع احتمالی بر سر راه هدفتان که باید بر آنها پیروز شوید را مشخص کنید . سپس مهمترین مانع، هم درونی و هم بیرونی، را مشخص کنید.

۴ . دانش و مهارتی که لازم دارید تا به آن هدف برسید را مشخص کنید، سپس مهمترین مهارتی که باید در آن حرفه‌ای باشید را مشخص کنید.

۵ . کسانی که کمک و همکاریشان را لازم دارید مشخص کنید، و فکر کنید چه کاری از شما ساخته است که شایستگی کمکشان را داشته باشید.

۶ . لیستی از تمام کارهایی که برای نیل به هدفتان باید انجام بدهید را تهیه کنید.

۷ . لیست‌تان را به ترتیب و با اولویت، یعنی کدام را باید اول انجام دهید و کدام مهمتر است، سامان‌دهی کنید.

۸ . با سامان‌دهی لیست‌تان و تعیین گامهای لازم، برنامه‌ای بریزید و گام اول تا گام آخر را در آن مشخص کنید، و سپس هر روز روی برنامه کار کنید و آنرا اجرا کنید.

۹ . برنامه خود را به فعالیتهای کوچکتر تقسیم کنید و هر روز و هر هفته و هر ماه با برنامه از پیش تعیین شده گام بردارید.

۱۰ . اولویت‌بندی کنید و مهمترین آن را مشخص کرده و هر روز روی آن کار کنید تا با سرعت بیشتری به هدفتان برسید.

۱۱ . با نظم و ترتیبی که در خود ایجاد می‌کنید روی مهمترین کاری که امروز باید انجام دهید تمرکز کنید تا ۱۰۰٪ انجام شود. با تمرین یاد بگیرید که هر لحظه فقط یک کار را به پیش ببرید.

نتیجه گیری

از ابتدا تصمیم بگیرید که هر اتفاقی بیفتد مهم نیست و شما تسلیم نمی‌شوید. سماجت و ایستادگی در عمل ثابت می‌شود. هر بار که با سماجت بر شکستهای اجتناب‌ناپذیر که برای شما رخ می‌دهد، غلبه می‌کنید، قویتر و بهتر می‌شوید. شخصیت شما به مرور قویتر و تواناتر شده و عزت نفس و اعتماد بنفس شما افزوده می‌شود.

هدف شما این است که سرانجام “غیر قابل توقف” بشوید.

دقیقاً تصمیم بگیرید چه می‌خواهید، آنرا بنویسید، برنامه‌ریزی کنید، و تک تک روزها را روی آن کار کنید.اگر این مراحل را برای همه کارهایتان تکرار کنید بصورت عادت درمی‌آید، و کارهای بیشتری در هفته‌ها و ماههای آینده به انجام می‌رسانید کارهایی که چندین سال برای دیگران طول می‌کشد تا انجام دهند. همین امروز شروع کنید.

 

چه کارهایی انجام دهیم تا از شکست پیروزی بسازیم؟

چه کارهایی انجام دهیم تا از شکست پیروزی بسازیم؟

مهم‌ترین گام در کسب موفقیت، شکست خوردن است. اما شکست خوردن احساس بدی را به آدم منتقل می‌کند و باعث می‌شود آدم عصبانی شود یا مثل بچه ننه‌ها گریه کند. برای این‌که با شکست‌های‌تان دوست شوید حتماً باید بر آن‌ها غلبه کنید. در این مقاله یک سری استراتژی بهتان معرفی می‌کنیم که بعد از خرد کننده‌ترین شکست‌ها هم بتوانید کمر راست کنید.

اصلاً شکست چیست؟

شکست همان فقدان موفقیت است، اما تعریف دقیقش به شما بستگی دارد. شاید کوچک‌ترین چیزها هم شکست محسوب شود. شاید امروز سر کارتان یک قرارداد فروش عالی را بی خودی به باد داده‌اید یا گوشی موبایل‌‌تان را در یک تاکسی جا گذاشته‌اید، شاید یک یخچال دسته دوم از سمساری خریده‌اید که سر ماه موتورش سوخته و شاید خدای نکرده شکست‌های بدتری خورده‌اید. همه ما شکست می‌خوریم و همه هم از شکست خوردن متنفریم.

با این حال عموم مردم واژه شکست را برای چیزهای مهم‌تر استفاده می‌کنند. مثل وقت‌هایی که دل آدم از زندگی کردن سیر می‌شود و دوست دارد زمین دهن باز کند و هر چه هست و نیست را ببلعد. زمانی که آدم چند سال روی یک پروژه وقت گذاشته و حالا می‌بیند شکست خورده و باید از نو شروع کند. شاید اوضاع از این هم بدتر باشد و مثلاً کاری را راه انداخته‌اید و چندین نفر دیگر را هم درگیر کرده‌اید و حالا کار شکست خورده. جواب این‌همه آدم را چه‌طور می‌دهید؟ انگار تمام انرژی و انگیزه و اعتماد به نفس آدم از بین می‌رود.

قصه بطری و تشتک

خواه ناخواه، شکست احساس تلخ و مزخرفی را به آدم منتقل می‌کند و حسابی شما را درگیر خود می‌کند. ناراحت شدن در این شرایط طبیعی است و اگر دلتان خواست یک روز در اتاق‌تان را ببندید و گوشی را خاموش کنید هیچ ایرادی به شما وارد نیست. چیزی که مهم است این است که از این زمان برای جارو کردن احساسات منفی و سازماندهی دوباره افکارتان برای اتخاذ معقولانه‌ترین تصمیم ممکن استفاده کنید. نوشابه در بسته را که تکان بدهید تمام گازش جمع می‌شود پشت تشتک، شما که نمی‌خواهید دچار چنین وضعیتی بشوید؟ اگر بطری شوید و احساسات را در خودتان بریزید و تشتکش را هم محکم ببندید یکی از این دو اتفاق برای‌تان خواهد افتاد:

  • انفجار احساسات: نهایتاً بار روانی ناشی از شکست انقدر زیاد می‌شود که دیگر نمی‌توانید آن‌را تحمل کنید و در یک لحظه که ضعف بر شما چیره می‌شود اختیارتان را از دست می‌دهید و تمام آن‌چیزی که در درون خود نگه داشته بودید را مثل یک آتشفشان به بیرون می‌ریزید. این وضعیت نه به اوضاع روحی‌تان کمکی می‌کند نه به روابط‌ تان با دیگران. خودتان که تا چند وقت سردرگم هستید به کنار، اطرافیان‌تان هم از دیدن حال و روز شما پریشان حال می‌شوند و تا چند وقت حال همه را با این کارتان می‌گیرید.

  • منفی ‌بافی: اگر در بطری را شُل نکنید تا فشار منفی به صورت فیس فیس خارج شود، منفی بافی مثل مار به داخل ذهن شما می‌خزد و دور مغزتان چمبره می‌زند. یک بار مثل مرد با اشتباهاتی که کرده‌اید رو در رو شوید و هر چیز بدی هست را احساس کنید و خلاص. در غیر اینصورت اعصاب‌تان ذره ذره خرد می‌شود و هر روز پرچم شکست در مغزتان بالا می‌رود. اضطراب و تشویش مداوم به هیچ وجه باعث خوشحالی شما نخواهد شد و کارتان را از مشکل روحی به جسمانی هم می‌کشاند. حالا خر بیار و باقالی بار کن.

