نوشته‌ها

6 موقعیت معمول که تسلیم شدن در آن ها ایده خوبی است

گفته می شود که مقاومت به شکل باور نکردنی نیرو بخش است. مثال های بیشماری وجود دارد که نشان دهد چگونه پایداری و مقاومت افراد را از موقعیت های ناامید کننده نجات داده است. به خاطر آنکه آن ها به پیشروی خود ادامه دادند و هرگز در مقابل موانع تسلیم نشدند، دیر یا زود به موفقیت دست یافتند.

با این حال، مثال های بیشماری هم وجود دارد از مقاومت های اشتباه که در آن ها افراد آنقدر به مقاومت ادامه دادند که خود را در چاهی دفن کردند که هرگز قادر به خارج شدن از آن نبودند.

 

6-Common-Situations-When-Giving-Up-Is-A-Good-Idea

مثل هر چیز دیگری در زندگی، این می تواند عواقب هم خوب و هم بد به بار آورد که بسته به آن است که به کدام سو و چطور جهت یافته.

در اینجا 6 موقعیت وجود دارد که تسلیم شدن در آنها قابل قبول بوده و حتی توصیه می شود:

  1. زمانی که کاری که انجامش می دهید به شما آسیب می رساند

شما نمی توانید بگویید که این جمله که “برنده ها هرگز تسلیم نمی شوند و بازنده ها هرگز پیروز نمی شوند” برای سیگار کشیدن و اعتیاد کاربرد دارد. اگر شما به دنبال عادات مخرب هستید مسلماً به مشکل برخواهید خورد.

اگر شما غذایی می خورید که به شما در بلند مدت آسیب می رساند یا از سبک زندگی پیروی می کنید که به روشنی هیچ کمکی به هدف یا سلامت شما نمی کند، وقت آن رسیده است که دست از کارتان بکشید.

  1. زمانی که از آنچه انجام می دهید متنفرید

شور و حرارت بی نهایت برای موفقیت اهمیت دارد زیرا اگر شما کاری را انجام ندهید که دوست دارید، نیروی زندگی خصوصاً زمانی که شما با مشکلات رو به رو شوید از شما رخت برخواهد بست.

اگر شما کاری را انجام می دهید که از آن متنفرید، حتی اگر پول در می آورید، کیفیت زندگی تان وحشتناک خواهد شود زیرا تمام آن پول هم نخواهد توانست برای شما شادی، آرامش و حتی خواب خوب به همراه بیاورد.

اگر شما از چیزی تا آن حد متنفرید که فکر می کنید تمام چیزهای خوب را از زندگی تان بیرون می کشد، بهتر است که تسلیم شوید. اما آگر آنچه می خواهید رها کنید شغل ثابت تان است، باید از قبل از آن کمی پس انداز کنید.

“باید کاری را انجام دهید که دوست دارید نه اینکه در نقطه آرامش یک شغل دائمی گیر کنید. زندگی همچون عوض کردن لباس نیست.” – لوسیندا بست

  1. زمانی که شما بهترین کاری که از دستتان برمی آمده انجام داده اید و هیچ نشانی از نتیجه در آینده نمی بینید

گاهی اوقات افراد کاری را ادامه می دهند که از آن لذت نمی برند مخصوصاً زمانی که باید خانواده خود را تأمین کنند زیرا حداقل به نوعی به خاطر آن پاداش دریافت می کنند. اما مواقعی هم هست که شما نه از کاری لذت می برید و نه پاداش توجیه پذیری برای آن مشاهده می کنید.

در چنین زمانی شما باید با خودتان صادق باشید و ببینید این کار اصلاً ارزش ادامه دادن دارد یا نه. اگر فقط آنقدر شیفته کاری که انجام می دهید هستید که نمی توانید زندگی را بدون آن تصور کنید، تنها در آن صورت باید ادامه بدهید. اما خودتان را برای این احتمال آماده کنید که ممکن است همیشه پاداش نگیرید.

  1. زمانی که هر چقدر هم سخت تلاش کنید نتوانید در کاری که انجام می دهید عملکرد خوبی داشته باشید

بهتر است زمانی که در کاری که انجام می دهید استعداد ندارید دست از آن بکشید و مشغول کار دیگری شوید. مطمئناً تلاش و تعهد شما را در انجام آن کار بهتر خواهد کرد اما شما باید با خودتان صادق باشید. آیا سخت کوشی و تعهد آنقدر مهارت شما را افزایش خواهد داد که بتوانید شغل خوبی از آن دست و پا کنید؟

اگر هر میزان تلاش هم منجر به کسب مهارت در کاری که انجام می دهید نشود، به احتمال زیاد شما در حال تلف کردن وقتتان هستید. عاقلانه این است که دست به کاری بزنید که در حد توانایی تان باشد. در آن صورت شانس به دست آوردن نتیجه ای که شایسته آن هستید بسیار زیاد خواهد شد.

  1. زمانی که به شما احترام گذاشته نمی شود

گاهی ممکن است شما به شکلی باورنکردنی با استعداد و سخت کوش باشید. اما با این حال از شما قدردانی نشده و مرتباً یا نادیده گرفته شوید یا مورد سوء استفاده قرار گیرید.

اگر شما مدام مجبورید با افراد خودخواهی برخورد داشته باشید که انگیزه اصلی شان در زندگی پایین نگه داشتن شماست چون از شما تنفر دارند، پیشرفت در چنین محیطی بسیار سخت خواهد بود.

در چنین موقعیتی شما مجبور نیستید به طور کامل دست از کارتان بکشید بلکه تنها ترک کردن موقعیت آزاردهنده ای که در حال حاضر ناراحت تان می کند کافی است. این کار ساده ای نیست مخصوصاً اگر آنجا منبع درآمد شماست. با این حال، اگر می خواهید پتانسیل واقعی خود را دریابید، مجبورید این تغییر را بپذیرید.

“در انتهای روز، یا می توانید بر آنچه شما را از هم می درد تمرکز کنید یا بر آنچه مانع فروپاشی شما می شود.”

  1. زمانی که اوضاع تغییر کرده و فرصت های بهتری وجود دارد

اگر شما در حال رانندگی هستید، آیا فقط باید به جاده پیش رو نگاه کنید یا باید به اتوموبیل هایی که از عقب یا کناره ها هم می آیند توجه داشته باشید؟ اگر حواس شما فقط بر جاده متمرکز باشد،  شما تصادف خواهید کرد و کاری برای ممانعت از آن نمی توانید انجام دهید.

تمرکز گاهی ممکن است حواس شما را از تشخیص فرصت های بهتر یا تهدیدهایی که بر سر راهتان سبز می شود پرت کند.

اگر شما در کار تولید پیجر هستید، با پیدایش تلفن های هوشمند در کار خود دچار رکود خواهید شد حتی اگر خیلی سخت تلاش کنید.

نتیجه

مقاومت همیشه یک خصوصیت نیرومند نیست که نتایج دلخواه به بار آورد. مقاومت باید همراه با آگاهی و دانش باشد. برخلاف باور عموم، کسانی که تسلیم می شوند میتوانند برنده شوند، خصوصاً زمانی که این کار برای حرکت به سوی مسیری جدید و پربارتر است.

7 قانون برای آنکه یک رویای غیرمعمول را زندگی کنیم

به نتیجه رساندن هدف تان هیچ وقت به اندازه حالا اهمیت نداشته است. شما در سفری هستید که هدف از آن شناخت خودتان و آن چیز منحصر به فردی است که به جهان می توانید هدیه دهید.

شما دوست من کسی هستید که یک رویای غیرمعمول در سر دارید.

کسانی که چنین رویایی در سر دارند به شکل منحصر به فردی از نظر ذهنی آماده اند و باور دارند که اینجا هستند تا وارد بازی بزرگتری با قوانینی متفاوت شوند. اما عدم پیروی از قوانین منکر این واقعیت نیست که هنوز هم قوانینی در رابطه با اینکه رویاهای ما تا کجا گسترده می شوند و چه موقع به واقعیت تبدیل می شوند وجود دارد، مخصوصاً آن رویاهایی که غیرمعمول هستند.

 

Dreamer

در اینجا 7 قانون وجود دارد تا رویایی غیرمعمول را زندگی کنیم:

  1. قانون ترغیب یا متقاعد سازی

به عنوان یک راهنما و رهبر این وظیفه شماست که آنچه را در ذهن دارید مرتباً در قلب کسانی بگذارید که شما را دنبال می کنند. چالش بیشتر رهبران این است که همیشه از طرحی روشن برای جهت دهی به دیگران برخوردار نیستند. این عدم برخورداری از طرحی مشخص برای یک رهبر بسیار زیان آور است زیرا سبب سردرگمی دیگران شده و باعث می شود که آنها دست به هیچ اقدامی نزنند. یک طرح قوی مسائل پیچیده را آسان ساخته و به رهبران یک نقشه کلی برای ترغیب دیگران می دهد.

همینکه یک راهنما بداند دنباله روهای خود را به کجا می برد، قدم بعدی این است که بداند چه چیز او را از سایر رهبران متمایز می کند. چرا؟ ساده است. اگر شما از تفاوت خود اطلاع نداشته باشید، هیچ کس شما را به خاطر تفاوت تان دنبال نخواهد کرد. تمام رویاها، خصوصاً غیرمعمول ترین آن ها، نیازمند حمایت عاطفی، فیزیکی، و مالی مجموعه ای از افراد هستند. یکی از سخت ترین درس هایی که من به عنوان یک کارآفرین نوپا آموختم این بود که بسیاری از کسانی که من قصد هدایتشان را داشتم به اندازه من به رویایم اهمیت نمی دادند.من متوجه شدم که این وظیفه من بود که به شکل فریبنده ای بی رحم باشم و طوری به ترغیب دیگران بپردازم که آن ها حتی بیشتر از من برای رویایم ارزش قائل شوند. جان سی. مکسول در کتاب 21 قانون غیرقابل انکار رهبری می گوید که “کسی که خودش را رهبر بنامد و هیچ دنباله رویی نداشته باشد فقط در حال پیاده روی است.” آنچه او می گوید بدان معناست که آنقدر باید به دیگران ارزش بدهید که آن ها راهی جز دنبال کردن شما نداشته باشند.

“تمام رویاهای ما می توانند به واقعیت تبدیل شوند، اگر ما شجاعت کافی برای دنبال کردن آن ها را داشته باشیم.” – والت دیزنی

  1. قانون تمرکز

رویا پردازان ترجیح می دهند به موضوعات در ابعاد مختلف فکر کنند که این کار تمرکز را چالش برانگیزترین وظیفه آن ها می سازد. نویسنده آمریکایی مارک تواین خوب گفت که “شما نمی توانید بر تمرکزتان تکیه کنید زمانی که تخیل تان خارج از کنترل است.” افکار و ایده های شما باید در چیزی محکم ریشه داشته باشند – در هدفی بزرگتر. شما باید در صرف زمان و انرژی بر روی چیزها و افرادی که شما را هر روزه ترغیب کرده و الهام می بخشند مهارت پیدا کنید.

یک رویای غیرمعمول نیازمند تمرکزی قابل توجه است. تمام رهبران باید سیستمی طراحی کنند که بتواند زمانی که تمرکزشان برهم خورده آن ها را به جایی که باید باشند بازگرداند. دلیل شکست رهبرانی که رویایی غیر معمول داشته اند این است که آن ها اجازه داده اند شرایطی موقتی تمرکزشان را بر هم بزند.

 

  1. قانون احترام

این قانون بسیار ساده است. شما تنها چیزی را جذب می کنید که به آن احترام بگذارید؛ شما تنها به چیزی احترام می گذارید که در آن ارزشی مشاهده کنید. سیستم ارزشی شما خیلی شبیه به غده های چشایی شماست، آن ها در طول زمان تغییر می کنند. بخشی از زندگی کردن یک رویای غیر معمول در گرو گرفتن بسیاری از تصمیمات است. هر تصمیمی که شما بگیرید یکی از این دو کار را با رویای شما انجام می دهد، یا آن را کوچک می کند یا به آن وسعت می بخشد.

در طول زمان، شما یاد می گیرید برای کسانی که به رویای شما وسعت می بخشند، جاهایی که نگرش شما را پربارتر می سازند، و چیزهایی که سبب می شوند شما بزرگتر فکر کنید ارزش بیشتری قائل شوید. دقت کنید که زمانی که چندان موفقیت کسب نکرده اید به چه کسی احترام می گذارید و زمانی که در در اوج هستید به چه کسی بی احترامی می کنید.

  1. قانون بدبیاری

اگر رویای شما ارزشمند است پس به احتمال زیاد ارزش شکست را هم دارد. در مسیر دست یابی به رویایتان بی تردید چالش هایی به وجود می آید، اما این فقط سبب می شود شما در اوج بازی تان باقی بمانید. رویا پردازان بدبیاری را از صمیم قلب می پذیرند زیرا این نتیجه پیروی کردن از آرزوی قلبی شان است و آن ها می دانند که در زندگی هیچ چیز اتفاقی نیست.

بدبیاری را به عنوان بخشی از دستور العمل دست یابی به رویای غیرمعمول خود به حساب آورید و این کار سبب پیشروی بیشتر شما به سوی موفقیت خواهد شد. بدون آزمایش و امتحان شما نمی دانید چطور باید برای افراد، مکان ها، و تجاربی که رویایتان به زندگی تان می آورد ارزش قائل شوید.قانون بدبیاری بنا بر انتخاب شما می تواند ساده و یا بسیار جانفرسا باشد.

“رویاهایتان را محکم نگه دارید، چون اگر رویاها بمیرند، زندگی همچون پرنده شکسته بالی است که توانایی پرواز ندارد.” – لنگستن هیوز

  1. قانون مشاوره

یک مشاور یا مربی یکی از ارزشمندترین منابعی است که شما می توانید از آن بهره ببرید. چرا؟ اطلاعات در دست مشاوران است. بخش عمده ای از چالش هایی که هر روزه با آن روبه رو هستیم تنها نتیجه عدم برخورداری از اطلاعات کافی است. برای مثال پول را در نظر بگیرید. چه کسی دلش نمی خواهد پول بیشتری دربیاورد؟ البته که دلتان می خواهد! پس شما تمام تلاش تان را می کنید که در بهترین دانشگاه ممکن درس بخوانید و نهایتاً کاری پیدا کنید که درآمد آن برای شما کافی نیست پس مجبور می شوید دو یا سه کار جانبی هم پیدا کرده و خودتان را تا مرز جان کندن غرق کنید. این داستان برایتان آشنا نیست؟

داستانی که شما در این مرحله برای خودتان می سازید این است که “مشکل مالی” دارید. اشتباه است! اما هیچ مسئله ای به عنوان مشکل مالی وجود ندارد و تنها چیزی که وجود دارد مشکل خرد و دانش است. مشاوره تمام چیزی است که شما کم دارید. نکته کلیدی پیدا کردن مشاورانی است که در زمینه هایی که شما می خواهید در آن ها بهتر شوید فعالیت دارند.

