نوشته‌ها

چگونه مثبت اندیش بمانید

اینفوگرافیک این هفته‌ی «رادیو مثبت»، ۱۶ راهکار برای مثبت اندیش بودن در زندگی به شما پیشنهاد می‌کند.

با پیروی از این استراتژی‌ها، “مثبت اندیش” بمانید!

۱- به دنبال چشم‌اندازهای جدید در زندگیتان باشید.

۲- افرادی که شما را تشویق و حمایت می‌کنند را فراموش نکنید.

۳- افکار منفی خود را با نوشتن آن‌ها از خود دور کنید.

۴- از خودتان به خاطر موفقیت‌هایتان قدردانی کنید.

۵- احساسات خوب و بد خود را بیان کنید.

۶- معنای زندگی را در زندگی خودتان پیدا کنید.

۷- همیشه به دنبال یادگیری چیزهای جدید باشید.

۸- برای تفریح خود برنامه ریزی کنید.

۹- گاهی اوقات کارهایتان را از خانه دنبال کنید.

۱۰- به خاطر داشته باشید هر شکستی شروعی برای داشتن چیزهای بهتر خواهد بود.

۱۱- به فکر حمایت و خوشحالی دیگران باشید.

۱۲- زمانی را به خانواده‌ی خود اقتصاص دهید.

۱۳- این، یک معجزه است که شما در دنیا هستید؛ پس از فرصت‌هایتان استفاده کنید.

۱۴- این را بپذیرید که همیشه ممکن است اتفاقات بد در زندگی پیش بیاید.

۱۵- همچنین فعالیت های برای زمانی که احساس ناامیدی می‌کنید در نظر بگیرید.

۱۶- افکار و رویا های خود راتصویری در معرض دید خود قرار دهید.

img_1986

 

 

چگونه سریع‌تر تصمیم بگیرید

اینفوگرافیک چگونه سریع‌تر تصمیم بگیرید راهکار هایی را برای تصمیم گیری بهتر و سریعتر به شما ارائه می‌نماید

این راهکار ها عبارت اند از :

۱- بدانید قاطعیت شما در تصمیم گیری با هر تصمیم رشد میکند

۲- برای زمانتان به اندازه‌ی پولتان ارزش قائل باشید

۳- تردید و دو دلی را کنار بگذارید

۴- به صدای درونتان گوش دهید

۵- گزینه های خود را به دوسته خوب و بد تقسیم کنید

۶- گزینه های خود را محدود کنید

اینفوگرافیک چگونه سریعتر تصمیم بگیرید

راهکار های برای تصمیم گیری سریعتر

 

 

 

چگونه به فرزندانی که از بازگشت به مدرسه می‌ترسند کمک کنیم؟

آیا اولین روز مدرسه‌ی خود را به خاطر دارید؟ شاید شما هم مثل خیلی از دیگر بچه‌ها، احساسی آمیخته از ذوق و حیرت و البته کمی اضطراب داشتید. این احساس، امری غیر عادی نبود و البته برای کودکان امروزی هم غیرعادی نیست.

ساعات طولانی مدرسه، کمبود بازی‌های آزادانه، فشار زیاد و بسیاری فاکتورهای دیگر، باعث ایجاد این دسته احساسات می‌شوند.

به عنوان والدین، ما چطور می‌توانیم کاری کنیم که کودکانمان در مدرسه احساس اعتماد و اطمینان بیشتری کنند؟ مسلما حضور مادر در تمام ساعات کلاس کنار کودکش کاری نشدنی است.

 

Cute pupils running down the hall at the elementary school

حقیقت را بدانید

اضطراب به خاطر تغییر و جدا شدن ممکن است در هر سنی اتفاق بیفتد. برای کودکان پیش‌دبستانی این اضطراب غالبا به خاطر جدا شدن از والدین و ناشناخته بودن محل جدید رخ می‌دهد. این احساس در سن ۱۱-۱۴ سالگی در مدرسه ابتدایی یا راهنمایی به اوج خود می‌رسد که غالبا به خاطر تکالیف و دوستان و محیط آموزشی است.

زورگویی دیگر علت اصلی برای ایجاد استرس در کودکان در طول ایام مدرسه است.

به گفته مرکز آمار در سال ۲۰۱۵ در بخش آمار مدرسه‌ای، از هر ۴ دانش‌آموز مدرسه‌ای، یک نفر زورگو بوده است. دانش‌‎آموزانی که این چنین تجربه‌ای داشته اند در مدرسه، خواب، اضطراب، افسردگی و مشکلات بیشتری دارند و بعضا دچار دل‌درد و سردرد نیز می‌شوند.

 

علائم را بدانید

ترس بازگشت به مدرسه در حالت طبیعی بعد از چند هفته الی یک ماه از بین می‌رود. با این وجود اگر یکی از علایمی که در ادامه آمده است را در فرزند خود مشاهده کردید، باید بدانید که او به کمک و راهنمایی بیشتری نیازمند است.

علایم اضطراب مدرسه:

*تغییر در رفتار: تغییرات رایج، شامل کج‌خلقی یا بی‌حوصلگی، کنار کشیدن از انجام فعالیت‌های مورد علاقه، بیان مدام ترس و نگرانی، گریه کردن، زیاد چسبیدن به معلم یا والدین و تغییر در الگوی خواب و خوراک هستند.

*کودک شما بیش از اندازه‌ی معمول می‌گوید که احساس می‌کند بیمار است: مراقب باشید که اگر فرزندتان مدام از دل‌درد یا سردرد به شما شکایت کرد به رفع آن‌ها بپردازید.

علائم زورگویی

افزایش این علائم، هشداری به والدین است که بیشتر مراقب فرزند خود باشند.

*صدمه‌دیدن‌هایی که برای آن توضیحی ندارند

*افزایش لباس، کتاب و وسایل خراب شده

*مشکلات خواب و کابوس‌های مداوم

*افت تحصیلی، کاهش علاقه به کارهای مدرسه و عدم تمایل برای رفتن به مدرسه

*کناره‌گیری از اجتماع و فعالیت‌های اجتماعی و قطع رابطه‌ی ناگهانی با دوستان

*احساس بیهودگی و کاهش عزت نفس

*رفتارهای ساختارشکن مثل فرار از خانه، خودزنی یا حرف زدن درباره خودکشی

 

بدانید که چه باید بکنید

  • هر چه زودتر به روش معمول خود بازگردید.

تابستان باعث می‌شود که وقفه‌ای نسبتا طولانی در نظم به مدرسه رفتن کودک شما ایجاد شود. اما توصیه می‌کنیم که دو هفته مانده به بازگشایی مدارس، این نظم را به کودکتان متذکر شوید؛ خصوصا درمورد زمان به خواب رفتن و از خواب بیدار شدن.

  • ناشناخته‌های اطرافش را به او بشناسانید

یکی از دلایل اصلی ایجاد اضطراب، وجود همین مسائل ناشناخته برای کودک است. توصیه می‌کنیم که حدودا یک هفته پیش از بازگشایی مدارس، با او به مدرسه‌اش بروید. کلاس‌ها و محیط مدرسه را به او نشان دهید، او را به معلمش معرفی کنید، اجازه دهید دقایقی برای خودش در کلاس‌ها باشد و آنچه دوست دارد انجام دهد. این کارها باعث می‌شود که با شناخت محیط و عوامل مدرسه از اضطراب او به شدت کاسته شود.

  • چند تاریخ برای بازی کردن تنظیم کنید

قبل از اینکه مدرسه‌ها باز شوند، چند تاریخ برای بازی کردن کودکتان با یک یا چندتن از همکلاسانش را فراهم کنید. اگر کودک شما در ابتدای سال تحصیلی دوست آشنایی در کلاس داشته باشد، استرس کمتری خواهد داشت و احساس امنیت و آسودگی بیشتری می‌کند.

  • با فرزند خود حرف بزنید

اگر می‌خواهید از اضطراب فرزندتان بکاهید، باید با او در مورد ترس‌ها و نگرانی‌هایش در رابطه با بازگشت به مدرسه، حرف بزنید و خود را شریک ترس و نگرانی او بدانید. به او اطمینان دهید این اضطراب و ترس کاملا عادی است و حتی معلمان هم از روز اول سال تحصیلی اضظراب دارند. حتی پدر و مادرها هم در اولین روز حاضر شدن در محل کار، همین احساس را تجربه می‌کنند. از او در مورد مقطع و مدرسه‌ی قبلی‌اش سوال کنید. بپرسید که چه چیزهایی را در آن جا دوست داشته و ببینید کدام یک از آن‌ها را می‌توانید در مقطع یا محل جدید برایش فراهم کنید. تجربه‌های قبلی‌اش در این زمینه را به او یادآوری کنید با ذکر این که او الآن بزرگتر شده است.