خب پس، چه کار کنیم تا نترکیم؟ راه‌هایی وجود دارند که بتوان به مدد آن‌ها بدترین احساسات را تجربه کرد و – مهم‌تر از آن – دانش و تجربه مفید همراه با آن را ضبط و ثبت کرد.

  • غصه بخورید: چه ایرادی دارد؟ بروید یک جایی بنشینید و به هر نوعی که دوست دارید خودتان را خالی کنید. انگار که یک تریلی ۱۸ چرخ از روی‌تان رد شده و حسابی دردتان گرفته. اگر بخواهید به روی خودتان نیاورید هیچ فایده‌‎ای ندارد. زمانی که نیاز دارید تا بازیابی روحی شوید را از خودتان دریغ نکنید. اجازه بدهید تا معجزه‌ی گذر زمان کار خودش را بکند. الان وقت عصبانی شدن و غصه خوردن است. چیزی را درون‌تان نگه ندارید. اگر چیز کوچکی است که یک ساعت کله در متکا فرو کردن بس است. برای چیزهای بزرگتر ۲۴ ساعت به خودتان مرخصی بدهید تا حال‌تان جا بیاید. صبح روز بعد که از لای پتو بیرون جستید باید غم‌های‌تان را چال کرده باشید. اگر نکردید یک روز دیگر هم به مرخصی‌تان اضافه کنید، با این حال اجازه ندهید این زمان از حالت منطقی خودش خارج شود. هر چقدر دلتان می‌خواهد گریه کنید و مشت به دیوار بکوبید تا خسته که شدید.

  • بریزید بیرون: درباره علت ناراحتی، با کسی که از دل‌تان خبر دارد، صحبت کنید. این را دیگر همه می‌دانند که اگر خودتان را با صحبت کردن خالی کنید، احساس بهتری پیدا می‌کنید. هر چه داخل سینه‌تان هست را بریزید بیرون تا سبک‌تر نفس بکشید. به احتمال زیاد کسی که هم‌صحبت شما شده سعی می‌کند تسکین‌‎تان بدهد، اما اگر هم فقط به شما خیره شد و لام تا کام حرفی نزد، باز هم خالی کردن این اطلاعات باعث سبک‌بال شدن‌تان می‌شود.

  • اجازه ندهید این شکست به قسمتی از هویت‌تان تبدیل شود: پنالتی فینال جام جهانی را به‌جای این‌که گل کنید به ساعت ورزشگاه کوبیده‌اید که کوبیده‌اید. این چیزها اتفاق می‌افتد. شما که از شکم مادرتان پنالتی نزن زاییده نشده‌اید! سوزان تاردانیکو از فوربس در این باره می‌گوید: فقط به خاطر این‌که یک راه موفقیت آمیز برای انجام دادن کاری پیدا نکرده‌اید دلیل نمی‌شود خودتان را مترادف شکست بدانید. ممکن است این جمله درست باشد که اعمال ما تعریف کننده‌ی شخصیت ماست اما شکست‌های‌مان نمایانگر شخصیت‌مان نیست. آخر سر شخصیت‌تان را آن کارهایی رقم می‌زنند که پس از شکست انجام می‌دهید تا دوباره به مسیر موفقیت برگردید.

شکست خوردن مثل زخم خوردن است. اول از همه باید بپذیرید که زخمی شده‌اید تا بتوانید مرهمی روی آن گذاشته و خونریزی‌اش را بند بیاورید. هر چه دیرتر این کار را بکنید زخم هم دیرتر بهبود می‌یابد. اگر هم زیادی تعلل کنید زخم‌تان عفونی شده و ( دور از جان) زمین‌گیرتان می‌کند.

به شکست سایرین نگاه کنید

حتی یک ثانیه هم به این فکر نکنید که شما تنها موجود روی کره خاکی هستید که شکست می‌خورد. بارها شده که به موفقیت‌های افراد دیگر نگاه کنیم و این‌طور تصور کنیم که آن‌ها همه چیز را با هم دارند، اما واقعیت این‌ است که آن‌ها هم مثل بقیه زندگی‌شان پر از شکست است. حالا یک‌ سری این هنر را دارند که این جور چیزها را مخفی کنند، اما آسمان همه جا یک رنگ است. قبل از این‌که کله خود را به دیوار بکوبید که چرا فلان تست را در کنکور اشتباه زدید به این فکر کنید که بقیه هم حتماً یک جاهایی اشتباه کرده‌اند. دنیای شکست‌ها و اشتباهات سر و ته ندارد.

خود شما چه کسی را در ذهن به عنوان یک آدم موفق در نظر دارید؟ زندگی‌اش را خوانده‌اید تا ببینید چه اشتباهاتی مرتکب شده و چه شکست‌هایی خورده است؟ بیوگرافی‌ها، بلاگ‌ها و خاطرات آشنایانش از او را خوانده‌اید؟ آدم‌های موفق و مشهور یک نقطه اشتراک بزرگ دارند. این جور افراد همانقدر درباره شکست حرف می‌زنند که درباره پیروزی و موفقیت حرف می‎زنند. دلیلش این است که اهمیت پذیرفتن شکست را می‌دانند. حتی بزرگترین انسان‌هایی که سراغ دارید هم در جاهایی از زندگی‌شان شکست‌های بدی خورده‌اند.

خانواده و رفقای‌تان هم همین‌طور. آن‌ها هم شکست می‌خورند. یاد اشتباهاتی که آن‌ها مرتکب شده‌اند بیفتید و به خاطر بیاورید که تنها نیستید. نه این‌که این چیزها را یادتان باشد تا به موقع بُل بگیرید و طرف را به خاطر اشتباهاتش ملامت کنید… به هیچ وجه. فقط یادتان باشد که آدمیزاد است و شکست. شما هم مثل بقیه یک آدم جایز الخطا هستید.

شکست خوردن را جور دیگری تعریف کنید

دیگر وقتش است تا بهتان بگوییم شکست چیز بدی که نیست هیچ، اصلاً چیز خوبی هم هست. چرا؟ چون شکست موقعیت خوبی برای یادگیری و رشد را در اختیار آدم قرار می‌دهد. چیزهایی که در حین کسب پیروزی‌های آسان کسی آن‌ها را بدست نمی‌آورد.

رابرت اسپدینگر از مجله‌ی اینترنتی Pick the Brain لیستی تهیه کرده که تعریف از شکست را تعدیل کند. خواندش جالب است:

  1. شکست جزء لاینفکی از مسیر رسیدن به پیروزی و شناخت خود است

  2. هر موقع که پای‌‎تان را از دایره راحتی‌تان بیرون می‌گذارید و هر موقع که سعی می‌کنید کار جدیدی انجام بدهید، شکست غیرقابل اجتناب است

  3. هر شکستی شما را به رسیدن به هدف‌تان نزدیک‌تر می‌کند

  4. شکست استاد بزرگی است زیرا با ارزش‌ترین درس‌های زندگی را به شما می‌آموزد

  5. هر شکست شما را به فردی قوی‌تر، بزرگتر و بهتر تبدیل می‌کند

  6. تا موقعی که از اشتباهات‌تان درس بگیرید تا دیگر تکرارشان نکنید، اشتباه کردن به هیچ وجه عار نیست.