  1. قانون پرسش

هرگز چیزی به اسم سؤال احمقانه وجود ندارد. می دانم که این را قبلاً شنیده اید! سؤال نپرسیدن نشانه حماقت شماست. پرسیدن تنها برای رسید به جواب خوب نیست، بلکه به شما اجازه می دهد به منابع دسترسی داشته، مشکلات را حل کنید، به توافق برسید، تواضع نشان دهید، سردرگمی را برطرف ساخته و دانش کسب کنید. برای تبدیل ساختن یک رویای غیرمعمول به واقعیت شما باید در پرسش سؤالات غیرمعمول مهارت پیدا کنید – البته سؤالاتی که عقلانی باشند.

  1. قانون روابط

چه می شد اگر من به شما قول می دادم که شما تنها یک رابطه با داشتن آنچه در زندگی می خواستید فاصله دارید؟ خب درست است. روابط همه چیز هستند، اما تمام روابط یکسان نیستند. انسان ها ذاتاً برای برقراری رابطه و ارتباط با یکدیگر ساخته شده اند؛ چالش مهم برقراری ارتباط با افراد صحیح است، افرادی که برای شما اهمیت دارند. رویاهای غیرمعمول خیلی شبیه به بچه های کوچک اند، به این معنا که محیطی که در آن رشد می کنند بسیار در پیشرفت یا عدم پیشرفت آن ها مؤثر است.

دلیل اساسی برای به واقعیت نپیوستن رویاهای غیرمعمول ما این است که ما زمان زیادی را با کسانی که به رویایمان مربوط نیستند می گذرانیم. آنچه اهمیت دارد این است که بدانید گاهی اوقات شما آن افراد را پیدا نمی کنید بلکه آن ها شما را می یابند.

9 کلید استقلال مالی از دیدگاه رابرت کیوساکی

9 کلید استقلال مالی از دیدگاه رابرت کیوساکی

استقلال مالی یکی از آرزوهای هر فردی در زندگیش است. در مواقع بحرانی از دست دادن کل سرمایه و درامد برای هر شخصی دردناک و غیر قابل تصور است. در نتیجه کسب تحصیلات در مسائل مالی و حسابداری و نیز نحوه ثروت اندوزی موضوعی مهم و اساسی است.

روبرت کیوساکی، کارآفرین و سرمایه گذار، یکی از محبوب ترین نویسنده ها و مفسر اقتصادی در حال حاضر است. کتابش به نام پدر پولدار پدر بی پول به عنوان یکی از بهترین کتابهای مالی بوده و او در آن کتاب نحوه رسیدن به استقلال مالی را با ذکر جزئیات کامل شرح می دهد.

1 . مسئولیت کامل کارهایتان را بپذیرید.

هر انتخابی که می کنید نتایج منطقی خودش را دارد، برخی از این انتخابها منجر به سوخت سرمایه شما برای همیشه می شود. از این رو شما باید با پذیرش مسئولیت سرمایه گذاری تان نسبت تامین امنیت مالی تان اقدام کنید. این را هم باید بدانید که انتخاب هرگونه تصمیم در امروز، تاثیر مستقیمی بر زندگی آینده تان خواهد داشت. بنابراین شما بایستی هرگونه تصمیمات، خریدها و هزینه کردها حول اهداف بلند مدت مالی تان را به نحو احسن بررسی و برآورد کنید.

2 . مراقب مخارج خود باشید.

ما در جامعه ای مصرف-محور زندگی می کنیم که ما را پیوسته وادار به خرج کردن می کند. عادت خرج کردن شما یکی از اصلی ترین دلایلی ست که چرا شما نمی توانید با راحتی آینده مالی تان را تامین کنید. همه مخارج تان را بررسی کنید و قبل از هر خریدی دو بار در مورد آن فکر کنید. انجام این کار در ابتدا کمی مشکل به نظر می رسد، خصوصاً اگر آدم ولخرجی باشید، اما زمانیکه مدیریت مخارج تان را یاد گرفتید، بدست آوردن استقلال مالی آسان و خوشایند است.

3 . تعیین بودجه مشخص برای مخارج الزامی است.

تعیین بودجه مشخصی برای مخارج و زندگی کردن با همه محدودیتهایی که برایتان ایجاد می کند یکی از الزامات رسیدن به اسقلال مالی در زندگی است. تعیین بودجه شما را ملزم به مدیریت درآمد و کنترل هزینه کردها کرده و حس مسئولیت پذیری در شما ایجاد می کند. اگر می خواهید امنیت مالی داشته باشید، تعیین بودجه ابزار لازم برای رسیدن به آن را در اختیار شما می گذارد.

4 . اول به خودتان بپردازید.

بدهی یکی از دلایل عمده عدم امنیت مالی در زندگی بیشتر مردم است. بدهی شما را از داخل تهی کرده و شما را از رسیدن به رویاها، آرزوها و اهداف تان باز می دارد. بدهی باعث محرومیت شما از شادی های آینده می شود. نداشتن بدهی باید یکی از اساسی ترین اهداف شما در زندگی بوده و شما باید تمام سعی تان را در این امر داشته باشید.

اگر خواستار استقلال مالی هستید زندگی بدون بدهی باید یکی از مهمترین اصول تان باشد.

5 . صندوق پس انداز اضطراری داشته باشید.

صندوق پس انداز بالشی پر از پول نقد است که حداقل به مدت سه ماه هزینه هایتان را پوشش می دهد. همچنین می توانید برای پوشش هزینه های پیش بینی نشده مثل تعمیرات، هزینه های درمانی و سایر هزینه های اضطراری از آن استفاده کنید. داشتن پس انداز اضطراری لازم است چون به شما این اطمینان را میدهد که در صورت وقوع چنین موقعیت هایی راه فرار دارید و در بدهی نمی افتید. اطمینان از اینکه هزینه های زندگی تان در آینده تحت پوشش قرار می گیرد به شما آرامش ذهنی می دهد.

یکی از بهترین راه های داشتن بالشی از پول نقد ایجاد حساب بانکی مجزا و شروع به پس انداز در آن است.

6. آموختن را متوقف نکنید.

آموختن مسائل امور مالی یا حسابداری بایستی بالاترین اولویت شما باشد.

امروزه منابع بیشماری برای تقویت دانش مالی تان و نحوه کارکرد آن وجود دارد. مسئولیت کامل امور مالی تان را با شرکت در کلاسها و آموختن حسابداری بپذیرید. بجای پرداختن به همه موضوعات در یک جلسه، شما می توانید در هر بار یک موضوع را بیاموزید. مثلاً شما می توانید در صورت علاقه مندی درباره مدیریت بودجه در خانه بیاموزید. بعلاوه موضوعات مالی متعدد دیگری نیز وجود دارد که می توانید به ترتیب آنها را یاد بگیرید و بدین وسیله سواد مالی تان را افزایش دهید.

7 . اهداف روشن و دقیق مالی داشته باشید.

اگر اهداف مالی تعریف شده و روشن نداشته باشید، بسیار مشکل است که در جهت تامین استقلال مالی تان گام بردارید. اگر خواهان ایجاد کسب و کار بزرگی هستید، با تاسیس شرکت شخصی خودتان در این راه کارتان را آغاز کنید. و اگر خواستار سرمایه گذاری هستید، بیاموزید که فرصتهای مناسب را به محض دسترسی بدان بقاپید. تنها زمانیکه اهداف روشنی در ذهنتان دارید قادر به تشخیص توانایی هایتان خواهید بود.

داشتن اهداف و تلاش در جهت رسیدن به آنها به شما انگیزه می بخشد که در زندگی رویایی که هم اکنون در ذهنتان دارید زندگی کنید.

8 . بازاریابی شبکه ای

هزینه پایین تاسیس یک شرکت بازار یابی شبکه ای یکی از مزیت های ست که ما داریم. آغاز یک کسب و کار بزرگ بدون داشتن زمان و سرمایه اولیه بالا بسیار سخت است.

شرکت بازاریابی شبکه ای این زمان را در اختیار شما می گذارد که مهارتهای تجاری را بیاموزید و از یک کارمند دون پایه به یک بازرگان با درامد بالا ارتقا یابید. از این رو بازاریابی شبکه ای یکی از کامل ترین روشها برای تامین استقلال مالی است. بازاریابی شبکه ای سیستم درامدی مداومی برای شما ایجاد می کند که شما حتی در خواب و سفر هم پول در می آورید.

9. ساده زیست باشید.

با گذشت زمان زندگی پیچیده تر می شود. دویدن بدنبال پول و اهداف مالی باعث واماندن شما از چیزهایی می شود که در زندگی بسیار مهم هستند. در نتیجه شما شروع به از دست دادن انگیزه تان می کنید و گرفتار تاریکی می شوید. از این رو بسیار اساسی و مهم است که زندگی تان را با پاکسازی ذهن از درهم و برهمی و آشفتگی ساده و آسان کنید.

در همین زمینه، کتابهای صوتی  زیررا توصیه میکنیم بشنوید:

کتاب صوتی هوش اقتصادی 

کتاب صوتی چه کسی پول مرا برداشت ؟ 

با گوش دادن به این کتاب های صوتی یاد خواهید گرفت چه اقداماتی برای سرعت بخشیدن و به حداکثر رساندن سرمایه گذاری برای رسیدن به استقلال مالی انجام دهيد.

 

 

۶ فعالیت روزانه برای پیشروی بسوی اهدافتان

3

 پیشروی بسوی اهداف همواره چالش‌برانگیز است. همه‌مان بدنبال سلامتی بهتر، حرفه بهتر و شغل بهتر هستیم تا تاثیر خوشایندی بر اطرافیان خود داشته باشیم. در عین حال برای دستیابی به اهداف‌ و استفاده مفید از وقتمان نیاز به داشتن تعهد قلبی، پیگیری مداوم و کار سخت داریم. با تمرینهای مشخصی که روزانه انجام می‌دهیم، بهترین نمود را از خودمان خواهیم داشت. در اینجا مواردی را بیان می‌کنیم که با انجام آن بصورت روزانه، اطمینان حاصل می‌کنید که به اهدافتان خواهید رسید.

۱ . استفاده از مشارکت دیگران

پر واضح است که باید برای کارهایی که بدانها تعهد دارید پاسخگو و مسئولیت‌پذیر باشید. همه اطرافیان خود را درگیر کنید، با آنها صحبت کنید و توضیح دهید که چگونه می‌توانند شما را در رسیدن به اهدافتان یاری دهند. در این حالت، احساس می‌کنید که در برابرشان به همان اندازه خودتان مسئولیت دارید و باید پاسخگو باشید. با تشکیل گروه و مشارکت دادن دیگران، انگیزه بیشتری برای نیل به اهدافتان پیدا می‌کنید. برای مثال اگر می‌خواهید بیشتر مطالعه کنید، سعی کنید در یک کلوب عضو شوید، اگر می‌خواهید کارآفرین بهتری باشید، به یک انجمن کارآفرینی بپیوندید.

۲ . پاداش زحماتتان را در ذهن تصویرسازی کنید

رسیدن به یک هدف می‌تواند چالش‌برانگیز و گاهی اوقات نیز خسته‌کننده باشد. وقتیکه گرفتار سختیها و مشکلات مسیر می‌شوید، سعی کنید هر روز موفقیتهایتان را در ذهن تصویرسازی کنید.پس از برخواستن از خواب تصور کنید چه نتایج گرانبهایی هنگام دستیابی به اهدافتان نصیب شما می‌شود. برای مثال اگر هدفتان کاهش و رسیدن به وزن ایده‌ال است، خودتان را تصور کنید که در همین لحظه به وزن مورد نظرتان رسیدید و از مزایای آن بهره مند هستید. ذهن شما بطور اتوماتیک دستورهایی به بدن و مغز شما صادر می‌کند تا به هدفتان چسبیده و به آن برسید.

۳ . اهدافتان را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید

سعی کنید اهدافتان را به تکه‌های کوچکتر تقسیم کنید. هر چه این تکه‌ها کوچکتر باشد، بیشتر تمایل و آمادگی برای رسیدن به آنها دارید. اهداف بزرگ زمان بیشتری برای رسیدن نیاز دارند و برای اینکه این زمان طولانی برای رسیدن و برخورداری از مزایای هدفتان شما را سرخورده نکند باید هدفتان را به تکه های کوچک تقسیم کنید و در هر مرحله وقتی به آن هدف کوچک رسیدید از خودتان قدردانی کنید و از مزیت آن استفاده کنید.

۴ . به خودتان پاداش دهید

همچنانکه در مسیر دستیابی به اهدافتان پیشرفت می‌کنید و گام به گام نزدیکتر می‌شوید، سعی کنید برای حمایت از زحماتتان به خودتان پاداش دهید. با این کار از خودتان و کارهای سختی که در هر روز انجام می‌دهید قدردانی می‌کنید. وقتیکه به خودتان پاداش می‌دهید، این ذهنیت در شما تقویت می‌شود که از پاداش بزرگی در آینده برخوردار خواهید شد. در ضمن خودتان را به گرفتن پاداش تشویق می‌کنید و این موضوع باعث تقلای بیشتر و انگیزه‌بخشی به خودتان می‌شود.

۵ . پیشرفتتان را اندازه بگیرید

وقتیکه از فعالیتهایتان در جهت رسیدن به اهداف، نتایج لحظه‌ای نمی‌گیرید، به سرعت و به سادگی ناامید می‌شوید. تغییرات مورد نیاز برای پیشروی به سوی هدف، معمولاً کند و آهسته است و پاداشهای مورد انتظار همیشه در همان لحظه دستگیرتان نمی‌شود. با این حال، پیشرفتتان حتی در مقیاس کوچک هم قابل اندازه‌گیری است بنابراین وقت بگذارید و نگاهی به جایی که از آنجا شروع کرده‌اید داشته باشید. نباید بخاطر اینکه پیشرفتتان در آن لحظه قابل توجه نیست افسرده و سرخورده شوید، چون وقتیکه پیشرفتتان را بصورت نمودار و تحلیل روی کاغذ بیاورید، هر چقدر هم ناچیز باشد، از تفاوتی که در مقایسه با ابتدای کارتان خواهد داشت احساس قدردانی و سربلندی خواهید کرد.

۶ . همه احتمالات را در نظر داشته باشید

تحقیقات نشان داده است بادر نظر گرفتن همه احتمالات ممکن در به انجام رساندن یک هدف یا یک وظیفه، شانس‌تان برای دستیابی به آن هدف و حذف همه موانع موجود در مسیرتان و یا مواجهه با چالشهای پیش‌رو افزایش خواهد یافت. به قدرت خودتان ایمان داشته باشید. همه‌مان ظرفیت نامحدودی در ایجاد باور و ایمان بخود داریم. با ایمان بخود شاهد افزایش پشتکار، اراده و اشتیاق به در آغوش گرفتن اهدافمان خواهیم بود. این را درک کنید که چیزی که برای پیشروی به سوی هدفمان نیاز داریم این است که چگونه به این موضوع فکر می‌کنیم.

اگر شما علاقه مند هستید تا فعالیت های روزانه خود را به روش مؤثرتری انجام دهید، این چهار نکته  را به خاطرسپرده و به آن ها عمل کنید. بدون شک این روش ها باعث افزایش سلامتی شما می­شوند.