  • کودکتان را به انجام آن چه دوست دارد ترغیب کنید

فعالیتها و علایق و عادات خاص می توانند اعتماد به نفس را در کودک بالا ببرد تا به کودک کمک کند که در مقابل رفتارهای زورگویانه از خود مراقبت نماید. مدرسه باعث می‌شود که کودکان حس کنند کمی تحت کنترل هستند، چرا که ناچارند از برنامه‌ی خاصی پیروی کنند اما با این وجود همین مدرسه به آن‌ها این فرصت را می دهد که در فعالیت‌های مختلفی شرکت کنند و از این طریق آن‌ها را توانمندتر می‌سازد.

  • کمک کنید که کودک مفهوم زورگویی را درک کند و راه مقابله با آن را یاد بگیرد.

به او آموزش دهید که زورگویی کاری ناپسند و اشتباه است. به او بگویید وقتی با چنین موقعیتی مواجه شد بهترین کار، این است که با اعتماد به نفس و محکم بگوید: “بس کنید.” یا به سادگی راهش را کج کند و به آن‌ها توجه نکند.

  • بدانید چه زمانی باید مداخله کنید

اگر مراحل و توصیه‌های گفته شده در بالا را برای کودکتان اجرا و کماکان مشاهاده کردید که هنوز علائمی از اضطراب از مدرسه در او وجود دارد، زمان مداخله است. بهتر است کار را با یکی از مسئولین مدرسه یا معلمش آغاز کنید.

آنها دیدگاه بهتر وکاملتری نسبت به رفتار کودک در مدرسه دارند. حتی شاید بتوانند با مشاهده‌ی رفتار کودکتان، شما را به یک متخصص کودک در این زمینه معرفی کنند.

5 سؤال که باید قبل از اقدام برای دست یابی به هدف بعدی از خودتان بپرسید

اگر می خواهید به رویاهایتان دست یابید گاهی لازم است دست از برخی فرصت ها بکشید. گاهی ممکن است فرصتی به شما ارائه شود همچون یک شغل یا ترفیع گرفتن.

فرد موفق و قدرتمندی که این پیشنهاد را به شما می دهد در رابطه با این صحبت می کند که چطور این فرصت به شما کمک می کند نفسی کشیده و تبدیل به آن چیزی شوید که می خواهید.این پیشنهاد ممکن است خیلی هیجان انگیز باشد؛ ناگهان پول، جایگاه اجتماعی، یا امنیت به دامن تان می افتد.

 

5-Questions-to-Ask-Yourself-Before-Jumping-to-the-Next-Opportunity

اما قبل از آنکه دستتان را به سوی این فرصت دراز کنید، لحظه بایستید و فکر کنید. آیا این فرصت واقعاً به شما در نزدیک شدن به اهدافتان کمک می کند؟ فرد موفقی که آن پیشنهاد را به شما می کند چنین فکری دارد. اما آن ها همچنین نیازی دارند که باید برآورده شود و نظر آن ها در رابطه با اهداف شما ممکن است تحت تأثیر نیاز آن ها قرار داشته باشد.

چطور می توانید بگویید که فرصتی که به شما ارائه شده است را باید بپذیرید یا رد کنید؟

در اینجا 5 ایده وجود دارد که باید قبل از پذیرفتن آن فرصت در نظر بگیرید:

  1. آیا آن فرصت برای شما ساخته شده؟

آیا این فرصت مناسب شماست؟ وقتی به این فکر می کنید که از زندگی چه می خواهید، آیا این فرصت واقعاً سبب می شود که شما بهترین های خودتان را ارائه کنید؟

انسان ها موجوداتی منطقی هستند و ما در استدلال مهارت داریم. زمانی که به فرصتی نگاه می کنید، ذهن تان شروع به استدلال آوردن کرده و آن را مناسب شما می سازد. واقعاً به آن صدای غرغرو در کنج ذهن تان گوش کنید. به قلب تان گوش کنید. آیا این همان چیزی است که شما واقعاً می خواهید؟ یا اینکه تحت تأثیر استدلالات شخص پیشنهاد کننده هستید؟

به کسانی نگاه کنید که در حال انجام همان نقشی هستند که به شما ارائه شده است. آیا آن همان شخصیتی است که شما می خواهید باشید؟ اگر بله، این فرصت برای شما عالی است. اگر نه، بهتر است صبر کنید و برای به دست آوردن آنچه واقعاٌ می خواهید کار و تلاش کنید.

“کاری را پیدا کنید که واقعاً دوست دارید. اگر پول زیادی به دست آورید، پاداش خوبی برای کارتان به دست آمده. اگر هم این چنین نباشد، باز هم شما از کاری که انجام می دهید متنفر نیستید.” – جف فاکس ورتی

  1. آیا از اینکه ممکن است چه اتفاقی بیفتد می ترسید؟

نقش ترس در تصمیمی که می گیرد تا چه حد تأثیرگذار است؟ آیا شما به این فرصت فکر می کنید فقط برای اینکه می ترسید اگر آن را رد کنید چه اتفاقی بیفتد؟

ترس از ناشناخته ها ترسی معمول است. اغلب راه های شناخته شده مطمئن تر یا امن تر به نظر می رسد آن هم فقط به این علت که شناخته شده است. اما همچنین ممکن است که مسیر شناخته شده فقط راحت تر باشد. یا، ممکن است سخت تر باشد، اما ماحصل آن بسیار بیشتر باشد.

یک فرصت را فقط برای اینکه از ناشناخته ها می ترسید نپذیرید.

  1. آیا یک فرصت را فقط برای این با کمال میل می پذیرید که ساده تر است؟

برخی فرصت ها عاقلانه به نظر می رسند زیرا فقط آسان تر هستند. اگر شما در حال تقلا برای راه انداختن شغل و تجارت خودتان هستید و کسی به شما پیشنهادی می دهد که پول بیشتری از راهی دیگر به دست آورید مسلماً شما وسوسه می شوید که آن را بپذیرید.

زمانی که شما کسب و کار خودتان را راه می اندازید باید هر کاری که از دست تان برمی آید انجام دهید – همچون بازاریابی، تولید، فروش، حسابداری، حتی وظایف سرایداری و نظافت. ممکن است راحت تر این باشد که برای کسی دیگر کار کنید و پول درآورید. شما لازم است به دقت به بررسی آنچه به شما پیشنهاد شده است بپردازید. اگر این فرصت بیش از حد ساده به نظر برسد باید موشکاف تر باشید.

آیا این فرصت با تجربه بیشتری که به شما می دهد سبب می شود که شما به سوی اهداف واقعی تان حرکت کنید؟ یا اینکه سبب در جا زدن شما شده و باعث می شود هیچ پیشرفتی نکنید زیرا بدون اینکه با هیچ چالش واقعی رو به رو باشید کاری را به شکل مکرر انجام می دهید؟

  1. آیا کسی به شما قول های مبهمی می دهد تا بیشتر علاقه مندتان کند؟

از نزدیک به بررسی این فرصت بپردازید. آیا قول های مبهمی به شما داده می شود تا شما را هیجان زده کرده و ترغیب به پذیرفتن این فرصت بکند؟ افراد بسیاری دست به گرفتن تصمیماتی می زنند که حول هیجان برای چیزی شکل می گیرد که هرگز رخ نخواهد داد.

به واقعیت های این فرصت نگاه کنید. آیا این واقعیات آنقدر نیرومند هستند که سبب شوند آن فرصت به خودی خود ارزشمند باشد؟ یا قول های جانبی مبهمی که در کنار آن می آید باعث می شود که شما بخواهید یک فرصت را به دست آورید؟

اگر نمی توانید تضمینی مکتوب به دست آورید، به نظر بهتر است این پیشنهاد را نپذیرید.

  1. آیا شما در تخیلات خودتان گیر کرده اید؟

به اهداف و رویاهایتان نگاه کنید. آیا آن ها در دسته تخیلات قرار می گیرند؟

اگر رویای شما مشهور شدن است، این یک نمونه از تخیل است. این چیزی است که شما از رویا دیدن درباره آن احساس خوشی می کنید، اما چیزی نیست که بتوانید با عملکردتان آن را تضمین کنید.

نمونه اهداف و رویاهایی که جزء تخیلات به حساب نمی آیند گیتار زدن یا شروع یک تجارت و شغل جدید است. هر دو آن ها تحت کنترل شما هستند. یکی از نتایج جانبی دنبال کردن این اهداف این است که شما می توانید از قِبل آن ها مشهور یا ثروتمند شوید.

اگر رویاهای شما در واقع تخیل هستند، و به شما فرصتی داده شده تا کاری را که دوست دارید انجام دهید، باید آن را بپذیرید. اجازه ندهید این فرصت از دست برود فقط به خاطر اینکه مشغول رویا و خیال هستید.