  7. شکست راه‌های انجام نشدن یک کار را به شما نشان می‌دهد و به شما می‌گوید که راه‌های دیگری هم هست

  8. آدم‌های موفق هرگز موقع شکست دیگران به آن‌ها نمی‌خندند و درباره‌شان قضاوت نمی‌کنند، زیرا خودشان هم این دوره را پشت سر گذاشته‌اند و می‌دانند از شکست چه درس‌هایی می‌شود گرفت. آن‌هایی که می‌خندند احمق‌هایی بیش نیستند که خودشان را لو می‌دهند.

  9. مهم نیست که چقدر شکست خورده‌اید، تا موقعی که دست از تلاش برندارید بازنده نیستید.

  10. هر بار که شکست می‌خورید، ترس‌تان از شکست خوردن کمتر می‌شود و پوست‌تان کلفت‌‍تر. این امر به شما اجازه می‌دهد دفعه بعد روی چالش بزرگتری ریسک کنید.

هر اشتباهی، فرصتی است برای یادگیری و بعد از این‌که از شر احساسات منفی‌ خلاص شدید، حتماً بروید اشتباهات‌تان را مرور کنید تا دیدگاه جدیدتری بدست بیاورید. نگاه کنید ببینید کجا را اشتباه رفته‌اید اما از آن‌طرف نگاه کنید ببینید کجاهای کارتان هم درست بوده. در نهایت درمی‌یابید که دفعه بعد چه کار کنید تا کارتان بهتر پیش برود. شکست کاملاً هم سیاه نیست.

پروژه بعدی را شروع کنید تا ذهن‌تان مشغول شود

ذهن را که از تباهی‌ها پاک کردید خیلی سریع به یک کاری بچسبید تا مغزتان درگیر کار بشود. دیگر جای خالی برای منفی گرایی باقی نگذارید. زیاد فکر کردن به اشتباهات هم کار بدردبخوری نیست.

پروژه بعدی را راه بیندازید و حسابی رویش تمرکز کنید. میازاکی، پدرانیمه‌های ژاپن، را که از مقاله‌های قبلی یادتان هست؟ این فیلمساز شهیر ژاپنی توصیه می‌کند این کارتان تمام نشده، روبان پروژه بعدی‌تان را قیچی کنید تا یک کله در حال حرکت به جلو باشید.

هیچ چیزی مثل کار نمی‌تواند ذهن آدم را از فکر کردن به چیزهای بیهوده باز دارد. اگر هم از کار خسته شدید یک سرگرمی برای خودتان پیدا کنید. حتماً باید کاری وجود داشته باشد که از انجام دادنش لذت می‌برید و در آن تبحر خاصی دارید. پرداختن به این کارها باعث می‌شود پیشرفت کنید. کلید این ماجرا این است که بلد باشید چطور تمرکز خود را به کار بعدی انتقال دهید و یادتان باشد که با شکست خوردن دنیا به پایان نمی‌رسد. هنوز فرصت‌های زیادی هست.

در واقع بهترین قسمت باختن این است که شانس دیگری نصیب‌تان می‌شود. آنجل چرنوف از مجله اینترنتی Marc & Angel Hack Life اعتقاد دارد اشتباه کردن یک نوع تمرین کردن است:

هر هنرمند ماهری را که می‌بینید روزی آماتور بوده است. هر چقدر سریع‌تر خودتان را با تمرین کردن وفق بدهید و زودتر اشتباه کنید، زودتر هم مهارت‌ها و دانش لازم برای استاد شدن را یاد می‌گیرید. هیچ گونه ضمانتی نیست که به این شیوه کاری را یاد بگیرید، اما من صد در صد ضمانت می‌کنم که اگر کار نکنید هیچ چیزی یاد نخواهید گرفت. با این شیوه یا کاملاً موفق خواهید شد یا یک درس بدردبخور می‌گیرید که چوب دو سر طلاست.

۲۰۰ بار هم که شکست بخورید اشکالی ندارد، اما آن روزی واقعاً باخته‌اید که تسلیم شکست‌ها شوید.

 

۱۴ استراتژی برای افزایش فروش محصولات شما

۱۴ استراتژی برای افزایش فروش محصولات شما

پیدا کردن افراد جدید که محصول شما را بخرند، بخش مهمی از کل فرآیند فروش است. امروز تصمیم داریم مطالبی  را با این عنوان در اختیار شما قرار دهیم که در این زمینه موفق تراز قبل  باشید در ابتدا به کتاب های صوتی در این زمینه اشاره می کنیم ،که در کتاب صوتی ترفندهایی برای فروش بیشتر ،برایان تریسی  به شما می آموزد که فروش و بازاریابی ترفندهای خاصی را داراست که تنها افراد با تجربه از رموز آن باخبرند این کتاب صوتی مجموعه ای کامل از مراحل و روش های موثر فروش است که میزان فروش شما را به نحوی شگفت آور افزایش می دهد .

یافتن مشتری جدید برای خرید محصولات یا خدمات شما،بخش مهمی از پروسه فروش محصولات می‌باشد. و همچنین حفظ مشتری و روابط در فروش بسیار موثر است که در این زمینه کتاب صوتی روابط در فروش  ،برایان تریسی  به نکات مفید و ارزشمندی اشاره می کند

از این ۱۴ نکته برای افزایش مشتریان واقعی که کالاهایتان را خواهند خرید استفاده کنید.

۱ . مردم مزایا را می‌خرند

مردم محصولات را نمی‌خرند، آنها نتایجی که از محصولات بدست می‌آورند را می‌خرند.

لیستی از مزایایی که مشتریان طی استفاده از محصول یا خدمات شما برخوردار می‌شوند تهیه کنید و توسط آن شروع به شناسایی مشتریان واقعی بکنید.

۲ . طیف مشتریان خود را دقیقاً شناسایی کنید

چه کسانی به احتمال زیاد محصولات شما را بلافاصله می‌خرند؟ مشخصات آنها را دقیقاً بدست بیاورید.

این سوالها را از خودتان بپرسید:

  1. در چه رده سنی هستند؟

  2. چه جنسیتی دارند؟

  3. بچه‌دار هستند؟

  4. چقدر درآمد دارند؟

  5. تحصیلات‌شان چیست؟

و از اینگونه سوالات. پاسخ‌تان مشخص‌کننده طیف مشتریان شماست.

۳ . مشکل را تشخیص دهید

مشتریان شما چه جور مشکلی دارند که شما می‌توانید آن را حل کنید؟ اگر طیف مشتریان را بدرستی تعریف کرده باشید، آنها پول می‌دهند تا شما مشکل‌شان را حل کنید.