 با گوش دادن به این کتاب صوتی ,چهارعادت صبحگاهی را یاد بگیرید و  زمان کاریتان را بهینه کنید

 

14 راهکار برای تعیین هدف در زندگی

14 راهکار برای تعیین هدف در زندگی

موفقیت، همان تعیین هدف است و مابقی تفسیر آن. این یکی از کشفیات بزرگ انسان در طول تاریخ است. زندگی شما فقط زمانی بهتر می‌شود که خواستۀ خودتان از زندگی را  مشخص کنید و برای دستیابی به این خواسته برنامه‌ریزی کنید و سپس تک تک روزها را روی این برنامه کار کنید.

ناپلئون هیل

دلیل اصلی شکست این است که مردم برنامه ناکارآمد را رها نمی‌کنند تا با برنامه جدید جایگزین شود.

مطمئنا پیدا کردن هدف زندگی چیزی است که می توانید به عنوان هدف غایی و نهایی تان روی آن کار کنید و به موفقیت های زیادی دست یابید.

اگر شما هم در زندگیتان به دنبال این هستید که هر روز موفق تر و ی هدفمند باشید برایان تریسی در کتاب صوتی جادوی جهت دار کردن زندگی

مراحل تعیین هدف

۱ . دقیقاً تصمیم بگیرید که از زندگی‌تان چه می‌خواهید.

با آرمان‌گرایی شروع کنید. فرض کنید هیچ محدودیتی در بودن، داشتن و یا انجام دادن ندارید. فرض کنید همۀ وقت و پول، دوستان و روابط، تحصیلات و تجربه، که لازم است را برای تعیین هدف در اختیار دارید. تصور کنید که چوب جادویی‌تان را در هوا می‌چرخانید و در هر چهار جنبه اصلی زندگی به زندگی ایده‌آل‌تان دست می‌یابید. اگر زندگیتان در هر کدام از این جنبه‌ها ایده‌آل و کامل باشد، چگونه بنظر می‌رسد؟

۱ . درآمد – چقدر درآمد می‌خواهید داشته باشید برای امسال، سال آینده و پنج سال آینده؟

۲. خانواده – چه نوع زندگی برای خود و خانواده خودتان می‌خواهید بسازید؟

۳ . سلامتی – اگر در سلامتی کامل باشید چگونه خواهد بود؟

۴ . دارایی خالص – در این دوره پنج‌ساله چقدر می‎‌خواهید پس‌انداز کنید؟

روشِ سه هدف – در کمتر از ۳۰ ثانیه سه تا از مهمترین هدفهای خود را بنویسید. همین الان. سریع بنویسید.

پاسخ شما در این روش هر چه که باشد تصویر دقیقی از خواسته‌های واقعی شما از زندگی می‌دهد.

۲ . بنویسید.

اهداف شما باید نوشته شود. این اهداف باید واضح، مشخص و قابل اندازه‌گیری باشد. اهدافتان را باید به ترتیبی بنویسید که انگار قرار است در کارخانه‌ای دوردست به تولید برسد. توضیحات شما برای همه مراحل، واضح و با ذکر جزئیات باشد.

فقط ۳٪ از مردم اهداف‌شان را نوشته‌اند و بقیه کار می‌کنند تا این ۳٪ به اهداف‌شان برسند.

۳ . مهلت تعیین کنید.

ضمیر ناخود‌آگاه شما، خواسته یا ناخواسته از این مهلت تعیین شده بعنوان اهرم فشاری به شما برای رسیدن به هدفتان طبق جدول زمان‌بندی استفاده می‌کند. اگر هدف شما به اندازه کافی بزرگ است، زمان‌بندی کنید. چنانچه قصدتان رسیدن به استقلال مالی است، شاید یک مهلت ۱۰ یا ۲۰ ساله در نظر بگیرید و سپس آنرا به دوره‌های یکساله تقسیم کنید که در این‌صورت می‌فهمید که در هر سال چقدر باید کنار گذاشته و سرمایه‌گذاری کنید.

اگر بنا به هر دلیلی در مهلت تعیین شده به هدفتان نرسیدید، براحتی این مهلت را تمدید کنید. اهداف غیر منطقی نیستند، شاید مهلت تعیین شده غیر منطقی بوده باشد.

۴ . موانع را شناسایی کنید.

چرا تا کنون به هدفتان نرسیده‌اید؟

نظریه محدودیت – همیشه یک عامل محدودکننده که سرعت دستیابی به هدفتان را تحت تاثیر قرار می‌دهد وجود دارد. عامل محدودکننده شما چیست؟

قانون ۸۰/۲۰ عامل این محدودیتها را مشخص می‌کند. ۸۰٪ از عواملی که جلوی دستیابی شما به هدفتان را می‌گیرد در درون خودتان است. و این عوامل فقدان مهارت، کیفیت یا کمیت دانش و اطلاعات است. فقط ۲۰٪ از عوامل عدم دستیابی به هدف از بیرون نشأت می‌گیرد. همیشه از خودتان شروع کنید.

۵ . دانش، اطلاعات و مهارتهای لازم برای دستیابی به هدفتان را کسب کنید.

خصوصاً مهارتهای لازم برای قرار گرفتن در صدر ۱۰٪ از هم‌رشته‌ای‌های خود را شناسایی و کسب کنید.

کشف بزرگ: ضعیف‌ترین مهارت اصلی شما تعیین‌کننده سقف درآمد و موفقیت شماست. باید آن را پیدا کنید و با بهبود آن مهارت، موقعیت‌تان را بالاتر ببرید.

سوال کلیدی: “بهبود و افزایش کدام مهارت، بیشترین تاثیر مثبت را در زندگی شما خواهد داشت؟

یک مهارت نام ببرید که با بهبود مداوم و رسیدن به درجه عالی، شما را در دستیابی به مهمترین هدفتان کمک می‌کند. هر چه که هست، روی یک کاغذ بنویسید، برنامه‌ریزی کنید و هر روز روی آن کار کنید.

۶ . کسانی که کمک و همکاری‌شان برای دستیابی به هدفتان لازم است را شناسایی کنید.

فهرستی از کسانی که باید با آنها یا در کنار آنها کار کنید تا به هدفتان برسید تهیه کنید. ابتدا از اعضای خانواده که همکاری و پشتیبانی آنها را لازم دارید شروع کنید. در این فهرست رئیس، همکاران و زیردستان را لحاظ کنید. خصوصاً، مشتریانی که برای فروش کالا یا خدمات‌تان به آنها نیاز دارید و پول لازم را از آنها بدست می‌آورید.

به محض آنکه افراد اصلی که کمکشان را لازم دارید شناسایی کردید، این سوال را از خودتان بپرسید، “من برای آنها چه چیزی دارم؟” باید چیزی بدهید تا چیزی بدست بیاورید.

برای دستیابی به اهداف بزرگ الزاماً به کمک و حمایت اشخاص زیادی نیازمندید. یک شخص درست در یک زمان درست و مکان درست می‌تواند زندگی شما را از این رو به آن رو کند. مردان موفق شبکه گسترده‌ای از مردان دیگر را ایجاد کردند که از آنها کمک می‌گیرند و بالعکس.

۷ . تمام کارهای لازم برای دستیابی به هدف را در یک لیست یادداشت کنید.

با شناسایی ۱. موانع موجود در مسیر هدفتان ۲. دانش و مهارت لازم ۳. افراد یا کارشناسان خبره، و جمع‌بندی همه اینها با حوصله تمام، لیستی از تمام گامهای لازم برای دستیابی به هدف را مشخص و یادداشت کنید. هرگاه مورد جدیدی به خاطرتان رسید آن را به انتهای لیست اضافه کنید.

وقتیکه این مراحل را برای هرکدام از اهدافتان انجام دادید، درخواهید یافت که هدفتان بیشتر از همیشه به شما نزدیکتر است. “یک سفر هزار مایلی با یک گام شروع می‌شود.” شما بزرگترین دیوار روی کره زمین را می‌توانید با گذاشتن آجر به آجر روی هم بسازید.

۸ . برنامه‌ریزی کنید. این کار را با تعیین گامهای لازم به ترتیب و با اولویت انجام دهید.

ترتیب – برای انجام دادن یک کار مشخص چه کاری از قبل باید بکنید ؟

اولویت – چه کاری بیشتر و چه کاری کمتر اهمیت دارد؟

قانون ۸۰/۲۰ می‌گوید که ۸۰٪ نتایج از ۲۰٪ فعالیتها بدست می‌آید. این قانون می‌گوید ۲۰٪ از زمانی که در ابتدای کار برای برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی اهدافتان صرف می‌کنید با ارزش‌تر از ۸۰٪ از وقت و تلاشی‌ست که لازمۀ دستیابی به موفقیت است. برنامه‌ریزی خیلی خیلی مهم است.

۹ . طرح داشته باشید. طرحتان را به تعداد گامهای مشخصی از نقطه شروع تا دستیابی کامل به هدف، مرحله‌بندی کنید.

وقتی که از قبل هدف و برنامه داشته باشید، احتمال دستیابی به اهدافتان را ۱۰ برابر می‌کنید یعنی ۱۰۰۰٪ !

• برای هر روز، هفته و ماه از پیش برنامه داشته باشید.

• برنامه هر ماه را در ابتدای ماه مشخص کنید.

• برنامه هر هفته را در آخر هفته قبل مشخص کنید.

• برنامه هر روز را در شب قبل مشخص کنید.

هر چقدر بادقت‌تر و با جزئیات بیشتری فعالیتهای‌تان را برنامه‌ریزی کنید، در زمان کمتری به نتایج بهتری دست پیدا می‌کنید. قانونی هست که می‌گوید هر دقیقه‌ای که برای برنامه‌ریزی صرف می‌کنید، ۱۰ دقیقه در اجرای برنامه صرفه‌جویی می‌شود. یعنی شما از قبل ۱۰۰۰٪ سودِ زمانی در سرمایه‌گذاری وقت‌تان برای برنامه‌ریزی روزانه، هفتگی و ماهانه دارید.

۱۰ . مهمترین کاری که در هر روز باید انجام بدهید را انتخاب کنید.

با توجه به قانون ۸۰/۲۰ وظایف خود را اولویت‌بندی کنید.

این سوال را از خودتان بپرسید، “اگر فقط یک کار از فهرست کارهای روزانه را می‌توانستم انجام بدهم، کدام کار از همه مهمتر بود؟” پاسخ شما هر چه هست جلوی آن شماره ۱ را بنویسید.

سپس از خودتان بپرسید، “اگر فقط یک کار دیگر هم می‌توانستم انجام بدهم، کدام کار را با استفاده بهینه از وقتم می‌توانم انجام دهم؟” سپس جلوی آن شماره ۲ را بنویسید.

همین کار را تکرار کنید تا ترتیب و اولویت کارها مشخص شود.

سوال دیگری هم هست که می‌توانید از خودتان بپرسید، “اگر عملی را در طول روز می‌توانستم انجام بدهم و آن عمل باعث ارزشمند شدن کار و هدفم می‌شد، آن عمل چیست؟

تمرکز کلید موفقیت است. تمرکز یعنی شما دقیقاً می‌دانید چه می‌خواهید بکنید و همه وجود خودتان را معطوف به کارهایی بکنید که شما را به سمت هدفتان هدایت می‌کند.

۱۱ . منظم باشید.

به محض اینکه مهمترین کارتان را مشخص کردید، تمرکزتان را فقط روی آن کار بگذارید تا ۱۰۰٪ به انجام برسد. توانایی شما در مشخص کردن مهمترین کار و سپس تمرکز روی آن بدون انحراف فکری و حواس‌پرتی، باعث دو یا سه برابر شدن کیفیت و کمیت نتایج و بهره‌وری می‌شود.

تمرکز روی یک کار، یکی از قویترین تکنیکهای مدیریت شناخته شده است. یعنی وقتی کاری را شروع کردید، از همه عوامل انحرافی اجتناب کنید تا آن کار را به پایان برسانید. وقتی که این عادت را در خود پرورش دهید، مثل دیگران به دفعات می‌توانید این کار را بکنید.

۱۲ . اهدافتان را در ذهن تصویرسازی کنید.

تصویرهای واضح، زنده، هیجان‌انگیز و احساسی از اهدافتان خلق کنید طوریکه انگار واقعی هستند.

هدفتان را دست یافته ببینید. تصور کنید در حال لذت بردن از هدفتان هستید. اگر هدفتان یک اتومبیل است، خود را در حال رانندگی با آن تصور کنید. اگر رفتن به مسافرت تفریحی است، هم اینک خودتان را در مسافرت ببینید. اگر خانۀ رویایی شماست، خود را در حال زندگی در آن ببینید.

در تصویرسازی ذهنی، هیجان ناشی از موفقیت و دستیابی به اهداف را احساس کنید. یک تصویر ذهنی بهمراه هیجان و شور و حرارت تاثیر شگرفی بر ذهن ناخودآگاه و ذهن هوشیار شما دارد.

تصویرسازی ذهنی شاید قدرتمندترین قوه ذهنی است که در دسترس شماست و به شما در دستیابی سریعتر و فراتر از تصور به هدفتان کمک می‌کند.

وقتی که از اهداف واضح و روشنی که همراه با تصویرسازی و هیجان است استفاده کنید، ذهن هوشیار خود را فعال می‌کنید. سپس این ذهن هوشیار هر مسئله‌ای که سر راه هدفتان قرار دارد را حل می‌کند. ذهن هوشیار شما قانون جذب را فعال می‌کند و شروع به جذب افراد، موقعیتها، ایده‌ها و امکاناتی می‌کند که شما را در دستیابی هر چه سریعتر به هدفتان کمک می‌کنند.

۱۳ . تمرینی برای تعیین هدف

کاغذی بردارید و در بالای آن کلمه “اهداف” را و سپس تاریخ آنروز را بنویسید. در زیر آن تعداد ۱۰ تا از اهدافی که دوست دارید تا یکسال آینده بدانها دست یابید را بنویسید.

هر کدام از این اهداف را با کلمه “من” شروع کنید. در ادامه، جمله خود را با فعلی همراه سازید که به صورت دستوری از ذهن هوشیار به ذهن ناخودآگاه عمل کند.

اهدافتان را با فعل زمان حال توضیح دهید، طوریکه انگار هم اکنون بدانها دست یافتید. برای مثال اگر هدف شما بدست آوردن حجم مشخصی از پول تا تاریخ مشخصی است، اینطور می‌گویید، “من در آخر سال این مبلغ پول دارم.

اگر هدف شما خریدن خودروی جدیدی است، می‌توانید اینطور بگویید، “من در تاریخ … سوار ماشین … هستم.

در نهایت، هنگام نوشتن اهداف‌تان، همیشه آنها را با جملات مثبت بنویسید. بجای گفتن، “من سیگار را ترک خواهم کرد،” میتوانید بگویید، “من یک غیر-سیگاری هستم.

همواره اهدافتان را طوری بیان کنید که انگار هم اکنون واقعی هستند، انگار در همین لحظه به آنها رسیدید. این کار باعث تغییر واقعیت خارجی در ذهن هوشیار و ذهن ناخودآگاه شما می‌شود بنابراین با دستوراتی که از ذهن شما صادر می‌شود تناقضی ندارد.

۱۴ . هدف اصلی و قطعی خود را مشخص کنید.