“همینکه شروع به دنبال کردن یک رویا می کنید، زندگی تان بیدار می شود و همه چیز معنا پیدا می کند.” – باربارا شر

اجازه ندهید مسیرهای فرعی شما را از جاده اصلی اهدافتان خارج کنند. شجاعت و قدرت شخصیتی را پیدا کنید که به شما اجازه می دهد بهترین کار را انجام دهید، حتی اگر آن کار سخت یا ترسناک باشد. در بلند مدت خوشحال خواهید بود که این کار را انجام داده اید.

چرا خرید و مصرف گرایی به معنای واقعی قاتل موفقیت شما هستند

هر هفته شما احتمالاً به مرکز خرید می روید و وقت آزاد ارزشمندتان را صرف خرید می کنید. جامعه و سیاست سنتی به ما آموخته است که هر چه بیشتر خرید کنیم، و هرچه بیشتر مصرف کنیم، شادتر و موفق تر خواهیم بود. این مفهوم از دور خارج شده است و نیاز به بازبینی دارد.

اجازه دهید مثال خوبی برایتان بیاورم. من اغلب دوست دارم برای خودم یک جفت کفش جدید نایک مخصوص دویدن بخرم. من هیچ وقت واقعاً به آن ها نیاز ندارم اما هر بار بیشتر از آنچه بتوانم بپوشم کفش خریده ام. من درباره این تصمیم ناخودآگاه همیشگی فکر کردم و متوجه شدم که احساس کفش های جدید تنها چند روز باقی می ماند.

 

Shopping-Is-Killing-Your-Success

پس از چند روز، احساس خوبی که کفش ها به من می دادند دیگر وجود نداشت. وقتی شما به این سناریو با دقت فکر می کنید مطمئناً شما هم همان نتیجه گیری را خواهید کرد؛ خرید همیشگی چیزهای جدید فقط برای مدت زمان کوتاهی ما را خوشحال می کند اما در دراز مدت چنین نیست.

برای سال ها، من هر آخر هفته بیرون می رفتم و با خودم چیزهایی را می آوردم که جامعه به من می گفت با آن ها موفق تر به نظر می رسم.من صاحب یک ماشین پر زرق و برق، کت و شلوار جدید، ساعتی گران قیمت، ادکلنی خوب بودم و البته باز هم احساس بدبختی بیشتری می کردم.

موفقیت بلند مدت زمانی رخ می دهد که ما احساس رضایت کرده و وقتی که خرید نمی کنیم به هدف زندگی مان برسیم.

در زیر هفت دلیل وجود دارد که من سبب می شود من خرید را قاتل موفقیت به حساب آورم:

  1. خرید حواس شما را از هدفتان پرت میکند

هدف تان در زندگی هر چه که باشد، خرید حواس شما را از دست یابی به آن پرت می کند. خرید جایی را در ذهن شما اشغال می کند که باید به چیزهای مهم اختصاص یابد مثل تغییر جهان با استفاده از نگرش تان.

خرید سبب ایجاد انقباضات کوچک همیشگی در مغزتان شده و شما را از آنچه باید انجام دهید منحرف می کند. فهرست کارهایی که باید انجام دهید از کنترل تان خارج می شود زیرا خرید آنچه را که ذهن تان پراهمیت می یابد به خودش اختصاص می دهد. شما شروع به فکر کردن با خودتان می کنید، “امشب نمی توانم بیرون بروم، قبلاً این لباس را پوشیده ام و به یک جفت کفش جدید نیاز دارم.”

شما به هیچ چیز جدیدی اصلاً احتیاج ندارید.

“شما باید فراموش کنید که دیگران در رابطه با دارایی های شما چه فکر می کنند و به این فکر کنید که چه زمان کمی بر روی این سیاره در اختیارتان است که کاری را به سرانجام برسانید که پس از آنکه دیگر وجود ندارید تا مثل احمق های دیگر فقط خرید کنید دیگران شما را  به خاطر آن به یاد بیاورند”

  1. خرید وقت شما را می گیرد

اگر اجازه دهید زمان تان هدر برود ریشه موفقیتتان خشک خواهد شد. برای دست یابی به اهدافی که در مسیر رضایتمندی شما ارزشمنداند صرف زمان از اهمیت بالایی برخوردار است. اگر از بیرون نگاه کنید به نظر نمی رسد خرید چندان وقت گیر باشد، اما در واقع هست.

در هنگام خرید شما وقت را صرف امتحان کردن اجناس مختلف (مثل لباس) کرده، خریدهایی که دچار مشکل اند را برمی گردانید، ماشین تان را در پارکینگ های بی انتهای مراکز خرید پارک می کنید، و در مرکز خرید غذا می خورید. شما احتمالاً از خودتان می پرسید چرا من صحبت غذا را در رابطه با زمان به میان کشیدم.

دلیل اش این است که نه تنها  چراغ های درخشان و بوهای دلپذیر در مرکز خرید شما را وادار به خرید می کنند، بلکه آن ها شما را گرسنه نیز می کنند. نتیجه معمولاً این می شود که شما مشغول خوردن یکی از غذاهای مضر بی شماری می شوید که در دسترس اند و این سبب می شود زمان بیشتری از شما هدر برود.

با این حال اتلاف واقعی زمان وقتی است که شما به خانه بازمی گردید و به خاطر تمام شکری که در حین خرید مصرف کرده اید دیگر انرژی برایتان باقی نمی ماند. معمولاً به خودتان می گویید “می خوابم و فردا کارهایم را انجام می دهم.”

مسئله این است که آن فردا هیچ وقت از راه نمی رسد، و شما دوباره توجه تان مشغول یک سرگرمی بیهوده دیگر می شود که در مسیر شما به سوی موفقیت به شما هیچ کمکی نخواهد کرد.

  1. خرید پول ارزشمند شما را به هدر می دهد

یک منبعی که در اختیار دارید و می تواند تا حدودی زمان از دست رفته شما را بازگرداند پول است. پول می تواند به شما این فرصت را بدهد که کمتر کار کنید و زمان بیشتری را صرف رویایتان کنید. اما خرید این موازنه را بر هم می زند زیرا سبب می شود پول تان صرف چیزهای بی ارزشی شود که به آن ها نیاز ندارید.

آیا تا به حال نشده است که برای خرید یک چیز به مرکز خرید بروید و سپس با یک عالمه خریدی که احتیاجی ندارید بیرون بیایید؟ این مسئله برای تمام ما اتفاق افتاده است. دلیل اش این است که مراکز خرید جوری خود را به نمایش می گذارند که هوش و حواس ما را ببرند.

اگر اجازه دهید خرید بر شما مسلط شود، بدون اینکه متوجه باشید پول تان از کیف تان پر خواهد کشید. این پول می تواند صرف خرید چیزی شود که به شما در دست یابی به رویایتان کمک کند.

  1. تله های اعتیاد آور مشکل را چند برابر می کنند

نه تنها خرید زمان شما را هدر می دهد بلکه مشکل زمانی چند برابر می شود که پای فروش ویژه، حراج و کارت های تخفیف به میان می آید. اولین چیزی که باید بفهمیم این است که در 90% مواقع هیچ چیز به صورت ویژه به فروش نمی رسد و فقط قیمتی که به خاطر خرده فروشی بالا رفته بوده حالا به قیمت فروش بازگشته است.

برخی اجناس هر هفته در فروشگاه ها قیمت حراج می خورند. چطور چنین چیزی ممکن است؟ خیلی ساده است، آن فروشگاه خاص کامیون بعدی از همان کالا را دریافت کرده و به جای اینکه به صورت دائمی قیمت را کاهش دهد، کاری می کند که شما هر هفته احساس کنید که آن کالا در فروش ویژه قرار دارد، اما در واقع چنین نیست.

مسئله وحشتناک دیگر کارت های تخفیفی هستند که شما پس از هر بار خرید از یک فروشگاه دریافت می کنید تا در دفعات بعدی تخفیف بگیرید. هدف از طراحی این کارت ها جمع آوری اطلاعات از شما و تحلیل الگوی پول خرج کردن تان است. همینکه فروشگاه بداند شما چه می خرید، می تواند قیمت اقلامی را که بیشترین فروش را دارند بالا برده و سپس دو نمونه از یک کالای پرفروش را  ارائه کنند تا شما را ترغیب به خرید بیشتر بکنند.

شما باهوش تر از این هستید. اجازه ندهید مغزتان فریب این ترفندهای بسیار ساده روانشناختی را بخورد.

  1. خرید جای خانه تان را تنگ می کند

بدون اینکه متوجه باشید، خرید هر روز با اضافه کردن آنچه نیاز ندارید در حال تنگ تر کردن فضای خانه شماست. از نظر آماری، بیشتر چیزهایی که شما می خرید، به ندرت هرگز استفاده می شوند. این بدان معناست که بیشتر این خریدهای بی مصرف از نظر روانی به شما استرس وارد می کنند و ذهن تان را به هم می ریزند.