  • گاهی اوقات مشکلات واضح و روشن است.

  • گاهی اوقات مشکلات نه واضح است نه روشن.

  • گاهی اوقات مشکلی برای مشتری وجود ندارد. اگر مشکلی نباشد، خریدی هم در کار نخواهد بود.

۴ . برتری رقابتی خود را حفظ کنید

زمینه‌های برتری‌ محصولات‌تان را مشخص ‌کنید. دلیل خرید محصولات یا خدمات شما توسط آنها چیست؟ آیا آنها از مزایا و نتایجی بهتر نسبت به رقبای شما بهره‌مند خواهد شد.

بر روی مزایایی که محصولات شما را برتر از دیگران خواهد کرد تمرکز کنید.

۵ . از محتوای خوب در شبکه‌های اجتماعی برای بازاریابی محصولات‌ خود استفاده کنید

امروزه روشهای خیلی بیشتری نسبت به سابق برای معرفی محصولات‌تان به مشتری وجود دارد. بهترین بخش آن چیست؟ همه این روشها رایگان هستند. شما می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک، توییتر، و وبلاگ‌تان برای فروش محصولات تان بهره ببرید. از طریق این کانالها می‌توانید با مشتریان‌تان ارتباط برقرار کنید و مشتریان بیشتری نیز جذب کنید.

برخی از مزایای بازاریابی با این شیوه:

  • دسترسی بیشتر به اشخاص با‌تجربه

  • کانالهای بیشتر برای فروش محصولات

  • هزینه کمتر در پیدا کردن مشتری

۶ . گاهی باید تماسهای اجباری بگیرید

برقراری تماسهای اجباری شاید سخت و کسل‌کننده باشد. چه بطور مستقیم یا بوسیله تلفن تماس برقرار کنید، این حرفه شماست که مشتری بالقوه را ترغیب کنید. خصوصاً اگر محصول جدیدی ارائه کرده باشید، بایستی با برقراری تماس با مشتریان در آنها علاقه‌مندی ایجاد کنید.

۷ . در شروع فروش از روش ۱۰۰ تماس استفاده کنید

این روش را هنگامی که من اولین بار شروع به فروش کردم برای غلبه بر ترس از عدم پذیرش ابداع کردم. تعداد مشتریان بالقوه خود را هر چه سریعتر به ۱۰۰ نفر برسانید. توجهی به نتایج فروش محصولات نداشته باشید، فقط تعداد مردمی که با آنها تماس می‌گیرید را در مدنظر قرار دهید. بزودی ترس شما هنگام فروش محصولات تان فرو خواهد ریخت.

۸ . قیمت‌گذاری مناسب داشته باشید

برای تعیین قیمت مناسب، از محصول مشابه رقبایتان تحقیق کنید. اگر محصول گران‌قیمتی دارید، آماده ارائه خدمات فوقالعاده به مشتریان خود باشید. قیمت را با توجه به “ارزش ذاتی” کالایتان تعیین کنید. اگر بتوانید کاری کنید که کالایتان برتر و لوکس‌تر به نظر برسد، می‌توانید قیمت بالاتری روی آن بگذارید.

۹ . فنون صحیح معامله را یاد بگیرید

معامله‌گران ماهر معمولاً به یافتن راه‌حلها و ترتیباتی که موجب رضایت طرفین بشود اهمیت زیادی می‌دهند.

آنها به دنبال چیزی که راه‌حل “برد-برد” نامیده می‌شود می‌گردند، که خشنودی طرفین را دربردارد.

معامله‌گران حرفه‌ای این سه خصوصیت را دارند

  1. آنها سوالات بجا می‌پرسند تا دقیقاً نیازهای شما را بفهمند.

  2. آنها صبور هستند.

  3. آنها آمادگی خوبی دارند.

خواندن این مقالات در این زمینه برای شما مفید خواهند بود

ترفندهایی برای فروش بیشتر

چگونه در شغل و تجارت خود جهش ایجاد کنیم ؟

۱۰ . عرضه محصولات‌تان تاثیرگذار باشد

در زمینه فروش محصولات، نحوه عرضه آنها به مشتری و مردم باید با خلاقیت همراه باشد.

۱۱ . به حفظ مشتری برای همیشه تمرکز کنید

“یکبار مشتری، همیشه مشتری”

یکبار که مشتری از شما خرید کرد، نباید پایان ارتباط شما با او باشد. روی برقراری یک ارتباط مستحکم با مشتری تمرکز کنید. این موضوع باعث اعتماد مشتری و افزایش ارزش محصول‌تان می‌شود.

۱۲ . به مشتریان بالقوه پیشنهادات جذاب و رایگان بدهید.

اگر امکان تست و بررسی محصول‌تان را به مشتری خود بدهید، به احتمال زیاد محصول شما را خواهد خرید. ویدئوی کوتاهی از محصول‌تان تهیه کنید و با یک کاتالوگ عالی به آنها بدهید و مشتریان‌تان را به هیجان بیاورید.

۱۳ . به مشتریان‌تان نمونه بدهید

اگر می‌خواهید فروش محصولات تان سرعت یابد ، به مشتریان درباره آن توضیح دهید و اگر امکان‌پذیر است نمونه کوچکی جهت تست به آنها بدهید و اعتماد آنها را جلب کنید. جلب اعتماد باعث سرعت و افزایش فروش می‌شود.

۱۴ . آگهی فروش‌تان باید شفاف و روشن باشد

یک یا دو تا –نه بیشتر- از مزایای محصول‌تان را برگزینید و آنها را بطور کاملاً واضح در تیتر آگهی فروش درج کنید. برای مشتریان‌تان به دقت مشخص کنید که محصول‌تان برایشان چه کاری انجام می‌دهد. اگر محصولاتتان مزایای متعددی دارد، آگهی‌های فروش محصولات تان را برای مشتریان متفاوت، متنوع گردانید تا آنها راحت‌تر محصول را بشناسند.

در زمینه ی فروش و روابط موثر در فروش پیشنهاد می کنیم دو کتاب صوتی برایان تریسی ترفند هایی برای فروش بیشتر و تاثیر روابط در فروش بیشتر در این زمینه را بشنوید.

 

چرا در زندگي تصميم گيری های اشتباه داريم؟

چرا در زندگي تصميم گيری های اشتباه داريم؟

هر چقدر هم بکوشیم لحظاتی در زندگی پیش می آید که چاره ای جز تصميم گيری و انتخاب نداریم ، در حالی که تصمیمات خوب به فرصت ها و منافع تازه منتهی می شوند، تصمیم های بد اغلب مشکلات جدی را در پی دارند. اگر نمی خواهید افسوس بخورید، باید با شرایط و عواملی که منجر به تصميم گيری های ضعیف می شوند، آشنا شوید تا بتوانید در آینده از آنها پیشگیری کنید.
«کاش این رو قبلا می دونستم.» جمله ای است که اغلب ما زمانی که می فهمیم تصمیم اشتباهی گرفته ایم به زبان می آوریم. اگر می دانستیم کدام عوامل منجر به تصميم گيری های بد می شوند، بهتر می توانستیم تصمیمات دقیق بگیریم و این امر کمک می کرد تا دور تصميم گيری های اشتباه را خط بکشیم و به نفع تصمیمات خوب رأی بدهیم.