پس از اینکه لیستی از ۱۰ هدف‌تان را آماده کردید، این سوال را از خودتان بپرسید، “اگر من با چرخاندن چوب جادویی در هوا می‌توانستم به هر کدام از این اهداف در طی ۲۴ ساعت برسم، کدامیک از این اهداف بیشترین تاثیر مثبت را در زندگی من دارد؟”

پاسخ شما هر چه که هست دورش دایره‌ای بکشید و آنرا در بالای کاغذ دیگری بنویسید. سپس:

۱ . تمام جزئیات را بوضوح در ادامه بنویسید.

۲ . برای هدفتان مهلتی تعیین کنید و وقت اضافه‌ای هم در صورت نیاز ذکر کنید.

۳ . موانع احتمالی بر سر راه هدفتان که باید بر آنها پیروز شوید را مشخص کنید . سپس مهمترین مانع، هم درونی و هم بیرونی، را مشخص کنید.

۴ . دانش و مهارتی که لازم دارید تا به آن هدف برسید را مشخص کنید، سپس مهمترین مهارتی که باید در آن حرفه‌ای باشید را مشخص کنید.

۵ . کسانی که کمک و همکاریشان را لازم دارید مشخص کنید، و فکر کنید چه کاری از شما ساخته است که شایستگی کمکشان را داشته باشید.

۶ . لیستی از تمام کارهایی که برای نیل به هدفتان باید انجام بدهید را تهیه کنید.

۷ . لیست‌تان را به ترتیب و با اولویت، یعنی کدام را باید اول انجام دهید و کدام مهمتر است، سامان‌دهی کنید.

۸ . با سامان‌دهی لیست‌تان و تعیین گامهای لازم، برنامه‌ای بریزید و گام اول تا گام آخر را در آن مشخص کنید، و سپس هر روز روی برنامه کار کنید و آنرا اجرا کنید.

۹ . برنامه خود را به فعالیتهای کوچکتر تقسیم کنید و هر روز و هر هفته و هر ماه با برنامه از پیش تعیین شده گام بردارید.

۱۰ . اولویت‌بندی کنید و مهمترین آن را مشخص کرده و هر روز روی آن کار کنید تا با سرعت بیشتری به هدفتان برسید.

۱۱ . با نظم و ترتیبی که در خود ایجاد می‌کنید روی مهمترین کاری که امروز باید انجام دهید تمرکز کنید تا ۱۰۰٪ انجام شود. با تمرین یاد بگیرید که هر لحظه فقط یک کار را به پیش ببرید.

نتیجه گیری

از ابتدا تصمیم بگیرید که هر اتفاقی بیفتد مهم نیست و شما تسلیم نمی‌شوید. سماجت و ایستادگی در عمل ثابت می‌شود. هر بار که با سماجت بر شکستهای اجتناب‌ناپذیر که برای شما رخ می‌دهد، غلبه می‌کنید، قویتر و بهتر می‌شوید. شخصیت شما به مرور قویتر و تواناتر شده و عزت نفس و اعتماد بنفس شما افزوده می‌شود.

هدف شما این است که سرانجام “غیر قابل توقف” بشوید.

دقیقاً تصمیم بگیرید چه می‌خواهید، آنرا بنویسید، برنامه‌ریزی کنید، و تک تک روزها را روی آن کار کنید.اگر این مراحل را برای همه کارهایتان تکرار کنید بصورت عادت درمی‌آید، و کارهای بیشتری در هفته‌ها و ماههای آینده به انجام می‌رسانید کارهایی که چندین سال برای دیگران طول می‌کشد تا انجام دهند. همین امروز شروع کنید.

 

چه کارهایی انجام دهیم تا از شکست پیروزی بسازیم؟

چه کارهایی انجام دهیم تا از شکست پیروزی بسازیم؟

مهم‌ترین گام در کسب موفقیت، شکست خوردن است. اما شکست خوردن احساس بدی را به آدم منتقل می‌کند و باعث می‌شود آدم عصبانی شود یا مثل بچه ننه‌ها گریه کند. برای این‌که با شکست‌های‌تان دوست شوید حتماً باید بر آن‌ها غلبه کنید. در این مقاله یک سری استراتژی بهتان معرفی می‌کنیم که بعد از خرد کننده‌ترین شکست‌ها هم بتوانید کمر راست کنید.

اصلاً شکست چیست؟

شکست همان فقدان موفقیت است، اما تعریف دقیقش به شما بستگی دارد. شاید کوچک‌ترین چیزها هم شکست محسوب شود. شاید امروز سر کارتان یک قرارداد فروش عالی را بی خودی به باد داده‌اید یا گوشی موبایل‌‌تان را در یک تاکسی جا گذاشته‌اید، شاید یک یخچال دسته دوم از سمساری خریده‌اید که سر ماه موتورش سوخته و شاید خدای نکرده شکست‌های بدتری خورده‌اید. همه ما شکست می‌خوریم و همه هم از شکست خوردن متنفریم.

با این حال عموم مردم واژه شکست را برای چیزهای مهم‌تر استفاده می‌کنند. مثل وقت‌هایی که دل آدم از زندگی کردن سیر می‌شود و دوست دارد زمین دهن باز کند و هر چه هست و نیست را ببلعد. زمانی که آدم چند سال روی یک پروژه وقت گذاشته و حالا می‌بیند شکست خورده و باید از نو شروع کند. شاید اوضاع از این هم بدتر باشد و مثلاً کاری را راه انداخته‌اید و چندین نفر دیگر را هم درگیر کرده‌اید و حالا کار شکست خورده. جواب این‌همه آدم را چه‌طور می‌دهید؟ انگار تمام انرژی و انگیزه و اعتماد به نفس آدم از بین می‌رود.

قصه بطری و تشتک

خواه ناخواه، شکست احساس تلخ و مزخرفی را به آدم منتقل می‌کند و حسابی شما را درگیر خود می‌کند. ناراحت شدن در این شرایط طبیعی است و اگر دلتان خواست یک روز در اتاق‌تان را ببندید و گوشی را خاموش کنید هیچ ایرادی به شما وارد نیست. چیزی که مهم است این است که از این زمان برای جارو کردن احساسات منفی و سازماندهی دوباره افکارتان برای اتخاذ معقولانه‌ترین تصمیم ممکن استفاده کنید. نوشابه در بسته را که تکان بدهید تمام گازش جمع می‌شود پشت تشتک، شما که نمی‌خواهید دچار چنین وضعیتی بشوید؟ اگر بطری شوید و احساسات را در خودتان بریزید و تشتکش را هم محکم ببندید یکی از این دو اتفاق برای‌تان خواهد افتاد:

  • انفجار احساسات: نهایتاً بار روانی ناشی از شکست انقدر زیاد می‌شود که دیگر نمی‌توانید آن‌را تحمل کنید و در یک لحظه که ضعف بر شما چیره می‌شود اختیارتان را از دست می‌دهید و تمام آن‌چیزی که در درون خود نگه داشته بودید را مثل یک آتشفشان به بیرون می‌ریزید. این وضعیت نه به اوضاع روحی‌تان کمکی می‌کند نه به روابط‌ تان با دیگران. خودتان که تا چند وقت سردرگم هستید به کنار، اطرافیان‌تان هم از دیدن حال و روز شما پریشان حال می‌شوند و تا چند وقت حال همه را با این کارتان می‌گیرید.

  • منفی ‌بافی: اگر در بطری را شُل نکنید تا فشار منفی به صورت فیس فیس خارج شود، منفی بافی مثل مار به داخل ذهن شما می‌خزد و دور مغزتان چمبره می‌زند. یک بار مثل مرد با اشتباهاتی که کرده‌اید رو در رو شوید و هر چیز بدی هست را احساس کنید و خلاص. در غیر اینصورت اعصاب‌تان ذره ذره خرد می‌شود و هر روز پرچم شکست در مغزتان بالا می‌رود. اضطراب و تشویش مداوم به هیچ وجه باعث خوشحالی شما نخواهد شد و کارتان را از مشکل روحی به جسمانی هم می‌کشاند. حالا خر بیار و باقالی بار کن.

خب پس، چه کار کنیم تا نترکیم؟ راه‌هایی وجود دارند که بتوان به مدد آن‌ها بدترین احساسات را تجربه کرد و – مهم‌تر از آن – دانش و تجربه مفید همراه با آن را ضبط و ثبت کرد.

  • غصه بخورید: چه ایرادی دارد؟ بروید یک جایی بنشینید و به هر نوعی که دوست دارید خودتان را خالی کنید. انگار که یک تریلی ۱۸ چرخ از روی‌تان رد شده و حسابی دردتان گرفته. اگر بخواهید به روی خودتان نیاورید هیچ فایده‌‎ای ندارد. زمانی که نیاز دارید تا بازیابی روحی شوید را از خودتان دریغ نکنید. اجازه بدهید تا معجزه‌ی گذر زمان کار خودش را بکند. الان وقت عصبانی شدن و غصه خوردن است. چیزی را درون‌تان نگه ندارید. اگر چیز کوچکی است که یک ساعت کله در متکا فرو کردن بس است. برای چیزهای بزرگتر ۲۴ ساعت به خودتان مرخصی بدهید تا حال‌تان جا بیاید. صبح روز بعد که از لای پتو بیرون جستید باید غم‌های‌تان را چال کرده باشید. اگر نکردید یک روز دیگر هم به مرخصی‌تان اضافه کنید، با این حال اجازه ندهید این زمان از حالت منطقی خودش خارج شود. هر چقدر دلتان می‌خواهد گریه کنید و مشت به دیوار بکوبید تا خسته که شدید.

  • بریزید بیرون: درباره علت ناراحتی، با کسی که از دل‌تان خبر دارد، صحبت کنید. این را دیگر همه می‌دانند که اگر خودتان را با صحبت کردن خالی کنید، احساس بهتری پیدا می‌کنید. هر چه داخل سینه‌تان هست را بریزید بیرون تا سبک‌تر نفس بکشید. به احتمال زیاد کسی که هم‌صحبت شما شده سعی می‌کند تسکین‌‎تان بدهد، اما اگر هم فقط به شما خیره شد و لام تا کام حرفی نزد، باز هم خالی کردن این اطلاعات باعث سبک‌بال شدن‌تان می‌شود.

  • اجازه ندهید این شکست به قسمتی از هویت‌تان تبدیل شود: پنالتی فینال جام جهانی را به‌جای این‌که گل کنید به ساعت ورزشگاه کوبیده‌اید که کوبیده‌اید. این چیزها اتفاق می‌افتد. شما که از شکم مادرتان پنالتی نزن زاییده نشده‌اید! سوزان تاردانیکو از فوربس در این باره می‌گوید: فقط به خاطر این‌که یک راه موفقیت آمیز برای انجام دادن کاری پیدا نکرده‌اید دلیل نمی‌شود خودتان را مترادف شکست بدانید. ممکن است این جمله درست باشد که اعمال ما تعریف کننده‌ی شخصیت ماست اما شکست‌های‌مان نمایانگر شخصیت‌مان نیست. آخر سر شخصیت‌تان را آن کارهایی رقم می‌زنند که پس از شکست انجام می‌دهید تا دوباره به مسیر موفقیت برگردید.

شکست خوردن مثل زخم خوردن است. اول از همه باید بپذیرید که زخمی شده‌اید تا بتوانید مرهمی روی آن گذاشته و خونریزی‌اش را بند بیاورید. هر چه دیرتر این کار را بکنید زخم هم دیرتر بهبود می‌یابد. اگر هم زیادی تعلل کنید زخم‌تان عفونی شده و ( دور از جان) زمین‌گیرتان می‌کند.

به شکست سایرین نگاه کنید

حتی یک ثانیه هم به این فکر نکنید که شما تنها موجود روی کره خاکی هستید که شکست می‌خورد. بارها شده که به موفقیت‌های افراد دیگر نگاه کنیم و این‌طور تصور کنیم که آن‌ها همه چیز را با هم دارند، اما واقعیت این‌ است که آن‌ها هم مثل بقیه زندگی‌شان پر از شکست است. حالا یک‌ سری این هنر را دارند که این جور چیزها را مخفی کنند، اما آسمان همه جا یک رنگ است. قبل از این‌که کله خود را به دیوار بکوبید که چرا فلان تست را در کنکور اشتباه زدید به این فکر کنید که بقیه هم حتماً یک جاهایی اشتباه کرده‌اند. دنیای شکست‌ها و اشتباهات سر و ته ندارد.

خود شما چه کسی را در ذهن به عنوان یک آدم موفق در نظر دارید؟ زندگی‌اش را خوانده‌اید تا ببینید چه اشتباهاتی مرتکب شده و چه شکست‌هایی خورده است؟ بیوگرافی‌ها، بلاگ‌ها و خاطرات آشنایانش از او را خوانده‌اید؟ آدم‌های موفق و مشهور یک نقطه اشتراک بزرگ دارند. این جور افراد همانقدر درباره شکست حرف می‌زنند که درباره پیروزی و موفقیت حرف می‎زنند. دلیلش این است که اهمیت پذیرفتن شکست را می‌دانند. حتی بزرگترین انسان‌هایی که سراغ دارید هم در جاهایی از زندگی‌شان شکست‌های بدی خورده‌اند.

خانواده و رفقای‌تان هم همین‌طور. آن‌ها هم شکست می‌خورند. یاد اشتباهاتی که آن‌ها مرتکب شده‌اند بیفتید و به خاطر بیاورید که تنها نیستید. نه این‌که این چیزها را یادتان باشد تا به موقع بُل بگیرید و طرف را به خاطر اشتباهاتش ملامت کنید… به هیچ وجه. فقط یادتان باشد که آدمیزاد است و شکست. شما هم مثل بقیه یک آدم جایز الخطا هستید.

شکست خوردن را جور دیگری تعریف کنید

دیگر وقتش است تا بهتان بگوییم شکست چیز بدی که نیست هیچ، اصلاً چیز خوبی هم هست. چرا؟ چون شکست موقعیت خوبی برای یادگیری و رشد را در اختیار آدم قرار می‌دهد. چیزهایی که در حین کسب پیروزی‌های آسان کسی آن‌ها را بدست نمی‌آورد.

رابرت اسپدینگر از مجله‌ی اینترنتی Pick the Brain لیستی تهیه کرده که تعریف از شکست را تعدیل کند. خواندش جالب است:

  1. شکست جزء لاینفکی از مسیر رسیدن به پیروزی و شناخت خود است

  2. هر موقع که پای‌‎تان را از دایره راحتی‌تان بیرون می‌گذارید و هر موقع که سعی می‌کنید کار جدیدی انجام بدهید، شکست غیرقابل اجتناب است

  3. هر شکستی شما را به رسیدن به هدف‌تان نزدیک‌تر می‌کند

  4. شکست استاد بزرگی است زیرا با ارزش‌ترین درس‌های زندگی را به شما می‌آموزد

  5. هر شکست شما را به فردی قوی‌تر، بزرگتر و بهتر تبدیل می‌کند

  6. تا موقعی که از اشتباهات‌تان درس بگیرید تا دیگر تکرارشان نکنید، اشتباه کردن به هیچ وجه عار نیست.