  1. خرید سبب می شود کار نظافت منزل بیشتر شود

خرید نه تنها فضای خانه تان را تنگ می کند، بلکه سبب به هم ریختگی بیشتر هم می شود. هر چه چیزهای بیشتری بخرید، فضای کمتری در خانه خواهید داشت. ذهن شما تمام تلاشش را می کند تا شما مدام فضای بیشتری را آزاد کنید، اما به احتمال زیاد، اگر شما قدرت را به دست خرید بدهید، هرگز فضایی را که برای آرامش نیاز دارید به دست نخواهید آورد.

سپس هر چه چیزهای بیشتری در خانه داشته باشید، کار تمیز کردن خانه سخت تر و زمانگیرتر می شود. خرید برای شما الگویی از شکست ایجاد می کند که به هر قیمتی باید مانع آن شوید. هر از چند گاهی به خرید بروید اما برنامه تان را هر هفته تغییر دهید (به جز خرید مربوط به مواد غذایی مورد نیاز).

  1. خرید شما را افسرده و ناسپاس می کند

هر چه جامعه با این دروغ مصرف گرایی که به شما تحمیل می کند شما را از موفقیت دورتر می کند، شما احساس افسردگی و ناسپاسی بیشتری می کنید. زمانی که شما از منظری سپاس گذارانه عمل کنید، از قبل احساس می کنید که هر آنچه را احتیاج دارید در اختیارتان است.

شما احساس می کنید که خیلی خوش شانس هستید که حداقل صاحب یک اتوموبیل هستید، که این تفکر مانع این می شود که شما هر پنج سال یکبار مثل بیشتر افراد دست به عوض کردن ماشین تان بزنید. هر چه کمتر خرید کنید، بیشتر احساس شادی خواهید کرد. هیچ انتهایی برای خرید وجود ندارد؛ شما هرگز از هر آنچه احتیاج دارید، یا از بهترین و جدیدترین کالاهای ممکن برخوردار نخواهید بود. تمام بازی همین است و به همین خاطر هرگز نباید به خرید اعتیاد پیدا کنید.

چطور با قلب تان بنویسید: شما واژگانی در اختیار دارید که می توانند سرنوشت یک ملت را تغییر دهند

کار نویسندگی من از زمانی که دبیرستانی بودم شروع شد، و معلمانم دائم به من می گفتند که نویسنده قابلی هستم. من هرگز حرفشان را باور نکردم، ولی به هر حال به این خاطر می نویسم که مردم از نوشته هایم الهام می گیرند. قسمت دوم عنوان این مقاله از نام یک آهنگ گرفته شده است. عبارت “شما واژگانی در اختیار دارید که سرنوشت یک ملت را تغییر می دهند” یکی از عبارات مقدس من در زندگی است. کلمات واقعاً از چنین قدرتی برخوردارند و شما باید از آن ها برای هر کاری استفاده کنید تا برای دیگران الهام بخش باشید و به زندگی دیگران ارزش دهید. شما باید از کلمات برای رسیدن به هدف تان استفاده کنید.

 

How-To-Write-From-The-Heart

حتی اگر شما به نویسندگی علاقه ندارید یک دفتر یادداشت روزانه داشته باشید. به هر حال اینکه یاد بگیرید با قلب تان بنویسید کاری حیاتی است. در زیر 8 نکته برای این کار وجود دارد:

  1. زمانی که مملو از احساسات هستید بنویسید

ساده ترین راه برای اینکه با قلب تان بنویسید زمانی است که پر از احساس هستید. برای من، ممکن است این حالتی بسیار غمگین باشد یا زمانی که در حال تجربه پدیدهء “جریان” هستم.

در حالات عاطفی عمیق، کلمات از درون شما به بیرون جریان می یابند و به شکلی طبیعی رنگ احساسات قلبی شما را به خود می گیرند. نوشتن راه بسیار خوبی است برای آنکه احساسات منفی را رها کنید یا احساسات مثبت را چندین برابر کنید. در این حالات، باید تلاش کنید که به فکر عالی بودن و نگرانی در رابطه با املای کلمات یا اینکه چه می نویسید نباشید.

نکته کلیدی برای من این است که اجازه می دهم کلمات فقط از درونم به بیرون جریان یابند و سپس بعداً دست به ویرایش آن ها می زنم – تنها به این شکل است که شما احساس واقعی را ثبت می کنید. هر چه احساسات شما واقعی و دست نخورده تر باشد، کلماتی که بر روی صفحه به چشم خواننده شما می آید دلنشین تر خواهند بود.

شاید همیشه نتوان مکان مناسبی برای نوشتن پیدا کرد. کاری که من انجام می دهم یادداشت کردن ایده ها و عباراتی است که در لحظه ای خاص به ذهنم می آید. بهترین کار این است که در همان لحظه احساسی کار نوشتن را تمام کنید.

  1. این را از ذهن تان بیرون کنید که چند نفر مطالبتان را به اشتراک می گذارند

 در عصر رسانه های اجتماعی که ما در حال حاضر آن را تجربه می کنیم، این مسئله بسیار مهم است. این وسوسه کننده است که چیزی بنویسید، سپس آن را در فضای اینترنت قرار دهید و مدام دغدغه این را داشته باشید که چند نفر آن را به اشتراک می گذارند.

این عادت مشکلات بسیاری برایتان به وجود می آورد و قطعاً متضمن این است که مطالب شما برخواسته از قلبتان نیست.

“دیگران قادر به تعیین موفقیت شما نیستند؛ این در دست خود شماست و هدف نوشتن شما باید کمک به دیگران باشد”

  1. بر روی موضوعات پر شور و حرارت تمرکز کنید

نوشتن با قلبتان نیازمند این است که شما در رابطه با چیزی بنویسید که برای آن پر از شور و اشتیاق هستید. قلب شما، اشتیاق تان و احساسات تان کاملاً به یکدیگر مرتبط اند.

  1. بیشتر خودتان را در معرض نقد قرار دهید

اگر دلتان می خواهید که نه فقط با قلب تان بنویسید بلکه در عین حال سرنوشت ملت تان را هم تغییر دهید، لازم است مطالبتان 100% در معرض نقد باشد. چرا؟ دلیل آن این است که بخش عمده ای از جهان بر پایه تبلیغات و چیزهای غیرواقعی استوار است. زمانی که شما خودتان را در معرض نقد قرار می دهید، طبیعتاً با قلب تان می نویسید.

زمانی که شما اینچنین باشید مردم به حرف هایتان گوش می کنند و شما می توانید آنچه را که باور دارید واقعیت دارد بگویید. این قدرت عظیمی به وجود می آورد و این همان قدرت است که با استفاده از آن می توانید سرنوشت ملت تان را تغییر دهید.

  1. تا حد ممکن الهام بخش باشید

زمانی که شما تلاش می کنید الهام بخش بودن را به نحوی در مطالبتان بگنجانید، به صورت خودکار با قلب تان خواهید نوشت. یک گام بیشتر این است که در پی نکات الهام بخش خود راه حل های عملی را نیز ذکر کنید.

دلیل آن این است که تأثیری که دیگران از نکات الهام بخش شما می گیرند، در صورتی که شما راهکارهای عملی را ذکر نکنید به حداکثر نخواهد رسید. الهام بخش بودن بدون عملی که در پس آن آید معنا ندارد. الهام بخش بودن همیشه به تغییری مثبت ختم می شود و من فکر می کنم که همان چیزی است که باید هدف همه باشد.

“در انتها، آنچه سبب می شود مطالب شما سرنوشت یک ملت را تغییر دهد در گرو آن است که شما تا چه حد قادرید به خوانندگان خود انگیزه داده و به آن ها الهام ببخشید.” – تیم دنینگ

  1. خودتان باشید

اگر خودتان نباشید هرگز نمی توانید با قلب تان بنویسید. اگر خودتان باشید دیگر به این فکر نخواهید کرد که دیگران در رابطه با آنچه می نویسید چه فکر خواهند کرد. هر کسی معنای خودش را از مطالب شما دریافت خواهد کرد پس فقط به گنجاندن احساس در نوشته هایتان فکر کنید و خودتان باشید.

  1. از هر آنچه دارید مایه بگذارید

برای کسب موفقیت در این زمینه از هر آنچه دارید مایه بگذارید. درست مثل زندگی، هر چه بیشتر بدهید، بیشتر موفقیت به دست خواهید آورد.

روش من برای این کار این است که هر نکته کوچکی که از زندگی روزانه ام می آموزم را به شکلی مناسب درآورده و به مخاطبانم ارائه می کنم. من اطمینان حاصل می کنم که همیشه این کار را بکنم.