آگاهی از اینکه دقیقا چه چیزی ما را وادار به تصميم گيری های اشتباه می کند، کمک می کند تا احساسات و افکارمان را در مسیر درستی هدایت کنیم. در ادامه فهرستی از عواملی که منجر به تصميم گيری های اشتباه می شوند، آورده شده است تا بتوانید با تمرکز کردن روی آنها از گرفتن تصمیم های اشتباه پیشگیری کنید.

فاصله گرفتن از دوراندیشی
بارها پیش آمده است که درباره یک تصمیم مشخص تنها بر روی زمان حال تمرکز کرده و متوجه بازتاب آن بر آینده خود نشده ایم. در حالت ایده آل باید چنین بینشی داشته باشیم و اندیشیدن درباره تغییرات قابل پیش بینی در آینده را تمرین کنیم تا به یک تصمیم درست برسیم؛ مثلا اگر وارد صنعت وسایل الکترونیکی شوید، باید بتوانید آینده بازار را پیش بینی کنید و قبل از رقبا سرمایه خود را به روز کنید. برای تصميم گيری، باید نگرش آینده نگر و رو به پیشرفت داشته باشید.

وابستگی به دیگران
ما اغلب سردرگم هستیم و برخی از تصميم گيری های مهم زندگی مان را به دست دیگران می سپاریم. مشکل این است که دیگری نمی تواند به اندازه خود شما درگیر این تصميم گيری شود یا شاید نتواند با اتخاذ تصمیم درست، حق را ادا کند؛ نباید به هیچ وجه از دیگران بخواهید جای شما تصمیم بگیرند؛ مثلا می خواهید تلفن همراه بخرید اما نمی توانید تصمیم بگیرید، از دوستان خود می خواهید گوشی را برای شما انتخاب کنند. نتیجه این می شود که چیزی را می خرید که با نیازهای شما منطبق نیست و برایتان کارآیی ندارد.

فرضیات غلط
فرضیه های غلط و غیرواقعی درباره یک شخص، یک موقعیت یا یک شیء شما را به تصميم گيری اشتباه وامی دارد. ما اغلب دیدگاه های خود را براساس سابقه تجربه هایی که داشته ایم، بنیان می نهیم.از آنجایی که افراد، موقعیت ها و … مدام در حال تغییرند، بهتر است درباره آنها همانطور که هستند، قضاوت کنیم و در موردشان گمانه زنی نکنیم؛ مثلا تصمیم می گیرد با همکارتان ارتباط نداشته باشید؛ چون گمان می کنید او بخیل است؛ در حالی که او تنها کسی بود که در انجام کارها به شما کمک می کرد.

تفکر کوتاه مدت
تفکر کوتاه مدت یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که افراد در فرآیند تصمیم گیری مرتکب آن می شوند. آنها نمی دانند تصمیمی که امروز می گیرند علاوه بر زمان حال بر آینده نیز تاثیر خواهد گذاشت. چیزی که امروز درست و کاربردی به نظر می رسد، شاید نهایتا تصمیم خوبی از آب درنیاید؛ مثلا ولخرجی کردن با پولی که به سختی آن را به دست آورده اید برای خرید از روی وسوسه، ممکن است پس اندازتان را کاهش دهد؛ برعکس اگر تصمیم بگیرید پولتان را پس انداز کنید، از مزایای طولانی مدت آن بهره مند خواهید شد.

تفکر احساساتی
بارها پیش آمده است که افراد به جای عقل خود به حرف دل شان گوش می کنند و تصمیم اشتباه می گیرند. اگر کسب و کاری دارید لازم است تصمیمات کاربردی بگیرید نه احساسی. قدرت دادن بیش از حد به تصمیمات مبتنی بر احساس به تدریج برای شما دردسرساز خواهد شد. همواره باید تاکیدتان بر تصمیمات کاربردی و مبتنی بر نتیجه باشد؛ مثلا به محض اینکه می فهمید به دلیل مشکلات زندگی شخصی، تمرکز کردن دشوار شده است، دست از کار می کشید. این کار نه تنها تاثیری منفی بر موقعیت مالی شما خواهد داشت، بلکه حالت روحی تان را هم بدتر می کند.
خطر عدم اطمینان
اگر لازم باشد یک تصمیم جدی بگیرید، ذهن شما مورد هجوم افکار و تردیدهای زیاد قرار خواهد گرفت. این سبب می شود تصمیم ایمن تری بگیرید که ممکن است منفعتی از آن برای شما حاصل نشود. بهتر است پیش از هرگونه تصميم گيری عجولانه، خطر کنید و تجزیه و تحلیل کنید. این به شما کمک می کند تا درک کنید تصمیمتان چگونه بر روی شما تاثیر می گذارد؛ مثلا می خواهید بر روی انبار کردن جنسی سرمایه گذاری کنید که در آینده رونق می گیرد و از این رو تصمیم می گیرد در بانک حساب پس انداز باز کنید.

گزینه های فراوان
وقتی مجبور باشید بین گزینه های بی شمار دست به انتخاب بزنید گیج می شوید و هدف گرفتن تنها یکی از آنها می تواند دشوار باشد. شاید سخت بتوانید هقضاوت کنید کدام گزینه کارساز است و کدام نیست. از این رو بهتر است گزینه ها را دور بریزید و تنها چند مورد محدود را برای تصمیم نهایی خود انتخاب کنید. این کار صرفه جویی در وقت شما خواهد بود و می توانتیتد به تصمیمی دقیق دست یابید؛ مثلا اگر بخواهید کفش بخرید اما پول کمی داشته باشیدممکن است سردرگم شوید؛ چرا که مجبورید کفشی را انتخاب کنید که به لباس تان بیاید، مد روز باشد، دوام داشته باشد و به پول تان هم بخورد.

* مسیر زندگی ما با تصمیمات موثری که برای آینده خود می گیریم مشخص می شود. اگر بخواهیم تصمیم موثر بگیریم، نباید درباره حقایق، اطلاعات نصفه و نیمه داشته باشیم. علل دیگری که می تواند به تصمیمات غلط منتهی شود شامل مشکلات پیش بینی نشده، عدم برقراری ارتباط، درس نگرفتن از گذشته و نداشتن منطق است.

حتما شگفت زده خواهید شد از اینکه بدانید تصمیمات شما چگونه تحت تاثیر هورمون ها، خالی بودن معده و حتی کمبود خواب قرار می گیرند. اکنون که عوامل منجر به تصميم گيری اشتباه را می دانید، معایب و مزایای آن را سبک و سنگین کنید و مطمئن شوید که قدم در راه تصمیم درست برداشته اید.