  7. شکست راه‌های انجام نشدن یک کار را به شما نشان می‌دهد و به شما می‌گوید که راه‌های دیگری هم هست

  8. آدم‌های موفق هرگز موقع شکست دیگران به آن‌ها نمی‌خندند و درباره‌شان قضاوت نمی‌کنند، زیرا خودشان هم این دوره را پشت سر گذاشته‌اند و می‌دانند از شکست چه درس‌هایی می‌شود گرفت. آن‌هایی که می‌خندند احمق‌هایی بیش نیستند که خودشان را لو می‌دهند.

  9. مهم نیست که چقدر شکست خورده‌اید، تا موقعی که دست از تلاش برندارید بازنده نیستید.

  10. هر بار که شکست می‌خورید، ترس‌تان از شکست خوردن کمتر می‌شود و پوست‌تان کلفت‌‍تر. این امر به شما اجازه می‌دهد دفعه بعد روی چالش بزرگتری ریسک کنید.

هر اشتباهی، فرصتی است برای یادگیری و بعد از این‌که از شر احساسات منفی‌ خلاص شدید، حتماً بروید اشتباهات‌تان را مرور کنید تا دیدگاه جدیدتری بدست بیاورید. نگاه کنید ببینید کجا را اشتباه رفته‌اید اما از آن‌طرف نگاه کنید ببینید کجاهای کارتان هم درست بوده. در نهایت درمی‌یابید که دفعه بعد چه کار کنید تا کارتان بهتر پیش برود. شکست کاملاً هم سیاه نیست.

پروژه بعدی را شروع کنید تا ذهن‌تان مشغول شود

ذهن را که از تباهی‌ها پاک کردید خیلی سریع به یک کاری بچسبید تا مغزتان درگیر کار بشود. دیگر جای خالی برای منفی گرایی باقی نگذارید. زیاد فکر کردن به اشتباهات هم کار بدردبخوری نیست.

پروژه بعدی را راه بیندازید و حسابی رویش تمرکز کنید. میازاکی، پدرانیمه‌های ژاپن، را که از مقاله‌های قبلی یادتان هست؟ این فیلمساز شهیر ژاپنی توصیه می‌کند این کارتان تمام نشده، روبان پروژه بعدی‌تان را قیچی کنید تا یک کله در حال حرکت به جلو باشید.

هیچ چیزی مثل کار نمی‌تواند ذهن آدم را از فکر کردن به چیزهای بیهوده باز دارد. اگر هم از کار خسته شدید یک سرگرمی برای خودتان پیدا کنید. حتماً باید کاری وجود داشته باشد که از انجام دادنش لذت می‌برید و در آن تبحر خاصی دارید. پرداختن به این کارها باعث می‌شود پیشرفت کنید. کلید این ماجرا این است که بلد باشید چطور تمرکز خود را به کار بعدی انتقال دهید و یادتان باشد که با شکست خوردن دنیا به پایان نمی‌رسد. هنوز فرصت‌های زیادی هست.

در واقع بهترین قسمت باختن این است که شانس دیگری نصیب‌تان می‌شود. آنجل چرنوف از مجله اینترنتی Marc & Angel Hack Life اعتقاد دارد اشتباه کردن یک نوع تمرین کردن است:

هر هنرمند ماهری را که می‌بینید روزی آماتور بوده است. هر چقدر سریع‌تر خودتان را با تمرین کردن وفق بدهید و زودتر اشتباه کنید، زودتر هم مهارت‌ها و دانش لازم برای استاد شدن را یاد می‌گیرید. هیچ گونه ضمانتی نیست که به این شیوه کاری را یاد بگیرید، اما من صد در صد ضمانت می‌کنم که اگر کار نکنید هیچ چیزی یاد نخواهید گرفت. با این شیوه یا کاملاً موفق خواهید شد یا یک درس بدردبخور می‌گیرید که چوب دو سر طلاست.

۲۰۰ بار هم که شکست بخورید اشکالی ندارد، اما آن روزی واقعاً باخته‌اید که تسلیم شکست‌ها شوید.

 

چرا در زندگي تصميم گيری های اشتباه داريم؟

چرا در زندگي تصميم گيری های اشتباه داريم؟

هر چقدر هم بکوشیم لحظاتی در زندگی پیش می آید که چاره ای جز تصميم گيری و انتخاب نداریم ، در حالی که تصمیمات خوب به فرصت ها و منافع تازه منتهی می شوند، تصمیم های بد اغلب مشکلات جدی را در پی دارند. اگر نمی خواهید افسوس بخورید، باید با شرایط و عواملی که منجر به تصميم گيری های ضعیف می شوند، آشنا شوید تا بتوانید در آینده از آنها پیشگیری کنید.
«کاش این رو قبلا می دونستم.» جمله ای است که اغلب ما زمانی که می فهمیم تصمیم اشتباهی گرفته ایم به زبان می آوریم. اگر می دانستیم کدام عوامل منجر به تصميم گيری های بد می شوند، بهتر می توانستیم تصمیمات دقیق بگیریم و این امر کمک می کرد تا دور تصميم گيری های اشتباه را خط بکشیم و به نفع تصمیمات خوب رأی بدهیم.

آگاهی از اینکه دقیقا چه چیزی ما را وادار به تصميم گيری های اشتباه می کند، کمک می کند تا احساسات و افکارمان را در مسیر درستی هدایت کنیم. در ادامه فهرستی از عواملی که منجر به تصميم گيری های اشتباه می شوند، آورده شده است تا بتوانید با تمرکز کردن روی آنها از گرفتن تصمیم های اشتباه پیشگیری کنید.

فاصله گرفتن از دوراندیشی
بارها پیش آمده است که درباره یک تصمیم مشخص تنها بر روی زمان حال تمرکز کرده و متوجه بازتاب آن بر آینده خود نشده ایم. در حالت ایده آل باید چنین بینشی داشته باشیم و اندیشیدن درباره تغییرات قابل پیش بینی در آینده را تمرین کنیم تا به یک تصمیم درست برسیم؛ مثلا اگر وارد صنعت وسایل الکترونیکی شوید، باید بتوانید آینده بازار را پیش بینی کنید و قبل از رقبا سرمایه خود را به روز کنید. برای تصميم گيری، باید نگرش آینده نگر و رو به پیشرفت داشته باشید.

وابستگی به دیگران
ما اغلب سردرگم هستیم و برخی از تصميم گيری های مهم زندگی مان را به دست دیگران می سپاریم. مشکل این است که دیگری نمی تواند به اندازه خود شما درگیر این تصميم گيری شود یا شاید نتواند با اتخاذ تصمیم درست، حق را ادا کند؛ نباید به هیچ وجه از دیگران بخواهید جای شما تصمیم بگیرند؛ مثلا می خواهید تلفن همراه بخرید اما نمی توانید تصمیم بگیرید، از دوستان خود می خواهید گوشی را برای شما انتخاب کنند. نتیجه این می شود که چیزی را می خرید که با نیازهای شما منطبق نیست و برایتان کارآیی ندارد.

فرضیات غلط
فرضیه های غلط و غیرواقعی درباره یک شخص، یک موقعیت یا یک شیء شما را به تصميم گيری اشتباه وامی دارد. ما اغلب دیدگاه های خود را براساس سابقه تجربه هایی که داشته ایم، بنیان می نهیم.از آنجایی که افراد، موقعیت ها و … مدام در حال تغییرند، بهتر است درباره آنها همانطور که هستند، قضاوت کنیم و در موردشان گمانه زنی نکنیم؛ مثلا تصمیم می گیرد با همکارتان ارتباط نداشته باشید؛ چون گمان می کنید او بخیل است؛ در حالی که او تنها کسی بود که در انجام کارها به شما کمک می کرد.

تفکر کوتاه مدت
تفکر کوتاه مدت یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که افراد در فرآیند تصمیم گیری مرتکب آن می شوند. آنها نمی دانند تصمیمی که امروز می گیرند علاوه بر زمان حال بر آینده نیز تاثیر خواهد گذاشت. چیزی که امروز درست و کاربردی به نظر می رسد، شاید نهایتا تصمیم خوبی از آب درنیاید؛ مثلا ولخرجی کردن با پولی که به سختی آن را به دست آورده اید برای خرید از روی وسوسه، ممکن است پس اندازتان را کاهش دهد؛ برعکس اگر تصمیم بگیرید پولتان را پس انداز کنید، از مزایای طولانی مدت آن بهره مند خواهید شد.

تفکر احساساتی
بارها پیش آمده است که افراد به جای عقل خود به حرف دل شان گوش می کنند و تصمیم اشتباه می گیرند. اگر کسب و کاری دارید لازم است تصمیمات کاربردی بگیرید نه احساسی. قدرت دادن بیش از حد به تصمیمات مبتنی بر احساس به تدریج برای شما دردسرساز خواهد شد. همواره باید تاکیدتان بر تصمیمات کاربردی و مبتنی بر نتیجه باشد؛ مثلا به محض اینکه می فهمید به دلیل مشکلات زندگی شخصی، تمرکز کردن دشوار شده است، دست از کار می کشید. این کار نه تنها تاثیری منفی بر موقعیت مالی شما خواهد داشت، بلکه حالت روحی تان را هم بدتر می کند.
خطر عدم اطمینان
اگر لازم باشد یک تصمیم جدی بگیرید، ذهن شما مورد هجوم افکار و تردیدهای زیاد قرار خواهد گرفت. این سبب می شود تصمیم ایمن تری بگیرید که ممکن است منفعتی از آن برای شما حاصل نشود. بهتر است پیش از هرگونه تصميم گيری عجولانه، خطر کنید و تجزیه و تحلیل کنید. این به شما کمک می کند تا درک کنید تصمیمتان چگونه بر روی شما تاثیر می گذارد؛ مثلا می خواهید بر روی انبار کردن جنسی سرمایه گذاری کنید که در آینده رونق می گیرد و از این رو تصمیم می گیرد در بانک حساب پس انداز باز کنید.

گزینه های فراوان
وقتی مجبور باشید بین گزینه های بی شمار دست به انتخاب بزنید گیج می شوید و هدف گرفتن تنها یکی از آنها می تواند دشوار باشد. شاید سخت بتوانید هقضاوت کنید کدام گزینه کارساز است و کدام نیست. از این رو بهتر است گزینه ها را دور بریزید و تنها چند مورد محدود را برای تصمیم نهایی خود انتخاب کنید. این کار صرفه جویی در وقت شما خواهد بود و می توانتیتد به تصمیمی دقیق دست یابید؛ مثلا اگر بخواهید کفش بخرید اما پول کمی داشته باشیدممکن است سردرگم شوید؛ چرا که مجبورید کفشی را انتخاب کنید که به لباس تان بیاید، مد روز باشد، دوام داشته باشد و به پول تان هم بخورد.

* مسیر زندگی ما با تصمیمات موثری که برای آینده خود می گیریم مشخص می شود. اگر بخواهیم تصمیم موثر بگیریم، نباید درباره حقایق، اطلاعات نصفه و نیمه داشته باشیم. علل دیگری که می تواند به تصمیمات غلط منتهی شود شامل مشکلات پیش بینی نشده، عدم برقراری ارتباط، درس نگرفتن از گذشته و نداشتن منطق است.

حتما شگفت زده خواهید شد از اینکه بدانید تصمیمات شما چگونه تحت تاثیر هورمون ها، خالی بودن معده و حتی کمبود خواب قرار می گیرند. اکنون که عوامل منجر به تصميم گيری اشتباه را می دانید، معایب و مزایای آن را سبک و سنگین کنید و مطمئن شوید که قدم در راه تصمیم درست برداشته اید.

اگر به دنبال این هستید که در زمینه ی تصمیم گیری هر روز موفق تر باشد پیشنهاد می کنیم کتاب صوتی بله یا خیر را در این زمینه بشنویداین کتاب صوتی  با به کار گیری سیستم بله یا خیر  که در قالب یک داستان بیان شده است  که نکات کاربردی و مفیدی از این کتاب یاد خواهید گرفت  و  به شما کمک خواهد کردپس از این در لحظات حساس تصمیم های بهتر و آگاهانه تری بگیرید.

 

ترفندهایی برای فروش بیشتر

ترفندهایی برای فروش بیشتر

امروزه با گستردگی و پیشرفت روز افزون علم و فناوری و تکنولوژی و همچنین متغیر شدن سلیقه های مختلف استفاده از روش فروش سنتی شاید دیگر جوابگوی بازار نباشد. فروشنده با خلاقیت و افزایش مطالعه خود در زمینه فروش می تواند به بهبود وضع فروش خود کمک کند. اگر  راهکارهای فروش بیشتر را به صورت موثر یاد بگیرید  مسلماً در افزایش فروش محصولات خود موفق تر خواهید بود.

سوالی که مطرح است و ما می خواهیم پاسخ های آن را بررسی کنیم این سوال است: بهترین راهکارها برای بالا بردن میزان فروش، به هنگامی که مشتری ها از دست به جیب شدن می ترسند، چیست؟

در جواب این سوال ما راهکارهایی را به شما پیشنهاد می دهیم

1. رضایت مشتری را جلب کنید

بسیاری از مشتریان ، از فضای حاکم بر کسب و کارهای آنلاین گله دارند. در فضا ی آنلاین معمولاً نوعی جو بی اعتمادی حکمفرماست. بنابراین سعی نکنید در همان اول و با شتاب، یک کالا را به مشتری غریب خود بفروشید.به جای این کار، ایمیل آنها را بگیرید، سپس آنها را به ثبت نام (register) در سایت خود یا برقراری ارتباط با شما در شبکه های اجتماعی ترغیب نمایید . در ادامه، می توانید با صرف زمان و با استفاده از تکنیک های موجود، آنها را به یک مشتری رضایتمند تبدیل کنید.

2 . سرویس رایگان ارائه بدهید

اگر اوضاع به گونه ای نیست که بازدیدکنندگان بخواهند با آغوش باز سرویس شما را بپذیرند، قدری به عقب بیایید و به آنها اجازه دهید اندکی کالای ارائه شده را با انگشتان خود لمس کنند.ارائه دوره های آزمایشی رایگان ممکن است دید یک شخص نسبت به سرویس یا محصول شما را کاملاً دگرگون کند.زمان این دوره های استفاده رایگان را به حد کافی طولانی کنید تا مزایای تولید شما، چشم استفاده کننده را بگیرد.البته از سوی دیگر، این زمان باید به حد کافی کوتاه باشد تا فرد را به خریداری کالا علاقه مند سازد (یعنی دوره آزمایشی رایگان، نباید آن قدر طولانی باشد که جای خرید را بگیرد).

3 . ارتباط طولانی مدت برقرار کنید

قرار نیست در اولین برخوردی که مشتری با شما دارد، یک معامله جوش بخورد اما شما می توانید یک مکانیسم ارتباطی با او برقرار کنید.به عبارت دیگر پس از همان بار اول، مشتری را رها نکنید بلکه با وی ارتباط برقرار نموده و او را تنها نگذارید.طبق قاعده، به احتمال زیاد، افرادی که با آنها آشنایی و ارتباط دارید، بیش از غریبه ها و دیگران از شما خرید خواهند کرد البته فراموش نکنید که شما نمی توانید به گونه ای برنامه ریزی کنید که کل این مکانیسم به طور خودکار انجام شود، اما قادرید آن را به گونه ای طرح ریزی نمایید که روند کار، به سادگی و سهولت پیش برود.