  1. وارد سطح بالایی از انرژی در نویسندگی شوید

نکته نهایی در رابطه با نوشتن با قلب تان این است که مطمئن شوید ذهن تان در وضعیت صحیح قرار دارد. زمانی که خسته اید و دیگر هیچ انرژی ندارید، سخت است با تمام قلب تان بنویسید. نوشتن به هر صورتی که باشد نیازمند انرژی است و توصیه من این است که پیش از نوشتن هر مطلبی به خودتان الهام ببخشید.

اولین کاری که من قبل از شروع به نوشتن انجام می دهم گرفتن یک دوش است. این کار ذهن مرا روشن کرده و به جسمم آرامش می دهد. سپس ده دقیقه ورزش می کنم تا خونم به جریان بیفتد. گام بعدی یک دمنوش گیاهی خوب (یک چای بدون کافئین) و خواندن یک کتاب در رابطه با رشد فردی به مدت 30 دقیقه است.

7 قانون برای آنکه یک رویای غیرمعمول را زندگی کنیم

به نتیجه رساندن هدف تان هیچ وقت به اندازه حالا اهمیت نداشته است. شما در سفری هستید که هدف از آن شناخت خودتان و آن چیز منحصر به فردی است که به جهان می توانید هدیه دهید.

شما دوست من کسی هستید که یک رویای غیرمعمول در سر دارید.

کسانی که چنین رویایی در سر دارند به شکل منحصر به فردی از نظر ذهنی آماده اند و باور دارند که اینجا هستند تا وارد بازی بزرگتری با قوانینی متفاوت شوند. اما عدم پیروی از قوانین منکر این واقعیت نیست که هنوز هم قوانینی در رابطه با اینکه رویاهای ما تا کجا گسترده می شوند و چه موقع به واقعیت تبدیل می شوند وجود دارد، مخصوصاً آن رویاهایی که غیرمعمول هستند.

 

Dreamer

در اینجا 7 قانون وجود دارد تا رویایی غیرمعمول را زندگی کنیم:

  1. قانون ترغیب یا متقاعد سازی

به عنوان یک راهنما و رهبر این وظیفه شماست که آنچه را در ذهن دارید مرتباً در قلب کسانی بگذارید که شما را دنبال می کنند. چالش بیشتر رهبران این است که همیشه از طرحی روشن برای جهت دهی به دیگران برخوردار نیستند. این عدم برخورداری از طرحی مشخص برای یک رهبر بسیار زیان آور است زیرا سبب سردرگمی دیگران شده و باعث می شود که آنها دست به هیچ اقدامی نزنند. یک طرح قوی مسائل پیچیده را آسان ساخته و به رهبران یک نقشه کلی برای ترغیب دیگران می دهد.

همینکه یک راهنما بداند دنباله روهای خود را به کجا می برد، قدم بعدی این است که بداند چه چیز او را از سایر رهبران متمایز می کند. چرا؟ ساده است. اگر شما از تفاوت خود اطلاع نداشته باشید، هیچ کس شما را به خاطر تفاوت تان دنبال نخواهد کرد. تمام رویاها، خصوصاً غیرمعمول ترین آن ها، نیازمند حمایت عاطفی، فیزیکی، و مالی مجموعه ای از افراد هستند. یکی از سخت ترین درس هایی که من به عنوان یک کارآفرین نوپا آموختم این بود که بسیاری از کسانی که من قصد هدایتشان را داشتم به اندازه من به رویایم اهمیت نمی دادند.من متوجه شدم که این وظیفه من بود که به شکل فریبنده ای بی رحم باشم و طوری به ترغیب دیگران بپردازم که آن ها حتی بیشتر از من برای رویایم ارزش قائل شوند. جان سی. مکسول در کتاب 21 قانون غیرقابل انکار رهبری می گوید که “کسی که خودش را رهبر بنامد و هیچ دنباله رویی نداشته باشد فقط در حال پیاده روی است.” آنچه او می گوید بدان معناست که آنقدر باید به دیگران ارزش بدهید که آن ها راهی جز دنبال کردن شما نداشته باشند.

“تمام رویاهای ما می توانند به واقعیت تبدیل شوند، اگر ما شجاعت کافی برای دنبال کردن آن ها را داشته باشیم.” – والت دیزنی

  1. قانون تمرکز

رویا پردازان ترجیح می دهند به موضوعات در ابعاد مختلف فکر کنند که این کار تمرکز را چالش برانگیزترین وظیفه آن ها می سازد. نویسنده آمریکایی مارک تواین خوب گفت که “شما نمی توانید بر تمرکزتان تکیه کنید زمانی که تخیل تان خارج از کنترل است.” افکار و ایده های شما باید در چیزی محکم ریشه داشته باشند – در هدفی بزرگتر. شما باید در صرف زمان و انرژی بر روی چیزها و افرادی که شما را هر روزه ترغیب کرده و الهام می بخشند مهارت پیدا کنید.

یک رویای غیرمعمول نیازمند تمرکزی قابل توجه است. تمام رهبران باید سیستمی طراحی کنند که بتواند زمانی که تمرکزشان برهم خورده آن ها را به جایی که باید باشند بازگرداند. دلیل شکست رهبرانی که رویایی غیر معمول داشته اند این است که آن ها اجازه داده اند شرایطی موقتی تمرکزشان را بر هم بزند.

 

  1. قانون احترام

این قانون بسیار ساده است. شما تنها چیزی را جذب می کنید که به آن احترام بگذارید؛ شما تنها به چیزی احترام می گذارید که در آن ارزشی مشاهده کنید. سیستم ارزشی شما خیلی شبیه به غده های چشایی شماست، آن ها در طول زمان تغییر می کنند. بخشی از زندگی کردن یک رویای غیر معمول در گرو گرفتن بسیاری از تصمیمات است. هر تصمیمی که شما بگیرید یکی از این دو کار را با رویای شما انجام می دهد، یا آن را کوچک می کند یا به آن وسعت می بخشد.

در طول زمان، شما یاد می گیرید برای کسانی که به رویای شما وسعت می بخشند، جاهایی که نگرش شما را پربارتر می سازند، و چیزهایی که سبب می شوند شما بزرگتر فکر کنید ارزش بیشتری قائل شوید. دقت کنید که زمانی که چندان موفقیت کسب نکرده اید به چه کسی احترام می گذارید و زمانی که در در اوج هستید به چه کسی بی احترامی می کنید.

  1. قانون بدبیاری

اگر رویای شما ارزشمند است پس به احتمال زیاد ارزش شکست را هم دارد. در مسیر دست یابی به رویایتان بی تردید چالش هایی به وجود می آید، اما این فقط سبب می شود شما در اوج بازی تان باقی بمانید. رویا پردازان بدبیاری را از صمیم قلب می پذیرند زیرا این نتیجه پیروی کردن از آرزوی قلبی شان است و آن ها می دانند که در زندگی هیچ چیز اتفاقی نیست.

بدبیاری را به عنوان بخشی از دستور العمل دست یابی به رویای غیرمعمول خود به حساب آورید و این کار سبب پیشروی بیشتر شما به سوی موفقیت خواهد شد. بدون آزمایش و امتحان شما نمی دانید چطور باید برای افراد، مکان ها، و تجاربی که رویایتان به زندگی تان می آورد ارزش قائل شوید.قانون بدبیاری بنا بر انتخاب شما می تواند ساده و یا بسیار جانفرسا باشد.

“رویاهایتان را محکم نگه دارید، چون اگر رویاها بمیرند، زندگی همچون پرنده شکسته بالی است که توانایی پرواز ندارد.” – لنگستن هیوز

  1. قانون مشاوره

یک مشاور یا مربی یکی از ارزشمندترین منابعی است که شما می توانید از آن بهره ببرید. چرا؟ اطلاعات در دست مشاوران است. بخش عمده ای از چالش هایی که هر روزه با آن روبه رو هستیم تنها نتیجه عدم برخورداری از اطلاعات کافی است. برای مثال پول را در نظر بگیرید. چه کسی دلش نمی خواهد پول بیشتری دربیاورد؟ البته که دلتان می خواهد! پس شما تمام تلاش تان را می کنید که در بهترین دانشگاه ممکن درس بخوانید و نهایتاً کاری پیدا کنید که درآمد آن برای شما کافی نیست پس مجبور می شوید دو یا سه کار جانبی هم پیدا کرده و خودتان را تا مرز جان کندن غرق کنید. این داستان برایتان آشنا نیست؟

داستانی که شما در این مرحله برای خودتان می سازید این است که “مشکل مالی” دارید. اشتباه است! اما هیچ مسئله ای به عنوان مشکل مالی وجود ندارد و تنها چیزی که وجود دارد مشکل خرد و دانش است. مشاوره تمام چیزی است که شما کم دارید. نکته کلیدی پیدا کردن مشاورانی است که در زمینه هایی که شما می خواهید در آن ها بهتر شوید فعالیت دارند.