اگر به دنبال این هستید که در زمینه ی تصمیم گیری هر روز موفق تر باشد پیشنهاد می کنیم کتاب صوتی بله یا خیر را در این زمینه بشنویداین کتاب صوتی  با به کار گیری سیستم بله یا خیر  که در قالب یک داستان بیان شده است  که نکات کاربردی و مفیدی از این کتاب یاد خواهید گرفت  و  به شما کمک خواهد کردپس از این در لحظات حساس تصمیم های بهتر و آگاهانه تری بگیرید.

 

۹ قدم ساده برای شناسایی استعداد های درونی و پنهان

۹ قدم ساده برای شناسایی استعداد های درونی و پنهان

چه استعداد های درونی و پنهانی دارید؟ چه کارهایی را خوب انجام می‌دهید؟ اگر یک نفر برای شناسایی استعدادهای شما این سؤال را از شما بپرسد آیا می‌توانید جوابی منطقی و معقول به این پرسش بدهید؟ شاید در چنین مواقعی ترجیح دهید سؤال را با سؤال جواب دهید و از ارائه‌ی پاسخی منطقی به این پرسش شانه خالی کنید. با اینکه اکثر افراد جامعه به طرز مخفیانه و مرموزی باور کرده‌اند که هیچ استعداد خاصی ندارند اما باید قبول کرد که این باور تنها یک باور محدود کننده، منفی و بی‌اساسی است که هیچ توجیه علمی و اثبات شده‌ای ندارد. غالباً شناسایی استعدادها کار سخت و پیچیده‌ای است چون نیاز به زمان و تجارب گوناگون دارد. کار، وظیفه و یا مسئولیتی که شما آن را آسان و راحت فرض می‌کنید شاید انجامش برای دیگران بسیار دشوار باشد.

خب، سؤالی که پیش میاد این است که چطور و با پیروی از چه روش‌هایی می‌توانیم استعدادهای درونی و پنهان خود را کشف کنیم. در این مقاله می‌خواهیم ۹ قدم ساده برای شناسایی استعدادهای درونی و پنهان خود را بررسی کنیم:

۱-کارهایی که از انجام آن‌ها لذت می‌برید را شناسایی کنید

فهرستی از کارهایی که از انجامشان لذت می‌برید تهیه کنید. این کارها می‌توانند هر چیزی باشند از طراحی وب‌سایت گرفته تا آشپزی. بدون هیچ قضاوت و پیش‌داوری خاصی فقط این کارها را بر روی یک برگه یادداشت کنید. اگر در شناسایی این فعالیت‌ها دچار مشکل شدید این سؤال‌ها را از خودتان بپرسید :

چه کارهایی را بدون اینکه از شما خواسته شود انجام می‌دهید و از انجام آن‌ها لذت می‌برید؟
چه فعالیت‌هایی هستند که به محض شروع آن‌ها غرق کار می‌شوید و دیگران باید به زور شما را از این فعالیت‌ها جدا کنند؟
انجام چه فعالیت‌هایی باعث می‌شود که زمان را فراموش کنید و به اصطلاح با انجام آن‌ها حساب وقت از دستتان در می‌رود؟
چه کارهایی را دوست دارید آزادانه و رایگان انجام دهید؟

اگر دقت کنید متوجه خواهید شد که این فهرست بیشتر در مورد علایق شماست تا استعدادهایتان. به عنوان مثال شاید یک نفر دویدن را دوست داشته باشد اما این هرگز به این معنا نیست که این فرد می‌تواند در مسابقه‌ی جهانی ماراتن بعدی قهرمان شود. اغلب، چیزی که از آن به عنوان استعداد یاد می‌کنیم به صدها ساعت تلاش و پیگیری مستمر نیاز دارد. تهیه‌ی این فهرست و شناسایی علایق اصلی‌تان فقط شور، اشتیاق و انگیزه‌ی لازم برای رسیدن به استعدادها را برای شما فراهم خواهد کرد.

۲-علایق خود را شناسایی کنید

اگرچه این مورد خیلی شبیه به شناسایی کارهایی است که از انجام آن‌ها لذت می‌برید اما علایق بیشتر به چیزهایی گفته می‌شود که از یادگیری، مطالعه کردن و تماشای آن‌ها لذت می‌برید. بعضی از سؤال‌هایی که باید به آن‌ها پاسخ دهید عبارت‌اند از :

دوست دارید در مورد چه موضوعاتی مطالعه کنید؟
از صحبت کردن در مورد چه چیزهایی لذت می‌برید؟
از تماشای چه برنامه‌هایی لذت می‌برید؟
کدام موضوع یا ایده توجه شما را به سوی خود جلب می‌کند؟

غالباً پاسخ‌های شما به این پرسش‌ها با احساسات و خواسته‌های اصلی شما در ارتباط است. به عنوان مثال فردی که عاشق نواختن یکی از آلات موسیقی است ناخودآگاه اکثر مطالب وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های موسیقی را مطالعه می‌کند و البته شاید در این کار افراط هم بکند؛ اما فردی که عاشق تجارت و کسب ثروت است به طور ناخودآگاه اکثر خبرهای اقتصادی را دنبال خواهد کرد و بیشتر وقت مطالعه‌ی خود را به کتاب‌های مالی و اقتصادی اختصاص خواهد داد.

تهیه‌ی فهرست علایق به شما کمک می‌کند ترکیبی صحیح از علایق و احساسات خود را به دست آورید. بعد از تهیه‌ی این فهرست است که می‌توانید روند شناسایی و بهره‌برداری از استعدادهایتان را به سطح جدیدی انتقال دهید.

۳-موفقیت‌های قبلی خود را شناسایی کنید

برای این منظور، فهرستی جداگانه از موفقیت‌هایی که قبلاً تجربه کرده‌اید تهیه کنید. این فهرست می‌تواند به شما در شناسایی استعدادهایی که قبلاً به صورت ناخودآگاه و بدون اطلاع قبلی از آن‌ها استفاده می‌کرده‌اید کمک کند. در هنگام تهیه‌ی این فهرست به موارد زیر دقت کنید :

کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی که در آن‌ها به شدت موفق بوده‌اید.
تکالیف و یا پروژه‌هایی که به خوبی آن‌ها را انجام داده‌اید.
و هر چیزی دیگری که باعث شده در گذشته این جمله را به خود بگویید : «من این کار رو عالی انجام دادم، استعداد بزرگی در این کار دارم.»

وقتی این فهرست را تهیه کردید، آن را مرور کنید. چه چیزی در این موفقیت‌ها مشترک است؟ در این موفقیت‌ها چه کاری را خوب انجام داده‌اید؟ شاید در تمام مقاطع تحصیلی خود تا قبل از کنکور نمرات شما در درس ریاضی عالی بوده است. شاید در فراهم کردن سرمایه‌ی لازم برای سازمان خود بهترین بوده‌اید. پیدا کردن شباهت‌های موجود در موفقیت‌های قبلی‌تان کمی به زمان و صبر و حوصله نیاز دارد اما اگر این فهرست را با دقت و به خوبی بررسی کنید در نهایت می‌توانید الگوی شخصی‌تان را از این فهرست به دست آورید. آشنایی با این الگوها برای شناسایی استعدادهای حیاتی که در آینده می‌توانید از آن‌ها بهترین استفاده را برای پیشبرد اهداف خود بکنید ضروری هستند.