4 . سوال بپرسید

فردی را در نظر بگیرید که وارد مغازه (یا سایت) شما شده و در حال سبک و سنگین کردن کالای تولیدی شماست و هنوز تصمیمی برای خرید نگرفته است.یکی از بهترین روش ها برای متقاعد کردن وی به خرید این است که از وی سوالی بپرسید.ببینید این مشتری بالقوه، به دنبال چه محصولی است و یا دنبال چه ویژگی خاصی در این محصولی است که به دست گرفته.از او بپرسید چرا این کالا را امتحان نمی کنید؟ یا به او بگوید: این کالا یا سرویس، به یک بار امتحان کردن می ارزد و هیچ خرجی ندارد! سپس به آنها اجازه بدهید که کالا را محک بزنند. فروش به تدبیر و تیزهوشی نیاز دارد، نه فقط زمان صرف کردن و استفاده از روش های قدیمی

5 . پرداخت مبتنی بر عملکرد

شما می توانید از شیوه پرداخت مبتنی بر کیفیت (Pay-for-Performance) استفاده کنید . این شیوه، یکی از بهترین و موفق ترین روش های فروش به شمار می رود چرا که در آن، اعتماد مشتری جلب می شود.برخی شرکت ها با استفاده از این شیوه، رشد خیره کننده ای در فروش کالاهای خود به دست آورده اند.مردم پس از دیدن نتیجه استفاده از یک سرویس یا محصول، راحت تر و با آسودگی بیشتری پول بابت آن پرداخت می کنند. اگر شما واقعاً کالاهای باکیفیتی عرضه کنید، از به کار بردن این روش واهمه ای نخواهید داشت .

6. چند جور قیمت بدهید

، قیمت یکسانی داشته باشند.افراد بر اساس موجودی جیب خود، ممکن است به سراغ کالاهای درجه یک یا دو بروند.وقتی هر دو نوع، یک قیمت داشته باشند، انتخاب قدری سخت می شود ولی با ارائه دو قیمت متفاوت، کار را راحت تر می کنید.

7 .اندکی مهلت بدهید

ما همه سرمان شلوغ است و کارهای زیادی داریم که باید انجام بدهیم. مشتری ها هم همین گونه هستند.گاهی اوقات افراد نه برای فرار از پول خرج کردن، بلکه به این دلیل که حواس شان به کالاها و پیشنهادهای شما نیست، آن را رد می کنند.در این مواقع، مقداری زمان در اختیار آنها بگذارید تا به شبکه شما وارد شوند و با نرم افزار یا سرویسی که قصد عرضه و فروش آن را دارید، سر و کله بزنند. آن وقت راحت تر و بهتر می توانند تصمیم بگیرند.اگر چه این کار باعث می شود برخی بازدیدکنندگان قید خرید را بزنند ولی در مجموع، این روش با موفقیت همراه است (البته با این شرط که شما سرویس های خوب و قابل دفاعی ارائه کنید

8 .ریسک خرید را کاهش دهید

خرید نکردن مردم، چند دلیل بیشتر ندارد: قیمت، اعتماد یا فقط به این علت که در آن زمان خاص، برای خرید آمادگی ندارند. شما باید این معادله را معکوس کنید و این موانع سه گانه را از بین ببرید: یک دوره آزمایشی (trial) به مشتری مردد ارائه کنید؛ گارانتی سفت و سختی برای محصول خود دست و پا نمایید تا به این طریق ریسک خرید برای مشتری پایین بیاید. ترس از خرید را از بین ببرید تا به سود سرشاری دست یابید

9 .اطلاعات رایگان بدهید

اگر واقعاً قصد فروش بیشتر دارید، مانند یک آموزش دهنده حرفه ای عمل کنید چرا که یکی از بهترین شیوه های فروش، آموزش قبل از فروش است. در این روش شما اطلاعات ارزشمندی در اختیار مشتری قرار می دهید؛ از قبیل کتابچه راهنما، پست های وبلاگ، خبرنامه، یک دوره آموزشی و غیره. اگر افراد بدانند که با چه فروشنده کارکشته و دانایی طرف هستند، معمولاً راحت تر به پای امضای قرارداد می روند.

در پایان اگر راهکارهای فروش بیشتر را به صورت موثر یاد بگیرید  مسلماً در افزایش فروش محصولات خود موفق تر خواهید بود. ما به شما پیشنهاد می کنیم کتاب صوتی ترفندهایی برای فروش بیشتر از برایان تریسی  که ترفندهای افزایش فروش و راههای فروش بیشتر را به شما یاد می دهد همین امروز تهیه کنید .

 

۹ قدم ساده برای شناسایی استعداد های درونی و پنهان

۹ قدم ساده برای شناسایی استعداد های درونی و پنهان

چه استعداد های درونی و پنهانی دارید؟ چه کارهایی را خوب انجام می‌دهید؟ اگر یک نفر برای شناسایی استعدادهای شما این سؤال را از شما بپرسد آیا می‌توانید جوابی منطقی و معقول به این پرسش بدهید؟ شاید در چنین مواقعی ترجیح دهید سؤال را با سؤال جواب دهید و از ارائه‌ی پاسخی منطقی به این پرسش شانه خالی کنید. با اینکه اکثر افراد جامعه به طرز مخفیانه و مرموزی باور کرده‌اند که هیچ استعداد خاصی ندارند اما باید قبول کرد که این باور تنها یک باور محدود کننده، منفی و بی‌اساسی است که هیچ توجیه علمی و اثبات شده‌ای ندارد. غالباً شناسایی استعدادها کار سخت و پیچیده‌ای است چون نیاز به زمان و تجارب گوناگون دارد. کار، وظیفه و یا مسئولیتی که شما آن را آسان و راحت فرض می‌کنید شاید انجامش برای دیگران بسیار دشوار باشد.

خب، سؤالی که پیش میاد این است که چطور و با پیروی از چه روش‌هایی می‌توانیم استعدادهای درونی و پنهان خود را کشف کنیم. در این مقاله می‌خواهیم ۹ قدم ساده برای شناسایی استعدادهای درونی و پنهان خود را بررسی کنیم:

۱-کارهایی که از انجام آن‌ها لذت می‌برید را شناسایی کنید

فهرستی از کارهایی که از انجامشان لذت می‌برید تهیه کنید. این کارها می‌توانند هر چیزی باشند از طراحی وب‌سایت گرفته تا آشپزی. بدون هیچ قضاوت و پیش‌داوری خاصی فقط این کارها را بر روی یک برگه یادداشت کنید. اگر در شناسایی این فعالیت‌ها دچار مشکل شدید این سؤال‌ها را از خودتان بپرسید :

چه کارهایی را بدون اینکه از شما خواسته شود انجام می‌دهید و از انجام آن‌ها لذت می‌برید؟
چه فعالیت‌هایی هستند که به محض شروع آن‌ها غرق کار می‌شوید و دیگران باید به زور شما را از این فعالیت‌ها جدا کنند؟
انجام چه فعالیت‌هایی باعث می‌شود که زمان را فراموش کنید و به اصطلاح با انجام آن‌ها حساب وقت از دستتان در می‌رود؟
چه کارهایی را دوست دارید آزادانه و رایگان انجام دهید؟

اگر دقت کنید متوجه خواهید شد که این فهرست بیشتر در مورد علایق شماست تا استعدادهایتان. به عنوان مثال شاید یک نفر دویدن را دوست داشته باشد اما این هرگز به این معنا نیست که این فرد می‌تواند در مسابقه‌ی جهانی ماراتن بعدی قهرمان شود. اغلب، چیزی که از آن به عنوان استعداد یاد می‌کنیم به صدها ساعت تلاش و پیگیری مستمر نیاز دارد. تهیه‌ی این فهرست و شناسایی علایق اصلی‌تان فقط شور، اشتیاق و انگیزه‌ی لازم برای رسیدن به استعدادها را برای شما فراهم خواهد کرد.

۲-علایق خود را شناسایی کنید

اگرچه این مورد خیلی شبیه به شناسایی کارهایی است که از انجام آن‌ها لذت می‌برید اما علایق بیشتر به چیزهایی گفته می‌شود که از یادگیری، مطالعه کردن و تماشای آن‌ها لذت می‌برید. بعضی از سؤال‌هایی که باید به آن‌ها پاسخ دهید عبارت‌اند از :

دوست دارید در مورد چه موضوعاتی مطالعه کنید؟
از صحبت کردن در مورد چه چیزهایی لذت می‌برید؟
از تماشای چه برنامه‌هایی لذت می‌برید؟
کدام موضوع یا ایده توجه شما را به سوی خود جلب می‌کند؟

غالباً پاسخ‌های شما به این پرسش‌ها با احساسات و خواسته‌های اصلی شما در ارتباط است. به عنوان مثال فردی که عاشق نواختن یکی از آلات موسیقی است ناخودآگاه اکثر مطالب وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های موسیقی را مطالعه می‌کند و البته شاید در این کار افراط هم بکند؛ اما فردی که عاشق تجارت و کسب ثروت است به طور ناخودآگاه اکثر خبرهای اقتصادی را دنبال خواهد کرد و بیشتر وقت مطالعه‌ی خود را به کتاب‌های مالی و اقتصادی اختصاص خواهد داد.

تهیه‌ی فهرست علایق به شما کمک می‌کند ترکیبی صحیح از علایق و احساسات خود را به دست آورید. بعد از تهیه‌ی این فهرست است که می‌توانید روند شناسایی و بهره‌برداری از استعدادهایتان را به سطح جدیدی انتقال دهید.

۳-موفقیت‌های قبلی خود را شناسایی کنید

برای این منظور، فهرستی جداگانه از موفقیت‌هایی که قبلاً تجربه کرده‌اید تهیه کنید. این فهرست می‌تواند به شما در شناسایی استعدادهایی که قبلاً به صورت ناخودآگاه و بدون اطلاع قبلی از آن‌ها استفاده می‌کرده‌اید کمک کند. در هنگام تهیه‌ی این فهرست به موارد زیر دقت کنید :

کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی که در آن‌ها به شدت موفق بوده‌اید.
تکالیف و یا پروژه‌هایی که به خوبی آن‌ها را انجام داده‌اید.
و هر چیزی دیگری که باعث شده در گذشته این جمله را به خود بگویید : «من این کار رو عالی انجام دادم، استعداد بزرگی در این کار دارم.»

وقتی این فهرست را تهیه کردید، آن را مرور کنید. چه چیزی در این موفقیت‌ها مشترک است؟ در این موفقیت‌ها چه کاری را خوب انجام داده‌اید؟ شاید در تمام مقاطع تحصیلی خود تا قبل از کنکور نمرات شما در درس ریاضی عالی بوده است. شاید در فراهم کردن سرمایه‌ی لازم برای سازمان خود بهترین بوده‌اید. پیدا کردن شباهت‌های موجود در موفقیت‌های قبلی‌تان کمی به زمان و صبر و حوصله نیاز دارد اما اگر این فهرست را با دقت و به خوبی بررسی کنید در نهایت می‌توانید الگوی شخصی‌تان را از این فهرست به دست آورید. آشنایی با این الگوها برای شناسایی استعدادهای حیاتی که در آینده می‌توانید از آن‌ها بهترین استفاده را برای پیشبرد اهداف خود بکنید ضروری هستند.

۴-نگاهی به تست‌های استعدادیابی بی اندازید

برای شناسایی استعدادها و علایق اصلی می‌توانید از آزمون‌های شخصیت بزرگ و مشهور موجود استفاده کنید مثل آزمون مایرز-بریگز، آزمون دیسک و یا حتی کتاب «لطفاً مرا درک کن (به انگلیسی : Please Understand Me)» نوشته‌ی Kiersey. این آزمون‌ها و منابع به شما کمک می‌کنند بینش بهتری از خود به دست آورید. باید به این نکته دقت کنید که هیچ یک از این منابع نمی‌توانند به تنهایی موجب شناخت استعدادهای منحصر به فرد شما شوند؛ اما استفاده از این منابع موجب می‌شود بیش و درک شما از توانایی‌هایتان بهبود یابد و به شما کمک می‌کند بفهمید که چطور مسائل و رویدادها را پردازش می‌کنید و چه عواملی موجب خستگی یا افزایش انرژی‌تان می‌شود. در واقع استفاده از این آزمون‌ها و منابع سبب آسان‌تر شدن پروسه‌ی کشف نقاط قوتتان می‌شود و همان‌طور که می‌دانید نقاط قوت انسان جایی است که به احتمال زیاد استعدادهایش در آنجا نهفته است.

۵-با یک نفر مصاحبه کنید

گاهی اوقات، یک چشم‌انداز خارجی می‌تواند روشن‌تر از چشم‌انداز خودتان باشد. با افرادی صحبت کنید که به خوبی شما را می‌شناسند : دوستان، اعضای خانواده، فامیل و یا حتی یک مربی. سؤال‌های زیر را از آن‌ها بپرسید:

فکر می‌کنید من چه کارهایی را بهتر از دیگران انجام می‌دهم و در انجام چه کارهایی با استعدادم؟
فکر می‌کنید قبلاً در چه کارهایی موفق بوده‌ام؟
چه چیزی من را از بقیه‌ی افراد متمایز می‌کند؟

وقتی آن‌ها به این پرسش‌ها جواب می‌دهند خوب به حرف‌های آن‌ها گوش دهید. اگر چه مجبور نیستید تمام گفته‌های آن‌ها را قبول کنید اما باز هم شاید پاسخ‌های آن‌ها شما را شگفت‌زده کند.

۶-نقاط ضعف خود را شناسایی کنید

همه‌ی انسان‌ها ترکیبی از استعدادها، نقاط ضعف و نقاط قوت هستند. به عنوان مثال یکی از نقاط ضعف خیلی از انسان‌ها در دنیای امروزی مقاومت در برابر شبکه های اجتماعی مختلف و رفتن به رخت خواب قبل از ساعت ۱۱ شب است؛ اما اگر بخواهیم منطقی به زندگی و طبیعت انسان‌ها نگاه کنیم باید بگوییم که هیچ فردی نمی‌تواند کامل باشد و همه‌ی کارها، وظایف و مسئولیت‌ها را بی‌عیب و نقص تکمیل کند. هیچ کدام از ما کامل نیستیم و درست به همین دلیل است که شناسایی نقاط ضعف می‌تواند به آشکار شدن استعدادها و توانایی‌هایمان کمک کند :

نوشتن نقاط ضعف شاید کمی دردناک باشد اما باید این کار را انجام دهید. به پرسش‌های زیر پاسخ دهید :

برای انجام چه کارهایی وقت زیادی هدر می‌دهید؟
چرا تنبلی می‌کنید؟ چرا امروز و فردا می‌کنید؟
چه چیزی شما را ناراحت می‌کند یا باعث می‌شود احساس بی دست و پا بودن کنید؟

با جواب دادن به این پرسش‌ها به راحتی می‌توانید تمام نقاط ضعف موجود در احساسات و علایقتان را شناسایی کنید. به دست آوردن این آگاهی برای آینده‌ی شما ضروری است.