  1. قانون پرسش

هرگز چیزی به اسم سؤال احمقانه وجود ندارد. می دانم که این را قبلاً شنیده اید! سؤال نپرسیدن نشانه حماقت شماست. پرسیدن تنها برای رسید به جواب خوب نیست، بلکه به شما اجازه می دهد به منابع دسترسی داشته، مشکلات را حل کنید، به توافق برسید، تواضع نشان دهید، سردرگمی را برطرف ساخته و دانش کسب کنید. برای تبدیل ساختن یک رویای غیرمعمول به واقعیت شما باید در پرسش سؤالات غیرمعمول مهارت پیدا کنید – البته سؤالاتی که عقلانی باشند.

  1. قانون روابط

چه می شد اگر من به شما قول می دادم که شما تنها یک رابطه با داشتن آنچه در زندگی می خواستید فاصله دارید؟ خب درست است. روابط همه چیز هستند، اما تمام روابط یکسان نیستند. انسان ها ذاتاً برای برقراری رابطه و ارتباط با یکدیگر ساخته شده اند؛ چالش مهم برقراری ارتباط با افراد صحیح است، افرادی که برای شما اهمیت دارند. رویاهای غیرمعمول خیلی شبیه به بچه های کوچک اند، به این معنا که محیطی که در آن رشد می کنند بسیار در پیشرفت یا عدم پیشرفت آن ها مؤثر است.

دلیل اساسی برای به واقعیت نپیوستن رویاهای غیرمعمول ما این است که ما زمان زیادی را با کسانی که به رویایمان مربوط نیستند می گذرانیم. آنچه اهمیت دارد این است که بدانید گاهی اوقات شما آن افراد را پیدا نمی کنید بلکه آن ها شما را می یابند.

5 فکر پوچ که مانع افراد میانسال در دنبال کردن رویاهایشان است

برخی از افراد که در مرحله میانسالی زندگی هستند دست از دنبال کردن رویاهایشان می کشند. ممکن است این حرف بدبینانه به نظر برسد اما واقعیت دارد. براساس این گزارش، 80% از کسانی که بالای 40 سال هستند فکر تغییر شغل را در سر دارند اما تنها 6% از آن ها واقعاً دست به این کار می زنند؛ این چه معنایی برای شما دارد؟
پس از صحبت با برخی از متخصصان میانسال، شنیدن دلایلی که احساس در جا زدن در زندگی را برایشان به وجود می آورد تعجب آور بود. فکر می کنم اصطلاح “بحران میانسالی” به خاطر همین دلایل به وجود آمده بود. این اصطلاح برای توصیف افرادی است که احساس می کند در میانسالی گیر کرده اند و نمی دانند که چکار کنند یا از برداشتن قدم های لازم برای کارهایی که می خواهند انجام دهند ترس دارند.

Midlife Crisis

Midlife Crisis

از آنجا که من خودم هم این تجربه را داشته ام، فکر می کنم که این 5 فکر پوچ خلاصه ای است از اینکه چرا برخی افراد در میانسالی هرگز تلاش نمی کنند رویایشان را دنبال کنند و بنابراین در جا می زنند:

1. فکر اینکه دیگر خیلی دیر شده است
فکر اینکه دیگر خیلی دیر است یکی از اولین دلایل ارائه شده توسط آن هاست. این تصور به آن ها می گوید که زمان کافی برای انجام کاری که واقعاً می خواهند در اختیار ندارند. یکی از عقاید زیربنایی آن ها این است که “این کار خیلی زمان می برد”.
زمانی که مشغول محاسبه می شوند و به جایگاه فعلی شان پس از سال ها کار کردن نگاهی می اندازند، می بینند که هیچ چیز جور در نمی آید. به نظر آن ها، این فکر که دوباره همه چیز را در این سن از نو شروع کنند برایشان وحشتناک است.
اما چه کسی گفته است که باید از نو شروع کنند؟ تصور کنید، با اطلاعاتی که حالا دارند و مهارت هایی که در طی سال ها کسب کرده اند، چرا باید بالاتر رفتن از جایگاه فعلی شان زمان زیادی ببرد؟
با پیشرفت زیاد تکنولوژی و دسترسی باورنکردنی به جهان از طریق اینترنت، فرصت دست یابی به چیزی بهتر از وضعیت فعلی شان بسیار بیشتر است. این علم، مفهوم “دیگر خیلی دیر است” را تغییر می دهد. من شخصاً به عنوان کسی که در 47 سالگی برای تحصیلات تکمیلی اقدام کردم و از شغلی که 21 سال مشغول به آن بودم دست کشیده و در 51 سالگی تجارت خودم را راه انداختم، خوب می دانم که هیچ وقت خیلی دیر نیست.
“هرگز آنقدر دیر نیست که از آنچه در حال انجامش هستید دست بکشید و شروع به کاری کنید که دوست دارید.” – هنس راسلینگ
2. فکر اینکه آن ها به اندازه کافی نمی دانند
این یکی از بزرگترین عوامل بازدارنده برای بسیاری از افراد است. این فکر به آن ها می گوید که برای دنبال کردن رویایشان در این مرحله به دانش بیشتری احتیاج است. این طرز تفکر فریب کار در کمین است تا فرد را به موقعیت فعلی اش دست بند کند. هر تلاش برای رهایی منجر به اسارتی محکم تر می شود که همچون تذکری به آن هاست برای آنکه به “گوشه” ای که در آن بوده اند برگردند و همان جا بمانند.
باید همیشه بگویید “من می توانم در هر زمان ممکن دانش بیشتری به دست آورم و بیشتر بیاموزم”. پذیرفتن این به عنوان واقعیت، به عادی سازی این احساس کمک می کند. با فکر کردن به این روش شما آنقدر می دانید که بتوانید به کس دیگری نیز کمک کنید.
اگر از شما سؤالی پرسیده شود به این معناست که شما چیزی را می دانید که شخص مقابل نمی داند. برای آن ها شما یک متخصص هستید. حداقل این است شما آنقدر می دانید که بتوانید شروع کنید. این تمام چیزی است که لازم است شما همین حالا بر آن تمرکز کنید.
3. فکر اینکه دیگران چه فکر خواهند کرد
سپری کردن زمانی طولانی در یک حرفه و به دست آوردن جایگاهی خاص در زندگی، به نوعی احساس غرور و موفقیت به وجود می آورد. دست کشیدن از آن ساده نیست. بسیاری از افراد آن را به عنوان نشان سال ها کار و تلاش به حساب می آورند. درست به نظر می رسد، حداقل برخی افراد هستند که بدون وجود کارشان نمی دانند چه کسی هستند. برخی از افراد نیز به خاطر کاری که انجام  می دهند احترام همکاران و اعضای خانواده خود را به دست آورده اند.
از دست دادن این جایگاه به معنای آن است که آن ها دیگر از آنچه با آن شناخته می شدند و مایه لذت آن ها بود محروم خواهند شد. و این سوای آن چیزی است که ممکن است بشنوند: دیوانه ای؟ می خواهی شغل خوب و مطمئن ات را از دست بدهی برای چیزی که به آن اعتباری نیست؟
شنیدن این جملات مخصوصاً از طرف دوستان صمیمی و خانواده به هیچ وجه اطمینان بخش و امیدوار کننده نیست. بنابراین راحت تر آن است که از احتمال چنین شکستی جلوگیری کرده و در عین حال که به شغل آزاردهنده اما راحت خود چسبیده ایم به مسخره کردن کسانی بپردازیم که این خطر را می پذیرند.
نتیجه احساس سکون و نارضایتی مداوم خواهد بود. تعجب ندارد که براساس نظرسنجی گالوپ 87% از کارمندان یا احساس خوبی نسبت به شغل شان نداشتند یا خیلی ساده از آن متنفر بودند.
4. فکر اینکه خطر آن بسیار بالاست
کدام ریسک بیشتری در بردارد؟کار کردن برای کسی که تصمیم می گیرد که آیا شما خوراک و  پوشاک خود و خانواده تان را تأمین کنید ، یا اینکه شما خود مسئول این تصمیم گیری باشید؟
برای من، این خطرناک تر است که شخصی دیگر مسئولیت کامل سلامت و آنچه برای شما در آینده رخ خواهد  داد را در دست داشته باشد. و ریسک آن کمتر است که شما کسی باشید که تصمیم می گیرد چه موقع، چطور، چه و کجا اتفاقی رخ دهد.
“برای آنکه بدانید زندگی ارزش چه را دارد، باید هر چند وقت یکبار آن را در معرض خطر قرار دهید.” – ژان پل سارتر
5. فکر اینکه قرار نبوده هیچ وقت این اتفاق رخ دهد
این گاهی اوقات علت از زیر کار در رفتن افراد تنبل است. چه چیز قسمت نبوده اتفاق بیفتد؟ آیا قسمت نبوده که شما زندگی رضایت بخش و پر ثمری داشته باشید؟ آیا قرار نبوده است که شما تمام پتانسیل خود را عملی سازید؟ این همان چیزی است که این جا هم به آن اشاره شده است؟
برای من، آنچه قرار نبوده اتفاق بیفتد با یک هستی رقت بار در یک عرض است. این چه روش زندگی است زمانی که شما از کاری که می کنید تنفر دارید یا به آن صرفاً اهمیت نمی دهید؟
چه می شد اگر شما تصمیم می گرفتید که این کار “قرار بوده اتفاق بیفتد” و چه چیز برای خلق زندگی که دلخواه شماست و شما شایستگی آن را دارید ضروری است؟ چه می شد اگر از همین امروز شروع می کردید؟