۴-نگاهی به تست‌های استعدادیابی بی اندازید

برای شناسایی استعدادها و علایق اصلی می‌توانید از آزمون‌های شخصیت بزرگ و مشهور موجود استفاده کنید مثل آزمون مایرز-بریگز، آزمون دیسک و یا حتی کتاب «لطفاً مرا درک کن (به انگلیسی : Please Understand Me)» نوشته‌ی Kiersey. این آزمون‌ها و منابع به شما کمک می‌کنند بینش بهتری از خود به دست آورید. باید به این نکته دقت کنید که هیچ یک از این منابع نمی‌توانند به تنهایی موجب شناخت استعدادهای منحصر به فرد شما شوند؛ اما استفاده از این منابع موجب می‌شود بیش و درک شما از توانایی‌هایتان بهبود یابد و به شما کمک می‌کند بفهمید که چطور مسائل و رویدادها را پردازش می‌کنید و چه عواملی موجب خستگی یا افزایش انرژی‌تان می‌شود. در واقع استفاده از این آزمون‌ها و منابع سبب آسان‌تر شدن پروسه‌ی کشف نقاط قوتتان می‌شود و همان‌طور که می‌دانید نقاط قوت انسان جایی است که به احتمال زیاد استعدادهایش در آنجا نهفته است.

۵-با یک نفر مصاحبه کنید

گاهی اوقات، یک چشم‌انداز خارجی می‌تواند روشن‌تر از چشم‌انداز خودتان باشد. با افرادی صحبت کنید که به خوبی شما را می‌شناسند : دوستان، اعضای خانواده، فامیل و یا حتی یک مربی. سؤال‌های زیر را از آن‌ها بپرسید:

فکر می‌کنید من چه کارهایی را بهتر از دیگران انجام می‌دهم و در انجام چه کارهایی با استعدادم؟
فکر می‌کنید قبلاً در چه کارهایی موفق بوده‌ام؟
چه چیزی من را از بقیه‌ی افراد متمایز می‌کند؟

وقتی آن‌ها به این پرسش‌ها جواب می‌دهند خوب به حرف‌های آن‌ها گوش دهید. اگر چه مجبور نیستید تمام گفته‌های آن‌ها را قبول کنید اما باز هم شاید پاسخ‌های آن‌ها شما را شگفت‌زده کند.

۶-نقاط ضعف خود را شناسایی کنید

همه‌ی انسان‌ها ترکیبی از استعدادها، نقاط ضعف و نقاط قوت هستند. به عنوان مثال یکی از نقاط ضعف خیلی از انسان‌ها در دنیای امروزی مقاومت در برابر شبکه های اجتماعی مختلف و رفتن به رخت خواب قبل از ساعت ۱۱ شب است؛ اما اگر بخواهیم منطقی به زندگی و طبیعت انسان‌ها نگاه کنیم باید بگوییم که هیچ فردی نمی‌تواند کامل باشد و همه‌ی کارها، وظایف و مسئولیت‌ها را بی‌عیب و نقص تکمیل کند. هیچ کدام از ما کامل نیستیم و درست به همین دلیل است که شناسایی نقاط ضعف می‌تواند به آشکار شدن استعدادها و توانایی‌هایمان کمک کند :

نوشتن نقاط ضعف شاید کمی دردناک باشد اما باید این کار را انجام دهید. به پرسش‌های زیر پاسخ دهید :

برای انجام چه کارهایی وقت زیادی هدر می‌دهید؟
چرا تنبلی می‌کنید؟ چرا امروز و فردا می‌کنید؟
چه چیزی شما را ناراحت می‌کند یا باعث می‌شود احساس بی دست و پا بودن کنید؟

با جواب دادن به این پرسش‌ها به راحتی می‌توانید تمام نقاط ضعف موجود در احساسات و علایقتان را شناسایی کنید. به دست آوردن این آگاهی برای آینده‌ی شما ضروری است.

۷-نتایج مراحل قبلی را کنار هم بگذارید

شما تحقیقات و بررسی‌های لازم را انجام داده‌اید حالا باید ببینید که چه نتیجه‌ای پدیدار می‌شود. در این مرحله نباید تمام یادداشت‌هایتان را با جزئیات کامل بررسی کنید یا به نتایج هر فهرست به صورت جداگانه و مجزا توجه کنید. به پرسش‌های زیر پاسخ دهید :

آیا الگوی خاصی از فهرست موفقیت‌ها، علایق و احساسات شما در حال پدیدار شدن است؟ این الگو یا الگوها چه هستند؟
از این فهرست‌ها چه نتیجه‌ای گرفته‌اید؟ وجه اشتراک این فهرست‌ها چیست؟
دوست دارید چه کار یا کارهایی را انجام دهید؟

در پایان این مرحله باید چند تا از استعدادهای خود را شناسایی کرده باشید و یا حداقل یکی از استعدادهایی که می‌خواهید بر روی آن تمرکز کنید باید مشخص شده باشد.

۸-تمرین کنید و خوب هم تمرین کنید

مهم نیست که استعداد یا استعداد های اصلی شما چه هستند، باید برای رسیدن به سطح تسلط تمرین کنید.

شاید استعداد اصلی شما جزء استعداد های طبیعی و خدادادی شما باشد که ذاتاً در انجام آن خوب هستید اما باز هم برای رسیدن به تسلط ۱۰۰ درصد و کسب درجه‌ی استادی در آن باید تمرین کنید. در روند شناسایی استعداد ها، تمرکز بر این مرحله بسیار ضروری است چون این مرحله جایی است که شما با تحت فشار قرار دادن خود با تمرین‌های متمرکز و گوناگون روز به روز به تسلط بر استعداد خود نزدیک‌تر می‌شوید. لازم نیست کل روز را به تمرین استعداد خود اختصاص دهید. اگر یک شغل تمام وقت دارید می‌توانید ۳۰ دقیقه در روز را به استعداد خود و تمرین آن اختصاص دهید.

شاید بپرسید چطور می‌توانم ۳۰ دقیقه وقت در روز برای تمرین و کار کردن روی استعداد م پیدا کنم؟ نگران نباشید. می‌توانید این کار را انجام دهید. نگاهی به روزهای خود بی اندازید. آیا وقتی از محل کار به خانه می‌رسید یک یا دو ساعت را به تماشای تلویزیون اختصاص می‌دهید؟ تلویزیون را خاموش کنید. ۳۰ دقیقه بر روی استعداد خود کار کنید و بعد اگر خواستید تلویزیون را دوباره روشن کنید.