۷-نتایج مراحل قبلی را کنار هم بگذارید

شما تحقیقات و بررسی‌های لازم را انجام داده‌اید حالا باید ببینید که چه نتیجه‌ای پدیدار می‌شود. در این مرحله نباید تمام یادداشت‌هایتان را با جزئیات کامل بررسی کنید یا به نتایج هر فهرست به صورت جداگانه و مجزا توجه کنید. به پرسش‌های زیر پاسخ دهید :

آیا الگوی خاصی از فهرست موفقیت‌ها، علایق و احساسات شما در حال پدیدار شدن است؟ این الگو یا الگوها چه هستند؟
از این فهرست‌ها چه نتیجه‌ای گرفته‌اید؟ وجه اشتراک این فهرست‌ها چیست؟
دوست دارید چه کار یا کارهایی را انجام دهید؟

در پایان این مرحله باید چند تا از استعدادهای خود را شناسایی کرده باشید و یا حداقل یکی از استعدادهایی که می‌خواهید بر روی آن تمرکز کنید باید مشخص شده باشد.

۸-تمرین کنید و خوب هم تمرین کنید

مهم نیست که استعداد یا استعداد های اصلی شما چه هستند، باید برای رسیدن به سطح تسلط تمرین کنید.

شاید استعداد اصلی شما جزء استعداد های طبیعی و خدادادی شما باشد که ذاتاً در انجام آن خوب هستید اما باز هم برای رسیدن به تسلط ۱۰۰ درصد و کسب درجه‌ی استادی در آن باید تمرین کنید. در روند شناسایی استعداد ها، تمرکز بر این مرحله بسیار ضروری است چون این مرحله جایی است که شما با تحت فشار قرار دادن خود با تمرین‌های متمرکز و گوناگون روز به روز به تسلط بر استعداد خود نزدیک‌تر می‌شوید. لازم نیست کل روز را به تمرین استعداد خود اختصاص دهید. اگر یک شغل تمام وقت دارید می‌توانید ۳۰ دقیقه در روز را به استعداد خود و تمرین آن اختصاص دهید.

شاید بپرسید چطور می‌توانم ۳۰ دقیقه وقت در روز برای تمرین و کار کردن روی استعداد م پیدا کنم؟ نگران نباشید. می‌توانید این کار را انجام دهید. نگاهی به روزهای خود بی اندازید. آیا وقتی از محل کار به خانه می‌رسید یک یا دو ساعت را به تماشای تلویزیون اختصاص می‌دهید؟ تلویزیون را خاموش کنید. ۳۰ دقیقه بر روی استعداد خود کار کنید و بعد اگر خواستید تلویزیون را دوباره روشن کنید.

وقت‌های دیگری نیز وجود دارند که می‌توانید به راحتی از آن‌ها برای تسلط بر استعداد هایتان استفاده کنید. شاید هر روز ۲۵ دقیقه را صرف رفت و آمد بین منزل و محل کارتان می‌کنید. اگر می‌توانید این وقت را به تمرین استعداد هایتان اختصاص دهید. اگر صدای خوبی دارید و می‌خواهید خواننده شوید این ۲۵ دقیقه را در ماشین خود صرف خوانندگی کنید، اگر می‌خواهید یک سخنران حرفه‌ای شوید این وقت را به تمرین سخنرانی اختصاص دهید و یا اگر در یادگیری زبان‌های خارجی استعداد دارید این ۲۵ دقیقه را صرف تسلط بر زبان مورد نظر خود کنید. با بررسی روزهای خود ببینید آیا می‌توانید در زمان‌های استراحت در محل کار مثل وقت نهار زمان آزادی برای تمرین استعداد هایتان پیدا کنید؟ با بازبینی روزهایتان وقت‌های آزاد خود را پیدا کنید. مطمئن باشید با صرفه‌جویی در وقتی که به شبکه‌های اجتماعی از قبیل فیس‌بوک یا توییتر اختصاص می‌دهید و اختصاص آن به استعداد هایتان در آینده انسان موفق‌تری خواهید بود. میزان علاقه‌ی شما به اختصاص وقت لازم برای تمرین استعداد هایتان به خوبی ثابت می‌کند که آیا می‌خواهید یک عمر آن را انجام دهید و یا اینکه فقط به صورت مقطعی به آن فکر می‌کنید و بعد از مدتی آن را رها خواهید کرد.

نه تنها کار کردن روی استعداد تان نباید یک تمرین بی هدف باشد بلکه باید تمرینی هدفمند، متمرکز و جدی باشد. اگر واقعاً در مورد استعداد تان و تسلط بر آن جدی هستید باید نقاط ضعف خود را نیز شناسایی کنید. تفاوت انسان‌های خوب و عالی در تعداد ساعت‌هایی نیست که به کارهای خود اختصاص می‌دهند بلکه در میزان تلاشی است که آن‌ها برای بهبود نقاط ضعف خود انجام می‌دهند. کار کردن بر روی نقاط ضعف آسان نیست، اما ایجاد یک سیستم پاداش دهی منظم می‌تواند مشوقی عالی برای تمرکز بر نقاط ضعف و تلاش برای بهبود آن‌ها باشد.

۹-یک مربی پیدا کنید

اگر هم اکنون استعداد اصلی خود را شناسایی کرده‌اید و مرتباً بر روی بهبود و تسلط بر آن کار می‌کنید و تصمیم گرفته‌اید این روند را برای همیشه ادامه دهید بهترین کاری که می‌توانید برای پیشبرد اهدافتان در این زمینه انجام دهید پیدا کردن فردی است که در این زمینه تجارب و اطلاعات بیشتری از شما دارد تا بتوانید از او به عنوان یک مربی برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنید. نیازی نیست که این فرد برنده‌ی جایزه‌ی نوبل باشید. چیزی که شما می‌خواهید فردی است که تجارب بیشتری نسبت به شما داشته باشد تا بتواند توصیه‌های خوبی در اختیار شما بگذارد.

از همه مهم‌تر، باید دقیقاً بدانید که چرا به این فرد نیاز دارید و چه انتظاراتی از او دارید. آیا به حمایت این فرد نیاز دارید؟ آیا می‌خواهید این فرد شما را به چالش بکشد؟ با نگاهی کوتاه به فهرست نقاط ضعف و قدرتتان و بررسی نتایج آزمون‌های شخصیت معرفی شده در این مقاله به راحتی می‌توانید پاسخ این سؤال‌ها را پیدا کنید.

نمی‌دانید کجا به دنبال یک مربی خوب بگردید؟ برخی از مکان‌های خوب عبارت‌اند از :

اینترنت : اگر می‌خواهید رشته‌ی تحصیلی خاصی را انتخاب کنید در فضای مجازی به دنبال انجمن‌های تحصیل‌کرده‌های آن رشته باشید. در این انجمن‌ها و وب‌سایت‌ها پس از ثبت‌نام و معرفی خود سؤالات خود را مطرح کنید و پس از یافتن فرد مناسب برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر وقت بگذارید و یا او را به یک کافی‌شاپ دعوت کنید و یا در اسکایپ با هم صحبت کنید.

رویدادهای مناسب برای شبکه‌سازی : به سمینارها، همایش‌ها، نمایشگاه‌ها و دوره‌های آموزشی مربوط به استعداد خود بروید و پس از ملاقات با افراد مختلف و یافتن فرد مناسب سعی کنید ایمیل خود را به او بدهید و آدرس ایمیلش را بگیرید تا در وقت مناسب اطلاعات لازم را از این فرد به دست آورید.

درخواست کمک کنید : به اعضای خانواده، فامیل و دوست‌های خود بگویید که به دنبال یک مربی هستید. شاید آن‌ها فردی را بشناسند که بهترین کمک ممکن برای شما باشد.

شناسایی استعداد های درونی و پنهان کار ساده‌ای نیست؛ اما گاهی اوقات دنبال کردن کاری که نمی‌توانید آن را به خوبی انجام دهید ولی عاشقش هستید هم می‌تواند پاداش‌های بزرگی برای شما تولید کند. همه‌ی ما به دلایل خاصی به این دنیا قدم گذاشته‌ایم. مأموریت اصلی ما شناسایی استعداد ها و بهره بردای از آن‌ها برای انجام کارهای خیر و نیک است. شاید در سرمایه‌گذاری در بازار سهام با استعداد باشید و شاید در نواختن گیتار. استعداد شما هر چه که باشد ارزش دنبال کردن را دارد.

 

نکات کلیدی موفقیت چیست؟” 5 نکته “

نکات کلیدی موفقیت چیست؟" 5 نکته "

  امروزه عده‌ی معدودی به سطوح بالای موفقیت دست می‌یابند و اکثر مردم در مسیر رسیدن به این سطح بالا و جادویی موفقیت شکست می‌خورند و اصلاً نمی‌دانند که علت این اتفاق و عدم دستیابی به اهداف بزرگ چیست. خبر خوب اینکه در زندگی همه‌ی ما مواردی وجود دارند که اگر به موقع آن‌ها را شناسایی کنیم و این موارد را به گونه‌ای متفاوت از قبل انجام دهیم، می‌توانیم مسیر کنونی زندگی خود را تغییر دهیم و به موفقیت، سعادت و خوشبختی که سزاوارش هستیم دست‌یابیم.

در ادامه این مقاله برخی از این نکات را بررسی می‌کنیم:

۱-به جست ‌و جوی خود برای رسیدن به یک استراتژی کامل و بی‌عیب و نقص پایان دهید.

اکثر افرادی که به طور جدی و با اراده و عزم راسخ برای رسیدن به موفقیت تلاش می‌کنند، ممکن است در مسیر دست‌یابی به اهدافشان در دام یافتن استراتژی کامل و بی‌عیب و نقص گرفتار شوند. حقیقت این است که هرگز نمی‌توانید برای انجام کارها و وظایف خود زمان کاملی پیدا کنید و هیچ مفهومی به نام استراتژی کامل در این دنیا وجود ندارد. اکثر مردم تنها به این خاطر که وقت زیادی را صرف برنامه‌ریزی و تهیه‌ی نقشه‌ی راه می‌کنند، در همان قدم اول موفقیت یعنی شروع کارهایی که باید انجام دهند شکست می‌خورند. تنها راه برای شروع یک استراتژی یا برنامه این است که از منطقه آسایش خود بیرون بروید و قدم اول را بردارید. بعد از برداشتن قدم اول می‌توانید به مرور زمان و با سعی و خطا برنامه‌ی خود را بازبینی کرده و نقشه‌ی راهتان را به روز کنید. این نکته را به خاطر بسپارید که از جا برخاستن و تلاش کردن برای رسیدن به اهداف بسیار سودمندتر از گوشه‌نشینی و انتظار برای یافتن یک برنامه و استراتژی ایده آل و عاری از هر عیب و نقص است.

۲-از تمرکز بر مشکلات دست بردارید، به فرصت‌ها نگاه کنید.

اگر به موانعی که بر سر راهتان سبز می‌شوند به شکل مشکل نگاه کنید، بعد از مدت کوتاهی خودتان را در طرز فکری منفی گرفتار خواهید کرد که مانع از دستیابی شما به موفقیت و پیروزی خواهد شد. برعکس، اگر به این موانع موقتی به چشم فرصت‌های ناب و پر از منفعت نگاه کنید، به مرور زمان موفقیت‌های بیشتر و با ارزش‌تری به دست خواهید آورد. خودتان را با نزدیک شدن به مشکلات به چالش بکشید و فوراً از این مشکلات و موانع به عنوان فرصت‌هایی بی‌نظیر بهره‌برداری کنید. یافتن فرصت‌ها و مواهب در برخی مشکلات سخت است، اما اگر با دقت تمام و به اندازه کافی تمرکز کنید، حتی در دل سخت‌ترین و تلخ‌ترین مصائب و موانع فرصت‌ها و تجارب مثبت و بی‌نظیری پیدا خواهید کرد.

۳-خودتان را در دام اطلاعات و داده‌های بیش از حد گرفتار نکنید.

متأسفانه برخی افراد زمان خیلی زیادی را صرف جمع‌آوری اطلاعات و داده‌ها در مورد راه و چاه موفقیت و کسب پیروزی می‌کنند. وقتی مردم این کار را به گونه‌ای افراطی و غیر معقول انجام می‌دهند در دامی گرفتار می‌شوند که از آن به عنوان تراکم اطلاعاتی یا information overload یاد می‌شود. وقتی اطلاعات در دسترس شما بیش از حد نرمال باشد، با تجزیه و تحلیل‌های مختلف خودتان را آزار خواهید داد و تمام تحقیقاتی که برای جمع‌آوری اطلاعات انجام داده بودید نه تنها به شما کمک نمی‌کنند بلکه برایتان مسئله‌ساز نیز خواهند شد و در نهایت به شما آسیب خواهند زد.هیچ چیز به اندازه عمل‌گرا بودن و شروع فرآیند کسب موفقیت مؤثر و قدرتمند نیست.

۴-از تمرکز بیش از حد بر تفریح و سرگرمی دست بردارید.

از آنجا که اکثر مردم دوست دارند به شیوه‌های گوناگون سرگرم شوند، جامعه به جای تمرکز بر آموزش و پرورش زمان زیادی را صرف تمرکز بر سرگرمی و تفریح می‌کند. در حالی که مردم باید بین زندگی شخصی و حرفه‌ای خود تمایز قائل شوند، اکثر انسان‌ها زمان خیلی زیادی را صرف تماشای تلویزیون، شایعه‌پراکنی، بازی‌های کامپیوتری و خواندن اخبار مربوط به افراد مشهور می‌کنند. انجام این کارها به گونه‌ای افراطی و بیش از حد شما را از تمرکز بر روی اهداف و کسب پیروزی و موفقیت باز می‌دارد. بهتر است زمان شخصی خود را با مصرف دوره‌های آموزشی که برای رشد فردی مفید هستند پرکنید. مطمئن باشید در درازمدت ثمره‌ی این کار خود را خواهید دید و همین کار ساده باعث خواهد شد که از زمان شخصی‌تان به گونه‌ای لذت ببرید که برای موفقیت کلی شما در زندگی نیز مفید و مؤثر باشد.

۵-دید کوتاه‌مدت را کنار بگذارید، دید بلندمدت داشته باشید.

وقتی صحبت از کسب موفقیت‌های بزرگ و قابل توجه در میان است، تمرکز بر دستاوردها و موفقیت‌های کوتاه‌مدت می‌تواند به عنوان یک مانع بر سر راه شما عمل کند. این موضوعی ست که اکثر مردم با آن درگیرند، تلاش برای دست‌یابی به موفقیت‌های کوتاه‌مدت هیچ اشکالی ندارد اما نباید اجازه دهید این موفقیت‌های کوچک و گذرا به کانون اصلی تمرکز شما تبدیل شوند. شما پیوسته باید به دنبال پی‌ریزی بنیانی قوی برای رشد بلندمدت باشید. راه‌های مختلفی برای انجام این کار وجود دارد. از این لحظه به بعد به همه‌ی امور خود به چشم سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت نگاه کنید. برای تحصیل و آینده خود سرمایه‌گذاری کنید و هر کاری که از دستتان برمی‌آید برای پرهیز از لذات لحظه‌ای و زودگذر انجام دهید. این کار نیاز به تمرین و تکرار دارد اما به محض تسلط بر این مهارت دیگر لذات و خوشی‌های گذرا و لحظه‌ای برای شما وسوسه‌انگیز نخواهند بود و تأثیر خود را از دست خواهند داد.