کتاب صوتی رایگان 13 دلیل اصلی بدهکار شدن

شاید ابتدایی‌ترین و واضح‌ترین دلیل بدهکاری عدم پس‌انداز باشد. برای شروع پس‌انداز کردن نیازی نیست بدهی‌های شما تمام شده باشد، از مخارج تحصیل فرزندتان رهایی یافته باشید، اقساط خانه و یا ماشین خود را پرداخته باشید و در کل منتظر زمانی مناسب باشید، صرفه جویی و پس‌انداز را هر چند کوچک به عادت هر روزه خود تبدیل کنید. داشتن پس‌اندازهایی هر چند کوچک نه تنها موجب افزایش انگیزه شما در پس‌انداز کردن می‌شود بلکه موجب می‌شود برای پاره‌ای از مخارج پیش‌بینی نشده زیر بار قرض و وام نروید.

 آن‌چه که در این کتاب صوتی  بدان می‌پردازیم پرداختن به علل عمومی بدهکاری و یا دلایلی است که موجب می‌شود افراد پس‌انداز کمتری داشته باشند

31روش برای خلاق بودن

radiomosbat

شما می توانید هر کاری انجام بدهید مگر این که مطلقاً نخواهید کاری بکنید سعی کنید روش های مختلف را امتحان کنید و خلاق باشید. شاید در شروع آنچه انجام می دهید خیلی موضوع مهمی نباشد و آغاز کردن و مصمم بر انجام بودن از اهمیت بیشتری در مسیر حرکت خلاقانه برخوردار است.

برخی از راه های بروز حس خلاقانه و خلاقیت حتی در زمانی که شما به شدت دچار شک و تردید در انجام یک کار هستید در اینجا ذکر شده است.

بیایید شروع کنیم:

  1. کارهایی را انجام دهید که در آن مهارت کمی دارید: اگر به انجام کار خود مسلط کامل دارید، احتمالاً از تکرار آن خسته و دل زده شده اید. برای گریز از این دل زدگی، مواجه شدن با چالش های خلاقانایه­ی بزرگ شما را به تقلا برای یافتن راه حل مجبور می­کند. در اینجا است که خلاقیت شروع می­شود، خواه در حال غرق شدن باشید خواه در حال شنا. ایزاک آسیموف، نویسنده ی چیره دست داستان­های تخیلی با مدرک دکتری شیمی، همیشه از نوشتن در مورد شیمی متنفر بوده است. در عوض شروع به نوشتن در مورد نجوم و فیزیک کرد، جایی که هیچ تخصصی در آن نداشت.

  2. دیوارهای دفاعی ذهنی را بردارید: این سدهای دفاعی زمانی بروز می کنند که شما فکر می کنید یک ایده بیش از حد احمقانه است و شروع به مخالف با احساس خود می کنید. بهتر است بدانید که بیشتر ایده های خلاقانه در ابتدا بسیار احمقانه به نظر می رسند. کافی است برای آن مورد استفاده بیابید، بعد از آن دیگر احمقانه نیستند.

  3. برای خلاق بودن تصویرسازی کنید: ارزان ترین روش برای خلاقانه رفتار کردن، تجسم و تصویرسازی ایده­ ها است. تجسم هر ایده، نیمی از راه رسیدن به آن است. بعد از آن، اگر ثابت قدم باشد بی شک به تصورات خود خواهید رسید.

  4. سریع تر از آنکه شک کنید دست به کار شوید: مهم نیست که تا چه اندازه به خود انگیزه می­دهید، اگر نجنبید شک در شما رخنه خواهد کرد. البته اگر بخواهید کاری را انجام دهید، شاید خبر خوب، وجود پنجره های همیشه باز از فرصت مناسب در جلوی روی شما باشد. پس اگر شک به شما نزدیک شد، نگران نباشید.

  5. ترکیب نشدنی ها را با هم ترکیب کنید: اگر تنها دو چیز وجود دارد که به آنها علاقه داری، آنها را با هم ترکیب کنید. ترکیب کردن همواره خلاقیت ایجاد می کند.

  6. اتفاقی و غیرمترقبه باشید: اتفاقی و تصادفی بودن رایگان است، می تواند هر لحظه و هر جا در مغز شما رخ دهد. اما چطور می­توان با این همه دیوارهای دفاعی ذهنی، به تصادفی بودن اجازه بروز دهیم؟ کافی است در هر حال افکار خود را یادداشت کنید، حتی وقتی فکر نمی کنید، حتی زیر دوش حمام. شاید خیلی از این افکار زباله های مغز شما به نظر آیند ولی از دل تمام این ها می­توان افکار خلاقانه ی فراوانی را بیرون کشید.

  7. عمیق شیرجه بزن: وقتی که یک فکر شما را به سمت فکر دیگر و باز هم به فکر دیگری می کشد، در واقع ذهنتان شما را به یک تور از توانایی کار کردنش دعوت کرده است. آن ها را بخاطر نامربوط بودن به هم قطع نکنید، شاید آنها نشانه ای از احساسات شما باشند که هنوز آن را ندیده اید. اجازه دهید این زنجیر شما را به اعماق افکار و احساستان ببرد.

  8. ساده فکر کن: برای پی بردن به اینکه به چه چیز فکر می کنید، تنها کافی است فکرتان را در یک جمله –خیلی ساده- بگنجانید. تمامش همین است. اگر نتوانستید، احتمالاً نمی­دانید به چه چیز فکر می­کنید. احتمالاً ذهن شما در حال هضم خورده هایی است که شما جایی شنیده اید و دچار پیچیدگی های ناخواسته ای شده است.

  9. ایده ها را قرض بگیرید: هیچ ایده ی جدید وجود ندارد. واقعاً این گونه است. ولی همیشه ترکیبات جدیدی از ایده های قدیمی وجود دارد. پس ایده ها را قرض بگیرید و ترکیب خلاقانه ی خود را بسازید.

  10. ارتباط ایجاد کنید: مغز با نورون های که همواره در حال اتصال هستند، کار می کند. هر چه این اتصالات فیزیکی بیشتر باشد، موضوعات را بهتر درک می کنید. البته شما نمی توانید مغز خود را هک کنید تا این اتصالات فیزیکی را ایجاد کنید، ولی ثابت شده است، که فکر کردن به ارتباطات بین موضوعات، باعث ایجاد اتصالات فیزیکی نورون ها می­شود.

  11. با ترس هایتان روبرو شوید: ترس شما از هر چیزی، بدون دلیل نیست – دلایلی همانند شک و تردید، احساسات پنهان و …- این ترس به هر دلیلی هم که رخ دهد، هیچ کمکی به شما نمی­کند. زمانی که شما با ترس خود مواجه می­شود، هیجانی در شما ایجاد می­شود که اگر این هیجان را به سمت ایجاد خلاقانه ی پدیده ای هدایت کنید، می­توانید نتیجه ی آن را ببینید.

  12. برای خلاق بودن گرسنه بمانید: همانطور که استیو جابز بزرگ گفته است، انسان­های گرسنه چیزی برای از دست دادن ندارند. شما چه چیز برای از دست دادن دارید؟ هیچ چیز اگر خلاق نباشید! آیا مسیری مناسب تر از خلاق بودن در زندگی سراغ دارید؟

  13. شجاع باشید: خلاق بودن باعث عصبانیت و حتی توهین آمیز برخورد کردن دیگران نسبت به شما می­شود. نوابغ واقعی به سادگی می­توانند تهمت و افترا را تحمل کنند. در مواجه با انتقاد شجاع باشید.

  14. از هر چه که بدست می آورید استفاده کنید: اگر فکر می کنید فقط به کمی کلاس بیشتر یا کتابی دیگر برای شروع کردن نیاز دارید یا به یک …… ، این فکر را متوقف کنید! اگر واقعاً می خواهید خلق کنید، همین حالا و همین جا با هر چه دارید انجامش دهید. اگر خراب شد، حالا به فکر ارتقا آن باشید. ولی هرگز و هیچ وقت جریان خلاقیت را به زمان دیگر موکول نکن. زمان بهتر هیچ وقت فرا نمی رسد.

  15. خوب انجام دادن بهتر از کامل بودن است: همین الان انجامش بدهید. همیشه در آینده زمانی برای تکرار و بهبود وجود خواهد داشت ولی اجازه بدهید تا اول از همه کار انجام بشود بعد به فکر بهبود ان باشید. چون کمال طلبی در هر کاری، همیشه خلاقیت را می کشد.

  16. خلاقانه نابود کنید: اضافه کردن یک بخش به هر چیز تنها روش خلق موضوع جدید نیست. تخریب کردن بصورت خلاقانه خود نوعی خلاقیت بصورت معکوس است.

  17. زمان چیزی را تغیر نمی دهد، شما باید تغیر بدهید: انتظار برای یک زمان بهتر برای خلق کردن، یک بن بست برای خلاقیت است. اگر می­خواهید علمی به آن نگاه کنید، زمان در واقع وجود ندارد، پس شما نمی توانید آن را کنترل کنید. ولی آنچه که شما امروز می­توانید انجام دهید در کنترل شما است.

  18. برای خلاق بودن اشتباه کنید: تا آنجایی که به علم مربوط است، معروف ترین مقاله انیشتین کامل اشتباه و غلط بوده است. ادعای او باعث عصبانیت برخی به حدی شد که آنها سعی در اثبات غلط بودن آن کردند. هر چه بیشتر پیش رفتند، بهتر دریافتند که مکانیک کوانتومی واقعاً چطور کار می­کند. پس از اشتباه کردن نترسید. شاید روزی انسان ها بخاطر آن اشتباه از شما متشکر باشند.

  19. نپرسید “چرا؟”، بپرسید “چرا نه؟!”: با پرسیدن “چرا” در اکثر موارد انجام کار متوقف می شود، در حالی که اغلب هیچ دلیل برای انجام ندادن وجود ندارد. پس چرا نه؟!

  20. همکاری کنید: همین الان آن بیرون، در دنیا کسی وجود دارد که دقیقاً در حال فکر کردن به ایده ای همانند ایده ی شما است. پس چرا همکاری نکنیم؟!

  21. ایده ها را گسترش دهید: گسترش دادن فکر و ایده به معنای هل دادن آنها به جایی است که تمایل به رفتن به آن را ندارند. ممکن است این بسط دادن همانند جدایی سخت باشد، اما با این کار دنیایی از رخدادهای امکان پذیر جدید در مقابل شما گشوده می شود.

  22. به خواننده ها (کاربران، بازدیدکنندگان، …) خدمات ارائه دهید: هر چیزی که شما خلق می کنید حتماً کاربر خاص دارد. موضوعی که برای این کاربران ایجاد کرده اید را به تصویر بکشید تا بتوانند آن را ببینند. کار را برای آنها ساده کنید.

  23. بی استفاده هستند تا این که از آنها استفاده کنید: ذهنتان را از شبح دانش هایی که در مدرسه و محل هایی شبیه به آن آموخته اید خالی کنید. اگر آنچه می دانید به کار شما نمی آید، انها را رها کنید، احتمالا از این به بعد هم به دردتان نمی خورد.

  24. اول انجام بدهید، بعد فکر کنید: بله، دقیقاً برعکس نصیحت های پدرانه! مشکل فکر کردن در ابتدای کار این است که احتمالا به قدری درگیر صحبت با خود می شوید که از عمل باز می مانید. پس بهتر است اول شروع کنید. انجام دادن کار، خود خلاقیت به همراه می آورد.

  25. زباله های یک نفر ممکن است گنجینه ی شخص دیگر باشد: منابع افکار خلاقانه ی شما ممکن است از جایی دیگر تأمین شود. حتی ممکن است فکر بی اهمیت و کم ارزش شخصی دیگر باشد. ابزارهای بی استفاده ای که هیچ کس آنها را نمی خواهد ممکن است بستر خلاقانه ای برای شما فراهم آورد.

  26. تمامش کنید پیش از آن که اعتمادتان را از دست بدهید: قبل از این که تصمیم به تسلیم شدن بگیرید، باید تمامش کرده باشید. این طوری وقتی درست از کار می کشید حداقل یک محصول برای نشان دادن به سایرین دارید. حتی ممکن است یک شاهکار ساخته باشید. نقاشی های ونسان ون گوگ نیز تا قبل از مرگش هیچ خریداری نداشتند. ولی خوشبختانه او قبل از این که کاملاً دیوانه شود اکثر آنها را تمام کرد.

  27. به ندای درونتان گوش دهید: بینش خلاقانه بطور آشکارا به همه ی ما اعطا شده است و همه در درون خود آن را داریم، ولی نه برای آنهایی که تا این حد به آنچه مردم می گویند و انجام می دهند از نزدیک نظاره می کنند.

  28. تصور کنید همه چیز امکان پذیر است: اگر الان غیر ممکن است شاید در آینده ممکن باشد. پس اجازه ندهید ادراک از ناممکن ها شما را متوقف کند و ذهن خلاق را از شما بگیرد.

  29. سعی نکنید انجام بدهید، فقط انجام بدهید: همان طور که استاد Yoda میگوید: هیچ تلاشی وجود خارجی ندارد. فقط آنچه که انجام داده اید در فعالیت های شما محسوب می شود، زیرا شما واقعاً آن را انجام داده اید. پس سعی به تنهایی کافی نیست.

  30. همیشه برای دست کشیدن خیلی زود است: دست کشیدن یعنی متوقف کردن خلاقیت، که این موضوع به هیج عنوان یک گزینه ی در دسترس برای یک شخص خلاق نیست. شما باید انجامش بدهید. هیچ گزینه ی دیگری وجود ندارد. هیچ کسی برای شما انجامش نمی دهد. خودش هم به خودی خود انجام نمی شود. پس ادامه بدهید.

  31. طوری زندگی کنید که انگار هیچ بحرانی وجود ندارد: همیشه در اطراف شما افرادی هستند که نجوای بحران! بحران! سر می دهند. اخبار، خانواده، رییس یا حتی صاحب خانه ی شما. همه ی آنها سعی می کنند این احساس را در شما به وجود آورند که یک اتفاق بد در حال وقوع است و آخرین کاری که شما می­توانید انجام دهید، ماتم زده نشستن و تماشا کردن اتفاق است. در مقابل این احساس مقاومت کنید. در بسیاری از موارد اصلاً بحرانی وجود ندارد، حتی برفرض که وجود دارد، چه کنیم؟ با وجود بحران خلق کنید، همانند بسیاری که در جنگ دست به خلق آثار عجیب زدند. زمانی که انیشتین به کالیفرنیا رفت، زلزله ای رخ داد. ولی او آنچنان در افکار خود غرق بود که به آن هیچ توجهی نکرد.

 


ARE YOU READY? GET IT NOW!
کتاب صوتی رایگان
کتاب صوتی رایگان
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

برای دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید

با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید،همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت کتاب صوتی ایمل خودرا وارد کنید.
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط ازایمیل خود دریافت کنید

چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

با تشکر از شما کد زیر را در نمایش سبد خرید در قسمت کد تخفیف وارد فرماید

کد تخفیف به ایمیل شما ارسال گردید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

قسمت های دیگر صدای موفقیت تنها به ایمیل شما ارسال خواهد شد ، لطفا ایمیل صحیح خود را وارد کنید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
ایمیل شما ثبت گردید

از این پس جدید ترین صدای موفقیت را در ایمیل خود دریافت کنید

دوست عزیز لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد گردید

لطفا ایمیل خود را وارد کنید

کتاب صوتی مدیریت درونی
دانلود کتاب
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

کتاب
کتاب صوتی
دانلود کتاب صوتی
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

کتاب صوتی
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

کتاب صوتی رایگان
کتاب صوتی ثروتمند ترین مرد بابل
لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد

لطفا ایمیل صحیح خود را وارد کنید

با تشکر از شما

لینک دانلود کل صدای موفقیت به ایمیل شما ارسال گردید

چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
فصل اول کتاب صوتی ثروتمند ترین مرد بابل
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
فصل اول کتاب صوتی راهنمای ثروتمند شدن
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

https://radiomosbat.co,/shop
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد
فصل 4 کتاب صوتی قطار سریع السیر کار آفرینی
جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید

جهت دریافت صدای موفقیت و هم چنین قسمت های دیگر لطفا ایمیل صحیح خود را وارد فرمایید و یا وارد حساب کاربری خود شوید
چرا عضو سایت نمی‌شوید تا دیگر این پنجره را نبینید و مستقیم دانلود کنید؟
با تشکر از شما

هم اکنون میتوانید دانلود کنید، قسمت های دیگر صدای موفقیت را هر هفته فقط از ایمیل خود دریافت کنید