وقت‌های دیگری نیز وجود دارند که می‌توانید به راحتی از آن‌ها برای تسلط بر استعداد هایتان استفاده کنید. شاید هر روز ۲۵ دقیقه را صرف رفت و آمد بین منزل و محل کارتان می‌کنید. اگر می‌توانید این وقت را به تمرین استعداد هایتان اختصاص دهید. اگر صدای خوبی دارید و می‌خواهید خواننده شوید این ۲۵ دقیقه را در ماشین خود صرف خوانندگی کنید، اگر می‌خواهید یک سخنران حرفه‌ای شوید این وقت را به تمرین سخنرانی اختصاص دهید و یا اگر در یادگیری زبان‌های خارجی استعداد دارید این ۲۵ دقیقه را صرف تسلط بر زبان مورد نظر خود کنید. با بررسی روزهای خود ببینید آیا می‌توانید در زمان‌های استراحت در محل کار مثل وقت نهار زمان آزادی برای تمرین استعداد هایتان پیدا کنید؟ با بازبینی روزهایتان وقت‌های آزاد خود را پیدا کنید. مطمئن باشید با صرفه‌جویی در وقتی که به شبکه‌های اجتماعی از قبیل فیس‌بوک یا توییتر اختصاص می‌دهید و اختصاص آن به استعداد هایتان در آینده انسان موفق‌تری خواهید بود. میزان علاقه‌ی شما به اختصاص وقت لازم برای تمرین استعداد هایتان به خوبی ثابت می‌کند که آیا می‌خواهید یک عمر آن را انجام دهید و یا اینکه فقط به صورت مقطعی به آن فکر می‌کنید و بعد از مدتی آن را رها خواهید کرد.

نه تنها کار کردن روی استعداد تان نباید یک تمرین بی هدف باشد بلکه باید تمرینی هدفمند، متمرکز و جدی باشد. اگر واقعاً در مورد استعداد تان و تسلط بر آن جدی هستید باید نقاط ضعف خود را نیز شناسایی کنید. تفاوت انسان‌های خوب و عالی در تعداد ساعت‌هایی نیست که به کارهای خود اختصاص می‌دهند بلکه در میزان تلاشی است که آن‌ها برای بهبود نقاط ضعف خود انجام می‌دهند. کار کردن بر روی نقاط ضعف آسان نیست، اما ایجاد یک سیستم پاداش دهی منظم می‌تواند مشوقی عالی برای تمرکز بر نقاط ضعف و تلاش برای بهبود آن‌ها باشد.

۹-یک مربی پیدا کنید

اگر هم اکنون استعداد اصلی خود را شناسایی کرده‌اید و مرتباً بر روی بهبود و تسلط بر آن کار می‌کنید و تصمیم گرفته‌اید این روند را برای همیشه ادامه دهید بهترین کاری که می‌توانید برای پیشبرد اهدافتان در این زمینه انجام دهید پیدا کردن فردی است که در این زمینه تجارب و اطلاعات بیشتری از شما دارد تا بتوانید از او به عنوان یک مربی برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنید. نیازی نیست که این فرد برنده‌ی جایزه‌ی نوبل باشید. چیزی که شما می‌خواهید فردی است که تجارب بیشتری نسبت به شما داشته باشد تا بتواند توصیه‌های خوبی در اختیار شما بگذارد.

از همه مهم‌تر، باید دقیقاً بدانید که چرا به این فرد نیاز دارید و چه انتظاراتی از او دارید. آیا به حمایت این فرد نیاز دارید؟ آیا می‌خواهید این فرد شما را به چالش بکشد؟ با نگاهی کوتاه به فهرست نقاط ضعف و قدرتتان و بررسی نتایج آزمون‌های شخصیت معرفی شده در این مقاله به راحتی می‌توانید پاسخ این سؤال‌ها را پیدا کنید.

نمی‌دانید کجا به دنبال یک مربی خوب بگردید؟ برخی از مکان‌های خوب عبارت‌اند از :

اینترنت : اگر می‌خواهید رشته‌ی تحصیلی خاصی را انتخاب کنید در فضای مجازی به دنبال انجمن‌های تحصیل‌کرده‌های آن رشته باشید. در این انجمن‌ها و وب‌سایت‌ها پس از ثبت‌نام و معرفی خود سؤالات خود را مطرح کنید و پس از یافتن فرد مناسب برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر وقت بگذارید و یا او را به یک کافی‌شاپ دعوت کنید و یا در اسکایپ با هم صحبت کنید.

رویدادهای مناسب برای شبکه‌سازی : به سمینارها، همایش‌ها، نمایشگاه‌ها و دوره‌های آموزشی مربوط به استعداد خود بروید و پس از ملاقات با افراد مختلف و یافتن فرد مناسب سعی کنید ایمیل خود را به او بدهید و آدرس ایمیلش را بگیرید تا در وقت مناسب اطلاعات لازم را از این فرد به دست آورید.

درخواست کمک کنید : به اعضای خانواده، فامیل و دوست‌های خود بگویید که به دنبال یک مربی هستید. شاید آن‌ها فردی را بشناسند که بهترین کمک ممکن برای شما باشد.

شناسایی استعداد های درونی و پنهان کار ساده‌ای نیست؛ اما گاهی اوقات دنبال کردن کاری که نمی‌توانید آن را به خوبی انجام دهید ولی عاشقش هستید هم می‌تواند پاداش‌های بزرگی برای شما تولید کند. همه‌ی ما به دلایل خاصی به این دنیا قدم گذاشته‌ایم. مأموریت اصلی ما شناسایی استعداد ها و بهره بردای از آن‌ها برای انجام کارهای خیر و نیک است. شاید در سرمایه‌گذاری در بازار سهام با استعداد باشید و شاید در نواختن گیتار. استعداد شما هر چه که باشد ارزش دنبال کردن را دارد.

 


تمام مطالب رادیو مثبت متعلق به انتشارات کلید آموزش است و کپی برداری مطالب فقط با کسب اجازه مجاز می باشد. 2016 © ایزو فروشگاه نرم افزار
ARE YOU READY? GET IT NOW!
کتاب صوتی رایگان
کتاب صوتی رایگان
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

برای دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط ازایمیل خود دریافت کنید

چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

با تشکر از شما کد زیر را در نمایش سبد خرید در قسمت کد تخفیف وارد فرماید

کد تخفیف به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

قسمت های دیگر صدای موفقیت تنها به ایمیل شما ارسال خواهد شد ، لطفا ایمیل صحیح خود را وارد کنید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
ایمیل شما ثبت گردید

از این پس جدید ترین صدای موفقیت را در ایمیل خود دریافت کنید

دوست عزیز لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد گردید

لطفا ایمیل خود را وارد کنید

کتاب صوتی مدیریت درونی
دانلود کتاب
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

کتاب
کتاب صوتی
دانلود کتاب صوتی
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

کتاب صوتی
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

کتاب صوتی رایگان
کتاب صوتی ثروتمند ترین مرد بابل
لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد

لطفا ایمیل صحیح خود را وارد کنید

با تشکر از شما

لینک دانلود کل صدای موفقیت به ایمیل شما ارسال گردید

چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
فصل اول کتاب صوتی ثروتمند ترین مرد بابل
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
فصل اول کتاب صوتی راهنمای ثروتمند شدن
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

https://radiomosbat.co,/shop
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد
فصل 4 کتاب صوتی قطار سریع السیر کار آفرینی
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

تخفیف 70%
بستن پنجره

تلگرام دانلود کتاب صوتی