کتاب صوتی 9 راز موفقیت در این زمینه برای شما مفید خواهد بود .در این کتاب صوتی دکتر لری ایورسان  به شما خواهد آموخت که چگونه برای کارهایتان وقت بگذارید و در مورد آن فکر کنید. این را بدانید که تصمیم گیری ضعیف موجب به هدر دادن زمان می شود و شما را از هدفتان دور می کند. هر زمان بتواتید درست تصمیم بگیرید احساس رضایت پیدا می کنید در نتیجه می توانید کارهایتان را به درستی انجام دهید. دکتر لری آیورسان همچنین به شما می آموزد راز موفقیت در چیست .

 

۵ ضریب هوش مالی برای ثروتمند شدن-رابرت کیوساکی

چه کسی پول مرا برداشت ؟

هوش مالی در قیاس با ضریب هوشی مالی

اغلب ما می‌دانیم فردی با ضریب هوشی ۱۳۰ باید باهوش‌تر از فردی با ضریب هوش ۹۵ باشد. همین نسبت را می‌توان در ضریب هوش مالی در نظر گرفت. شما می‌توانید در حوزه‌ی هوش آکادمیک یک نابغه باشید، اما هوش مالی‌تان در حد یک ابله باشد.

اغلب از من می‌پرسند: «فرق بین هوش مالی و ضریب هوش مالی چیست؟» پاسخ من این است، «هوش مالی بخشی از هوش ذهنی ماست که در حل مشکلات مالی از آن استفاده می‌کنیم.» ضریب هوش مالی، مقیاس سنجش این هوش یا نحوه‌ی تعیین کیفیت هوش مالی ماست. به عنوان مثال، اگر درآمد من ۱۰۰ هزار دلار است و ۲۰ درصد آن را مالیات می‌دهم، نسبت به کسی که ۱۰۰ هزار دلار درآمد دارد و ۵۰ درصد آن را مالیات می‌دهد، هوش مالی بیشتری دارم.

در این مثال، کسی که درآمد خالصش پس از کسر مالیات ۸۰ هزار دلار است، نسبت به کسی که درآمد خالص او پس از کسر مالیات ۵۰ هزار دلار است ضریب هوش مالی بیشتری دارد. هر دوی آن‌ها دارای هوش مالی هستند؛ اما کسی که پول بیشتری را برای خودش نگه می‌دارد، ضریب هوش مالی بیشتری دارد.

ارزیابی هوش مالی

ضریب هوش مالی شماره ۱: کسب پول بیشتر

همه‌ی ما از هوش مالی کافی برای کسب پول برخورداریم. هر قدر درآمد شما بیشتر باشد، ضریب هوش مالی شماره ۱ شما بالاتر است؛ به عبارت دیگر، کسی که سالیانه ۱ میلیون دلار درآمد دارد، نسبت به کسی که در سال ۳۰ هزار دلار درآمد دارد، از ضریب هوش مالی بالاتری برخوردار است. چنانچه هر یک از آن‌ها سالیانه ۱ میلیون دلار درآمد داشته باشد، کسی که نسبت به دیگری مالیات کمتری می‌دهد، همان شخصی است که از ضریب هوش مالی بالاتری برخوردار است، زیرا او با توجه به بهره‌برداری از ضریب هوش مالی شماره ۲، حفاظت از پول، به هدف دستیابی به یکپارچگی مالی نزدیک‌تر است.

همه‌ی ما می‌دانیم که ممکن است کسی ضریب هوش علمی بالایی داشته باشد و در کلاس درس یک نابغه باشد، اما در دنیای واقعی توانایی کسب پول زیاد را نداشته باشد. از نظر من، پدر بی‌پولم، معلمی بزرگ و مردی سخت‌کوش بود، او ضریب هوش علمی بالایی داشت، اما ضریب هوش مالی او پایین بود. او در دنیای علمی عملکرد خیلی خوبی داشت، اما در جهان کسب و کار ضعیف بود.

ضریب هوش مالی شماره ۲: حفاظت از پول

حقیقتی ساده وجود دارد مبنی بر این که همه می‌خواهند پولتان را از شما بگیرند؛ اما همه‌ی کسانی که پولتان را می‌گیرند، کلاه‌بردار یا قانون‌شکن نیستند. یکی از بزرگ‌ترین شکارچیان مالی پول ما، مالیات‌ها هستند. دولت‌ها به طور قانونی پولمان را از چنگمان در می‌آورند.

چنانچه ضریب هوش مالی شماره ۲ فردی پایین باشد، مالیات‌های بیشتری پرداخت خواهد کرد. یکی از نمونه‌های ضریب هوش مالی شماره ۲، کسی است که ۲۰ درصد از حقوقش را به صورت مالیات پرداخت می‌کند، در مقابل کسی که ۳۵ درصد از درآمدش را مالیات می‌دهد. فردی که مالیات‌های کمتری می‌پردازد، از ضریب هوش مالی بالاتری برخوردار است.

ضریب هوش مالی شماره ۳: بودجه‌بندی پول

بودجه‌بندی پول، نیازمند هوش مالی بسیار زیادی است. بسیاری از مردم پول خود را مثل یک فقیر بودجه‌بندی می‌کنند تا هم چون فردی ثروتمند. بسیاری از مردم پول خیلی زیادی به دست می‌آورند، اما نمی‌توانند پول زیادی برای خودشان نگه دارند، زیرا بودجه‌بندی فقیرانه‌ای دارند. به عنوان مثال فردی که ۷۰ هزار دلار در سال درآمد دارد و تمام آن را خرج می‌کند، نسبت به کسی که ۳۰ هزار دلار در سال درآمد دارد و می‌تواند با بودجه‌ای ۲۵ هزار دلاری به خوبی زندگی کند و ۵ هزار دلار آن را سرمایه‌گذاری کند، از ضریب هوش مالی شماره ۳ پایین‌تری برخوردار است. این که بتوانیم به رغم میزان درآمدمان، خوب زندگی کنیم و با این حال سرمایه‌گذاری نیز داشته باشیم، نیازمند سطح بالایی از هوش مالی است.

ضریب هوش مالی شماره ۴: اهرم ساختن از پول

پس از این که فردی درآمد مازاد خود را بودجه‌بندی کند، چالش بعدی او این است که درآمد مازاد خود را سرمایه‌گذاری نماید. اغلب مردم درآمد مازاد خود را در بانک سرمایه‌گذاری می‌کنند. تا قبل از سال ۱۹۷۱ (قبل از اینکه دلار آمریکا تبدیل به یک ارز شود) این کار هوشمندانه‌ای بود. همچنین، پس از سال ۱۹۷۴، کارگران برای بازنشستگی خود نیاز به پس‌انداز بیشتری داشتند. میلیون‌ها کارگر نمی‌دانستند پول خود را کجا سرمایه‌گذاری کنند، به همین دلیل درآمد مازاد خود را در سبد سهام صندوق‌های مشترک سرمایه‌گذاری می‌کردند، با این امید که پول خود را به سودآوری برسانند.

گرچه پس‌انداز و سرمایه‌گذاری در سبدهای سهام متنوع صندوق‌های مشترک، نوعی اهرم ساختن از پول است، راه‌های بهتری نیز برای سودآور کردن پولتان وجود دارند. هر فرد صادقی باید بپذیرد که پس‌انداز کردن پول و سرمایه‌گذاری در صندوق‌های مشترک، نیازمند هوش مالی زیادی نیست. شما می‌توانید پس‌انداز کردن پول و سرمایه‌گذاری آن در صندوق‌های مشترک را به یک میمون نیز تعلیم دهید.

ضریب هوش مالی شماره ۴ بر اساس نسبت سودآوری به سرمایه‌گذاری ارزیابی می‌شود. به عنوان مثال، فردی که ۵۰ درصد از پول خود را به عنوان سود دریافت می‌کند، نسبت به کسی که ۵ درصد سود می‌گیرد، ضریب هوش مالی شماره ۴ بالاتری دارد؛ و کسی که سود معاف از مالیات او ۵۰ درصد باشد، نسبت به کسی که ۵ درصد سود دریافت می‌کند و بابت آن ۳۵ درصد مالیات می‌دهد از ضریب هوش مالی بالاتری برخوردار است.

ضریب هوش مالی شماره ۵: ارتقاء دانش مالی

در این جمله نکته‌ی بسیار خردمندانه‌ای نهفته است، «قبل از اینکه بتوانید بدوید، باید راه رفتن را بیاموزید.» این امر درباره‌ی هوش مالی صدق می‌کند. پیش از آنکه مردم بتوانند یاد بگیرند که چگونه از محل سرمایه‌گذاری خود صاحب سودهای چشمگیر شوند (ضریب هوش مالی شماره ۴: اهرم ساختن از پول)، باید نحوه‌ی راه رفتن را بیاموزند، بدین معنا که اصول و بنیان‌های هوش مالی را فرا بگیرند.

یکی از دلایلی که بسیاری از مردم با ضریب هوش مالی شماره ۴، اهرم ساختن از پول، مشکل دارند، این است که یاد گرفته‌اند پولشان را به دست «کارشناسان» مالی همچون متصدیان بانک و مدیر صندوق مشترک سرمایه‌گذاری خود بسپارند. مشکل سپردن پولتان به کارشناسان مالی این است که خودتان از یادگیری باز می‌مانید و نمی‌توانید هوش مالی خود را افزایش دهید و در نتیجه نمی‌توانید کارشناس مالی خودتان شوید. اگر فردی دیگر پول شما را مدیریت کند و مشکلات مالی شما را حل نماید، شما نمی‌توانید هوش مالی خود را افزایش دهید. در حقیقت، شما با پول خودتان باعث پرورش هوش دیگران می‌شوید!

چنانچه بنیانی مستحکم از دانش مالی داشته باشید، ارتقاء هوش مالی برایتان آسان است؛ اما در صورتی که ضریب هوش مالی شما ضعیف باشد، دانش مالی جدید می‌تواند برایتان گیج‌کننده و دارای کمترین ارزش باشد. یکی از مزیت‌های کسب دانش مالی این است که به مرور زمان نسبت به اطلاعات مالی پیچیده‌تر درک بهتری خواهید داشت، درست همان‌طور که ریاضیدانان می‌توانند پس از سال‌ها حل مسائل ریاضی، معادلات پیچیده را حل کنند؛ اما باز هم نیاز دارید قبل از اینکه بدوید، راه رفتن را یاد بگیرید.

اکثر ما در کلاس، جلسه‌ی سخنرانی، یا گفت و گویی با محوریت چنین اطلاعاتی بوده‌ایم. یا در کلاسی حضور داشتیم که اطلاعات مورد بحث چنان پیچیده بودند که هر چه تلاش کردیم نتوانستیم آن‌ها را بفهمیم. این بدان معناست که یا معلم خوب تدریس نمی‌کند، یا دانش‌آموز نیاز به اطلاعات پایه‌ای بیشتری دارد.

من شخصاً در خصوص دانش مالی عملکرد خیلی خوبی دارم. پس از سال‌ها مطالعه، می‌توانم در کلاس درسی بنشینم و اغلب مفاهیم مالی را درک کنم؛ اما وقتی صحبت از فناوری به میان می‌آید، مثل غارنشین‌ها می‌شوم. در زمینه فناوری، درکی همچون یک دایناسور دارم. به ندرت می‌توانم از تلفن همراه یا رایانه استفاده کنم. هر چیزی در رابطه با فناوری برای من غیر قابل فهم است. وقتی صحبت از ضریب هوش فناوری به میان می‌آید، ضریب هوشی من صفر است. موضوع این است که همه‌ی ما باید از جایی شروع کنیم. مسلماً اگر من سعی کنم در یک کلاس طراحی وب‌سایت نام‌نویسی کنم، دچار دردسر جدی می‌شوم؛ زیرا قبل از این که کسی بخواهد طراحی وب‌سایت را بیاموزد، باید یاد بگیرد که چگونه رایانه را روشن کند! درک اطلاعات پایه‌ای مورد نیاز برای موفقیت در این کلاس، برای من مشکل است.

علت اینکه من کتاب می‌نویسم، روش‌های مالی ابداع می‌کنم و بر اهمیت پنج هوش مالی تأکید می‌ورزم، این است که به باور من، ایالات متحده و جهان آبستن تحول اقتصادی بی سابقه‌ای هستند. مسائل مالی بسیاری حل نشده باقی مانده‌اند؛ و ما به جای بهره‌گیری از دانش مالی برای حل آن‌ها، پول کم پشتوانه به آن‌ها تزریق می‌کنیم. ما از ایده‌های قدیمی برای حل مشکلات زندگی مدرن استفاده کرده‌ایم. استفاده از ایده‌های قدیمی برای حل مشکلات جدید، فقط و فقط مسبب مشکلات عظیم‌تر و جدیدتری خواهد شد. به همین علت، من بر این باورم که هوش‌های مالی پنج گانه دارای اهمیت هستند. اگر این پنج هوش مالی را ارتقاء دهید، احتمال این که در دنیایی به شدت رو به تغییر موفق شوید، بیشتر است. بدین ترتیب بهتر می‌توانید مشکلات خود را حل کنید و هوش مالی خود را ارتقاء دهید.

در پایان پیشنهاد میکنیم کتاب صوتی ضریب هوش اقتصادی  رابرت کیوساکی را تهیه کنید و بشنوید و با گوش دادن به این کتاب صوتی  با  نکات کلیدی در زمینه هوش اقتصادی که رابرت کیوساکی بیان می کند برای افزایش هوش مالیتان بهرمند شوید.

 


ARE YOU READY? GET IT NOW!
کتاب صوتی رایگان
کتاب صوتی رایگان
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

برای دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط ازایمیل خود دریافت کنید

چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

با تشکر از شما کد زیر را در نمایش سبد خرید در قسمت کد تخفیف وارد فرماید

کد تخفیف به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

قسمت های دیگر صدای موفقیت تنها به ایمیل شما ارسال خواهد شد ، لطفا ایمیل صحیح خود را وارد کنید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
ایمیل شما ثبت گردید

از این پس جدید ترین صدای موفقیت را در ایمیل خود دریافت کنید

دوست عزیز لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد گردید

لطفا ایمیل خود را وارد کنید

کتاب صوتی مدیریت درونی
دانلود کتاب
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

کتاب
کتاب صوتی
دانلود کتاب صوتی
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

کتاب صوتی
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

کتاب صوتی رایگان
کتاب صوتی ثروتمند ترین مرد بابل
لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد

لطفا ایمیل صحیح خود را وارد کنید

با تشکر از شما

لینک دانلود کل صدای موفقیت به ایمیل شما ارسال گردید

چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
فصل اول کتاب صوتی ثروتمند ترین مرد بابل
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
فصل اول کتاب صوتی راهنمای ثروتمند شدن
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

https://radiomosbat.co,/shop
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد
فصل 4 کتاب صوتی قطار سریع السیر کار آفرینی
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید